شرایط توبه

اين سؤال از چند جهت مورد بحث قرار مي دهيم .
1 ـ معناي لغوي و شرعي توبه. 2 ـ شرايط قبولي توبه. 3 ـ آثار شكستن توبه.
به معناي لغوي توبه يعني رجوع و بازگشت و از معناي شرعي يعني دوري و ترك گناه از آن جهت كه زشت است و پشيماني از آنچه مرتكب شده است و تصميم راسخ بر اجتناب از سركشي و جبران گذشته.[1]و امّا شرايط قبولي توبه چند چيز است الف ـ پشيماني از آنچه كرده است و احساس خسران نسبت به گذشتة خود: يعني اينكه در انسان يك انقلاب دروني نسبت به گذشته ايجاد شود و يك قيام و توجه در انسان بوجود آيد و يك جرقّه‌اي در دل او بزند و متوجه باشد كه از كجا آمده و براي چه آمده و كجا خواهد رفت. ب ـ تصميم جدي و اساسي بر ترك گناه و عدم بازگشت به آن: وقتي انسان از گذشتة خود پشيمان شد بايد اراده و عزم قوي بر ترك گناه داشته باشد و بين خود و خداي خود پيمان ببندد كه ديگر سراغ گناه و معصيت و ظلم و حق‌كشي نرود و تصميم بگيرد گذشته را جبران كند و دلش را از پليدي و پستي پاك كند و صفا و نورانيّت از آن ايجاد كند و وظيفة بندگي را به نحو احسن انجام دهد. ج ـ حقوق مردم را اگر ضايع كرده جبران كند و حق مردم را بپردازد و يا حلاليت بطلبد: گاهي انسان از رابطه با مردم و همنوعان است و حق آنها را ضايع كرده است يا ظلم و ستمي به آنها نموده است كه بايد آنها را جبران كند و اگر بدهكار است بپردازد و اگر غيبت كرده و يا تهمتي زده است حلاليت بطلبد. خلاصه اينكه استغفار عملي داشته باشد و فقط زباني نباشد. قرآن كريم مي‌فرمايد: « الا الذين تابوا من بعد ذلك و اصلحوا فان الله غفور رحيم» (مگر كساني كه بعد از گناه توبه كنند و خودشان را اصلاح كنند و گذشته را جبران كنند بدرستي كه خداوند غفور و رحيم است.)[2]
د ـ اداء حقوق الهي: اگر بر گردن انسان حق الهي است بايد انجام دهد و آنرا جبران كند اگر نماز يا روزه يا حجّ بجا نياورده است قضاء كند و بجا بياورد و جبران مافات كند و اگر انسان به زنان توبه كند و حقوق الهي را اداء نكند و گذشته را جبران نكند فايده‌اي ندارد، پس بايد عمل صالح انجام دهد تا گذشتة او آمرزيده شود. قرآن كريم مي‌فرمايد: « ان الحسنات يذهبن السيئات و ذلك ذكري للذاكرين »[3] ( بدرستي كه خوبيها و اعمال صالح، بديها را از بين مي‌برد. و اين تذكّري براي تذكر يا‌بندگان است.)[4]
هـ ـ از گناهان گذشته كه قابل جبران عملي نيست استغفار كند: بعضي از گناهان قابل جبران عملي نيست و بايد استغفار كرد و طلب عفو و بخشش نمود مانند چشم چراني، دروغ، زنا، و كارهاي خلاف ديگر كه جبران عملي ندارد و بايد از صميم قلب پشيمان شده و طلب عفو نمود.[5]
خلاصه اينكه اگر اين پنج شرط را رعايت كند توبه‌اش پذيرفته مي‌شود و خداوند وعده داده است تا گناه و عذر پشيمان شوندگان و نادمان را بپذيرد و خداوند بسيار مهربان و با گذشت است.
و امّا قسمت آخر سؤال، و ان اينكه انسان وقتي توبه كرد بايد سعي كند توبه‌اش را نشكند و مواظب باشد ولي اگر خداي ناكرده دوباره گناه كرد باز توبه كند و استغفار كند و اميدوار به رحمت خداوند باشد باشد و از درگاه الهي مأيوس نشود البته نبايد طوري باشد كه گناه را سبك بشمارد و هر كاري را انجام دهد و بگويد توبه مي‌كنم زيرا احتمال دارد موفق به توبه نشود و مرگ انسان فرا برسد و اجل كسي را خبر نمي‌كند و ديگر اينكه در مواقع خاصي توبه پذيرفته نمي‌شود پس بايد مواظب باشيم معصيت نكنيم و شيطان ما را گمراه نكند و اگر خداي ناكرده گول شيطان را خورديم بلافاصله توبه كنيم و گذشته را جبران نمائيم.
منابع براي مطالعة بيشتر
1 ـ توبه از قرآن و سنت، علي رضا حسني.
2 ـ توبه كنندگان، ابو محمد موفّق الدين اين قرار المقدسي ـ ترجمه دكتر محمود محمودي دامغاني.
3 ـ داستان پشيمان شدگان، محمد مهدي مرتضوي لنگرودي، قم، نشر علامه.
اي يك دلة صد دله، دل يك دله كُن مهر دگران را ، ز دل خود بله كُن
يك صبح به اخلاص بيا بر در ما بر نايد اگر كام تو،

سه مطلب خواندنی

۱ 

طلبه اي نزد پدر روحاني ماکاريو رفت و از او خواست بهترين راه جلب رضايت خدا را به او بگويد .


ماکاريو گفت : به گورستان برو و به مرده ها توهين کن .


طلبه دستور پدر روحاني را انجام داد و روز بعد نزد او برگشت .


پدر روحاني گفت : جواب دادند ؟


- نه .


- پس برو آنها را ستايش کن .


طلبه اطاعت کرد و همان روز عصر ، نزد پدر روحاني برگشت .  پدر از او پرسيد : که آيا مرده ها جواب داده اند ؟


طلبه گفت نه .


پدر روحاني گفت : براي جلب رضايت خدا همين طور رفتار کن . نه به ستايش هاي مردم توجه کن و نه به تحقيرها و تمسخرهايشان .


اين طور مي تواني راه خودت را در پيش بگيري . 


 


 

 

۲درختان اسم خود را از کجا گرفته اند؟

  
اسامي بسياري از درختان، گياهان و علف ها ريشه و تاريخچه جالبي دارند. اسامي بقيه هم از زبان هاي مختلف دنيا گرفته شده اند. حالا به سراغ گياهان و درختان و علف هائي مي رويم که اسامي جالب تري دارند. مثلاً درخت کاج (pine) اسم خود را از يک کلمه لاتين (pinus) گرفته است که معني نوک تيز را مي دهد. درخت اسپروس (صنوبر) در حقيت بايد «پروسيا» ناميده شود، چون يکي از گياهان بومي سرزمين پروس بود، که اين اسم تدريجاً به اسپروس تبديل شده است.
گل ماگنوليا به خاطر « پيرماگنول» فرانسوي که يکي از دانشمندان گياه شناس فرانسه بود، نامگذاري شده است. درخت « سايپرس» يا سرو براي اولين بار از جزيره سايپرس ( قبرس) در مديترانه آورده شده است.
«ويلو» يا درخت بيد که از يک کلمه قديمي انگلوساکسون (Wileg) آمده است.
در ماداگاسکار، يک نوع درخت است که به نام «تراولر» معروفست. يعني درخت مسافر! چون اين درخت داراي برگ هاي پهن بادبزني شکل است که آب باران را در خود نگاه مي دارد و هر وقت که مسافري از زير اين درخت عبور مي کند مي تواند با آبي که توي برگ هاي درخت جمع شده است رفع عطش کند!
در ميان درختاني که اسامي جالبي دارند، يک درخت هم هست به نام «درخت باربِر» ( که به فارسي معني سلماني مي دهد) و در مشرق مي رويد. اهالي بومي برگ هاي اين درخت را به صورتشان مي مالند تا ريششان بلند نشود.
گياه «مينت» يا نعناع، اسم خود را از کلمه (Menthe) گرفته است. اين کلمه نام زني در افسانه هاي قديمي بوده است که در اثر سحر و جادوي رقيب خود «پراسپرينا» به صورت گياهي در آمده است. گياه «تيم» يا آويشن اسم خود را از کلمه لاتين Thymus گرفته است، که معني قرباني مي دهد. رومي ها اين گياه را در محراب اماکن مقدسشان مي سوزانده اند. «دنوليون» نام خود را از زبان فرانسه گرفته که در اصل دان دوليون يعني دندان شير بوده است چون برگهاي اين گياه بي شباهت به دندان شير نيست.
«آوروت» گياهي است معروف که به وسيله سرخ پوستان شمال آمريکا به کار رفته به اين معني که عصاره آن را به زخم هاي ناشي از اصابت «تير» مي ماليده اند.


 

 

۳آيا در ميان اين همه مسلمان و شيعه 313 نفر يار و ياور براي حضرت وجود ندارد تا ظهور کند؟

در پاسخ اين سؤال مي گوييم:
اولاً: در روايات مختلف براي ياران و اصحاب خاص حضرت مهدي عليه السلام صفات و خصوصيات وي‍ژه اي ذکر شده که بايد در 313 نفر موجود باشد، و ما به برخي از آن صفات قبلاً اشاره کرديم.
ثانياً: همان گونه که در جاي خود اشاره کرده ايم، از مجموعه ي احاديث استفاده مي شود که حضرت دو دسته يار و ياور بعد از ظهور دارند: يکي ياوران خاص که 313 نفرند و دسته ي ديگر ياوران عام که ده هزار نفرند و بايد اين تعداد جمعيت نيز آماده شود.
ثالثاً: فراهم شدن 313 نفر از ياران خاص حضرت علت تامّه براي ظهور حضرت نيست، بلکه يکي از شرايط تحقق ظهور است، حضرت با کمک اين تعداد افراد حکومت عدل گستر جهاني را پياده خواهد کرد، اما اينکه آيا فراهم شدن اين تعداد نفر علت تامه ي ظهور است؟ خير، بلکه علل و عوامل و شرايط ديگري از جمله فراهم شدن زمينه ي لازم و مساعد براي حکومت حضرت نيز لازم است.

 

وای بر توای گنهکار---تصویری از برزخ

مطالبى که در اين سطور - از زبان اولياى دين- مى‏نگاريم، بيانگر شمه‏اى از حقايق شگفت انگيز جهان برزخى است.
در آغاز اين گفتار، توجه شما خوانندگان عزيز را به تشبيه برزخ با دنيا جلب مى‏کنيم؛ تا بتوانيم ترسيمگر چهره‏اى - هر چند ناقص - از حيات برزخى باشيم.
عالم و دانشمند ربانى، مرحوم « فيض کاشانى » (متوفى‏????ه. ق) در کتاب نفيس و ارزشمند « الْمُحجَّهُ الْبَيْضاء في تَهْذيبِ الْإحياء » در اين باره چنين مى‏نويسد:
«دنيا، همچون زندان تاريکى است که انسان در آن حبس باشد و برزخ همانند بستان وسيع و گسترده‏اى است که انواع درختان سر به فلک‏کشيده، گلهاى زيباى عطرآگين، پرندگان خوش الحان و... در آن باشند». (?)
پيامبر گرامى(صلّي الله عليه و آله و سلّم) با تعبيرى بسيار زيبا و دقيق -به مضمون زير- دنيا و برزخ را چنين تشبيه نموده است:
«مِثال مؤمن در دنيا، مثل جنين است در شکم مادر (چنان به آن خوگرفته است که گويى عالمى برتر و با صفاتر از آن نيست).از اين رو پس از پايان عمر آن جهان، با اکراه و سختى، همراه با ترس و گريه ، دل از آن مکان مى‏کند.
پس از اندکى که با اين جهان انس گرفت، ديگر ميل بازگشت به وطن نُه ماهه خويش را ندارد.
مؤمن نيز چنان به دنيا خوگرفته است که دل کندن از آن، برايش سخت و مرگ بر او ناپسند است؛ اما پس از مرگ، وقتى چشمش به جمال نعمتهاى فرحبخش و دل انگيز برزخى روشن شد، به هيچ وجه حاضر نيست به وطن چند ده ساله خويش بازگردد». (?)
ثواب و عذاب «عالم برزخ» را نيز مى‏توان به پاداش و کيفر «عالم رؤيا» تشبيه کرد. انسان ، در خواب، امورى از قبيل: خوردن، آشاميدن، انديشيدن و... را انجام مى‏دهد و اين کارها به وسيله قالبى غير از قالب مادى صورت مى‏پذيرد؛ زيرا در هنگام خواب ديدن، بدن و قالب مادى در بستر خفته است. (?)
در حديث آمده است:
«هنگام خواب ، قالب مادى باقى مى‏ماند و آنچه از انسان خارج مى‏شود ، قالب برزخى اوست». (?)
طبق نظر فلاسفه الهى (از جمله ملاصدرا) انسان، داراى دو قالب و کالبد است:
? - قالب مادى (چهره ظاهرى و بيرونى).
? - قالب مثالى (چهره باطنى و درونى).

قالب مثالى چيست؟

چنانکه بيان شد، روح انسان همواره باقى است و فنا در آن راه ندارد. پس از مرگ، آنچه که از انسان جدا مى‏شود، قالب مادى اوست و روح در عالم برزخى به واسطه قالب مثالى -که با آن جهان، سنخيت دارد- سير خود را ادامه مى‏دهد.
مرحوم «فيض کاشانى» در اين‏باره چنين مى‏نويسد:
روح به واسطه مرگ، تغيير نمى‏کند؛ بلکه قالب مادى و اعضاى ظاهرى بدن دگرگون مى‏شود. روح پس از مرگ باقى است؛ رنجها و لذّتها را همانند دنيا (ليکن با قالب درونى و مثالى) درک مى‏کند.
قالب درونى و مثالى از جنس ماده نيست؛ بلکه مجرد(خالى) از طول و عرض (و ديگر خواص ماده) است». (?)
با آوردن دو مثال، کيفيت قالب مثالى را نسبت به قالب مادى بيان مى‏کنيم؛ تا فهمِ عبارات دقيق و حکيمانه فوق، آسان‏تر گردد:
مثال اول: سوار کارى را در نظر بگيريد که پس از مرگ استرش، مرکب ديگرى را بر مى‏گزيند.
مثال دوم: شخصى جامه‏اى به تن دارد، پس از مدتى که کهنه و فرسوده شد، جامه‏اى ديگر مى‏پوشد.
روح انسان نيز پس از مرگ، بدن و قالب مادى را همانند استر مرده و لباس فرسوده کنار مى‏گذارد و سوار بر اسبى تازه‏نفس مى‏شود و جامه‏اى نو به تن مى‏کند که از آن به قالب مثالى(بدن مثالى، قالب درونى و بدن برزخى) تعبير مى‏شود.
علامه مجلسى(رحمت الله عليه) در «بحار الانوار»، بدن مثالى را به اجسام جن و ملائکه تشبيه نموده است؛ (?) يعنى، همانگونه که جن و ملائکه از قالبى لطيف(حتى لطيف‏تر از هوا) برخوردارند، قالب مثالى انسان در برزخ نيز به همين صورت است.
براى تبيين سيمايى روشن‏تر از قالب مثالى، رواياتى را در اين‏باره يادآور مى‏شويم:
از امام صادق (عليه السّلام) چنين سؤال شد: آيا درست است که مى‏گويند: «روح مؤمن، در سنگدان مرغهاى سبز رنگ قرار دارد؟»
امام صادق (عليه السّلام) فرمود: «خير مؤمن ، در نزد خدا عزيزتر از آن است که روحش را در قيافه يک مرغ جلوه دهد؛ بلکه در بدنهايى همانند دنياشان قرار مى‏گيرند». (?)
امام صادق (عليه السّلام) فرمود: «هنگامى که خداوند، مؤمنى را قبض روح کند او را در قالبى همانند دنيا قرار مى‏دهد که با آن مى‏خورد، مى‏آشامد و اگر تازه وارد آشنايى بيايد، او را به همان شکل که در دنيا بوده است، مى‏شناسد». (?)
امام صادق (عليه السّلام) فرمود: «همانا ارواح مؤمنان در برزخ، مانند اجساد دنياشان از نعمتهاى بهشتى برخوردارند و کسانى که در دنيا با هم آشنا بودند، اينک همديگر را مى‏شناسند و هنگامى که تازه‏واردى از دنيا به ديار آنان قدم نهد، ابتدا گويند: رهايش کنيد؛ زيرا او اکنون راه سخت و دشوارى را پيموده است.
(پس از اينکه قدرى استراحت کرد) از او پرسند: فلان کس چطور است؟ فلان کس چه شد؟
اگر پاسخ دهد که او را زنده ترک گفتم، اميد پيوستن به ايشان را دهند؛ و اگر پاسخ دهد که او مرده است، گويند: هاى! هاى! هلاک شد». (?)

پاداش و کيفر حقيقى

عالم مِثال (برزخ)، برزخى است ميان موجودات مادى دنيا و موجودات مُجرّد آخرت؛ يعنى، مانند اين عالم مادى نيست؛ ليکن به صراحت تجرد آخرت هم نمى‏باشد و برخى از لوازم ماده (همچون شکل و عرض فعلى) را داراست.
از اينکه گفته مى‏شود «برزخ ماده ندارد»، برخى مى‏پندارند که پاداش و کيفر جهان برزخى، وَهم و خيالى بيش نيست و هيچگونه وجود خارجى ندارد! اين پندار هم فى‏نفسه باطل است و هم انحرافى است در درک مقصود. (??)
على اىّ حال، وضع برزخ همان است که در گفتارهاى پيشين بيان داشتيم و اينک، به چند حديث که حقيقى و واقعى بودن پاداش و کيفر برزخ را با صراحت بيشترى بيان مى‏دارد، اشاره مى‏کنيم:
امام صادق (عليه السّلام) فرمود: «ارواح مؤمنين در خانه‏هاى بهشتى زندگى مى‏کنند، از طعامهاى بهشتى مى‏خورند و از شربتهاى آن مى‏آشامند». (??)
امام صادق (عليه السّلام) فرمود: «درى از آتش جهنم به روى مجرمين و کفار گشايند و آنها را در آب گرم جوشان اندازند». (??)
ابوبصير گويد که از امام صادق (عليه السّلام) پرسيدم: ارواح مشرکين در برزخ چگونه است؟
امام صادق (عليه السّلام) فرمود: «در آتش، عذاب مى‏شوند». (??)

ارتباط با ارواح

از جمله مسائلى که در بحث «حيات برزخى» مورد اتفاق تمام مذاهب اسلامى است، گفت و گو و ارتباط با ارواح است.
روايات وارد شده در اين باب بسيار است که از باب نمونه يک روايت را يادآور مى‏شويم:
«در جنگ بدر (نخستين نبرد مسلمانان با مشرکان که موجب پيروزى و سرافرازى سپاه اسلام گرديد) کشتگان قريش را به دستور پيامبر اکرم در چاهى انداختند. پيامبر بر سر آن چاه آمد و خطاب به سران کفار (ابوجهل، عتبه، شيبه، اميه و...) فرمود:
اى کفار! شما همسايگان خوبى براى پيامبر خدا نبوديد. او را از ديار خود بيرون رانديد و به ستيز و جنگ با او برخاستيد؛ من اينک وعده پروردگارم را حق يافتم. (شما چطور؟).
عمربن خطاب که سخنان پيامبر را مى‏شنيد به آن حضرت اعتراض کرد: (اينها بدنهايى مرده و بى‏جانند) چگونه با آنان سخن مى‏گوييد؟
پيامبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: بس کن! سوگند به خدا که تو از آنان شنواتر نيستى؛ آنان مى‏شنوند؛ ولى توانايى پاسخ گفتن را ندارند. اينک که از آنان روى برگردانم، فرشتگان عذاب با گرزهاى آهنين بر سرشان مى‏کوبند». (??)

جهان بيدارى

از روايات استفاده مى‏شود که برزخيان به اندازه مقام و منزلت خويش از دنيا ديدن مى‏کنند:
امام کاظم (عليه السّلام) فرمود: «انسانهاى برزخى، در شکل پرنده‏اى لطيف به ديوار خانه‏هايشان فرود مى‏آيند. اگر کردار نيکى از خانواده‏هايشان ببينند، خوشحال مى‏شوند و اگر کردار بدى از خانواده‏هايشان سرزند؛ اندوهگين مى‏گردند». (??)
امام صادق (عليه السّلام) فرمود: «وقتى مؤمن به ديدار خانواده‏اش مى‏آيد، آنچه که او را خوش آيد، مى‏بيند و کارهاى ناپسند از او پوشيده مى‏گردد؛ امّا وقتى کافر به ديدار خانواده‏اش مى‏رود، آنچه که او را غمين نمايد، بر او نمايان مى‏شود و کارهاى پسنديده از او پوشيده مى‏گردد». (??)
از امام کاظم (عليه السّلام) سؤال شد: مؤمن چه مدت يکبار به ديدار خانواده‏اش مى‏رود؟
امام کاظم (عليه السّلام) فرمود: «به قدر مرتبه و درجه خود به ديدار خانواده‏هايشان مى‏روند».
سؤال شد: چه هنگام؟
حضرت فرمود: «هنگام ظهر که آفتاب از بلندى زدوده مى‏شود».
سؤال شد: در چه شکل؟
فرمود: «به شکل گنجشک يا کوچک‏تر از آن!». (??)
يادآورى مى‏شود که برزخيان، چون از بدن لطيف مثالى (شبيه اجسام جن و ملائکه) برخوردارند؛ در هنگام ديدار خود از دنيا ، ديده نمى‏شوند. (??)

حکايتى پندآميز

در پايان اين گفتار، با ذکر حکايتى به ترسيم سيماى روشن‏ترى از اين جهان مى‏پردازيم. ماجراى زير را از کتاب «خزائن» مرحوم علامه نراقى(رحمت الله عليه) بيان مى‏کنيم. ايشان اين حکايت را از زبان يارى صديق و دوستى مورد اعتماد
چنين بازگو مى‏نمايد:
«در ايام جوانى با پدرم و جمعى از دوستان، هنگام عيد نوروز، ديد و بازديد مى‏کرديم. براى ديدار يکى از آشنايان به طرف خانه‏اش - که نزديک قبرستان بود- رفتيم. گفتند: خانه نيست.
يکى از همراهان، پيشنهاد کرد که براى رفع خستگى و زيارت اهل قبور، سرى به قبرستان بزنيم. وقتى به آنجا رسيديم، يکى از رفقا به شوخى رو به قبرى کرد و گفت: اى صاحب قبر! در اين روز عيد به ديدار تو آمديم؛ از ما پذيرايى نمى‏کنى؟
ندايى برخاست که هفته ديگر همه ميهمان من هستيد!
همگى شگفت ‏زده شديم و گمان برديم که تا هفته آينده بيشتر زنده نيستيم. به سروسامان دادن کارهاى خود پرداختيم؛ امّا در روز موعود از مرگ خبرى نشد. با هم به سر همان قبر رفتيم؛ گفتيم: شايد منظور چيزى غير از مردن بوده است.
يکى از ما گفت: اى صاحب قبر! به وعده خود وفا کن. صدايى آمد: بفرماييد! ناگهان، باغى در نهايت طروات و صفا، درختان سر به فلک کشيده، انواع ميوه‏ها ، نهرهاى جارى و مرغان خوش الحان، نمايان گشت!
در وسط باغ به عمارت با شکوهى رسيديم که شخصى در نهايت زيبايى آنجا نشسته و جمعى ماهرو، کمر خدمت او به ميان بسته؛ چون ما را ديد، از جا برخاست و خوش آمد گفت و از اينکه هفته گذشته مجاز به پذيرايى نبود، پوزش خواست.
پس از ساعتى که با طعامها و شربتهاى گواراى آن سامان از ما پذيرايى شد، تا بيرون باغ بدرقه‏ مان کرد.
پدرم در هنگام خداحافظى از او پرسيد: شما کيستى که از چنين دستگاه گسترده‏اى بهره‏مندى؟
فرمود: من کاسب فلان محله هستم و به دو سبب بدين مقام دست يافتم: هرگز در کسبم کم‏ فروشى نکردم و ديگر هيچگاه نماز اول وقت را ترک نگفتم». (??)

بازرس قبر

پرسش قبر » از مهم‏ترين موضوعات اين مبحث است که در بسيارى از روايات اين باب، از آن سخن رفته است و در اهميت اين موضوع همين نکته بس که انکار کننده آن، شيعه اهل بيت (عليهم السّلام) نيست.
امام صادق (عليه السّلام) فرمود: «هر که سه چيز را انکار کند، شيعه ما نيست:
? – معراج ، ? - پرسش قبر ، ? – شفاعت ». (?)
از روايات استفاده مى‏شود که پرسشهاى قبر را دو فرشته به نامهاى نکير و منکر انجام مى‏دهند:
پيامبر خدا(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: «خداوند تعالى، دو فرشته به نامهاى نکير و منکر، جهت پرسش به قبر مى‏فرستد». (?)
از پيامبر اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) پرسيدند: سيماى فرشتگان بازرس قبر چگونه است؟
رسول خدا(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: «بسيار تندخو و زشتند؛ صدايشان همچو رعد غرّان و چشمانشان چون برق تابان است.
موهايشان (به گونه‏اى بلند است که از پشتشان آويزان و) به روى زمين کشيده مى‏شود؛ دندانهايشان (به گونه‏اى تيز است که وقتى آنها) را در زمين فرو کنند، گودالى پديدار شود». (?)
امام کاظم(عليه السّلام) فرمود: «هنگام ورود مؤمن به قبر، بازرسان قبر(با احترام) او را نشانند و سؤالاتشان را پرسند (و چون پاسخ به نيکى شنوند) قبرش را تا چشم کار مى‏کند، بگشايند و از طعامهاى بهشتى برايش (ارمغان) آورند». (?)
حال اين سؤال به ذهن مى‏رسد که آيا سيماى فرشتگان بازرس قبر، نسبت به نيکان و بدان يکسان است يا تفاوت دارد؟
براى پاسخ به اين سؤال، به نکاتى چند اشاره مى‏شود:
الف - بازرسان قبر با اين سيماى وحشتناک و هراسنده، فقط به سراغ بدکاران مى‏آيند و اين ديدار ناميمون سزاى کمى از گناهان بزرگ آنهاست.
ب - سيماى بازرسان قبر نسبت به نيکوکاران بسيار زيبا و برخورد آنها همراه با مهربانى و محبت است.
ج - در برخى اخبار و ادعيه نيز بين بازرسان قبر، تفاوت گذاشته شده است؛ نسبت به بدکاران «نکير و منکر» و نسبت به نيکوکاران «بشير و مبشر» ناميده شده‏اند. (?)
«نکير و منکر» را بدين سبب نام نهاده‏اند که از منکران خدا، پيامبر، امام و... همچنين از انجام دهندگان منکرات و زشتى‏ها سؤال مى‏کنند.
«بشير و مبشر» را از اين رو که بشارت دهنده و مژده آور براى اهل ايمان و نيکوکاران هستند، بدين اسم نام نهاده‏اند.
شايان ذکر است که گاهى از فرشتگان بشارت نيز، تعبير به «نکير و منکر» مى‏شود.

آزمونى سخت

در برزخ از مسائل کلى(اعمال و عقايد) پرسيده مى‏شود و رسيدگى به مسائل ديگر، به قيامت واگذار مى‏گردد:
پيامبر خدا(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: «از خدا، پيامبر، دين و امام پرسيده مى‏شود». (?)
امام سجاد(عليه السّلام) فرمود: «دريغا! اى فرزند آدم! غافلى؛ اما خدايت از تو غافل نيست. مرگ، شتابان سراغت مى‏آيد؛ تو را در مى‏يابد؛ آنگاه تک و تنها به خانه قبر خواهى رفت و فرشتگان پرسش براى آزمونى سخت، نزدت مى‏آيند و درباره پروردگار، پيامبر، دين، کتاب و امام از تو مى‏پرسند. سپس از شمار عمر و چگونگى گذراندن آن و بعد، از به‏دست آوردن مال و چگونگى صرف آن خواهند پرسيد». (?)
امام صادق(عليه السّلام) فرمود: «در قبر از پنج چيز(ديگر، نيز) پرسيده مى‏شود:
?-نماز، ?-زکات، ?-حج، ?-روزه، ?-دوستى اهل بيت(ع)». (?)
بنابراين، مهم‏ترين سؤالات قبر -تا آنجا که ما يافتيم- به شرح زير است:
? - معبودت که او را پرستش مى‏کردى، چه کسى بود؟
? - پيامبرت که بود؟
? - کتابش چه نام داشت؟
? - امامى که فرمانش را مى‏بردى، چه کسى بود؟
? - شمار عمرت چند است و آن را چگونه صرف کردى؟
? - مالت را از کجا آورده و در چه راهى صرف نمودى؟
? - آيا نمازت را بدرستى انجام دادى؟
? - زکات و خمس مالت را پرداختى؟
? - از عهده حج واجبت به نيکى برآمدى؟
?? - روزه‏هاى واجبت را به جا آوردى؟
?? - آيا نسبت به اهل‏بيت(ع) محبت داشتى؟
غير از موارد ياد شده، در روايتى آمده است: از دوستان شخص نيز سؤال مى‏کنند و چنين پرسند: با که دوست بودى؟ (?)
پاسخ به سؤالات بازرسان قبر، ارتباط مستقيم با اعمال و عقايد افراد دارد. آنان که در اين جهان به نيکى از عهده اين آزمون برآيند، با موفقيت اين راه را پشت سر مى‏گذارند؛ اما کسانى که در دنيا با کوله‏بارى از گناه، راهى آن سرا شوند، در برابر آزمونى بسيار سخت قرار دارند. وقتى در آن خانه تنگ و تاريک قرار گيرند و با دو موجود وحشت آفرين وهولناک روبه‏رو شوند؛ چنان ترس و هراس بر آنان چيره گردد که تصورش را نتوان کرد.
به برخى از اشخاص در هنگام پاسخ، لکنت زبان دست مى‏دهد.
برخى گويند: در دنيا مى‏گفتند: خدايى هست، پيامبرى هست؛ ولى ما انکار مى‏کرديم.
گروهى ممکن است از شدت ترس و لرز به آن دو اشاره کنند و گويند: خدا و پيامبر، شماييد.
پس از آن، فرشتگان با گرز آتشين و عمود آهنين بر سرشان کوبند؛ طورى که از قبرهايشان آتش زبانه کشد!
شايان ذکر است که ميزان پاسخگويى و مجازات، به ميزان کردار شخص بستگى دارد. بنابراين -چنانکه در گفتار بعدى نيز خواهيم گفت- مجازات همگان يکسان نيست.
علم خدا و پرسش فرشتگان‏ (??)
چرا در قبر پرسش مى‏شود؟ مگر خدا از کردار همه انسانها آگاه نيست؟
شکى نيست که پروردگار بى‏همتا بر تمام کردارهاى آشکار و پنهانى همگان آگاه‏ (??) و از رگ گردن به انسانها نزديک‏تر است‏ (??) و از انديشه‏هاى نفسانى نيز کاملاً آگاهى دارد. (??)
چون فهم اين مطلب قدرى دقيق است، با بيان مثالى آن را توضيح مى‏دهيم: آموزگارى، پس از يک سال تدريس، همه شاگردان کلاس خود را مى‏شناسد؛ يا مى‏تواند بدون امتحان، عده‏اى را قبول و برخى ديگر را مردود کند؟
تفاوت بين امتحان گرفتن و نگرفتن را در زير نشان مى‏دهيم:
? - نفس امتحان گرفتن، سبب تلاش بيشتر مى‏شود واگر امتحان نباشد، حتى دانش آموزان زرنگ نيز تلاش و کوشش لازم را نمى‏کنند.
? - درست پاسخ دادن به سؤالات لذت‏آور است و بدون امتحان اين لذت حاصل نمى‏شود.
? - بد پاسخ دادن به سؤالات رنج‏آور است و بدون امتحان اين رنج حاصل نمى‏شود.
? - با آزمون، نمره و امتياز دقيق هر کس مشخص مى‏گردد و بدون امتحان، مشخص نمى‏شود.
? - با امتحان گرفتن، هيچکس مدعى از بين رفتن حق خود نيست؛ اما بدون امتحان، قبول شدگان، طالب حق بيشترى هستند و مردودشدگان نيز اعتراض خواهند کرد.
بنابراين، نفس امتحان و پرسش قبر نيز انسانها را در دنيا به تلاش و کوشش بيشتر وادار مى‏کند؛ در حين امتحان، نيکوکاران از پاسخ دادن لذت و بدکاران رنج مى‏برند. درجه و امتياز هر کس براى خودش مشخص مى‏شود و همه شاهد عدالت الهى خواهند بود و هيچکس مدعى مرتبه برتر نخواهد شد.

متوسّطان ؛ مُستضعفان

از برخى روايات استفاده مى‏شود که تنها نيکان و بدان محض، مورد سؤال و پرسش قرار مى‏گيرند:
امام باقر(عليه السّلام) فرمود: «در قبر پرسش نمى‏شود، مگر از کسانى که داراى ايمان يا کفر محض هستند». (??)
امام صادق(عليه السّلام) فرمود: «فقط از کسانى که داراى ايمان و کفر محض هستند، سؤال مى‏شود و ديگران به حال خود رها مى‏گردند». (??)
بنابراين، از غير نيکان و بدان محض -که از آنان به متوسطان و مستضعفان تعبير مى‏گردد- پرسش نمى‏شود.
علامه مجلسى؛ در اين‏باره مى‏گويد: «از مستضعفان و متوسطان که بين ايمان و کفر قرار دارند، سؤال نمى‏شود.» (??)
«متوسطان» کسانى هستند که توانايى اداى تکاليف خود را ندارند(مانند: ابلهان، ديوانگان و کودکان).
«مستضعفان» کسانى هستند که زير سلطه فرهنگى قرار گرفته، لذا از تشخيص حق عاجزند و قادر به هجرت از ديار خود نيستند(مانند: کسانى که در محيط کفر زندگى مى‏کنند و دسترسى به جايى ندارند و نداى حياتبخش آيين اسلام نيز بديشان نرسيده است).
بنابراين، آن دسته از مستضعفان که دسترسى به آيين حق يا امکان هجرت از سرزمين خود را دارند، از عذاب جهان برزخى استثنا نشده‏اند. آيه زير نيز بر اين مدعا دلالت دارد:
(اِنَّ الَّذينَ تَوفّاهُم الْمَلائکهُ ظالمِي اَنْفُسِهِم قالوا فيمَ کنتمْ قالوا کُنّا مُستضْعَفين فِي الاَرضِ قالوا اَلَمْ تَکُنْ اَرضُ اللَّهِ واسِعهً فَتُهاجِروا فيها فَاولئکَ مَأَويهم جَهَنَّمُ وَسائتْ مَصيراً) (??)
پس از مرگ، فرشتگان به انسانهاى بدکردار گويند: چرا در دنيا چنين مى‏کرديد؟
گويند: ما، در زمين، مستضعف و ناتوان بوديم.
فرشتگان پاسخ دهند: آيا زمين خدا گسترده نبود؛ تا از آن وادى هجرت کنيد؟
پس، جايگاه اينان، جهنم است که بسيار بد جايگاهى است.
دنباله آيه فوق، درباره مستضعفينى که مهاجرت و رسيدن به حق برايشان ممکن نيست، چنين مى‏گويد:
(اِلّا الْمُستَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالْوِلدان لايَسْتَطيعُون حِيلَهً و لايَهْتَدُونَ سَبيلاً فأولئکَ عَسَى اللَّهُ اَنْ يَعْفُوَ عَنْهُم وَکانَ اللَّهُ عَفُوّاً غَفوراً) (??)
آن گروه از مردان، زنان و کودکان مستضعفى که گريز و چاره‏اى برايشان ميسر نبود و راهى به نجات خود نمى‏يافتند، اميدوار به عفو و بخشش خدا باشند که خدا آمرزنده است و گناهانشان را مى‏بخشد.

معصومان؛ مُقرَّبان

گروهى از نيکان نيز که داراى ايمان و تقواى والايى هستند، مورد سؤال و جواب قبر واقع نمى‏شوند. اين عده از انسانهاى برتر -که از آنها به معصومان و مقربان تعبير مى‏شود- عبارتند از:
الف - پيامبران و امامان(ع).
ب - دانشمندان پارسا و پيکارگران راه خدا(مجاهدان و شهيدان).
بنا به دلايل زير از پيامبران و امامان معصوم(ع) پرسش و پاسخ پس از مرگ برداشته شده است:
? - آنان از برترين درجه ايمان و بالاترين مرتبه تقوا برخوردارند -تا جايى که از گناه و اشتباه به دور هستند- از اين رو، خلافى انجام نمى‏دهند تا سزاوار پرسش و عذاب باشند.
? - آنان ميزان عمل ديگران هستند و مقام و منزلتشان از بازرسان قبر برتر است؛ لذا پرسش از آنان -علاوه بر اينکه بيهوده به نظر مى‏رسد- گستاخى به مقام شامخ آن ستارگان پرفروغ انسانيت است.
? - آنان از پيش، امتحان خود را به نيکوترين وجه ممکن در دنيا پس داده‏اند -که شايستگى به دست آوردن اين منصب بزرگ را يافتند- از اين رو، امتحان دوباره درباره آنان بى‏مورد است.
? - از طرفى دور از عقل است که از پيامبران و امامان پرسيده شود که پيامبرت کيست؟ امامت کيست؟ يا از آنان که خود سرمشق و اسوه ديندارى براى انسانها هستند، بپرسند: دينت چيست؟ يا از آنان که خود از طرف خدا بدين افتخار دست يافته‏اند، بپرسند: خدايت کيست؟
غير از معصومان عده‏اى ديگر نيز از پرسش قبر مستثنا هستند که به دليل روايت زير از آنها به «مقربان» تعبير مى‏شود:
قال رسول اللَّه (صلّي الله عليه و آله و سلّم) : «اَقْرَبُ النَّاسِ مِنْ دَرَجَهِ النَّبُوّهِ اَهْلُ الْعِلْمِ وَالْجِهادِ» (??)
مقرب‏ترين انسانها به درجه پيامبرى، عبارتند از: دانشمندان پارسا و پيکارگران راه خدا.
بيشترِ دلايلى که در برداشتن پرسش و پاسخ از معصومان بيان شد، نسبت به دانشمندان پارساى امت اسلامى نيز صادق است. اينان بهترين رهروان راه انبيا مى‏باشند و چون در دوران ختم نبوت(پايان پيامبرى) قرار دارند، تمام وظايف سنگين پيامبران بر دوش آنهاست، به گونه‏اى که مقام برخى از دانشمندان پارساى اين امت از مقام پيامبران بنى‏اسرائيل نيز برتر است.
به چند حديث نبوى درباره مقام بزرگ علماى صالح بنگريد:
«دانشمندان، چراغهاى زمين، جانشينان انبيا و وارث پيامبران هستند». (??)
«مرکّب قلم دانشمندان، در روز قيامت بر خون شهيدان برترى دارد». (??)
«مقام عالِم، از پيامبر يک درجه کمتر و از شهيد يک درجه برتر است». (??)
پس از دانشمندان پارسا، شهيدان و مجاهدان، برترين مقام را در نزد خدا دارند و از پرسش و عذاب قبر در امانند.
به چند حديث نبوى در اين‏باره توجه فرماييد:
«مجاهدى که به پيشواز دشمن رود (و در اين مسير، چنان) استقامت ورزد تا کشته شود يا پيروز، پرسش قبر از او برداشته مى‏شود». (??)
پرسيده شد: چرا شهدا از پرسش قبر درامانند؟
فرمود: «شهيد در زير برق شمشيرى که بالاى سرش بود، آزمايش خود را پس داده (و پيشاپيش پاسخ پرسشها را داده است) و همين او را بس است!». (??)
پيامبر خدا(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: «شهيد، هفت خصلت دارد:
? - با چکيدن نخستين قطره خونش، گناهان او بخشيده و آمرزيده مى‏شود.
? - چون بر زمين غلطيد، دو ماهروى بهشتى سرش را بر دامن گرفته و گرد و غبار از چهره‏اش زدوده و بدوآفرين و خوشامد گويند.
? - جامه‏اش از تن برآورند و لباسهاى زيباى بهشتى بر او پوشند.
? - فرشتگان بهشتى نزدش آيند و گلبارانش کنند.
? - جايگاه او را در بهشت، نشانش دهند.
? - او را به بهشت برند و گويند: هر کجا(و نزد هر کس) مى‏خواهى، برو!
? - (مهم‏ترين خصلت او اين است که) شهيد نظر مى‏کند به وجه‏اللَّه. (??)
امام خمينى(رحمت الله عليه) در سخنرانى ????/??/?? راجع به اين حديث چنين فرمود:
«... درباره شهيد و فضل شهادت آن قدر از اولياى اسلام، روايات وارد شده که انسان متحير مى‏شود!
در روايتى از رسول اکرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) نقل شده است که: شهيد هفت خصلت دارد: اولين قطره خونش که به زمين ريزد، تمام گناهانش آمرزيده مى‏شود؛ و مهم‏تر، آخرين خصلت اوست: شهيد نظر مى‏کند به وجه‏اللَّه. شايد، نکته اين باشد که حجابهاى بين ما و حق تعالى، منتهى به حجاب خود انسان مى‏شود. انسان خودش حجاب بزرگى است. اگر کسى اين حجابها را در راه خدا داد، همه حجابها(خود و خودبينى) را شکسته و تقديم کرده است.
او، براى خدا، جهاد و دفاع کرده و براى کشور خدا و آيين الهى هر چه داشته، در طبق اِخلاص گذاشته و تقديم کرده است.
وقتى اين حجاب برداشته شد، در عوض، خداى(تبارک و تعالى) بر آنها تجلى مى‏کند -چنانکه بر انبيا تجلى کرد- آنان همانند پيامبران، همه چيز را در راه خدا مى‏خواهند و خودى نمى‏بينند و در مقابل حق‏تعالى، براى خودشان، شخصيتى قائل نيستند... .
اين روايت، انبيا را مقارن شهدا قرار داده و همان جلوه‏اى را که حق‏تعالى بر انبيا مى‏کند، بر شهدا هم مى‏نمايد. شهيد هم يَنْظُر اِلى وَجْه‏اللَّه؛ زيرا همانطور که انبيا حجابها را شکسته بودند، آنها نيز حجابها را شکسته و آخر منزلى که براى انبيا هست، شهدا نيز بر حسب حدود وجودى خودشان به اين آخر منزل مى‏رسند». (??)
البته بعيد نيست که ديگر پيروان راستين خط ولايت و امامت نيز در قبر مورد بازخواست قرار نگيرند و لطف و رحمت الهى نصيب آنان نيز شود.
امام صادق(عليه السّلام) فرمود: « هر کس از شما در مسير ما باشد و بميرد؛ شهيد است ».
سؤال شد: اگر چه در بستر باشد؟
فرمود: « آرى. اگر در بستر هم بميرد، نزد خدا زنده است و روزى داده ‏مى‏شوند ». (??)

پي نوشت :


? . « بحار الانوار »، ج‏?، ص‏???:
« من أنکر ثلاثه اشياء، فليس من شيعتنا: المعراج، و المسأله في القبر، و الشفاعه ».
? . «مدرک پيشين»، ص‏???:
« إن للَّه تعالى ملکين؛ يقال لهما: منکر و نکير؛ ينزلان على الميت، فيسألانه...».
? . «مدرک پيشين»، ص ??? - ???:
«ملکان فظّان غليظان؛ اصواتهما کالرعد القاصف، و ابصارهما کالبرق الخاطف! يطئان في أشعارهما، و يحفران بأنيابهما! فيسألانک».
? . «مدرک پيشين»، ص‏???:
« فإذا اُدخل (المؤمن) قبره، أتاه منکر و نکير؛ فيقعدانه و يقولان له: ... فيفسحان له في قبره مدّ بصره؛ ويأتيانه بالطعام من الجنه...».
? . « اقبال »، ص‏???. « بحار »، ج‏??، ص‏???:
(به نقلِ « مصباح المنير »، آيهاللَّه على مشکينى، ص‏???، انتشارات ياسر):
«و أمتنى مسرورا و مغفورا، و تولّ أنت نجاتي من البرزخ، و أدرعنى منکراً و نکيرا و أرِعينى مبشرا و بشيرا؛ واجعل لي إلى رضوانک و جنانک مصيرا، و عيشا قريرا، و ملکا کبيرا؛ وصل على محمد و آله کثيرا». بارالها! مرا شاد و آمرزيده بميران؛ رهايى مرا از گفت و گوى برزخ عهده‏دار شو؛ منکر و نکير را از من بازگردان؛ بشير و مبشر را به من بنمايان؛ مرا به سوى خشنودى و بهشت خود راهى بگشاى؛ حياتى باکمال مطلوب که مايه روشنى چشم باشد، عطا کن؛ و بر محمد و خاندانش درود بى‏اندازه نثار فرماى. (خواندن اين دعا، در هر روز از ماه رجب، بسيار سفارش شده‏است).
? . «بحار الانوار»، ج‏?، ص‏???:
«... يسألانه: عن ربه و نبيه و دينه و امامه».
? . « امالى الصدوق »، ص‏???. «بحار»، ج‏?، ص‏??? - ???. « لئالى الاخبار »، ج‏?، ص‏???:
«ابن آدم! إن أجلک أسرع شي‏ء إليک،... أول ما يسألانک عن ربک الذى کنت تعبده، و عن نبيک الذي أرسل إليک، و عن دينک الذي کنت تدين به، و عن کتابک الذى کنت تتلوه، و عن إمامک الذى کنت تتولاه؛ ثم عن عمرک فيما أفنيته؟ ومالک من أين اکتسبته و فيما اتلفته؟».
? . « الکافى »، ج‏?، ص‏???. « بحار »، ج‏?، ص‏??? - ???:
« يسأل الميت في قبره عن خمس: عن صلاته و زکاته و حجه و صيامه و ولايته و إيانا أهل البيت ».
? . « بحار الانوار »، ج‏?، ص‏???.
?? . موضوع اين بحث برگرفته از کتاب معاد شهيد دستغيب است؛ ولى نظم، در عبارات و شيوه نگارش از نگارنده است.
?? . شورى (??) آيه ??: (انه بکل شي‏ء عليم).
?? . ق (??) آيه ??: (نحن اقرب اليه من حبل الوريد).
?? . ق (??) آيه ??: (و نعلم ماتوسوس به نفسه).
?? . «الکافى»، ج‏?، ص‏???. (نقل از: «بحار»، ج‏?، ص‏???):
«إنما يسأل في قبره من محض الايمان محضاً؛ اومحض الکفر محضاً...».
?? . «مدرک پيشين». « المحجه البيضاء »، ج‏?، ص‏???:
« لايسأل في القبر إلا من محض الايمان محضاً؛ أومحض الکفر محضاً و الآخرون يلهون عنهم ».
?? . «بحار الانوار»، ج‏?، ص‏???:
« إنه لايسأل عن المستضعفين و المتوسطين بين الإيمان و الکفر ».
?? . نساء (?) آيه ??.
?? . نساء (?) آيه ?? - ??.
?? . «المحجه البيضاء»، ج‏?، ص‏??. «ميزان الحکمه»، ج‏?، ص‏???.
?? . «کنزالعمال»، ج‏??، ص‏???، الهندى، مؤسسه الرساله. «ميزان الحکمه»، ج‏?، ص‏???:
«العلماء مصابيح الارض، و خلفاء الانبياء و ورثه الانبياء».
?? . «مدرک پيشين»، ص‏???:
«يوزن يوم القيامه مداد العلماء و دم الشهداء؛ فيرجّح عليهم مداد العلماء على دم الشهداء».
?? . «مجمع البيان»، ج‏?، ص‏???. «ميزان الحکمه»، ج‏?، ص‏???:
«فضل العالم على الشهيد درجه... و فضل النبي على العالم درجه».
?? - «کنز العمال»، ج‏?، ص‏???. (به نقلِ «ميزان الحکمه»، ج‏?، ص‏???):
«من لقي العدو، فصبر حتى يقتل او يغلب؛ لم يفتن في قبره».
?? . «مدرک پيشين»، ص‏???:
ما بالُ المؤمنين يفتنون في قبورهم إلا الشهيد!؟
فقال رسول اللَّه: «کفى ببارقه السيوف على رأسه فتنه».
?? . «وسايل الشيعه»، الشيخ الحر العاملى، ج‏??، ص‏??، داراحياهء التراث العربي:
قال رسول اللَّه: «للشهيد سبع خصال من اللَّه: الأوّلُ: قطره من دمه، مغفور له کل ذنب. و الثانيه: يقع رأسه في حجر زوجتيه من الحورالعين؛ و تمسحان الغبار عن وجهه؛ و تقولان: مرحبابک؛ و يقول هو مثل ذلک لهما.
و الثالثه: يکسى من کسوه الجنَّه. و الرابعه: تبتدره خزنه الجنه بکل ريح طيّبه أيّهم يأخذه معه. و الخامسه: ان يرى منزله. و السادسه: يقال لروحه اسرح في الجنه حيث شئت. و السابعه: ان ينظر في وجه اللَّه و إنها لراحه لکل نبي و شهيد».
?? . «صحيفه نور»، ج‏??، ص‏??? - ???، وزارت ارشاد اسلامى.
?? . «المحاسن»، خالدالبرقى، ص‏???، دارالکتب الاسلاميه. «بحار»، ج‏?، ص‏???. «لئالى الاخبار»، ج‏?، ص‏???: «يا ابامحمد! إن الميت منکم على هذا الامر شهيد!» قلت: و إن مات على فراشه؟ قال: «و إن مات على فراشه، حي عند ربه يرزقون».


دانستی های جهان



NasleMan.net


  متوسط عمر زنان ژاپني 84 سال است؛ در حاليکه متوسط عمر زنان بوتسوانايي (کشوري در جنوب آفريقا) بيشتر از 39 سال نيست.

 


  در روسيه سالانه بيش از 12 هزار زن در نتيجه خشونت هاي خانوادگي جان خود را از دست مي دهند.

 


  نيمي از شهروندان 15 ساله انگليسي تجربه مصرف مواد مخدر را کسب کرده و يک چهارم جمعيت 15 ساله اين کشور نيز سيگار مصرف مي کند.

 


  يک سوم کساني که دچار چاقي مفرط هستند در کشورهاي در حال توسعه زندگي مي کنند.

 


  در بين کشورهاي توسعه يافته بيشترين آمار در مقوله بارداري زودهنگام به آمريکا و انگلستان اختصاص     دارد.

 


  آمار زنان گمشده چيني به 44 ميليون نفر مي رسد.

 


  تعداد زنان آرايشگر برزيلي از تعداد سربازان اين کشور بيشتر است.

 


  81 درصد اعدام هاي صورت گرفته در سال 2002 در سه کشور جهان به وقوع پيوسته.

 


  اطلاعاتي که سوپرمارکت هاي انگليسي درباره مشتري هاي خود جمع آوري مي کنند، بيشتر از اطلاعاتي است که حکومت اين کشور درباره شهروندانش دارد.

 


  در اتحاديه اروپا روزانه هر راس گاو به ميزان 5/2 دلار مورد حمايت مالي قرار مي گيرد، اما 75 درصد جمعيت قاره آفريقا با پولي بسيار کمتر از اين رقم به زندگي روزانه خود ادامه مي دهند.

 


  در بيش از 70 کشور جهان روابط همجنسگرايان ممنوع اعلام شده و در نه کشور ديگر نيز براي اين کار مجازات مرگ را در نظر گرفته اند.

 


  يک پنجم جمعيت دنيا با درآمد روزانه کمتر از يک دلار به حيات خود ادامه مي دهند.

 


  13 ميليون و دويست هزار آمريکايي در طول يک سال مورد جراحي زيبايي قرار گرفته اند.

 


  در اثر انفجار مين هاي زميني، هر ساعت يک انسان جان خود را از دست مي دهد و يک نفر ديگر نيز دچار معلوليت مي شود.

 


  در هندوستان 44 ميليون کودک به عنوان کارگر مورد استفاده قرار مي گيرند.

 


  در کشوهاي صنعتي روزانه 6تا7 کيلوگرم مواد افزودني وارد بدن انسان ها مي شود.

 


  پردرآمدترين ورزشکار جهان، «تايگر وودز» گلف باز، در طول سال 78ميليون دلار و به عبارت ديگر در هر ثانيه 148 دلار درآمد کسب مي کند.

 


  در آمريکا هفت ميليون زن و يک ميليون مرد نظم غذايي خود را از دست داده اند.

 


  در واشينگتن براي فعال نگه داشتن نمايندگان، 67 هزار نفر و به ازاي هر نماينده کنگره 125 نفر مشغول فعاليت هستند.


  تصادف وسايل نقليه موتوري در هر دقيقه باعث مرگ دو نفر مي شود.


 


  از سال 1977 به اين سو در کلينيک هاي کورتاژ آمريکا 80 هزار مورد اعمال خشونت و تجاوز به زنان گزارش شده است.

 


  تعداد کساني که طاق هاي طلايي «مک دونالد» را مي شناسند، بيشتر از افرادي است که با تاج خار مسيحيت آشنايي دارند.  

 


  در کنيا يک سوم درآمد هر خانواده صرف رشوه دادن مي شود.

 


  رقم معاملات غيرقانوني مواد مخدر در جهان به 400 ميليارد دلار مي رسد.

 


  يک سوم آمريکايي ها سفر موجودات فضايي به زمين را باور مي کنند.

 


  در بيش از 150 کشور جهان اعمال شکنجه صورت مي گيرد.

 


  هر روز يک هفتم جمعيت جهان يعني 800 ميليون نفر گرسنه مي مانند.

 


  احتمال زنداني شدن مردان سياه پوست آمريکايي 33 درصد مي باشد.

 


  يک سوم جهان در شرايط جنگي به سر مي برد.

 


  احتمال دارد ذخاير نفتي جهان در سال 2040 به پايان برسد.

 


  82 درصد سيگاري هاي جهان در کشورهاي در حال توسعه زندگي مي کنند.

 


  70 درصد مردم جهان غير از زبان رايج در کشورشان هيچ زبان ديگري را نشنيده اند.

 


  يک چهارم درگيري هاي مسلحانه براي دست يابي به منابع طبيعي صورت مي گيرد.

 


  در قاره آفريقا 30 ميليون نفر به ايدز مبتلا شده اند.

 


  هر سال ده زبان به جمع زبان هاي مرده دنيا مي پيوندد.

 


  تعداد افرادي که در اثر خودکشي جان خود را از دست مي دهند، بيشتر از تعداد کساني است که  ضمن درگيري ها کشته مي شوند.

 


  در آمريکا هر هفته به طور متوسط 88 دانش آموز به شکل مسلح وارد کلاس درس مي شوند.

 


  در جهان حداقل 300 هزار نفر زنداني عقيدتي وجود دارد.

 


  هر سال دو ميليون دختر جوان و زن ختنه مي شوند.

 


  در نبردهاي مسلحانه سراسر جهان 300 هزار سرباز کودک در حال جنگيدن هستند.

 


  در انتخابات سال 2001 انگلستان 26 ميليون نفر شرکت کردند، در حاليکه همان سال و در جريان نخستين دور انتخاب Pop Idol انگلستان 32 ميليون انگليسي راي دادند.

 


  ارزش مالي بازار فروش فيلم هاي پورنوگرافي در آمريکا ده ميليارد دلار برآورد مي شود.

 


  هزينه تسليحاتي آمريکا 33 برابر بيشتر از هفت دولتي است که کاخ سفيد آنها را با لقب «دولت هاي قلدر» معرفي مي کند.

 


  در دنيا 27 ميليون برده وجود دارد.

 


  آمريکايي ها در هر ساعت 5/2 ميليون عدد بطري پلاستيکي را به جمع زباله ها اضافه مي کنند. يعني در عرض سه هفته مي توان با روي هم گذاشتن اين بطري ها با خطي پلاستيکي کره زمين را به کره ماه متصل کرد.

 


  هر انگليسي روزانه به طور متوسط 300 بار در محوطه تحت پوشش دوربين هاي مدار بسته قرار مي گيرد.

 


  120 هزار زن و دختر جوان هر سال به خريداراني در اروپاي غربي فروخته مي شوند.

 


  هر عدد ميوه کيوي که بوسيله هواپيما از زلاند نو به انگلستان حمل مي شود، پنج برابر وزن خود گاز گلخانه اي به جو زمين اضافه مي کند.

 


  بدهي آمريکا به سازمان ملل متحد از مرز يک ميليارد دلار گذشته است.

 


  احتمال بروز مشکلات رواني در فرزندان خانواده هاي فقير، سه برابر بيشتر از احتمال بروز همين مشکلات در کودکان خانواده هاي مرفه مي باشد.

همراهان عزيز با توجه به دسته بندي ذيل مي توانيد به تصاوير موردنظر خود دسترسي پيدا کرده  و آنها را ذخ

برای دریافت فایلهای این بخش می بایست برنامه WinRar را نصب بفرمایید.

مناسبتهاي ملي مذهبي شهيد و شهادت معصومين(عليه السلام)

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19

بعدي

تعداد کل تصاوير:264


Download

Download

Download

Download

Download

Download

Download

Download

Download

Download

Download

Download

> آلبوم تصاویر> شهدای جهان اسلام >ادواردو آنيلي




 


داستان های شهدا

آخرين پلاك

دو ماهي مي‌شد كه در اطراف پاسگاه سميه _ منطقه‌ي فكه _ مستقر شده بوديم. هر روز از طلوع تا غروب خورشيد، زمين منطقه را جست‌وجو مي‌كرديم، ولي حتي يك شهيد هم نيافته بوديم. برايمان خيلي سخت بود. در آن هواي گرم با امكانات محدود و هزار مشكل ديگر، فقط روز را به شب مي‌رسانديم. روزهاي آخر همه نااميد بودند و من از همه بيشتر. دو سال بود كه در آتش حضور در گروه تفحص مي‌سوختم و پس از التماس بسيار توانسته بودم جزو اين گروه شوم، ولي آمدنم بي‌فايده بود. اول فكر مي‌كردم آن موقع‌ها سنم كم بوده و نتوانسته‌ام در جبهه‌هاي جنگ حضور داشته باشم اما حالا جبران مافات مي‌كنم ولي...

 

 

 

 

 

 

روز عيد غدير خم بود، طبق روال هر روز وسايل كارمان را برداشتيم و سوار تويوتا وانت شديم و راه افتاديم. وقتي به منطقه‌ي مورد نظر رسيديم، همه پياده شديم، ولي حاج صارمي _ مسئول اكيپ تفحص لشكر 31 عاشورا مستقر در منطقه‌ي فكه _ پياده نشد. وقتي با تعجب نگاهش كرديم، گفت: «من ديگر نمي‌توانم كار كنم؛ چرا بايد دو ماه كار كنيم و حتي يك شهيد هم پيدا نشود. من از همه شكايت دارم. چرا خدا كمكمان نمي‌كند. مگر اين بچه‌ها به عشق امام حسين (ع) و حضرت زهرا (س) نيامده‌اند؟چرا...
بيل مكانيكي شروع به كار كرد و ما هم چهار چشمي پاكت بيل را مي‌پاييديم تا شايد نشاني از يك شهيد بيابيم. دستگاه سومين بيل را پر از خاك كرد كه همه با مشاهده‌ي جمجمه‌ي يك شهيد در داخل پاكت بيل فرياد سر داديم. فرياد يا زهرا (س) دشت فكه را پر كرد. پريديم تو گودال و شروع كرديم به جست‌وجو. بدن شهيد زير خاك بود. آن را درآورديم. اولين بار بود كه با پيكر يك شهيد روبه‌رو مي‌شدم. حالتي داشتم كه وصف‌ناپذير است.
به اميد يافتن پلاك يا نشان هويتي از جنازه، تمام آن قسمت را زير و رو كرديم، اما هيچ چيز نيافتيم. خوشحاليمان ناتمام ماند. همه در دل دعا مي‌كرديم كه پس از نااميدي دو ماهه، خداوند دلمان را شاد كند. كمي آن سوتر، جنازه‌ي دو شهيد ديگر را پيدا كرديم. دومي داراي پلاك و كارت شناسايي بود و سومي بدون هيچ نام و نشاني.
صارمي كه خوشحالي مي‌نمود، خاك‌هاي اطراف را الك مي‌كرد تا شايد پلاكش را پيدا كند. تلاشش بي‌نتيجه بود. از يك طرف خوشحال بوديم كه عيديمان را گرفته‌ايم و از طرف ديگر دو شهيد بي‌نام و نشان خوشحالي و آرامش را از دل‌هايمان مي‌زدود. چاره‌اي نبود. بايد با همان وضع مي‌ساختيم. پيكر شهيدان را برداشتيم و برگشتيم وبه مقر. هيچ‌كدام روي پاهايمان بند نبوديم. قرار شد نمازمان را بخوانيم و پس از صرف ناهار برگرديم به منطقه‌ي تفحص.
عصر راه افتاديم. از توي ماشين كه پياده شديم، ذكر دعا روي لب‌هايمان بود. آرام راه افتاديم تا محل كشف پيكرها. انگار داشتيم روي زمين پر از تيغ راه مي‌رفتيم. دل توي دلمان نبود. يكي از بچه‌ها كه جلوتر از همه بود، فرياد كشيد: «پلاك... پلاك را پيدا كردم».
دويد و شيرجه رفت روي خاكي كه آن‌قدر آن را الك كرده بوديم، نرم نرم بود. برخاست. زنجير يك پلاك لاي انگشتانش بود. شروع كرديم به جست‌وجو. چهار دست و پا روي زمين از اين سو به آن سو مي‌رفتيم و چشم‌هايمان زمين را مي‌كاويد تا اين‌كه پلاك شهيد را پيدا كرديم.
هوا تاريك شده بود و ما هم‌چنان چشم به زمين داشتيم. هنوز از سومين شهيد نشاني براي شناسايي نيافته بوديم و دلمان نمي‌خواست برگرديم به مقر. گريه‌ام گرفته بود. در دل گفتم: «يا علي! عيد‌مان را دادي ولي چرا ناقص...».
صداي صارمي از كنار تويوتا وانت درآمد كه اعلام مي‌كند كار را تعطيل كنيم.
بيل‌هاي دستيمان را برداشتيم و راه افتاديم طرف ماشين. اصلاً دلمان نمي‌خواست از آن‌جا برويم.
برگشتيم و ولو شديم توي چادر. هوا گرم بود، يك‌دفعه فرياد عموحسن از بيرون چادر بلند شد: «مژده بدهيد. ..».
آمد و جلوي در چادر ايستاد و پيروزمندانه دست به كمر زد. نگاهش كرديم كه يك پلاك را بالا آورد و جلوي صورت گرفت. برخاستيم و كشيده شديم طرفش. يكي پرسيد: «چيه عمو حسن؟ از كجا آورديش؟» عمو حسن از ته دل خنديد و گفت: «مال آن شهيد مفقود است. لاي استخوان‌هاي جمجمه‌اش بود....». بچه‌ها خنديدند و من در دل گفتم: «ممنونم آقا! عيديمان كامل شد».

منبع :كتاب كرامات شهدا   -  صفحه: 133

راوي : گروه تفحص لشگر 31 عاشورا

 

ادامه نوشته

خدا رو شکرررررررررررررررررررررررررررررررررررر

 


خدا را شكر

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

 

  خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.


I am thankful for the husband who snores all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me


____________

 
خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند.


I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street


____________


خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.


I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed.


____________

 

خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند. اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.


I am thankful for the clothes that a fit a little too snag, because it means I have enough to eat


____________

 

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.


I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard


____________

 

خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.

 

I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning, because it means I have a home


____________

 

خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.

 

I am thankful for the parking spot I find at the far end of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation


____________
 

خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.


I am thankful for the noise I have to bear from neighbors, because it means that I can hear


____________

 

خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.


I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear


____________

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.


I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive


____________
 

خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم. اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.


I am thankful for being sick once in a while, because it reminds me that I am healthy most of the time


____________
 

خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.


I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for them


____________
خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر


Thanks God Thanks God Thanks God


اگر به واسطه اين یادداشت يادي از خدا كرديد ما را نيز دعا كنيد

بیو گرافی مداحان اهل بیت

karimi karimi karimi

 

با عرض سلام و احترام و تشکر فراوان از فرصتی که در اختیار ما قرار داده‌اید.
سؤال: خواهشمند است برای شروع با معرفی خودتان بحث را آغاز نمائیم؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم
یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور‌ الحجه.به همه دوستداران امیرالمومنین علی (ع)، سلام و عرض ارادت دارم. امیدوارم سؤالات شما خلاصه باشد و من هم خلاصه جواب بدهم تا انشاءالله در فرصت بعدی مفصلاً با هم صفائی داشته باشیم.
من محمود (عباس) کریمی فرزند نقی هستم که در سال ۱۳۴۷ در یکی از محله‌‌ های مذهبی تهران به دنیا آمده‌ام. شغل‌‌‌ام آزاد و مرتبط با فعالیت‌های صنعتی می‌باشد.
بنده در سال ۱۳۷۰ ازدواج نموده‌ام و دارای دو فرزند می باشم، پسرم۱۱ سال و دخترم ۴ ساله می‌باشد در خصوص خانواده پدری نیز پدرم در سال ۱۳۶۱ درعملیات فتح‌المبین در دشت عباس مفقودالاثر شده‌اند و برادرم ابوالفضل کریمی نیز در کربلای ۵ شلمچه در سال ۶۵ به درجه رفیع شهادت نائل آمده‌اند. دارای سه برادر به نامهای احمد، محمد و حسین می‌‌باشم

سؤال: از سوابق کاریتان بیشتر بفرمایید؟
پاسخ: بعد از رفتن پدرم در کنار تحصیل هم کار می‌کردم و هم مداحی. در مشاغلی همچون نجاری، بنائی و.... مدتی کار کرده‌ام.

سؤال: تحصیلات خود را تا کجا ادامه داده‌اید؟
پاسخ: بنده دانشجوی مدیریت صنعتی دانشگاه علامه طباطبائی بودم و تعداد ۷۴ واحد درسی نیز گذرانده‌ام اما از آنجائیکه حضور در جبهه فرهنگی را مقدم‌تر دانستم به سراغ مطالعات مرتبط با بحثهای فرهنگی و به ویژه مداحی رفتم و در این زمینه به کسب معارف اسلامی پرداختم.

سؤال: آیا اهل ورزش نیز هستید؟
پاسخ:بنده دارای کمربند سیاه دان دو در رشته جودو می‌باشم. در رشته شین ‌ذن کاراته نیز کمربند سیاه، دان ۵ دارم و به ورزش شنانیزبسیار علاقمندم.

سؤال: خوب جناب آقای کریمی از شروع مداحیتان بفرمائید؟
پاسخ: اولین بار در حالیکه خردسال بودم روی پای مرحوم کافی نشستم و روضه خواندم. الان نیز که بحول و قوه الهی در خدمت اهل بیت (ع) می‌ باشم.

سؤال: جناب آقای کریمی شما تسلط خاصی در دستگاههای موسیقی دارید، علت این موفقیت را در چه چیزی می‌دانید؟
پاسخ: هر صدایی در یک دستگاه موسیقی ادا می‌شود مثلاًً صدای گریه بچه و حتی کوچکترین صداهایی که شما می‌شنوید. علت آشنایی من نیز با دستگاههای موسیقی به این بر‌می‌گردد که چون بنده قاری قرآن بوده‌ام و در تلاوت قرآن رعایت دستگاههای موسیقی، ردیفها و ... بسیار حائز اهمیت می‌باشد، به مدد کلام وحی در این زمینه مهارت‌هایی به دست آورده‌ام جا دارد در اینجا از اساتید خود نیز یعنی حاج حمید آقای مدِقّ و حاج علی آقای اربابی نیز یاد نمایم که امیدوارم در هر کجا می‌باشند در سایه اهل بیت (ع) سربلند و پیروز باشند.

سؤال: اشعار در مداحی‌ها و برنامه‌های شما از جایگاه ممتازی برخوردار هستند، اشعار با مضمون و زیبا؛ به طور مثال خیلی‌ها شما را با شعر معروف و بسیار زیبای “عشق یعنی ....“ می‌‌شناسند؟
پاسخ: بیشتر شعرها را خودم می‌گویم مثلا همین شعر عشق یعنی که شما گفتید را هم بخاطر دارم که روی موتور در حالت گریه سروده‌ام. دوستی دارم به نام آقای م.ش که ایشان با من سر کار می‌آمد و اغلب اوقات روی موتور به ثبت اشعار می‌پرداخت.

سؤال: سابقه همکاری خود با هیات رزمندگان شمیرانات از چه زمانی شروع شده است و دلایل موفقیت این هیات به ویژه در جذب جوانان به عقیده حضرتعالی چه چیزهایی می‌تواند باشد؟
پاسخ: از حدود ۴ سال پیش در ماه رمضان جلسات هیات رزمندگان شمیرانات تشکیل شده و الحمدلله تا حالا نیز ادامه داشته است. به جهت تلاقی نکردن با جلسات دیگر معمولاً در شام هر مناسبت برنامه داریم و اگر بحث جذب جوانان را هم می‌ فرمائید لطف و کرامات اهل بیت بوده‌است.
در خصوص علت موفقیت جلسه هیئت رزمندگان نیز عوامل زیر را می‌توان برشمرد:
البته عامل مهم دیگری که باید به مطالب بالا اضافه شود فعالیت خالصانه عوامل جلسه در هر پستی که هستند می‌باشند. از آبدارچی گرفته تا هر قسمت ، همه وهمه با نیت الهی فعالیت می‌نمایند و این خود از برکات اهل بیت (ع) می‌‌ باشد.

سؤال:جناب آقای کریمی نام سایت ’’ فطرس ‘‘ می‌باشد اگر نظر خود را در این مورد بفرمایید ممنون می‌شویم.
پاسخ: فطرس فرشته‌ای بود که بالهایش بر اثر قهر خداوند متعال سوخته شده بود و در روز ولادت حضرت سیدالشهدا (ع) به همراه خیل کثیری از ملائک به زمین آمد و خود را به قنداقه حضرت ابی‌عبدالله متبرک نمود و خداوند به احترام ارباب بالهای فطرس را به او عطا فرمود. فطرس در آسمانها به پرواز درآمد و می‌گفت: کیست مثل من که آزاد شده حسینم؟ و از آن روز فطرس عهد کرد که سلام عاشقان حضرت ابی‌عبدالله (ع) را به مولا برساند و چون کار فطرس ابلاغ سلام است کار سایت فطرس نیز ابلاغ معارف اهل بیت (ع) است، انشاء الله.
فطرس که پرش را شرر قهر خدا سوخت باز آنکه بدادش پر پرواز حسین است

سؤال: جناب آقای کریمی از ملاقاتهایتان با مقام معظم رهبری بفرمائید؟
پاسخ: این از کرامات حضرت صدیقه (س) است که در بعضی مجالس بنده حقیر به خدمت پیر و مرادم عرض ادب کرده‌ام.

سؤال: شما در جلسات بر روی ازدواج جوانان خیلی تأکید دارید. آنهم با این مشکلات مالی؟
پاسخ: به جهت مسائل مالی جای نگرانی نیست چرا که من خودم در حال حاضر با داشتن دو فرزند مستأجر می‌باشم و منزل پدری‌ام نیز از ۶۰ متر مربع تجاوز نمی‌کند ولی به حول و قوه الهی دو فرزند دارم و شکر خدا را بجا می‌آورم. اگر نیتها الهی باشد همه مسائل حل می‌شود و هیچ جای نگرانی نیست.

سؤال: جناب آقای کریمی در صورتیکه صحبت خاصی دارید نیز بفرمایید؟
پاسخ: تنها این مطلب که هر کس باید موجب زینت بزرگتر خود باشد به طور مثال بچه‌ها باید زینت پدر و مادر خود باشند و شاگرد زینت استاد. شیعه باید زینت امامان معصوم (ع) خود باشد و ما نیز در هیات رزمندگان به همین ترتیب. توقع ما از همه به ویژه جوانان، خواهران و برادران محترم این است. که الحمدلله نیز به اینگونه است و تأکید ما نیز بر همین است.

با تشکر فراوان از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید و امیدواریم باز هم در فرصتهای آینده بتوانیم در خدمت شما باشیم. والسلام

خلاصه بیوگرافی حاج محمود کریمی : مداح اهل بیت (علیه السلام)
حاج محمود کریمی ، دارای دو فرزند ، یک دختر ۴ ساله و یک پسر ۱۱ ساله در مورد اینکه مداحی را از کی و چگونه شروع کرده است شروع کار مداحی را به یاد ندارد ، تا آنجا که می گوید ، در بحث عشق یادم نمی آید دقیقاً چند سالم بود ، نمی دانم از کی شروع کردم ، البته پدرم هم مداح بود.در فعالیت های ورزشی هم شرکت داشته ، تا جایی که جودو را تا دان ۲ کار کرده و تکواندو را در قالب بسیج و کاراته را هم تا دان ۵ در سبک شین ذن ادامه داده است. در ورزش شنا نیز مهارت دارد. الان اصل کار ورزشی او کشتی است.
چند جمله از زبان ایشان :
درخت هرچه بارش بیشتر بشود ، سرش پایین تر می آید ، این همان چیزی است که از قدیم به همه آموختند ولی الان لقلقه زبانها شده اگر زورت برسد و زورنگویی مهم است. اگر چشم داشته باشی و به نامحرم نگاه نکنی مهم است. اگر زور نداشته باشی ، یا مثلاً چشم نداشته باشی و بعد بگویی من خودم را کنترل می کنم که هنر نیست. مهم آن است که قدرت داشته باشی و خودت را کنترل کنی!