رقص میری ،وهابیون بحرین

وهابیون جنایتکار برای اجرای این مراسم دور آتشی که روی آن یک سینی به اندازه سر قربانی یا کمی بزرگتراز آن قرار داده شده است ٬جمع می شوند و منتظر می مانند تا سینی یاد شده از شدت گرما مانند آهن گداخته سرخ شود... (خوب و بد)
وهابی های خبیث مراسم ویژه ای برای برخی مناسبت های جشن و سرورخود دارند به نام " رقص میری ". در این مراسم یک یا چند مسلمان شیعه را که برای چنین روزی از قبل به اسارت می گیرند ، دست و پا بسته به نحوی که قدرت دفاع از خود یا فرار نداشته باشد با بدترین و مشمئز کننده ترین شیوه به مسلخ می برند که رویت صحنه های مربوط به کشته شدن این قربانیان برای هر انسان مدعی طرفدار حقوق بشر غیر قابل تحمل می باشد.

جزئیات ریز به ریز این مراسم تا چند سال پیش در کتاب سبز وزارت خارجه موجود بود، نمی دانم که آیا هم اکنون نیز این مطلب در این کتاب سبز موجود می باشد یانه ٬اما درسالی که آمریکا به افغانستان حمله نظامی کرد و بنده به اتفاق زنده یاد شهید رسول کاظم نژاد عکاس روزنامه کیهان به کویته پاکستان رفته بودیم تا از این طریق برای تهیه گزارش زنده و از نزدیک ٬وارد افغانستان شویم ٬ در بازگشت از ماموریت در یکی از بخش های سفرنامه خود به این مراسم به نقل از کتاب سبز وزارت امورخارجه کشورمان اشاره داشتم اما به خاطر ناراحت کننده بودن این مطلب چاپ آن با مخالفت شدید مدیرمسئول محترم روزنامه که مستند به همان کتاب سبز بود مواجه شد.

ادامه نوشته

----

آرمانهاى غیر انسانى

یگانه آرمان یهود که صراحتا اعلام مى‏شود آن است که یک دولت یهودى جهانى بپا کنند، یعنى همه دنیا را تحت تصرّف خویش در آورند.

این حکومت بنا به گفته خود آنها از اسرائیل سرچشمه خواهد گرفت و پس از غلبه بر (نیل تا فرات) در راه آن گامهاى بزرگترى خواهند برداشت.

به عقیده آنها، اگر از (نیل تا فرات) را بدست بیاورند بقیه مناطق، خواهى نخواهى تسلیم خواهند شد، زیرا این منطقه که با منابع سرشار خود ثروتمندترین مناطق جهان را تشکیل مى‏دهد، گلوى دنیا محسوب مى‏شود و کسى که بتواند بر آن حکومت کند چنان است که بر جهان حکومت داشته است.


تورات مى‏گوید: در آن روز به ابرام (ابراهیم) گفت: این زمین را به نسل تو خواهم داد، از نهر مصر تا نهر بزرگ فرات(1).

تا آنکه خداوند تو و نسل تو باشم... همه زمین‏هاى غربت تو را به تو و نسل تو بر مى‏گردانم... زمین‏هاى کنعان را به ملک ابدى تو خواهم در آورد(2). یهود پروردگار ما در (حوریب) با ما سخن گفت: بس است آنچه در این کوه توقف نمودید، بروید بالاى کوه اموریین جنوب و سواحل دریا و زمین‏هاى کنعان و لبنان تا نهر بزرگ فرات را به تصرّف درآورید. داخل شوید و زمینهائى را که خداوند به آنها قسم یاد کرده که آنها را به ابراهیم و اسحاق و یعقوب و فرزندان آنها بدهد تملّک کنید(3).

یهود براى تحقّق بخشیدن به این نویدها و مژده‏هاى دیگرى که در (تلمود) وارد شده است در مرحله اوّل یک حکومت مخفیانه مرکب از300 یهودى را تشکیل داد و یک نفر را (وارث سلیمان و داود) بعنوان پادشاه آن انتخاب نمود.

این حکومت مخفى در حقیقت صاحب مال، نفوذ و همه کاره اروپا بود(4).

آقاى (ولترراتنو) یهودى در روزنامه خود در تاریخ 25/12/1909 مى‏نویسد: سرنوشت اروپا فقط بدست300 نفر که هریکى رفقاى دیگر خود را بخوبى مى‏شناسد تعیین مى‏گردد. این300 نفر که همه یهودى مى‏باشند، داراى وسائل کافى براى سرنگون ساختن رژیمهاى مخالف هستند.

یهود این حکومت جهانى خود را به یک افعى بسیار بزرگى تشبیه مى‏کنند که از سال70م، براى نابود کردن جهان در حرکت است. دُم این افعى در فلسطین باقى خواهد ماند و سر آن به حرکت خواهد آمد، تا آنکه تمام دنیا خراب شود و در این وقت سر او از این جهانگردى ننگین خود باز گشته و در شهر بیت‏المقدّس زیر پرچم یهود آرام خواهد گرفت.

ولى چون این آرمان کاملاً غیر انسانى، با وجود ادیان و اخلاق، امکان‏پذیر نبوده است، آنها سخت مى‏کوشند تا از اخلاق و دین مفهومى باقى نماند.

خاخام (ریچران) در یکى از سخنرانى‏هاى خود که بر سر قبر (سیمون بن یهوذا) در شهر براغ سال1869م، ایراد کرده و در مجله (کانت مپران) که در تاریخ 1/7/1880م، چاپ شده است، مى‏گوید: پدران گذشته ما هر ساله کنفرانسى بر سر این قبر تشکیل مى‏دادند و این وظیفه ما است که اوّل هر قرن این کنفرانس را تشکیل داده و براى سیطره بر جهان طرح و برنامه‏ریزى بنمائیم.

اکنون هیجده قرن از جنگ یهوذا تا این زمان مى‏گذرد، براى این که خداوند وعده داده است ابراهام قدرت پیدا مى‏کند بر جهان و در این مدّت یهود، اهانتها و جسارتهاى زیادى بخود دیده و چندین بار قتل عام شده، ولى آنها تسلیم نشده و اگر در دنیا پراکنده مى‏باشند علّتش این است که دنیا ملک آنها است.

و اضافه مى‏کند: اینک ملّت ما گامهاى بزرگى را بسوى قله جهان برداشته و هر روز که مى‏گذرد بر قوّت و قدرت و نفوذ ما افزوده مى‏شود. ما خداوند این زمان را که عبارت از طلا است مالک هستیم، همان خداوندى که هارون آن را بصورت گوساله‏اى در آورد و ما آن را پرستش کردیم و اینک بصورت خداوند تمام مردم جهان در آمده است. در آن لحظه که طلاهاى جهان بدست ما در آید وعده‏هاى أبراهام (ابراهیم(علیه السلام)) را عملى خواهیم کرد و بر جهان سیطره کاملى خواهیم یافت.



1 ـ سفر پیدایش اصحاح، صفحه15.

2 ـ همان مدرک، صفحه17.

3 ـ تثنیه اصحاح اوّل.

4 ـ (الیهودیة العالمیة)، صفحه135

قرآن، ریاضی و پیش بینی نابودی اسرائیل

سید عبدالله حسینی یکی ازمحققین مرکز اسلامی ژوهانسبورگ طی مقاله ای با استناد به تفسیر ریاضی از سوره های مبارکه اسراء و کهف ازپیش بینی نابودی رژیم صهیونیستی توسط امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خبر داد.

با این یاد آوری مهم بیاری پرودگار علیم مبحث مهم زوال اسرائیل بدست حضرت مهدی علیه السلام در سال 1401 هجری شمسی مطابق با 1443 هجری قمری و 2022 میلادی و 5782 عبری را آغاز میکنیم و از پروردگار بزرگ برای تکمیل آن استعانت میجوئیم.

زوال اسرائیل در سال 2022

محاسبه نخست

اسراء هفدهمین سوره قرآن و نام دیگر آن بنی اسرائیل است که در سال 621 میلادی نازل شده است.
در این سوره که بخش عمده آن مربوط به سرنوشت بنی اسرائیل است خداوند علیم پرده از راز بزرگی بر میدارد.
آیات مربوط به بنی اسرائیل و سر نوشت آن از آیه دوم سوره اسراء آغاز و در آیه 104 خاتمه می یابد.
(17:2)وءاتينا موسى الكتب وجعلنه هدى لبني إسرءيل ألا تتخذوا من دوني وكيلا
(17:3)ذرية من حملنا مع نوح إنه كان عبدا شكورا

ادامه نوشته

رابطه احمدی نژاد و ظهور امام زمان از نگاه شبکه مسیحیان (مهم)

 

شبکه خبری مسیحیان(CBN)در گزارشی به مسئله ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پرداخته و با محور قرار دادن سخنرانی های دکتر احمدی نژاد به واکاوی و تحریف اعتقاد شیعیان درباره امرظهور می پردازد.
[تصویر: IMAGE634357276153757500.JPG]
به گزارش مشرق،این شبکه در برنامه کلوب700 در خصوص شرایط ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در ادعایی مضحک می افزاید: ظهور زمانی اتفاق می افتد که مطابق با اعتقاد شیعیان تمامی یهودیان و مسیحیان نابود شوند ودر این صورت وی از چاه مسجد جمکران ظهور می کند!

این شبکه در ادامه گزارش به ظاهر بی‌طرف خود ادعا می کند:«رییس‌جمهور ایران محمود احمدی‌نژاد گفته است که مسیحای موعود اسلام در بیداری الهی سراسر منطقه خاورمیانه نقش دارد. میلیون‌ها مسلمان معتقدند که مهدی روزی باز خواهد گشت تا بشریت را نجات دهد. اما قبل از آن که وی بتواند ظهور یابد، اسرائیل و آمریکا باید نابود شوند[!]».

شبکه خبری CBNدر حالی چنین ادعایی دارد که تاکنون دکتر احمدی نژاد چنین اظهاراتی در خصوص شرایط پیش از ظهور بیان نکرده است.
این شبکه در ادامه مدعی است: «به گفته احمدی‌نژاد «حرکت نهایی آغاز شده است» و «ما در انقلابی به مدیریت این بزرگوار به سر می‌بریم»».
شبکه CBN همچنین در ادامه گزارش خنده دار خود ادعا می کند که «می‌توان ریشه اعتقادات مهدویت و آخرالزمانی احمدی‌نژاد را در مسجدی در روستای کوچکی به نام جمکران یافت. در پشت این مسجد چاهی است که به عقیده احمدی‌نژاد و میلیون‌ها مسلمان شیعه،‌ روزی امام دوازدهم مهدی از آنجا ظهور می‌کند! هزاران مسلمان هر شب به دیدن این چاه مقدس می‌روند. دریچه این چاه با یک صندوق سبز آهنی پوشیده شده است تا مردم نتوانند خود را در آن بیندازند[!]».

البته برای کسانی که حداقل اطلاعاتی در مورد موعودگرایی در نگاه تشیع دارند مسلم است که شیعیان هیچگاه به چاه جمکران به عنوان محل ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اعتقاد ندارند.

CBN در ادامه سعی می‌کند اعتقادات شیعیان را خرافی جلوه داده و مدعی می شود: «بیشتر بازدیدکنندگان وقت خود را صرف دعا و بوسیدن این صندوق آهنی می‌کنند. برخی دیگر درخواست‌های خود را بر روی تکه‌های کاغذ نوشته و آنها را برای مهدی به درون چاه می‌اندازند. بسیاری معتقدند که در واقع مهدی درخواست‌های آنها را می‌خواند[!]».

این شبکه در ادامه به نوع رویکرد شیعیان و سنی‌ها در زمینه مهدویت پرداخته و میگوید: «به گفته محققان شیعی، مهدی ــ از نوادگان حضرت محمد ــ در اواسط قرن نهم میلادی از نظرها پنهان شده است. سنی‌ها، که اکثر جمعیت مسلمانان جهان را تشکیل می‌دهند، دیدگاه‌های دیگری نسبت به مهدی دارند. به عنوان مثال، آنها معتقدند که مهدی هنوز متولد نشده و از فرزندان فاطمه، دختر حضرت محمد، خواهد بود. مسلمانان شیعه معتقدند که امام دوازدهم زنده بوده و قبل از روز قیامت ظهور خواهد کرد».
این گزارش پس از این به رویکرد دکتر احمدی‌نژاد پرداخته و می‌گوید: «احمدی‌نژاد از زمانی که در آگوست 2005 رییس‌جمهور ایران شده، به عنوان یکی از بانفوذترین پیروان مهدی ظاهر گشته است. وی تقریباً در تمامی صحبت‌هایش، چه در داخل و چه در خارج از ایران، از الله خواستار تعجیل بازگشت مهدی شده است».
CBN همچنین به همراهی حضرت عیسی مسیح (علیه السلام) اشاره کرده و می‌گوید: «مسلمانان معتقدند در هنگام ظهور مهدی، عیسی مسیح نیز او را همراهی خواهد کرد. آنها معتقدند که مسیح بازگشت فیزیکی به این دنیا خواهد داشت. وی خوک‌ها را خواهد کشت، صلیب‌ها را خواهد شکست، یهودیان را می‌کشد، و ضد مسیحیان را شکست می‌دهد».
در پایان این گزارش به سخنان ژوئیل روزنبرگ مؤلف کتاب «امام دوازدهم»‌ اشاره شده و از قول وی ادعا می‌شود که: «به عقیده احمدی‌نژاد، آخرالزمان نزدیک بوده و مسیحای اسلام دارد می‌آید و راه شتاب بخشیدن به ظهور امام دوازدهم و حکومت بر زمین، نابودسازی شهروندان یهودی و مسیحی است[!] و این چیزی است که احمدی‌نژاد را بسیار خطرناک می‌سازد، چرا که او و حکومتش در حال دست‌یابی به سلاح‌های اتمی هستند که آنها را قادر می‌سازد تا بتوانند کل جوامع یهودی و مسیحی را نابودی سازند».
یکی دیگر از ادعاهای این شبکه خبری این است که بیان می‌دارد شیعیان معتقدند قبل از ظهور تمامی یهودیان و مسیحیان باید نابود شوند. متاسفانه این رویکرد شیعه‌هراسانه این شبکه باعث شده است تا برخی از بینندگان این گزارش در ارائه نظراتی برای این خبر، حس تنفر خود را از اسلام و شیعه بیان دارند.

اینقدر این جالب است که دلم نمی یاد در ادامه مطلب بگذارم

ر حدود 4 سال پيش كه مقاله ي « فراماسونري: دجال آخرالزمان » وارد فضاي مجازي وب شد، شايد تعداد مقالاتي كه پيرامون فراماسونري در فضاي مجازي وب وجود داشتند، به تعداد انگشتان دو دست هم نمي رسيد، اما به لطف خدا و ياري آقا امام زمان (عج) بعد از گذشت 4 سال، حدود 24500 صفحه ي اينترنتي در فضاي وب يافت مي شوند كه اين مقاله را در خود جاي داده و يا به آن لينك داده اند. در همان زمان نويسندگاني چون دكتر عبدالله شهبازي با انتشار مقالاتي چون ارتباط كابالا و مدونا و ... 

 

فرافكني جنبش سبز ماسوني در فراماسون دانستن دكتر محمود احمدي ن‍ژاد.

 در حدود 4 سال پيش كه مقاله ي « فراماسونري: دجال آخرالزمان » وارد فضاي مجازي وب شد، شايد تعداد مقالاتي كه پيرامون فراماسونري در فضاي مجازي وب وجود داشتند، به تعداد انگشتان دو دست هم نمي رسيد، اما به لطف خدا و ياري آقا امام زمان (عج) بعد از گذشت 4 سال، حدود 24500 صفحه ي اينترنتي در فضاي وب يافت مي شوند كه اين مقاله را در خود جاي داده و يا به آن لينك داده اند. در همان زمان نويسندگاني چون دكتر عبدالله شهبازي با انتشار مقالاتي چون ارتباط كابالا و مدونا و ...  تلاش كردند تا حرفهايي براي گفتن در زمينه ي فراماسونري داشته باشند. افرادي چون عبدالله شهبازي مطالعات زيادي در زمينه ي بهاييت انجام داده بودند، اما نتوانستند به جمع بندي مناسبي پيرامون فراماسونري و ماهيت حقيقي آن بپردازند. به همين دليل ماحصل نوشته هاي شهبازي، مقالات نازل و ضعيفي همچون ارتباط مدونا با كابالا، دماوند و فرقه هاي رازآميز، « دروازه ي قرآن  » و نمادهاي ابليسك در شيراز بود كه نحوه ي نگارش و استناد آن ها حاكي از ضعف قلم نگارنده در زمينه ي فراماسونري داشت. تا آن جا كه براي مثال در مقاله ي دماوند و فرقه هاي رازآميز، شهبازي دماوند را يك ابليسك بزرگ مي داند، در حالي كه اين ادعا نشان مي دهد كه وي اطلاعات مناسبي پيرامون ابليسك ندارد. چرا كه ابليسك شرايط ويژه و سطح مقطع خاصي دارد و نمي توان هر بناي بلندي را ابليسك دانست. تصوير زير به خوبي گوياي اين مسئله مي باشد
:

 

 http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/01.jpg

 

بنابراين اين مسئله كه عبدالله شهبازي دماوند را يك ابليسك مي پندارد، نشان مي دهد كه هيچ سررشته اي از نمادشناسي فراماسونري ندارد. در واقع اگر ادعاهاي بي پايه ي شهبازي را در اين زمينه بپذيريم، بايد از اين به بعد گلدسته هاي مساجد، موشكهاي بالستيك و ... را نيز يك ابليسك بدانيم كه اين مسئله صحت ندارد و ابليسك سطح مقطع و انتهاي به خصوصي دارد.

اما به هر حال از آن زمان به بعد شهبازي به عنوان يك ماسون شناس مطرح گرديد و عده ي زيادي نيز همانند وي به نوشتن مقالاتي از اين دست پيرامون فراماسونري پرداختند. تا جايي كه مقالات ترجمه اي و تاليفي پيرامون فراماسونري، يك شبه وارد فضاي وب شدند، بدون اينكه مولفان آن ها مخاطراتي را كه ممكن است نوشته هاي خام و ناپخته به دنبال داشته باشد، در نظر بگيرند. در همان هنگام عده اي كه همواره به دنبال تخريب چهره ي نظام جمهوري اسلامي بودند، با استفاده از ضعف رسانه هاي رسمي، جهل و سستي مشاوران رييس جمهور و با استفاده از موج وبلاگي، از چند تصوير و چند مطلب بي اساس بهره برده و دولت را به فراماسونري جهاني مرتبط ساختند، حال آن كه هيچ دولتي در جمهوري اسلامي تا بدين حد مورد غضب فراماسونري جهاني واقع نشده بود.

 

اين مسئله تا زمان انتخابات ادامه يافت تا اين كه عبدالله شهبازي در زمان انتخابات، با توجه به دوستي و ارتباط قوي كه با ميرحسين موسوي  داشت، شروع به اتهام زني به دولت و ساير اركان نظام جمهوري اسلامي كرد. با توجه به شهرتي كه عبدالله شهبازي به ناحق در زمينه ي ماسون پژوهي دست و پا كرده بود، (كه البته بخشي از اين شهرت كذايي به واسطه ي رخوت و سستي و بي مبالاتي وبلاگ نويسان مذهبي در استفاده ي كوركورانه و غير نقادانه ي مقالات شهبازي پديد آمده بود) وي از اين شهرت سوء استفاده كرده و از اين مسئله براي اتهام زني به دكتر احمدي نژاد بهره ي كافي را برد.

 

در همان هنگام، وبسايت « وعده ي صادق » و سلف آن يعني وبلاگ « اسلام حقيقي‌ « به تأسي از رهبر معظم انقلاب كه تصميم گيري در زمينه ي انتخابات را به خود مردم واگذار فرموده بودند، از هر گونه تبليغ مستقيم پيرامون كانديداها خودداري كرده و تنها نكاتي كلي پيرامون رييس جمهور مهدوي بيان كرده بودحتي فشارها و درخواست هاي خوانندگان محترم و فهيم وبسايت نيز منجر به تغيير اين رويه نشد تا اينكه وقايع پس از انتخابات رخ داده و گستاخي هاي جريان فتنه تا بدانجا ادامه يافت كه خطوط قرمز شكسته شد و ساحت مقدس امام حسين (ع) نيز مورد توهين جريان فتنه قرار گرفت. به همين دليل وبسايت « وعده ي صادق » نيز كه تا آن زمان به تأسي از متانت و بزرگوار ي رهبر معظم انقلاب از درج هر گونه مطلب جنجالي خودداري مي كرد، سكوت را بيش از اين جايز ندانسته و تلاش نمود تا ماهيت شوم جنبش سبز ماسوني را افشا نمايد.

 

از آن سو جريان فتنه انگيز جنبش سبز ماسوني كه خود را در معرض خطر مي ديد، به فرافكني پرداخته و از مطالب جهت دار عبدالله شهبازي، مهدي خزعلي و عنصر خودفروش خائن عليرضا نوري زاده استفاده كرده و با كنار هم قرار دادن مطالب مذكور و تصاوير ظاهراً مستند تلاش نمود تا دكتر محمود احمدي نژاد را به ارتباط با فراماسونري متهم نمايد.

 

گرچه در وبلاگ « اسلام حقيقي » به صورت مختصر به اين ادعا ها پاسخ داده شده بود، در اين مقاله تلاش مي گردد تا ماهيت واقعي اسنادي كه جنبش سبز به آن ها استناد مي كند، بر خوانندگان عزيز هويدا گردد. اينك به چند نمونه از مهمترين اسناد ادعايي جنبش سبز ماسوني در اين زمينه مي پردازيم و اسنادي را كه اين ادعا ها را رد مي نمايند، در ادامه مي آوريم:


1 – تصوير آقاي احمدي نژاد در يك سخنراني در شهر مرند:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/02.jpg

 

  دكتر احمدي نژاد در حين نشان دادن علامت بوزقورد به استقبال كنندگان آذري شهر مرند.

 

تصوير فوق كه آقاي احمدي نژاد را در سفر استاني خود به آستان آذربايجان شرقي و در جمع استقبال كنندگان نشان مي دهد، جنجال هاي زيادي ايجاد نموده استعلامتي كه در بالا توسط آقاي احمدي نژاد به استقبال كنندگان نشان داده مي شود، علامت بوزقورد (Bozqurd) يا « گرگ خاكستري » مي باشد كه يك علامت شناخته شده در بين آذري ها مي باشداين علامت  كه ريشه در افسانه هاي تركي دارد، مورد توجه گروه هاي ناسيوناليت ترك زبان و حتي گروه هاي تجزيه طلب و افراطي آذري قرار دارددر جريان سفر مذكور كه آقاي احمدي نژاد در جمع مستقبلين شهرهاي مختلف قرار گرفته بود، تعدادي از جوانان آذري شهرهاي آذربايجان اين علامت را به آقاي احمدي نژاد نشان دادند و به دليل ضعف مشاوران آقاي احمدي نژاد و عدم شناخت درست اين نماد از سوي آن ها، اين مشاوران به رييس جمهور گفتند كه اين علامت يك نوع سلام آذري است و بهتر است آقاي احمدي نژاد نيز به آنان اين علامت را در پاسخ نشان دهد. آقاي احمدي نژاد نيز در آن زمان اين علامت را به عنوان بوزقورد به جمعيت نشان دادند. جالب اينكه در آن زمان تصاويري از خبرگزاري ايسنا وجود دارد كه تعدادي از جوانان آذري شهر تبريز را در حال نشان دادن بوزقورد نشان مي دهد.

 

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/03.jpg

 

جوانان آذري در حال نشان دادن بوزقورد به آقاي احمدي نژاد.


 

اما رسانه هاي جريان فتنه در قبل و بعد از انتخابات، با به كار بردن حيله اي كثيف و ناجوانمردانه، تنها به درج تصوير آقاي احمدي نژاد پرداخته و ادعا كردند كه وي علامت دست شيطان يا دست شاخدار (Cornuto) را به جمعيت نشان داده است.

 

البته فرم ظاهري بوزقورد (Bozqurd) و دست شاخدار (Cornuto) تفاوت چنداني با هم ندارد. اما ديكشنري ويكيپديا نيز در همان صفحه ي مربوط به Cornuto، علامت بوزقورد را نيز ذكر كرده و معناي متفاوت آن را نيز بيان نموده است:


 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/04.jpg

 

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/05.jpg


 شباهت علامت گرگ خاكستري يا بوزقورد به علامت دست شاخدار (Cornuto).

 

تصوير زير نتيجه ي Search عبارت بوزقورد (Bozqurd) را در Google نشان مي دهد:

  

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/06.jpg

 

 تصوير زير نيز علامت بوزقورد را در دست يك كودك آذري نشان مي دهد:

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/07.jpg

 

بوزقورد در دست كودك آذري.


البته در همان زمان، روزنامه هاي مختلف آذري زبان در داخل و خارج كشور نيز اين خبر را منعكس نمودند و حتي سايت مسدود شده ي « بازتاب » سابق نيز اين خبر را منتشر نمود. تصوير زير، خبر مذكور را در يكي ديگر از اين سايت ها نشان مي دهد:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/08.jpg


 عزيزان خواننده مي توانند صفحه ي فوق را در لينك زير ببينند:

http://mozaffari.ws/view_news.php?id=367

 

نكته ي ديگر اين كه ماسون ها از علامت (Cornuto) در مكان هاي متعددي استفاده مي كنند. براي مثال به تصاوير زير توجه كنيد:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/09.jpg

 

 نماد Cornuto در دست جرج بوش و سایر روئسا


 

در تصاوير فوق ملاحظه مي فرماييد كه جرج بوش فراماسون، در مكان هاي متعددي از نمادهاي ماسوني بهره برده است. اين مسئله كه نماد مذكور ديگر به وسيله ي دكتر احمدي نژاد استفاده نشد نيز نشان مي دهد علامت نشان داده شده توسط وي ربطي به فراماسونري نداشته است، چرا كه اگر اين گونه مي بود، وي مي بايست اين علامت را در جاهاي ديگر نيز استفاده مي كرد.

 

بدين ترتيب نيز همان گونه كه ملاحظه فرموديد، علامتي كه آقاي احمدي نژاد با دست خود به جمعيت مستقبلين نشان داده است، علامت شناخته شده ي بوزقورد مي باشد و هيچ ارتباطي با فراماسونري ندارد. حضور اين علامت در دستان جوانان آذري در همان سفر قرينه اي است كه ثابت مي كند، علامت نشان داده شده نماد بوزقورد مي باشد.

 

البته اين حركت آقاي احمدي نژاد و ضعف مشاوران وي نيز به شدت مورد انتقاد مي باشد. چرا كه نشان دادن اين علامت توسط وي آن هم در زماني كه تمام حركات مسئولين جمهوري اسلامي ايران مورد توجه رسانه هاي بين المللي بود، موجب گرديد تا گرفتاري هاي زيادي براي وي پديد آيد. از سوي ديگر نماد بوزقورد مورد علاقه ي گروه هاي تجزيه طلب و پان تركيست هاي آذربايجان نيز مي باشد و استفاده از اين علامت توسط آقاي احمدي نژاد مي توانست سبب شود تا آن ها تصور كنند حركات افراطي آنان از سوي آقاي احمدي نژاد به رسميت شناخته شده است. بنابراين صحيح تر اين بود كه آقاي احمدي نژاد و مشاوران ايشان از استفاده از علايمي كه معني، گستره، ابعاد و تبعات آن را نمي دانند، خودداري نمايند. خوشبختانه چنين اتفاقي در بقيه ي سفرهاي استاني و سخنراني هاي آقاي احمدي نژاد تكرار نشد و رييس جمهور بعد از آشنا شدن با معاني گسترده ي اين نماد، از به كار بردن آن خودداري كرد، اما به هر حال بهتر بود از اول اين كار انجام نمي شد تا گزك به دست افراد مغرض داده نشود.

 

يكي ديگر از ايراداتي كه به آقاي دكتر احمدي نژاد و رسانه هاي دولتي مطرح است، اين است كه به جاي توضيح درباره ي اشتباه پديد آمده، تلاش كردند تا اين مسئله را به فراموشي بسپارند، و حتي خبرگزاري ISNA در مدت كوتاهي پس از انتشار اخبار مربوط به سفر استاني آقاي احمدي نژاد، عكس استقبال كنندگاني را كه از نماد بوزقورد استفاده مي كردند از متن خبر حذف كرد. حال آنكه اين برخورد غيرمدبرانه از سوي دولت و رسانه هاي دولتي موجب شد تا رسانه هاي معاند نظام از اين خلأ اطلاعاتي استفاده كرده و به غوغا و دروغ پراكني بپردازند.

 

در كل بايد گفت كه مسئله ي نشان دادن نماد بوزقورد از سوي رييس جمهور به مردم آذربايجان، اشتباهي بود كه نمي بايست از ابتدا شكل بگيرد. چرا كه اين اشتباه و كم كاري ها و اطلاع رساني هاي نامناسب بعد از آن موجب شد تا رسانه هاي معاند از آن سوء استفاده نمايند.

 

ذكر نكته اي بسيار مهم: پيشاپيش به خوانندگان عزيز متذكر مي شويم كه عكس آقاي احمدي نژاد در حين نشان دادن بوزقورد، مربوط به حضور وي در شهر مرند است، اما عكس جوانان استقبال كننده اي كه نماد بوزقورت را نشان داده اند، مربوط به شهر تبريز مي باشد. علت بيان اين توضيح اين است كه فتنه انگيزان جنبش سبز ماسوني كه در سفسطه و مغلطه استاد هستند، تصور نكنند مي توانند با بيان اين كه آقاي احمدي نژاد در يك عكس كت پوشيده است و در عكس ديگر كاپشن به تن كرده است، به كلي منكر توضيحات ارايه شده شوند. چرا كه عكس هاي مذكور مربوط به دو شهر مختلف استان آذربايجان شرقي مي باشند و به همين دليل آقاي احمدي نژاد در اين دو شهر لباس هاي مختلفي به تن كرده است.

 

ذكر يك نكته ي بسيار مهم: در تعدادي از وبلاگ ها نيز تصاوير زير ارايه شده و از آن ها به عنوان سند ماسون بودن احمدي نژاد نام برده شده است:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/010.jpg

                   

 تصاويري كه ملاحظه فرموديد، هيچ ارتباطي با شيطان پرستي و فراماسونري ندارند و فراماسون ها از چنين علاماتي به صورت خاص استفاده نمي كنند. تصاوير مذكور در هر سخنراني ممكن است پديد آيند و هيچ نشانه و نماد خاصي را به همراه ندارند.

 

2 – نام خانوادگي قبلي رييس جمهور و ادعا درباره ي يهودي بودن آقاي دكتر احمدي نژاد: يكي ديگر از مسايلي كه از سوي سايت هاي منتسب به جنبش سبز ماسوني تبليغ مي شود و تلاش مي گردد تا به وسيله ي آن، خدمات آقاي احمدي نژاد زير سوال رود، غوغا و جنجال پيرامون تغيير نام خانوادگي ايشان است. در اين سايت ها تصويري از صفحه ي آخر شناسنامه ي آقاي دكتر احمدي نژاد ارايه شده و پيرامون آن ادعاهايي مطرح گشته است:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/011.jpg

 

تصوير صفحه ي آخر شناسنامه ي آقاي دكتر احمدي نژاد.


 

مطابق اين تصوير، نام خانوادگي آقاي دكتر احمدي نژاد در ابتدا (سبورجيان) يا (صباغيان) – تصاوير وضوح كامل ذدارند - بوده است و نام خانوادگي ايشان به احمدي نژاد تغيير يافته است. اين امر دستاويزي براي فتنه گران جنبش سبز ماسوني قرار گرفته و ادعا كرده اند كه فاميلي سبورجيان يك نام خانوادگي يهودي است و خانواده ي آقاي دكتر احمدي نژاد يك خانواده ي يهودي بوده اند كه به اسلام گرويده و نام خانوادگي خود را نيز تغيير داده اند.

 
اين ادعا اولين بار توسط دكتر مهدي خزعلي مطرح شد و وي كه همواره موضع خصمانه اي پيرامون دولت داشته است، تلاش نمود تا با ارايه ي ادعاهاي اينچنيني، دولت را بيش از پيش مورد تهمت و تخريب قرار دهد. اشاعه ي اين شايعه از سوي دكتر خزعلي و مصاحبه هاي متعدد و تخريبي وي با رسانه هاي بيگانه، حتي موجب گرديد تا پدر ايشان آيت الله العظمي ابوالقاسم خزعلي (دام ظله العالي) نيز به صورت علني اعلان نمايند كه دكتر خزعلي ديگر پسر ايشان نمي باشند و بدين ترتيب، دكتر خزعلي را از فرزندي خود خلع نمودند. البته چهره هاي ديگري نيز همچون عبدالله شهبازي كه به دليل دوستي با مير حسين موسوي، حقايق را زير پا گذاشته بودند، با وي همصدا گرديدند.

 

اما براي اين كه اين ادعاها مستند باشد، مقالاتي در اين زمينه نگاشته شده و تلاش گرديد تا در ضمن اين مقالات، چند وبسايت نيز به عنوان منبع و مرجع اين مستندات ارايه گردند. يكي از اين مستندات كه در نگاه اول نيز ممكن است محكم و قانع كننده به نظر برسد، معناي كلمه ي « سبور » در فرهنگ لغت اينترنتي « دهخدا » مي باشد. مطابق مطالب نوشته شده در وبسايت فرهنگ لغت اينترنتي « دهخدا » معناي كلمه ي « سبور » بدين شرح است:

« واژه ای عبری است (
סבור) به معنی تصور کننده، معتقد. سبورا (סבורא) به معنی فکر کننده و استدلال کننده و جمع آن سبورایم (סבוראימ) لقب مروجین تلمود است. (فرهنگ عبری- فارسی حییم) »

 

نگارنده ي اين مقاله به ديكشنري عبري – فارسي حييم دسترسي نداشته است. اما مطابق اصول الفباي عبري، به دليل عدم وجود ماركر تغيير دهنده ي تلفظ (Dagesh) در حرف (
ב)، تلفظ صحيح عبارت (סבור)، به نظر مي رسد كه (سوور : Savur) باشدبنابراين تلفظ عبارت عبري مذكور نيز مطابق ادعاهاي ذكر شده به نظر نمي رسد.

 

اما حتي اگر توضيح فوق را ناديده بگيريم و بپذيريم كه تلفظ كلمه ي ذكر شده « سبور » مي باشد، باز هم نمي توان نتيجه گرفت كه عبارت « سبور » در فارسي با « سبور » در عبري هم معني باشد. براي مثال عبارت « دُرد » هم در تركي و هم در فارسي با تلفظ مشابه وجود دارد. اما « دُرد » در فارسي به معناي لجن يا ته نشين و در تركي به معناي عدد (4 : چهار) است. با اين اوصاف حتي وجود دو كلمه ي مشابه و داراي تلفظ يكسان در زبان هاي متفاوت، لزوماً به معناي اين نيست كه دو كلمه ي مذكور معناي يكسان دارند.

 

البته در اين بين شيطنتي نيز از سوي حاميان جنبش سبز ماسوني شكل گرفته است و آن دغلبازي اين است كه كلمه ي « سبور » در لغت نامه ي اصلي دهخدا وجود ندارد و اين كلمه توسط كاربران به وبسايت « لغت نامه ي دهخدا » اضافه شده استبراي روشن شدن اين قضيه به تصوير زير توجه فرماييد:


  

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/012.jpg


 

لينك اينترنتي صفحه ي فوق:

                  http://www.loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-6bd71716999946eba046db8b9839188e-fa.html

 در واقع حاميان جنبش سبز ماسوني، در زماني كه ادعاها پيرامون يهودي بودن آقاي احمدي نژاد شدت يافته بود،  خودشان  كلمه ي « سبور » را به اين لغت نامه ي آنلاين اضافه كرده اند و جالب اينكه براي محكم كردن ادعايشان به اين لغت نامه ي اينترنتي لينك داده اند. حال آنكه كلمه ي « سبور » در فرهنگ لغت اصلي دهخدا وجود ندارد و اين كلمه و معناي آن توسط كاربران به آن اضافه شده است. به عبارت ديگر، آن ها خودشان كلمه را به لغت نامه اضافه كرده اند و خودشان نيز به كلمه اي كه خود اضافه كرده اند، استناد نموده اند!!! اين حركت مضحك، انسان را ياد اين ضرب المثل مي اندازد: « خود گويي و خود خندي، عجب مرد هنرمندي!!! »

 
بنابراين اين سند جنبش سبز نيز عملاً ارزشي ندارد.

 
وبسايت هاي جنبش سبز، در اين ميان به روزنامه هاي « گاردين » يا « العربيه » نيز استناد كرده اند، اما جالب اين كه روزنامه ي « گاردين » در مقاله اي ديگر كه متعاقباً چاپ شد، ادعاهاي خود را پس گرفت. اين مقاله كه عنوان آن « احمدي نژاد ريشه ي يهودي ندارد. » مي باشد، به توضيح كامل درباره ي اصل و نسب آقاي دكتر احمدي نژاد پرداخته و حتي معناي كلمه ي « سبورجيان » ادعايي را « رنگرز » دانسته است. در اين مقاله، نويسنده اذعان كرده كه اين معنا با تحقيق در زادگاه دكتر احمدي نژاد و پرس و جو پيرامون شغل آبا و اجدادي خانواده ي ايشان كشف شده است. در واقع مطابق تحقيقات نويسنده ي مقاله، كلمه ي « سبورجيان » از شغل آبا و اجدادي خانواده ي آقاي احمدي نژاد كه رنگرز بوده اند، اقتباس گرديده است و اين شغل به صورت موروثي تا زمان پدر آقاي احمدي نژاد ادامه داشته است تا اينكه پدر آقاي احمدي نژاد به شغل آهنگري روي آوردند. در تصاوير زير مي توانيد بخش هايي از اين مقاله را ملاحظه فرماييد:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/013.jpg

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/014.jpg

 

 مطلب فوق را مي توانيد در لينك زير به صورت مستقيم ملاحظه فرماييد:

http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2009/oct/05/mahmoud-ahmadinejad-jewish-family

 

با توجه به مطالب ذكر شده در بالا درمي يابيم كه مطالب ادعايي از سوي سايت هاي منتسب به جنبش سبز ماسوني كذب محض بوده و اين سايت ها در كمال نفاق و خباثت، مطالب دروغ را منتشر كرده اند تا دستاويزي براي حمله به نظام پيدا كنند.

 

3 – ادعاي مصاحبه با عمه ي يهودي آقاي دكتر احمدي نژاد: وبلاگ ها و وبسايت هاي منتسب به جنبش سبز ماسوني، خبر مضحكي را بدين مضمون عنوان كرده اند:

 

« مدتی پیش نیز هم یکی از روزنامه های اسرائیل با زنی یهودی در اسرائیل مصاحبه کرد که خود را عمه احمدی نژاد معرفی کرده بود. »

 

اين سايت ها با كمال وقاحت، لينك هاي زبر را نيز به عنوان مدرك ادعايي خود ذكر كرده اند:

متن عبري:

http://www.haaretz.co.il/hasite/spages/944617.html?more=1

 

متن صفحه ي مذكور در Google Translate:

http://translate.google.com/translate?hl=en&sl=iw&tl=fa&u=http%3A%2F%2Fwww.haaretz.co.il%2Fhasite%2Fspages%2F944617.html%3Fmore%3D1

 

در تصوير زير اين ادعا را در يك از وبلاگ هاي مذكور ملاحظه مي فرماييد:


 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/015.jpg

 

اما اين خبر كذب محض بوده و صفحه ي مذكور مربوط به مصاحبه با يك نويسنده ي يهودي پيرامون مقوله ي نويسندگي مي باشد. تصوير صفحه ي مذكور را به زبان عبري ملاحظه مي فرماييد:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/016.jpg

 

 در تصوير زير، صفحه ي مذكور را در Google Translate ملاحظه مي كنيد:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/017.jpg

  اين هم صفحه ي مربوط به افشاي دروغ مذكور در سايت « عصر ايران »:

http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=86475


 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/018.jpg


 

بدين ترتيب همانگونه كه ملاحظه فرموديد، خبر مذكور نيز دروغي بيش نبوده است.

 

4 – دست دادن ماسوني دكتر احمدي نژاد با Larry King (مجري CNN): ادعاي مذكور نيز از سوي دشمنان نظام در وبسايت ها و وبلاگ هاي معاند مطرح شد و تصوير زير نيز به اين ادعا ضميمه گرديد:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/019.jpg

 

اما اين ادعاي سخيف نيز به هيچ عنوان پايه و اساس درستي ندارد. زيرا:

 
1 – روش مذكور دست دادن يك روش عادي دست دادن بوده و اختصاص به ماسون ها ندارد. به همين دليل در مقاله ي مفصل « فراماسونري: دجال آخرالزمان » كه 3 سال پيش از مصاحبه ي دكتر احمدي نژاد با CNN منتشر شده و در آن علايم خاص و مهم فراماسونري مورد بررسي قرار گرفته بود، به هيچ عنوان به دست دادن فراماسونرها اشاره نشده بود، چرا كه اين روش دست دادن در ميان جمعيت عادي نيز رايج است و نشان دهنده ي ماسون بودن افراد نمي باشد.  براي  مثال  به جستجوي عبارت « دست دادن: Shake Hand » در بخش Image  وبسايت Google  توجه فرماييد:


 

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/020.jpg

 

 

همانگونه كه در تصوير فوق ملاحظه فرموديد، افراد مختلف نحوه ي « دست دادن » گوناگوني را در برخورد با ديگران مورد استفاده قرار مي دهند. به همين دليل به هيچ عنوان نمي توان از دست دادن افراد پيرامون ماسون بودن يا نبودن آن ها نتيجه گرفت.

 

2 – در تصوير ارايه شده از دست دادن Larry King با دكتر احمدي نژاد، دستي كه انگشت شستش نزديك به تصوير است، دست مصاحبه كننده ي CNN است، نه دست دكتر احمدي نژاد. بنابراين حتي اگر Larry King به فرم خاصي دست داده باشد، نحوه ي قرار گرفتن شست دست آقاي دكتر احمدي نژاد در تصوير معلوم نيست كه بتوان از آن نتيجه اي گرفت.


 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/019.jpg


 

با توجه به مطالب ذكر شده در بالا، درمي يابيم كه ادعاهاي مطرح شده در وبلاگ ها و وبسايت هاي جنبش سبز ماسوني در اين زمينه نيز كذب محض مي باشد.

 

البته در وبلاگ ها و وبسايت هاي جنبش فتنه گر سبز ماسوني ادعاهاي سخيف ديگري نيز از جانب جنايتكاراني همچون عليرضا نوري زاده، منشه امير و ... نيز مطرح شده است و در همين سايت ها افراد ديگري از نظام بدون ادله ي خاصي در زمره ي يهوديان قرار گرفته اند. اين ادعاها به قدري پوچ و خالي از استناد هستند كه ارزش بررسي كردن هم ندارند. به همين دليل از توضيح پيرامون آن ها خودداري مي نماييم. اما همانگونه كه گفته شد، ادعاهاي مذكور در حد ادعا مطرح شده اند و حتي مستندات دروغيني!!! كه در بالا مورد بررسي قرار گرفته اند را نيز به همراه خود يدك نمي كشند كه بخواهيم آن ها را مورد بررسي قرار دهيم. به همين دليل از اطاله ي كلام بيشتر در اين زمينه خودداري مي نماييم. در ضمن، مطالعه ي مقاله ي زير نيز به خوانندگان محترم وبسايت  توصيه مي گردد:

http://jew.blogfa.com/cat-3.aspx

 

البته ما اين را مي دانيم كه آن كساني كه چشم و گوششان بسته شده و بر قلب هايشان مهر خورده است، باز اين اسناد را نيز رد مي كنند. اما به اين اميد كه تعدادي از افرادي كه هنوز گوش شنوا دارند، اين مقاله را مي خوانند، آن را منتشر نموده ايم.

 

در پايان خاطر نشان مي شويم كه اين آخرين بخش از پرونده ي جنبش سبز ماسوني است كه در حال حاضر و در اين مقطع توسط نويسنده ي اين مقاله خدمت خوانندگان عزيز ارايه مي گردد و نويسنده حتي الامكان تلاش مي نمايد تا قلم خود را تا جايي كه ممكن است در اين زمينه نفرسايد و پتانسيل هاي عظيم وبسايت « وعده ي صادق » را صرف چانه به چانه شدن با سربازان پياده و ايادي فراماسونري جهاني ننمايد.

 

إن شاء الله خداوند متعال به همه ي مسلمين بصيرت و ايمان عطا فرمايد و شر دجال آخرالزمان را از سر مسلمانان رفع نمايد.

با تشكر

خادم الامام (عج) – وعده ي صادق  

دانلود کتاب و مقاله PDF با موضوعات مهدویت و دشمن شناسی

دانلود تعدادی کتاب و مقاله مفید و مرتبط با مباحث مهدویت و دشمن شناسی با فرمت پی دی اف

مردی از قم

مقاله سید خراسانی – قسمت اول

مقاله سید خراسانی – قسمت دوم

مقاله سید خراسانی – قسمت سوم – بخش اول

مقاله سید خراسانی – قسمت سوم – بخش دوم

مقاله شعیب بن صالح- بخش اول

مقاله شعیب بن صالح – بخش دوم

مقاله شعیب بن صالح – بخش سوم

عصر ظهور

پادشاه اردن از نگاهی دیگر

هشدار به مقاومت منطقه: احتمال بروز فتنه ای بزرگ

نفس زکیه 1 نفر یا 2 نفر ؟

دروغ هاي حسن الشارني منجم و پيشگوي معروف تونسي

يوگا: پرستش شيطان

اینکه در طی چند سال گذشته تذکرات زیادی به رسانه ملی داده شده و خطرات فکری و فرهنگی پخش فیلم های صهیونیستی به کرات گوشزد شده اما متأسفانه این روند هنوز ادامه دارد ، بعد از پخش مجموعه صهیونیستی جومونگ از شبکه سوم سیما برخی از دلسوزان عرصه فرهنگ به اهداف پشت پرده این اثر اشاره نمودند اما نه تنها از پخش آن جلوگیری نشد[1] بلکه این روند با پخش مجموعه امپراطور بادها همچنان ادامه دارد[2] و اگر باز هم این روند قطع نشود در مجموعه های بعدی و ادامه جومونگ تأثیرگذاری منفی بسیار بیشتر می شود، بنده فیلم های بسیاری از رسانه ملی دیده ام که رسماً ترویج شیطان پرستی ، فرقه های منحرف جدید و تفکر لیبرالی غربی  است و بدون توجه به تأثیر آن دوبله و پخش شده اند ، نمیدانم چه زمانی مسئولین فرهنگی و رسانه ای ما متوجه می شوند که بار فکری و تأثیر اعتقادی فیلم ، به مراتب خطرناک تر از صحنه های مبتذل و مستهجن آن است و همان حساسیتی که برای سانسور این صحنه ها وجود دارد باید با مقیاسی بیشتر و دقیقتر بر مفاهیم ارائه شده در فیلم ها وجود داشته باشد، به همین خاطر مقاله ” کلیدهای تحلیل مجموعه تلویزیونی افسانه جومونگ ” را باز نشر [3] می نمایم

 

-    پادشاه دانگمیونگ (زاده ۵۸ ق.م. درگذشته ۱۹ ق.م. – پادشاهی ۳۷ تا ۱۹ قبل از میلاد) یا به طور کامل دانگمیونگ سئونگ وانگ که به اسم زمان تولدش جومونگ نیز معروف است، موسس امپراتوری گوگوریو می‌باشد. گوگوریو در میان سه امپراطوری کره، شمالی‌ترین آنها محسوب می‌شد. درلوح سنگی گوانگائتو از او با نام چومووانگ به معنی پادشاه چومو و در ۲ کتاب تاریخی سامگوک ساگی و سامگوک یوسا از او با نام جومونگ و عنوان گو یاد شده‌است. همچنین در کتاب سامگوک ساگی از او با نام چومونگ یا سانگائی نیز نام برده شده‌است. آرامگاه جومونگ هم اکنون در کره شمالی است . در سایر نوشته‌های بدست آمده او با نام‌های چومونگ ، جونگمو یا دومو معرفی شده‌است

 

به دلیل حجم زیاد مطالب به ادامه مطللب بروید

ادامه نوشته

فراماسونری الحادی(Atheistic ) ، الله را نفی می کند و شیطان را می پرستد

فراماسونری الحادی(Atheistic ) ، الله را نفی می کند و شیطان را می پرستد

در قرن چهاردهم میلادی سازمان ماسونی الحادی به پا خاسته از مکتب کابالا در اروپا شکل گرفت که در مقایسه با مذاهبی چون یهود مسیحیت و اسلام سازمان نامبرده به جای الله خدای یگانه مظاهری از قبیل (معمار بزرگ جهان هستی) را که از دیدگاه ایشان خود بخشی از جهان مادی محسوب می شد را به رسمیت می شناخت.
در حقیقت ریشه این سازمان مخفی به سالها و قرون متمادی قبل از قرن چهاردهم برمی گردد و در آن زمان تنها اتفاقی که افتاد رسمیت یافتن این مکتب و نگرش در اروپا بود.مکتبی که پیدایش جهان را تصادفی و انسان را محصول تکامل تدریجی و نه خلقت هوشمندانه می داند به مانند نظریه داروین…

یکی از اعضاء دارای درجات بالای ماسونی در ترکیه در توجیه استفاده از عنوان (معمار بزرگ جهان هستی) در کتاب خود رو به اعضاء جدید و جوان سازمان چنین می گوید : فراماسونری Atheist بی دین و خدانشناس نیست اما خالق را تحت عنوانی متفاوت با آنچه در ادیان مرسوم است می شناسد! خدا یک اصل بزرگ و عالی در فراماسونری Atheist می باشد و آن چیزی نیست جز آخرین مرحله و منتها درجه تکامل تدریجی!
در واقع هنگامیکه ما مسیر علم و علت و معلول و… را طی می کنیم وجود خویشتن را نقد کرده و به خودشناسی نائل می شویم به همین ترتیب فاصله بین خود و آن(خدا) را در می نوردیم. بنابراین خدا اراده مطلق و اصیل نیست و نمی تواند خالق یا حاکم بر طبیعت و انسان باشد!آن فقط معمار وحدت و هارمونی در جهان است. خلاصه و عصاره ای از تمام عناصر طبیعت است. نیرو و انرزی است که همه جا و همه چیز را فرا گرفته رازی بزرگ و سری نهفته می باشد.

حتما شما هم دوگانگی را در جملات این شخص حس می کنید،اینگونه است که سازمان اعضاء جوان خود را فریب داده و به تدریج در باتلاقی بدون برگشت غرق می نماید به طور واضح ابتدا آنها را با یک پیشینه ذهنی که دارند نگه میدارند اما زمانی که به درجات بالاتر (27 به بالا) میرسند و پایبست این تشکیلات میشود و راهی جز انتخاب فراماسونری ندارند آنها را با واقعیات شوم این جوامع مخفی آشکار میکند…

جملاتی دیگر برگرفته از همین کتاب به وضوح هدف از انتخاب عنوان مذکور(معمار بزرگ جهان هستی) را روشن می سازد : هیچ قدرتی خارج از طبیعت نمی تواند موجود باشد که ما را هدایت کند و بر اعمال و رفتار ما تاثیر گذارد.تعالیم ماسونی در واقع علمی و بر پایه حقایق منطقی و معقول هستند،به طور حتم خدا محصول تکامل تدریجی است و بنابراین تنها حقیقت حتمی خود این جهان و انرزی پراکنده در آن می باشد!!!
تحت عنوان (معمار بزرگ جهان هستی) ماسونهای الحادی به یک وجود مادی فرضی اشاره می کنند. این وجود که در مراحل ابتدایی اینگونه مبهم مورد اشاره قرار گرفته در سخنان و مراسم ماسونهای درجات بالاتر بطور آشکار مفهوم خود را نشان می دهد.
اینجاست که در می یابیم تحت عنوان مذکور ماسونهای الحادی تنها یک چیز را می پرستند و از آن دستور می گیرند.
آن نیرو که سازمان ایشان را هدایت می کند چیزی نیست جز شیطان لعین!!!
واین است ماهیت فراماسونری Atheist (الحادی) نابودی و محو اهل کتاب و تمامی افرادی که به خدای یگانه ایمان دارند و پذیرش شیطان به عنوان نیروی برتر.