نامه الکس فرگوسن به ناصر حجازي   


سرالکس فرگوسن ،سرمربي افسانه‌اي منچستريونايتد ،طي نامه‌اي از ناصر حجازي، اسطوره فوتبال ايران ،احوالپرسي کرده و براي شفاي او دعا کرده است.


 سرالکس فرگوسن، سرمربي افسانه‌اي منچستريونايتد، طي نامه‌اي براي يک ايراني مقيم انگلستان از ناصر حجازي، اسطوره فوتبال ايران ،احوالپرسي کرده و براي شفاي او دعا کرده است. جاويد جعفري فراهاني، ايراني مقيم انگلستان ،نقطه آغاز ماجراست.

 او که از علاقه‌مندان پروپاقرص فوتبال است و در مسائل فني هم دستي بر آتش دارد در حين تعطيلات دانشگاه و در پي تماشاي بازي منچستريونايتد و چلسي در اولدترافورد به فکر ايجاد ارتباط حجازي و فرگوسن مي‌افتد و به همين منظور به باشگاه منچستر مي‌رود. تقاضاي او ساخت قطعه فيلمي کوتاه با حضور اعضاي تيم منچستر و سرمربي شهير آن است که در آن همگي با زبان فارسي براي ناصر خان آرزوي سلامتي مي‌کنند.

 گرچه اين درخواست به دلايل موجهي عملي نشد اما مسئول رسانه‌اي باشگاه به اطلاع اين ايراني خوش ذوق مي‌رساند که سرالکس شخصا نامه‌اي براي اسطوره فوتبال ايران نوشته است. حجازي که در دوران اوجش سابقه حضور در تمرينات منچستر را داشته در اين نامه با احوالپرسي گرم و احساسات فوق‌العاده فرگوسن مواجه شده است. اين نامه احتمالا با پاسخ ناصر حجازي هم روبرو خواهد شد .

متن نامه محبت‌آميز فرگوسن به اين شرح است:
ناصر عزيز!
من از جاويد جعفري فراهاني نامه‌اي دريافت کردم و بايد بگويم که وقتي شنيدم حال شما خوب نيست متاسف شدم. به اين فکر افتادم که پيغام بازيکنان و دستيارانم را برسانم .دوست دارم بداني که همه جا به فکر تو هستيم. شخصا به خاطر همه فداکاري‌ها و تلاش‌هايت براي باشگاه تشکر مي‌کنم. اين فداکاري‌ها بسيار ارجمند است. مي‌دانم که ماه‌هاي اخير را به سختي پشت سر گذاشتي اما مطمئن باش که با دعاها و افکار ما آرامش پيدا خواهي کرد.

هیچ کسی نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه .ولی من یادش یادم که اگه شکست لبه های تیزش دست اونیو که دلو شکسته،نبره.

اندوه  من این است که در سرزمینی زندگی می کنم که در آن دویدن سهم آنهایی است که نمیرسند و رسیدن سهم آنهایی است که نمی دوند.

چقدر سخته

چقدر سخته كه عشقت روبروت باشه نتوني همصداش باشي
چقدر سخته كه يك دنيا بهار باشي نتوني كه رها باشي ...

چقدسخته .....


چقدر سخته كه باروني بشي هر شب نتوني آسمون باشي
چقد سخته كه زندوني بموني بي در و ديوار نتوني همزبون باشي

چقد سخته.....

 
چه بد بخته قناري كه بخونه اما روياش حس بيرونه
چه بد بخته گلي كه مونده تو گلدون غمش يه قطره بارونه ..

چه بد بخته....

چقد سخته كه چشمات رنگ غم باشه ولي ظاهر پر از خنده
چقد سخته كه عشقت آسمون باشه ولي آسون بگن چنده

چقدسخته ...


چقدسخته كلامت ساده پرپر شه نتوني ناجي اش باشي
چقد سخته كه رفتن راه آخر شه نتوني راهيش باشي

چقد سخته تو خونت عين مهمون شي بپوسي خسته ويرون شي
چقد سخته دلت پر باشه ساكت شي ولي تو سينه داغون شي

چقد سخته....


چقد سخته كه يك دنيا صدا باشي ولي از صحنه ي خوندن جدا باشي
چقد سخته كه نزديك خدا باشي ولي غرق ادا باشي


 

چه کنيم تا محبوب ديگران شويم؟


جذابيت و محبوب ديگران شدن، ويژگي ذاتي نيست که اراده و خواست انسان در کم و زياد شدن آن بي تأثير باشد، بلکه اکتسابي است و هر کس مي تواند با تلاش پي گير و ايجاد عوامل و زمينه ها، به آن دست يابد.
جذابيت و محبوب واقع شدن، غير از زيبايي ظاهري است. ممکن است فردي زيبا اما نامحبوب باشد. برعکس، ممکن است کسي اصلا زيبا نباشد اما جذبه و محبوبيتي فوق العاده داشته باشد. پس اين دو مقوله را بايد از يک ديگر جدا کرد.
اما عوامل تأثيرگذار در ايجاد محبوبيت عبارت اند از:
1-آراستگي ظاهر
بعضي فکر مي کنند ژوليده بودن يا لباس هاي عجيب و غريب پوشيدن و يا قيافه و آرايش هاي غير متعارف و غير معمول داشتن، باعث شيفتگي ديگران و ايجاد محبوبيت مي شود، حال آن که اين گونه نيست، بلکه مهم، مرتب و تميز و هم آهنگ بودن در عين سادگي است. تميزي بدن و لباس و مرتب و اتو کشيده بودن، تأثير رواني خاصي بر افراد مي گذارد. اين امر به حدي مهم است که حتي پدر و مادر ناآراسته و شلخته هم، نزد فرزندان خود جذبه و محبوبتي ندارند. به همين دليل فرزندان اين قبيل خانواده ها نوعا اگر فرد آراسته و مرتبي را ببينند جذب او مي شوند و چه بسا ممکن است از او تأثير منفي بپذيرند و يا به انحراف کشيده شوند.
بنابراين آراسته باشيد تا ارزشمند و محبوب شويد. در سيره ي نبي مکرم آمده است: هرگاه مي خواست با کسي ملاقات کند خود را مي آراست و عطر مي زد.
2- نرم و ملايم بودن
سخن گفتن همراه با ملايمت و نرمي، حرمت ديگران را پاس داشتن، خوش اخلاق بودن و مؤدب و متين برخورد کردن، باعث محبوبيت مي شود. برعکس، هتاکي و عصبانيت در گفتار و عمل باعث نفرت و فراري دادن اطرافيان مي شود.
اگر بنابر ضرورت احساس کرديد در جايي بايد خشن باشيد، بدانيد که اصل اولي، ملايمت و نرم خويي است و بايد پس از برطرف شدن حالت اضطرار و ضرورت، بار ديگر به فکر به کارگيري ملايمت براي نفوذ در دنياي ديگران باشيد.
با ادب را ادب، سپاه بس است
بي ادب با هزار کس تنهاست
3- خود را محترم دانستن و به ديگران احترام گذاشتن
بعضي از افراد هتاک و ناسزاگو هستند و از تحقير و تمسخر ديگران ابايي ندارند. طبيعتا اين افراد، محبوب ديگران نخواهند بود و اخلاق زشت و برخوردهاي تحقيرآميز آنان با ديگران علاوه بر بي شخصيت نشان دادن طرف، تأثير منفي در اطرافيان خواهد داشت و مايه ي نفرت و دوري دوستان و اقوام خواهد شد.
4- حق شناسي و تشکر از ديگران
انسان، موجودي اجتماعي است و آسايش زندگي او به خدمات متقابل افراد به يک ديگر بستگي دارد. بر اين اساس، در يک چرخه ي عمومي، ضمن اين که هر فرد براي برطرف کردن نياز ديگران تلاش مي کند، ديگران نيز به رفع نيازهاي او مي پردازند. در چنين وضعيتي است که اخلاق شکرگزاري شکل مي گيرد و اسلام چنين اخلاقي را توصيه مي کند.
از جمله آثار پاسداشت ديگران و تشکر از خدمات آنان، ايجاد محبت است. به هر ميزان که انسان، قدرشناس ديگران باشد به همان ميزان محبوب خواهد شد.
5-آغاز به سلام
پيش دستي در سلام، از محسنات اخلاقي است که بزرگان دين، مخصوصا پيامبر گرامي اسلام(ص) همواره به آن عمل مي کردند و ديگران را به آن فرا مي خواندند. تأثير سلام در ايجاد محبوبيت بر کسي پوشيده نيست و همه ي ما آن را بارها تجربه کرده ايم و نيازي به توضيح نيست.
در ادامه - به سبب مجال اندک - بعضي ديگر از مهارت هاي لازم را براي نفوذ در ديگران و ايجاد محبوبيت فهرست وار ذکر مي کنيم:
6-گذشتن از لغزش هاي ديگران؛
7- هديه دادن و پاسخ دادن به هديه ي ديگران؛
8- اظهار کردن دوستي خود به ديگران: اظهار دوستي با کلمات، عامل مهم نفوذ در قلب هاست؛
9- تعريف کردن از کساني که کار خوبي انجام مي دهند، چرا که ستايش، در نفس انسان اثر مي گذارد. البته ستايش نبايد زياده از حد باشد که اثر معکوس خواهد داشت و چاپلوسي تلقي مي شود؛
10- متواضع بودن: فروتني باعث رفعت مقام و جلب محبوبيت است و خود بزرگ بيني و برتري طلبي، مايه ي نفرت و فراري دادن ديگران؛
زراه خاکساري کسب عزت کرده ام صائب
که چون خورشيد، هم بالاي سر، هم زير پا باشم(1)
11- به جاي عيب جويي از ديگران، به اصلاح عيب هاي خود پرداختن؛
12- نصيحت ديگران در مواقع لازم با حفظ آبروي آن ها؛
13- سکوت به موقع و گوش دادن به حرف هاي ديگران: اصولا مردم کسي را که به حرف آن ها گوش مي دهد بيشتر از آدم پرحرف، دوست دارند؛
14- پرهيز از منت گذاشتن و منتظر تشکر نماندن؛
15- ايمان و عمل صالح در ايجاد محبت تأثير بسزايي دارد. در قرآن کريم مي خوانيم: «ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا؛ (2) خداوند رحمان کساني را که ايمان آورده اند وکارهاي شايسته کرده اند، محبوب همه مي گرداند.»

داستان <معجزه عشق

سالها پیش , در کشور آلمان , زن و شوهری زندگی می کردند.آنها هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند.یک روز که برای تفریح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند , ببر کوچکی در جنگل , نظر آنها را به خود جلب کرد.مرد معتقد بود : نباید به آن بچه ببر نزدیک شد.به نظر او ببرمادر جایی در همان حوالی فرزندش را زیر نظر داشت.پس اگر احساس خطر می کرد به هر دوی آنها حمله می کرد و صدمه می زد.اما زن انگار هیچ یک از جملات همسرش را نمی شنید , خیلی سریع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زیر پالتوی خود به آغوش کشید , دست همسرش را گرفت و گفت :عجله کن!ما باید همین الآن سوار اتوموبیلمان شویم و از اینجا برویم.آنها به آپارتمان خود باز گشتند و به این ترتیب ببر کوچک , عضوی از ا عضای این خانواده ی کوچک شد و آن دو با یک دنیا عشق و علاقه به ببر رسیدگی می کردند. سالها از پی هم گذشت و ببر کوچک در سایه ی مراقبت و محبت های آن زن و شوهر حالا تبدیل به ببر بالغی شده بود که با آن خانواده بسیار مانوس بود.در گذر ایام , مرد درگذشت و …

مدت زمان کوتاهی پس از این اتفاق , دعوتنامه ی کاری برای یک ماموریت شش ماهه در مجارستان به دست آن خانم رسید.زن , با همه دلبستگی بی اندازه ای که به ببری داشت که مانند فرزند خود با او مانوس شده بود , ناچار شده بود شش ماه کشور را ترک کند و از دلبستگی اش دور شود.پس تصمیم گرفت : ببر را برای این مدت به باغ وحش بسپارد.در این مورد با مسوولان باغ وحش صحبت کرد و با تقبل کل هزینه های شش ماهه , ببر را با یک دنیا دلتنگی به باغ وحش سپرد و کارتی از مسوولان باغ وحش دریافت کرد تا هر زمان که مایل بود , بدون ممانعت و بدون اخذ بلیت به دیدار ببرش بیاید.دوری از ببر, برایش بسیار دشوار بود.روزهای آخر قبل از مسافرت , مرتب به دیدار ببرش می رفت و ساعت ها کنارش می ماند و از دلتنگی اش با ببر حرف می زد.سر انجام زمان سفر فرا رسید و زن با یک دنیا غم دوری , با ببرش وداع کرد.

بعد از شش ماه که ماموریت به پایان رسید , وقتی زن , بی تاب و بی قرار به سرعت خودش را به باغ وحش رساند , در حالی که از شوق دیدن ببرش فریاد می زد : عزیزم , عشق من , من بر گشتم , این شش ماه دلم برایت یک ذره شده بود , چقدر دوریت سخت بود , اما حالا من برگشتم , و در حین ابراز این جملات مهر آمیز , به سرعت در قفس را گشود : آغوش را باز کرد و ببر را با یک دنیا عشق و محبت و احساس در آغوش کشید.ناگهان , صدای فریادهای نگهبان قفس , فضا را پر کرد:نه , بیا بیرون , بیا بیرون : این ببر تو نیست.ببر تو بعد از اینکه اینجا رو ترک کردی , بعد از شش روز از غصه دق کرد و مرد.این یک ببر وحشی گرسنه است.اما دیگر برای هر تذکری دیر شده بود. ببر وحشی با همه عظمت و خوی درندگی , میان آغوش پر محبت زن , مثل یک بچه گربه , رام و آرام بود.اگرچه , ببر مفهوم کلمات مهر آمیزی را که زن به زبان آلمانی ادا کرده بود , نمی فهمید , اما محبت و عشق چیزی نبود که برای درکش نیاز به دانستن زبان و رسم و رسوم خاصی باشد.چرا که عشق آنقدر عمیق است که در مرز کلمات محدود نشود و احساس آنقدر متعالی است که از تفاوت نوع و جنس فرا رود.

برای هدیه کردن محبت , یک دل ساده و صمیمی کافی است , تا ازدریچه ی یک نگاه پر مهر عشق را بتاباند و مهر را هدیه کند.محبت آنقدر نافذ است که تمام فصل سرمای یاس و نا امیدی را در چشم بر هم زدنی بهار کند.عشق یکی از زیباترین معجزه های خلقت است که هر جا رد پا و اثری از آن به جا مانده تفاوتی درخشان و ستودنی , چشم گیر است.محبت همان جادوی بی نظیری است که روح تشنه و سر گردان بشر را سیراب می کند و لذتی در عشق ورزیدن هست که در طلب آن نیست.بیا بی قید و شرط عشق ببخشیم تا از انعکاسش , کل زندگیمان نور باران و لحظه لحظه ی عمر , شیرین و ارزشمند گردد.در کورترین گره ها , تاریک ترین نقطه ها , مسدود ترین راه ها , عشق بی نظیر ترین معجزه ی راه گشاست.مهم نیست دشوارترین مساله ی پیش روی تو چیست , ماجرای فوق را به خاطر بسپار و بدان سر سخت ترین قفل ها با کلید عشق و محبت گشودنی است.پس : معجزه ی عشق را امتحان کن

خدایا............

15dq3aq.gif

دختر و پسرشناسی

 
دختر شناسی

دخترها سن بلوغ فکری و جنسیشون از 9 سالگی نوشته میشه و تقریبا از 11 سالگی روند بلوغشون کامل و کاملتر میشه . در سن 18 سالگی امادگی مادر بودن رو دارند و تقریبا میتونند زن کاملی بشند .

تا 18 سالگی دخترها در مقابل پسرهای هم سن خودشون به لحاظ اجتماعی و روحی بسیار بالاتر هستند . در نتیجه یک پسر 18 ساله برای یک دختر 18 ساله خیلی بچه سال رفتار میکنه و باعث نا امیدی دختر میشه . اما از 18 سال به بالا به خاطر جو خاصی که خانواده ها بروی دخترها حکم فرما میکنند این روند رو به رشد ناگهان دچار چالش میشه و سرعتش بسیار کاهش پیدا میکنه . تا حدی که تا سن 25 سالگی اگر پسری رو در برابر دختری قرار بدیم به لحاظ فکری پسر 25 ساله جلوتر میوفته و دختر در این چالش بعد از 18 سال به ارامی به جلو حرکت میکنه .

رفتار شناسی دخترها کار نسبتا ساده ایه . مهم دونستن یک سری نکات دقیق و ریز هست تا به عمق فکری دخترها بشه پی برد .

دخترها به لحاظ اینکه روزی قراره مادر بشند به ذاته بیشتر از پسرها حرف میزنند . پسرها باید دقت داشته باشند که هیچ وقت این مزیت فوق العاده مهم دخترها رو نقطه ی ضعف قلمداد نکنند چون حرف زدن در دخترها جنبه ی ارامش بخشی فوق العاده بالایی داره و اگر این رو به عنوان ضعف به دخترها متذکر بشید ممکنه رابطه اتون در طولانی مدت دچار مشکلات فراوان و غیر قابل جبرانی بشه . پس بزارید دخترها حرف بزنند و شنونده ی خوبی باشید براش .

دخترها با توجه به مشخصات ساختاری مغزشون قابلیت 2 کار همزمان رو به راحتی دارند . یعنی ممکنه وقتی شما دارید باهاش حرف میزنید دختر مشغول کار دیگه ای هم باشه و این ابدا به این معنی نیست که به شما توجه نداره .

دخترها به لحاظ ساختار فیزیکی و قابلیت مادر شدن از اوائل سن بلوغ عادت ماهانه رو تجربه میکنند . این دوره بین 4 تا 5 هفته است .
که در اون بین 3 تا 10 روز اول دوره ی خونریزی هست . به خاطر این سیکل و دوره ی نسبتا خسته کننده غالبا دخترها کمی افسردگی رو تجربه میکنند. غالبا امادگی روحی مناسبی برای معاشقه ندارند . پس بهتره اونو در این دوره همراهی کنید و یاورش باشید تا دوره رو به پایان برسونه . بعد از اون دوره تا 14 روز دختر در اوج امادگی روحی قرار میگیره .

دخترها از کودکی با بازیهای دوران خودشون اموزش دیدن که مادر خوبی باشند . اما پسرها باید توجه داشته باشند که هرگز از دختر نقش یک مادر رو نخوان و همچنین دخترها باید بدونند که پسرها 1 مادر رو دارند و نیازی به مادر دوم ندارند . اونها به دنبال یار و یاور هستند .

دخترها غالبا پسر رو به عنوان تکیه گاه میدونند پس پسرها باید بدونند که هرگز رفتاری نشون ندند که این تکیه گاه رو دختر متزلزل ببینه .

دخترها اغلب دچار احساسات آنی و زودگذر میشوند . با توجه به قوه ی تخیل خیلی خوب در دخترها به سرعت همه چیز رو مرور میکنند و احساسات رو بروز میدند . ممکنه این احساسات مثبت و یا منفی باشه . از قبیل قهر کردنهای زودگذر و جملاتی که حرف از جدایی زده میشه و .... که پسرها باید توجه کنند هرگز و هرگز و هرگز جوابهای قطعی به این احساسات لحظه ای ندهند و مطمئن بشند که گفته ها بر اساس احساسات زودگذر نبوده .

دخترها غالبا به شکل ذهنی به امادگی جنسی میرسند . پس هرگز بدون معاشقه و تصویر سازی و مقدمه وارد مرحله عشق بازی نشید چون ممکنه در طولانی مدت دختر نسبت به رفتار شما عکس العمل نا خودآگاه نشون بده و روند زندگیتون دچار چالش بشه .
 
 
پسرشناسی
 
خوب قبل از هر گونه برداشتی از این مطلب باید متذکر بشم که این مطالب برای افراد بالغ به لحاظ فکری +18 سال نوشته میشه .ضمن اینکه این مطالب در مورد همه ی پسرها یک جور نیست . اما مصداق زیادی از همه ی پسرها در این مطلب پیدا میشه .

پسر امروزی یا مرد فردا به دلیل اینکه حس میکنه در اینده باید مسئولیت زیادی بر عهده بگیره غالبا از شروع بلوغش شروع میکنه به مبارزه و جنگیدن برای بدست اوردن خواسته هاش .
پس خشونت ذاتی جداناپذیر از جنسیت مذکر هست . این ذات ابدا مشکلی نداره و فقط از طرف زن نیاز به کنترل داره .
پسرها بسته به نوع اب و هوا به بلوغ میرسند . تقریبا در جامعه ی امروزی و با توجه به رسانه هایی از قبیل ماهواره و اینترنت پسرها از سن 13 سالگی به بلوغ جنسی میرسند . در نتیجه یک پسر 13 ساله کنجکاو به مسائل جنسی میشه و همین عامل اونو به سمت جنس مخالف سوق میده .
تقریبا در 17 سالگی به اوج این فعالیت میرسه و احساس نیاز به جنس مخالف رو در خود احساس میکنه .پسر در این سن امادگی عاشق شدن رو پیدا میکنه اما غالب دلیلش برای عاشق شدن شهوت زود گذر هست که 100 البته اگر مهار بشه این تفکر به مرور به عشق واقعی نزدیک میشه .
در سن 20 تا 22 سالگی پسر به لحاظ عقلی به تکامل بیشتری میرسه . پسر در این سن اگر عشق رو در خود احساس کنه اغلب به خاطر احساس نیاز به جنس مخالف (نه به لحاظ صرفا جنسی بلکه به لحاظ روحی ) بوده و همین باعث میشه عشق از نوع پایدار تری در این سن شکل بگیره . در این سن پسر نیم نگاهی به آینده و سرانجام عشق هم میاندازه و ترسیمی از زندگی اینده رو با تار و پودهای نه چندان محکم تو ذهنش داره . در این سن غالبا فانتزیهای عشقی به سراغ پسرها میاد و اگر به درستی مهار نشه منجر به اختلالات رفتاری در فرد میشه . افسردگی جزوی از عوارض همین سرکوبهاست .
از سن 22 تا 24 سالگی پسرها مرز پختگی رو تجربه میکنند . ترسیمشون از زندگی اینده محکمتر و با بنیاد تره . رو حرفاشون به مراتب بیشتر میشه حساب کرد و میشه اونها رو همیاری قابل احترام در اینده دونست .
تقریبا از سن 25 به بالا پسرها دوره ی تهاجم های فکری و حالات اوج جنسی رو پست سر گذاشته و به آرامش بیشتری میرسند .در این سن پسرها اغلب آینده رو به حال ترجیه میدند و انتخاب هاشون با تامل خیلی زیادی همراهه . اغلبشون به فکر ارامش آتی هستند و در نتیجه عشق رو به شکل عالیتری دنبال میکنند و ادامه ی زیبایی برای عشقشون متصور هستند .
از 30 سال به بالا نیروی تعقل بالا و بلوغ 100% در این افراد باعث میشه کمترین اشتباهات رو در زندگیشون مرتکب بشند و دقیقترین انتخابها رو داشته باشند.

اختلالات خلقی رفتاری از سن 16 سالگی در پسرها تقریبا به شکل هفته ای 2 تا 4 بار شکل میگیره و با افزایش سن این اختلالات تا حدی کاهش پیدا میکنه . علت این اختلالات تغییرات هورمونی در بدن هست که انرژی اضافی زیادی رو در پسرها ذخیره میکنه . این اختلالات اکثرا با ورزش و فعالیتهای سنگین تا حدود زیادی رفع میشه و باعث تعادل رفتاری در فرد میشه .(به نوعی عادت ماهیانه ی خانمها به شکلی متفاوت و 100 البته کوتاه مدت تر در آقایون رخ میده .)

با توجه به خصوصیات مردانه پسرها در منطق مباحث و فضاهای چند بعدی از خانومها به مراتب جلوتر هستند .

پسرها غالبا دارای خصوصیت اداره کردن و مدیریت هستند .بر عکس خانومها ذهن آقایون در لحظه تنها یک پروسس کامل رو میتونه انجام بده و تمام تمرکزش در طول مدت کار بروی 1 کار خاص هست .

پسرها غالبا از خصوصیتی که به نام خانومها در رفته برخوردها هستند و اون هم حسادت هست .

در طول 24 ساعت به خاطر طبقه بندی ذهنی خاص پسرها هر ساعت اختصاص به کار خاصی داره .

تحریک پسرها غالبا از طریقه ی چشم و گوش صورت میگیره .(یک ارایش خاص باعث تحریک ناخود آگاه پسرها ممکنه بشه)

و خیلی از مطالب دیگه که به مرور اینجا راجبش حرف خواهم زد . در پست بعدی دختر شناسی رو خواهیم داشت
 

مطالب دانستنی برای عاشقان

 بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یه سکو ساکت بشینی و چیزی نگی و فقط تو چشماش نگاه کنی و وقتی ازش دور میشی٬ حس کنی بهترین گفتگوی عمرت روداشتی. )

(ـ تا وقتی دوستی رو از دست ندادیم٬ قدرش رو نمی دونیم ولی در عین حال تا وقتی نخوایم اونو دوباره بدست بیاریم٬ نمیدونیم کیو از دست دادیم.)


(ـ در عرض یک دقیقه میشه کسی رو خرد کرد٬ در یک ساعت میشه کسی رو دوست داشت در یک روز میشه عاشق شد ولی یک عمر طول میکشه تا کسی رو فراموش کرد. )

(ـ دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که میخوای اونو از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی. )

(ـ شادی برای اونایی که گریه میکن و یا صدمه میبینن زنده است٬ برای اونایی که دنبالش میگردن و اونایی که امتحانش کردن.چون فقط اینها هستن که اهمیت دیگران رو تو زندگیشون میفهمن. )

(ـ عشق با یک لبخند شروع میشه٬ با یه بوسه رشد میکنه و با اشک تموم میشه.روشنترین آینده همیشه روی گذشته فراموش شده شکل میگیره.نمیشه تا وقتی که دردها و رنج ها رو دور نریختی٬ توی زندگی به درستی پیش بری. )

(ـ شما میتونید یک رابطه دوستی را پایان دهید اما هرگز نمیتونید چشمان خود را بر احساس عاشق بودن که همچون قطراتی در قلب شما برای همیشه باقی میمونه٬ ببندید.اگر هم چنین کاری بکنید٬ این قطرات عشق هستن که از قلب شما به صورت قطرات اشک بر گونه شما پدیدار میگردند.)

(ـ اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی٬ تضمینی بر این نیست که اون هم همین کار رو بکنه٬ پس انتظار عشق متقابل نداشته باش.فقط منتظر باش ته اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه این طور نشد٬ خوشحال باش که توی قلب تو رشد کرده. )

(ـ با هرکس همانطور رفتار کن که او با تو رفتار میکنه٬ نه خودت رو برای کسی بکش که فکر کنه حالا چه خبره و نه اینکه اونقدر کم محلی کن که رابطتون روز به روز سردتر بشه٬ همیشه در زندگی اعتدال رو رعایت کن٬ حتی در عشق ورزیدن به دیگران.)

(ـ هیچگاه غرورت رو زیر پا نذار و در همه زمان و همه مکان در برابر مسائل محکم برخورد کن و از خودت اعتماد به نفس نشون بده٬چون در غیر این صورت نقطه ضعفی برات بشمار میاد که میتونه بلاخره در یه جایی بهت ضربه بزنه.به خصوص در مورد پسرها این مسئله باید حتما رعایت بشه٬ چون دختر ها از پسرایی که اعتماد به نفس ندارن و غرور خودشونُ زیر پا میذارن٬ خوششون نمیاد.حق هم دارن چون همچین پسری با چنین شخصیت سستی چطوری میتونه دختری رو اداره کنه و اون دختر چطوری میتونه بهش تکیه کنه. )

(ـ تا کسی رو به طور کامل۱۰۰٪ نشناختی بهش اعتماد نکن و بهش دل نبند٬ چون ممکنه اون لیاقت عشق پاک تو رو نداشته باشه. حتی اگر فکر کردی این میتونه همون فرشته رویاهات هم باشه٬ باز تو تصمیم خودت شک کن و با اگاهی بیشتری در این مسیر قدم بردار.)

(ـ سعی کن کمتر مسائل و پیشامدهای دوستیت با جنس مخالف رو برای دیگران و به ویژه خانوادت تعریف کنی.این یه چیز شخصی هستش و لزومی نداره که اونو با همه درمیون بذاری ٬ چون یه مواقعی پیش میاد که مجبور میشید به خاطر حرفای اونا یا مسائلی که برات پیش میاد یا میارن٬ دست ازین رابطه دوستیت به خاطر هیچ و پوچ بکشی و تازه اون موقع است که می فهمی که چه اشنباهی کردی که هرچی بود و نبود رو براشون تعریف کردی. )

(ـ بعضی وقتا در دوستی ها ختلافات کوچکی پیش میاد که قابل حل هست٬ نباید در اینمواقع کینه از طرف مقابل به دل بگیری و از سر غرور بیجا همه چی رو یک باره بهم بریزی.میشه با یک صحبت منطقی ومهرآمیز و با یک معذرت خوهی ساده قضیه رو به طور کامل حل و فصل کرد.)

(ـ هرگاه در عشقی شکست خوردی ٬ ناراحت نشو بلکه اونو نشانه ای برای موفقیت درعشق دیگری بدان.زیرا با تجربیاتی که بدست می یاری٬ میتوانی پایه های عشق بعدیت رو از ابتدا محکمتر بسازی.)

(ـ هیچگاه با احساسات صادقانه ی دیگران بازی نکن .اگه نمیخوای به دوستیت ادامه بدی تا دیر نشده اقدام کن و مسئله رو با طرف مقابلت درمیون بذار.چون هرچی بگذره وابستگیش بهت بیشتر میشه و اون وقته که اگر دیر بجُنبی ٬ اثرات روحی بدی ُبراش به یادگار میذاری.)

(ـ یه روزم ممکنه یکی دیگه احساسات خودت رو به بازی بگیره و تازه می فهمی که ازون عشق صادقانه و ساده ای که نثارت کرده بودن و تو نتونسته بودی درکش کنی خبری نیست و هرچه هست دروغ و فریبی بیش نیست.اون موقع است که تازه قدرشُ رو میفهمی که دیر شده و گرفتار یکی بدتر ار خودت شدی

عشق از دیدگاه .......

عشق از دید حاج آقا : استغفرالله باز از این حرفهای بی ناموسی زدی
 (جمله ی عاشقانه : خداوند همه ی جوانان را به راه راست هدایت کند )

 ـ عشق از دید یک ریاضیدان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ی عاشقانه :  آه عزیزم به اندازه ی سطح زیر منحنی دوست دارم)

 ـ عشق از دید بقال سر کوچه : والا دوره ی ما عشق .. نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسمون گرفت
 (جمله ی عاشقانه : سکینه شام چی داریم ...)

 ـ عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقی
 ( جمله ی عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی)

ـ عشق از دید یک دختر دانش آموز کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی، بغلم میکردی ، سرمو میزاشتی رو شونه هات ( جمله ی عاشقانه : دوست دارم عزیزم )

 ـ عشق از دید مادر بزرگم : این حرفهای بد رو نزن ، راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دختر خانوم و با کمالاتیه ، تازه تحصیل کرده هم هست  (جمله ی عاشقانه : بریم خواستگاری)

ـ عشق از دید ... (خودتون میفهمید از دید کی ) : عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینه ی عمل کردن دماغمو نمیدی ... ، واسه ناهار بریم سورنتو، سالی با دوستش هم قراره بیاد ، دوست سالی واسش یه ماتیز خریده ( به قول بعضی ها دوو منگل) تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوست دارم حتی یه پراید بخری
(جمله ی عاشقانه : عزیزم گوشی سونی میخوام و ... راستی دوست هم دارم)

ـ عشق از دید کسی که باراوله که عاشق میشه :عزیزم باور کن حتی یک لحضه بدون تو نمیتونم زندگی کنم، تو واسم همه  دنیایی  ( جمله ی عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوست دارم ) 

 ـ عشق از دید کسی که بار اولش نیست : عزیزم خیلی دوست دارم ، باور کن به خاطر تو شبها با پای برهنه میخوابم
( جمله ی عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم )

ـ عشق از دید یک راننده : "رادیات عشق من از برایت جوش آمده" ،" باور نداری بر آمپرم بنگر"
 ( جمله ی عاشقانه : عزیزم دوست دارم... بو بو بوغ )

 ـ عشق از دید بعضی ها : آه خدا یعنی میشه بیاد خواستگاریم ...
(جمله ی عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت میکنم بیاد خواستگاریم )

 ـ عشق از دید ارازل و اوباش : عشق .. سیخی چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالی نداری ...
( جمله ی عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بیا بالا خوش میگذره )

 ـ عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده : عشق یعنی کشک
( جمله ی عاشقانه : برو
کشکتو بساب )