از «عرب جاهلیت» تا «غرب جاهلیت» فقط یک «نقطه» فاصله است !

هزار و چهارصد سال قبل :

« عرب جاهلیت » دختران را زنده به گور می کرد چون ارزش زن را نمی‌فهمید.

و حالا در قرن بیست و یکم :

« غرب جاهلیت » در حالی که ادعای علم و تکنولوژی‌اش گوش فلک را کر کرده، قرآن را به آتش می‌کشد چون نمی‌فهمد که «تنها راه نجات آن‌ها از باتلاقی که در آن گرفتار شده‌اند همین قرآن است.»

غرب جاهلیت قرآن را به آتش می‌کشد چون :

- نمی فهمد که «تمام برج‌های دوقلوی خود را روی تارهای عنکبوت بنا کرده است.»

- نمی فهمد که «چرا اقتصادش یک روز در میان دچار بحران می‌شود.»

- نمی فهمد که «صدای شکستن استخوان‌های لیبرال دموکراسی را چگونه باید علاج کرد و به روزگار شوروی دچار نشد.»

- نمی فهمد که «چرا هرچه در علم پیشرفت می‌کند در اخلاق پسرفت می‌کند.»

- نمی فهمد که «تفاوت خدامحوری و اومانیزم در چیست.»

- نمی فهمد که «تفاوت حق‌الناس و حقوق بشر در چیست.»

- نمی فهمد که «تفاوت آزادگی حسینی و آزادی اباحی گرایانه لیبرالی در چیست.»

- نمی فهمد که «تفاوت جامعه مدنی و جامعه مهدوی در چیست.»

- نمی فهمد که «تفاوت لذت زن مسلمان از حیا و لذت زن غربی از خودنمایی در چیست.»

- نمی فهمد که «تفاوت Science و حکمت در چیست.»

- نمی فهمد که «تفاوت جهاد و تروریزم در چیست.»

- نمی فهمد که « وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ.»

- نمی فهمد که «تفاوت حکومت اسلامی و حکومت لیبرال دموکراسی در چیست.»

- نمی فهمد که «تفاوت ولی فقیه و پاپ در چیست.»

البته ناگفته پیداست که فهرست مفاهیمی که «غرب جاهلیت» نمی‌فهمد، بسیار طولانی‌تر از آن است که در اینجا به همه آن‌ها اشاره کنیم.

آن‌ها نمی‌فهمند چون خداوند متعال در همین قرآنی که آن را آتش زدند می‌فرماید:

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ

به یقین، گروه بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها [= عقلها ]یى دارند که با آن (اندیشه نمى‏کنند، و) نمى‏فهمند؛ و چشمانى که با آن نمى‏بینند؛ و گوشهایى که با آن نمى‏شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه‏گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند)!

سوره مبارکه اعراف، آیه شریفه ۱۷۹

آری کلام خدا را آتش زدند و به آن بی حرمتی کردند تا بار دیگر ثابت کنند که بین «عرب جاهلیت» و «غرب جاهلیت» فقط یک «نقطه» فاصله است!

◄ بازتاب :

- سایت گرداب (وابسته به مرکز بررسی جرایم سازمان یافته)

- شیعه آنلاین
- الف
- بی باک نیوز
://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8906221662

توسل به قرآن

امام صادق (ع) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!

1- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه 171) پناه نمی برد.در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.


2- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه 87) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)


3- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه 44) ... پناه نمی برد.
زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه 45)


4- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوه الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

پارسی را پاس بداریم1

آبخُست «» جزيره

آتشدان «» منقل

آخشيج «» ضد ، متضاد 

آدميگري «» انسانيت

آدينه «» حمعه

آراستن «» زينت دادن

آرايه «» زيور آلات

آزرم «» شرف

آسمانه «» سقف

آغازيدن«» شروع كردن

آفَرنده «» خالق

ادامه نوشته

نام روزهای ماه در ایران باستان

 

شـــــرح

 
 
با درود بر ايرانيان راستين :
در زير نام روزهاي باستاني ايرانشهر را براي شما آورده‌ام!
ايرانيان براي هر روز از 30 روز يک ماه،نام ويژه‌اي داشتند
در آنها بنگريد تا ببينيد اجداد نيك سرشت ما روزهاي خويش
را به چه نامهايي مي شناختند و آغاز مي كردند...بايد بگويم
روزهي هشتم و پانزدهم و بيست و سوم  بنام دي مي باشد كه به
مفهوم آفريدگار است.براي اين كه در شمارش روزها اين 3 روز
از هم باز شناخته شوند آنها را با نام روزهاي پشت سرشان
مي خواندند.پيشكش مي كنم به تمام دوستداران فرهنگ ايران زمين!
 
 
1ـ اورمزد:ساده شده اهورمزدا#
2ـ بهمن:انديشه نيك#
3ـ ارديبهشت: بهترين راستي و پاكي#
4ـ شهريور: شهرياري نيرومند#
5ـ سپندارمد: فروتني و مهر پاك#
6ـ خورداد: تندرستي#
7ـ امرداد: بي مرگي و جاودانگي#
8ـ دي بآذر: آفريدگار#
9ـ آذر: آتش،فروغ#
10ـ آبان: آبها،هنگام آب#
11ـ خير«خور»: آفتاب#
12ـ ماه: ماه#
13ـ تير: نام ستاره باران#
14ـ گوش«گئوش»: جهان،زندگي هستي#
15ـ دي بمهر: آفريدگار#
16ـ مهر: دوستي،پيمان#
17ـ سروش: فرمانبرداري#
18ـ رشن: دادگري#
19ـ فروردين: فروهر،نيروي پيشرفت#
20ـ ورهرام: پيروزي#
21ـ رام: رامش،شادماني
22ـ باد: باد#
23ـ دي بدين: آفريدگار#
24ـ دين: بينش دروني#
25ـ ارد«اشي»: خوشبختي،داريي#
26ـ اشتاد: راستي#
27ـ آسمان:آسمان#
28ـ زامياد: زمين#
29ـ مانتره سپند: گفتار پاك#
30ـ انارام: فروغ و روشنايهاي بي پايان#
 

راز پایداری مورچه‌ها هنگام حمل بار!؟

محققان دانشگاه کمبریج در انگلیس می‌گویند: برای حفظ ثبات، مرکز ترکیبی جاذبه مورچه و بار باید در بالای منطقه‌ای که پاها را پشتیبانی و نگهداری می‌کند، باقی بماند.
به گزارش بی بی سی، این محققان متوجه شدند که مورچه‌ها بخش‌های طویل تر را در یک زاویه شیب دار تر نسبت به بخش‌های کوتاهتر از همان بار حمل می‌کنند.
در واقع مورچه های کارگر قطعات را به شکل مختلف نگه نمی دارند، بلکه موقعیت های هر قطعه را با حرکات بالا و پایین سرهای خود در محل مفصل گردن تغییر می‌دهند؛ بنابراین می‌توانند موقعیت یک بار را حتی اگر در حال بالا و یا پایین رفتن از تپه‌ها و یا حرکت روی اشیاء باشند، تنظیم کنند.


10نکته‌ای که درباره پول نمی‌دانستید!؟

گران‌ترین اسکناس تاریخ
عظیم‌ترین مبلغی که روی یک اسکناس درج شده به دوره اجرای طرح مارشال – بازسازی‌های پس از جنگ دوم – در انگلستان می‌رسد، که در آن زمان دولت اسکناس‌هایی به ارزش یک‌میلیون پوند چاپ می‌کرد. این اسکناس‌ها که در اصل برای استفاده دولت آمریکا طراحی شده بود، خیلی زود از دور خارج شد و در نتیجه تعداد بسیار انگشت شماری از آن به دست اشخاص عادی رسید. البته خارج از دور بودن این اسکناس‌ها به معنای بی‌ارزش بودنشان نیست، در سال ۲۰۰۸ یکی از دو بازمانده این مجموعه به مبلغ ۱۲۰‌هزار‌دلار در یک حراجی به فروش رفت.
اولین ATM تاریخ
از زمانی که ارشمیدس در حمام به آن کشف معروفش رسید، این شاید درخشان‌ترین ایده‌ای باشد که به ذهن کسی رسیده است. مخترعی به نام جان شپرد-بارون وقتی در حال دوش گرفتن بود، طرح اولین دستگاه ATM جهان به ذهنش خطور کرد (البته این ادعای او بی‌رقیب و مخالف هم نبوده است). او طرحش را با بانک‌های انگلیسی درمیان گذاشت و به سرعت پذیرفته شد. اولین دستگاه ATM در ۱۹۶۷ در لندن ساخته و نصب شد. ماشین با کد شناسایی شخصی کار می‌کرد و در ابتدا اسکناس‌ها اندکی با ایزوتوپ‌های رادیواکتیو کربن ۱۴ آغشته می‌شدند، چون هنوز سیستم کددهی مغناطیسی کارت‌های خودپرداز اختراع نشده بود. البته این دستگاه یک تفاوت دیگر هم با نمونه‌های امروزی‌اش داشت: کارمزد نمی‌گرفت.
منشا پیدایش علامت $
هیچ‌کس نمی‌داند این نماد ‌دلار اولین بار از کجا آمده است، اما دفتر چاپ و حکاکی اسکناس‌های آمریکا می‌گوید منشا آن را حدس زده است. اداره‌ای که مسوولیت چاپ و طراحی تمام اسکناس‌های‌دلاری آمریکا را بر عهده دارد می‌گوید از این نماد در اصل برای نمایاندن پزوی اسپانیایی و مکزیکی «PS» استفاده می‌شده است؛ یعنی به تدریج s طوری نوشته می‌شده است که بالای p قرار بگیرد. این علامت حتی در ۱۸۷۵ یعنی پیش از چاپ اولین‌دلار آمریکایی هم به گستردگی مورد استفاده بوده است و اگر خوب دقت کرده باشید، روی پول‌های آمریکا اصلا از چنین علامتی خبری نیست.
طول عمر اسکناس‌ها
همه اسکناس‌ها دیر یا زود فرسوده می‌شوند. هرچه ارزش پول کوچک‌تر باشد شما از آن بیشتر استفاده می‌کنید و در نتیجه عمرش هم کوتاه‌تر می‌شود. یک اسکناس یک‌دلاری به طور متوسط ۲۱ ماه زندگی می‌کند، در صورتی که اسکناس منقوش به تصویر بنجامین فرانکلین (صد‌دلاری) ۷ سال عمر دارد. البته بی‌شک تا آن زمان ارزشش به خاطر تورم نزول کرده، بنابراین هرچه زودتر خرجش کنید بهتر است.
پلیس مقابله با جعل اسکناس
به دنبال جنگ داخلی پول جعلی به قدری در آمریکا رایج شده بود که می‌گفتند حجم آن به یک سوم کل پول‌های رایج رسیده است و در نتیجه دولت مجبور به مداخله شد. در ۱۸۶۵ پلیس ویژه‌ای برای مقابله با جعل اسکناس در وزارت خزانه‌داری تشکیل شد تا پیش از آنکه پول‌های قلابی اقتصاد ملی را فلج کنند با آنها مقابله کند. این پلیس هنوز هم فعال است، اما امروزه بیشتر با کت و شلوار سیاه مامورانش و ماشین‌های غول پیکرش شناخته می‌شود، که وظیفه محافظت از رییس‌جمهور و سایر مقامات رده بالای سیاسی را دارد. این سرویس مخفی در ۱۴ آوریل ۱۸۶۵ با فرمان آبراهام لینکولن رسمیت یافت (بخش طعنه‌آمیز اینجاست که همان روز در مرکز تئاتر فورد ترور شد)؛ و پس از ترور رییس‌جمهور ویلیام مک کینلی در ۱۹۰۱ به طور کل عهده‌دار مسوولیت محافظت از جان رییس‌جمهورهای آمریکا شد. شمار کارکنان این سازمان تا سال ۲۰۰۲ به ۶۵۰۰ نفر رسیده بود.
مشهورترین شخصیت اسکناس‌ها
تصویر ملکه الیزابت دوم روی پول بیش از ۳۳ کشور – از ترینیداد و توباگو گرفته تا استرالیا – حک شده است، که در نوع خود رکوردی به حساب می‌آید. کانادا اولین کشوری بود که از تصویر این ملکه روی اسکناس‌هایش استفاده کرد، آن هم وقتی که در ۱۹۳۵ تصویر این ملکه ۹ ساله را روی اسکناس‌های ۲۰‌دلاری‌اش چاپ کرد. در طول سال‌های پس از آن ۲۶ تصویر مختلف از الیزابت دوم در انگلستان و کشورهای مستعمره‌اش روی اسکناس‌ها چاپ شده و به اغلب این کشورها مستقیما ابلاغ می‌شد که باید از عکس این ملکه استفاده کنند.
هرچند برخی کشورها از جمله رودسیا (زیمبابوه کنونی)، مالت و فیجی هنوز هم از این تصاویر استفاده می‌کنند. ملکه اغلب با تاج و لباس سلطنتی‌اش روی اسکناس‌ها ظاهر می‌شود، اما کانادا و استرالیا ترجیح می‌دهند که بیشتر تصویر او را با ظاهر ساده چاپ کنند و با وجودی که برخی کشورها برای نمایش سن ملکه اسکناس‌هایشان را به روز می‌کنند، برخی دیگر همچنان تصاویر دوران جوانی او را به کار می‌برند. بلیزه وقتی در ۱۹۸۰ قصد تغییر طراحی اسکناس‌هایش را داشت، تصویری از ملکه را برگزید که همان زمان هم متعلق به ۲۰ سال پیش بود.
پول‌ها کارناوال میکروبند
به نظر می‌رسد که همه پول‌ها احتیاج به شست و شو دارند، از بس که کثیفند! مطالعات نشان می‌دهند که بخش بزرگی از اسکناس‌های آمریکایی آلوده به کوکائین هستند. موادفروشان اغلب با دست‌های آلوده پول می‌شمارند و بسیاری هم خب از اسکناس برای مصرف مواد مخدر استفاده می‌کنند. این اسکناس‌ها سپس در دستگاه ATM آلودگی‌شان را به بقیه هم منتقل می‌کنند.
روی اسکناس‌ها همچنین آلودگی‌های فاضلابی هم پیدا شده است. مطالعه‌ای در ژورنال پزشکی ساوترن در ۲۰۰۲ نشان می‌داد که روی ۹۴‌درصد از اسکناس‌های آمریکا میکروب‌های بیماری‌زا پیدا شده است. طبق گزارش‌ها یک پول کاغذی می‌تواند از توالت یک خانواده آلودگی بیشتری در خود داشته باشد. اسکناس‌ها مکان خوبی برای رشد و نمو میکروب‌ها هستند. ویروس‌ها و باکتری‌ها روی اکثر سطوح بیش از ۴۸ ساعت عمر نمی‌کنند، اما عمر آنها روی سطح پول‌های کاغذی حتی به ۱۷ روز هم می‌رسد (این مطالعات برای ویروس آنفلوآنزا بوده‌اند). همین شواهد که ارائه کردیم کافی است تا بروید و بیشتر از پول‌های اعتباری استفاده کنید.
تورم‌های سرسام آور
برای مقابله با تورم ۲۳۱ میلیون‌درصدی و رسیدن قیمت هر قرص نان به ۳۰۰ میلیارد‌دلار زیمبابوه‌ای، دولت وحدت این کشور (متشکل از روبرت موگابه و نخست وزیر مورگان تسوانگیاری) در ژانویه امسال اسکناس ۱۰۰‌هزار میلیاردی منتشر کرد. (به عرضتان برسانیم که ۱۰۰‌هزار میلیارد، یک ۱ دارد با چهارده صفر و این بزرگترین عدد درج شده روی یک اسکناس نیز هست.)
البته تنها چند هفته پس از انتشار این اسکناس مقامات دولتی از موضع خود کوتاه آمدند و به شهروندان اجازه دادند که با پول سایر کشورها معامله کنند. این حرکت برای چند ماه تورم را از تک و تا انداخت، تا اینکه در ماه جولای دومرتبه با جهشی رو به بالا مواجه شد. حالا همه آرزو می‌کنند که کاش آن اسکناس‌های ۱۰۰‌هزار میلیاردیشان را خرج نکرده بودند.
اولین پول کاغذی
پول‌های کاغذی اولین بار توسط چینی‌ها به کار برده شد، که در سال‌های ۶۱۸-۹۰۷ پس از میلاد در دوران تانگ دیناستی از آن استفاده می‌کردند. بیشتر این اسکناس‌ها به شکل اوراق خصوصی اعتباری یا مبادله‌ای منتشر می‌شدند و این سنت در آنجا برای پنجاه سال نیز ادامه داشت تا در اوایل قرن هفده به اروپا رسید.
وقتی هنوز یک یا دو قرن مانده بود که پول کاغذی در سایر نقاط جهان مطرح شود چین اولین بحران مالی‌اش را از سر می‌گذراند. انتشار این پول‌های کاغذی به قدری زیاد شده بود که از ارزش شان کاسته بود و تورم عرض اندام می‌کرد. در نتیجه این پدیده چین پول کاغذی را ممنوع اعلام کرد و تا چندین قرن دیگر به سراغ آن نرفت.
یک واقعیت دیگر که کمتر شناخته شده این است که اصطلاح پول نقد (cash) در اصل برای وصف سکه‌های گرد برنزی به کار می‌رفت که دارای سوراخ‌هایی مربع شکل در وسط بودند و در دوران تانگ دیناستی «کای-یوآن» نامیده می‌شدند.

توضیحی بر طالع بینی الکترونیکی

علم اعداد , numberologyclub
نام کلوب :علم اعداد
نام انگلیسی : numberologyclub
تاسیس : 9 آبان 1387
2052 عضو ، 24 بحث ، 26 مقاله ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

علم اعداد

قدرت جهان هستی همواره بصورت چرخه های تکراری نمود می کند و هر چیزی تلاش دارد که تکرار شود و دایره وار باشد.

آسمان مدور است، زمین نیز گرد است و همچنین تمامی ستاره ها؛ باد در قوی ترین شکل خود بصورت گردباد ظاهر می گردد.

پرندگان آشیانه های خود را به شکل دایره بنا می کنند. خورشید و ماه نیز هر دو گرد هستند و در یک مسیر طلوع و غروب می کنند. حتی فصول نیز تغییرات خود را بصورت یک چرخه تکرار می کنند و همیشه در مواقع مشخصی تکرار می شوند.

زندگی یک فرد نیز چرخه ای است و فصولی خاص خود دارد که در این چرخه پریشانی و خشنودی هر فردی دائمی نخواهد بود. زمستان سرانجام به بهار و تابستان و سپس به پائیز و زمستان ختم خواهد شد.

اگرچه گاهی اوقات زمانیکه شاخه ها سرمازده می شوند و زمین از سرما ترک می خورد، این تصور پیش می آید که این حالت هیچگاه به پایان نمی رسد. ولی بهار و تابستان سرانجام خواهد آمد و این حالت نیز همیشه تکرار نخواهد شد.

قانون چرخه ها میلیاردها سال است که تکرار می شود و ما در همه زندگی خود چرخه ها و تکرارها را ملاحظه می کنیم. قانون چرخه ها به ما یادآوری می کند چگونه چرخه ها و گردش کارها در طی زمان به اشکال نامحدودی تکرار می شوند. همچنین چرخه های کوچک تری را نیز تجربه می کنیم که اغلب در زندگی روزمره خود به آن بی توجه هستیم. ارزش مشاهده این الگوهای تکراری در زندگی ما این است که اگر ما تمایلات شخصی خود را با نیروهای قوی تر و بزرگتر و چرخه هماهنگ کنیم، می توانیم بر نیرو و قدرت، زمان مناسب افسار بزنیم.

اگرچه هر یک از ما تاریخ تولد خاص خود را داراست، ولی در عین حال ما چرخه های منظم و پیش رونده ای را تجربه می کنیم. شناخت این چرخه ها به ما کمک می کند تا بهترین استفاده را از انرژی های تاثیرگذار بر زندگی مان بکنیم. ما می توانیم این آگاهی ها را به شیوه های کاملا عملی برای بهبود زمان بندی برنامه ها و طرح های شخصی بکار بندیم و با همساز نمودن انرژی ها با چرخه های طبیعی، احساس زمان بندی و افزایش احتمال آماده بودن برای مواجهه، بهره برداری از فرصت های پیش آمده را ارتقاء بخشیم.

زندگی چرخه ای از فراز و نشیب هاست که فرد با آگاهی از این دوره ها، می تواند بجای اینکه قربانی شرایط باشد، با ایجاد تغییرات لازم در محیط خود، ارباب تقدیر خویش شود.

وقایع عوض نمی شوند، بلکه این انسان است که با اتخاذ نگرش مثبت نسبت به زندگی خود تغییر می کند. در مواجهه با این چرخه ها و دوره ها باید دوراندیش بود، چون صرفا وضعیتی انتقالی یا مرحله ای موقتی است و شرایط زندگی یا اطرافیان آن چیزی نیستند که در لحظه می نمایند.

هرچند شاید ما در کوران وقایع، سرخوش یا افسرده باشیم، ولی اگر هرگز مورد آزمایش قرار نمی گرفتیم، هرگز امتیازی نیز کسب نمی کردیم. فضیلت ما در تلاشی است که جهت تسلط بر مشکلات بعمل می آوریم. برای ارتقای زندگی خود نباید منتظر ظهور بحران ها باشیم و نباید بگذاریم هراس ها در راه آرزوهایمان مانعی ایجاد کنند.

زندگی به الگوهای آب و هوائی می ماند. فصول سال به منزله چرخه های کوتاه مدتند. خود سال بسته به این است که ما هر فصل را چگونه ببینیم و چطور خود را برای آن آماده کنیم. اگر در آستانه ورود به زمستان هستیم، خود را برای سرما و برف آماده می کنیم. اگر در ابتدای تابستان باشیم، خود را برای گرما و رطوبت مهیا می سازیم.

زندگی روزمره را با تمام متغیرهای آن پذیرفته و در آن شرکت کنیم. هرگز هیچ شرایط یا تاثیر خارجی را قطعی نپنداریم، چون زندگی ماهیتی از پیش تعیین شده ندارد. زندگی گنجی پنهان است. ما در قبال روح خویش تعهد داریم که هر روز روند زندگی را پی گرفته و هر آنچه را در انتظار ماست بیابیم. زندگی چون دریائی متلاطم است و ما باید جلوی رکود آن را بگیریم. زندگی غنی را می توان در اعماق دریا یافت. سطح آب هرگز تغییر نمی کند و در طی اعصار ثابت باقی می ماند. این خشکی های درون و اطراف دریاست که در ارتفاعات بالاتر یا پائین تر قرار می گیرد.

هدف اصلی از طالع بینی، بدست آوردن بصیرتی وسیع تر و طبقه بندی آن است؛ بگونه ای که بتوان مرکز ثقل زندگی را یافت. دراینصورت زندگی معنای عمیق تری پیدا می کند و موفقیت سهل الوصول تر می شود.

طالع بینی وسیله ای برای روشنائی موقت و جرقه ای از نور در دل تاریکی است، نه منبع اصلی نور.

طالع بینی به معنی نظر انداختن به آینده است تا از قبل بتوان بهترین زمان اتخاذ تصمیمات یا اقدام به عمل را دانست. طالع بینی را بعنوان شالوده یا رهنمودی در نظر بگیرید که به توانائی و میزان سازگاری شما با چرخه ای اشاره دارد که در حال حاضر در آن هستید یا بعدا وارد آن می شوید.

وظیفه اصلی طالع بینی ارائه شرایط و فرصت هائی است که فرد در برابراتفاقات احتمالی در آینده خواهد داشت و تصمیم گیری در مورد نحوه استفاده از فرصت ها امری است که از فرد به فرد متغیر است و کاملا به خود شنونده بستگی دارد.

شما باید با اطلاعاتی که دریافت می کنید، تنها مورد راهنمائی قرار گیرید؛ نه اینکه براساس نتایج طالع بینی زندگی کنید. و اگر از نتایج طالع بینی راضی نیستید، تنها اطلاعات مفید را بپذیرید و بگذارید که سرنوشت هدایتتان کند.

زندگی مدرسه ای با ماجراهای خوب و بد است و طی همین فرایند، رشد انسان را امکانپذیر می کند. هنگامیکه سختی ها یا نگرانی های مربوط به آینده موجب تشویش شما می شوند، طالع بینی می تواند به زندگی شما جهت دهد.

جهت دریافت اطلاعات بیشتر به سایت http://numberology.ir مراجعه کنید.

طرز تهیه سریال ما رمضون

طرز تهیه سریال های تلوزیونی ماه مبارک رمضان 1. ملا یک عدد 2. پیرزن سال خورده یک عدد (ترجیحا ثریا قاسمی) 3. ترک زبان یک عدد (نمک سریال) 4. دختر جوان و زیبا دو عدد 5. پسر جوان و جذاب یک عدد 6. زن زیبا و معصوم یک عدد (ترجیحا مریم کاویانی) 7. مرد میانسال دو عدد (ترجیحا امین تارخ ) طرز تهیه: ابتدا افراد یاد شده به غیر از آقای ملا را درون یک قابلمه ریخته و سپس خوب بهم می زنیم تا به اندازه کافی بهم بخورند و این کار را تا زمانی ادامه می دهیم که در افراد حالت تهوع درست شود، سپس آقای ملا را بعنوان کاتالیزور و مشکل گشا وارد قابلمه می کنیم تا غذا حالت دلچسب و مطبوعی پیدا کند. این غذا برای هفتاد میلیون نفر درست شده است.

اینو ببین

بلبل را ببين كه حتي در قفس هم مي‌خواند...

 پروانه را ببين كه حتي با وجود كوتاهي عمر، از پرواز دست نمي‌كشد...

طاووس را ببين كه زشتي پاهايش، افسرده‌اش نساخته...

 زرافه را ببين كه هرگز گردن‌كشي نمي‌كند...

 كرم را ببين كه بي‌دست و پا بودنش، او را از حركت باز نداشته...

 عقاب را ببين كه چگونه چشمانش را به هدفش دوخته است...

 گوسفند را ببين كه چگونه قرباني خوشي‌ها و ناخوشي‌هاي توست...

 زنبور را ببين كه چگونه از گل شهد برمي‌آورد و از دشمن دمار...

 لاك‌پشت را ببين كه چگونه شجاعانه به جاي لاك ديگران در لاك خود پنهان شده...

 پشه را ببين كه چگونه غرور و عظمت تو را درهم مي‌شكند و خشم نهفته‌ات را بيرون مي‌ريزد...

 ماهي را ببين كه چگونه سوداي كرمي كوچك او را به دام مي‌اندازد...

 اسب را ببين كه چگونه از روي نجابت به ولي نعمت خود خدمت مي‌كند...

 و پرندگان را ببين كه چگونه به هنگام آشاميدن، نظري نيز به آسمان دارند...

حافظ 2010


نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بي خيالي
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باری
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟
گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جای هدهد ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگي
گفتا : که ادکلن شد در شيشه های رنگي
گفتم : سراغ داری ميخانه ای حسابي ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي
گفتم : بيا دوتايي لب تر کنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداری ؟
گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي

شعر جالب يک بچه آفريقايي با استدلال شگفت انگيز

شعر جالب يک بچه آفريقايي با استدلال شگفت انگيز


اين شعر کانديداي شعر برگزيده سال 2005شده


توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره.


*****************


وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم


وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم


وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم


و تو، آدم سفيد


وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي


وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي


وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي


و وقتي مي ميري، خاکستري اي


و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟

بازم این ایرای ها


سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم.

همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است.

بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط ، لطفا !!!