کوروش کبیر از دیدگاه بزرگان تاریخ

پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان :در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان كورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و كشورهای مسخر شده كه در گذشته نه تنها وجود نداشت بلكه كاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست . دكتر هانری بر دانشمند فرانسوی - تمدن ایران باستان :این پادشاه بزرگ یعنی كورش هخامنشی برعكس سلاطین قسی القب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود كه شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می كردند . آلبر شاندور - كورش بزرگ :شاهنشاهی ایران كه پایه گذار او كورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی نشد . بلكه عكس آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد . پارسیها با مساعدت یكدیگر و به یاری پادشاهان مقتدر خود عظمت وشكوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند كه نشانه نبوغ و نژاد پاك آنان است . نژادی كه حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریكی نشان میدهد . آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند كه برای آیندگان نیز خواهد ماند . ژنرال سرپرسی سایكس :خوش زبانی او از پاسخی كه در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشكار است. مطالب كتاب مقدس (تورات) و نوشته های یونانی و سنتهای ایرانی همه همداستانند كه كورش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست میخواندند. ما نیز میتوانیم بدان ببالیم كه نخستین مرد بزرگ آریائی  كه سرگذشت اش بر تاریخ روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است . ژنرال سرپرسی سایكس بعد از دیدار از آرامگاه شاهنشاه كورش بزرگ :من خود سه بار این آرامگاه را دیدار كرده ام ، و توانسته ام اندك تعمیری نیز در آنجا بكنم، و در هر سه بار این نكته رایادآورده شده ام كه زیارت آمارگاه اصلی كورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز كوچكی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام كه بچنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم كه آیا برای ما مردم آریائی (هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست كه از آرامگاه بنیاد گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد . سرپرسی سایكس - تا ایران باستان :در شاهنشاهی كورش زیبایی - مردانگی - شجاعت - قهرمانیت - عدالت به عیان دیده شده است . وی هیچگاه عیاشی نكرد . كاری كه اكثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند . آزادی هایی كه داشت به هیچ وجه به شخصیت او صدمه نزد و افكاری داشت كه به راستی متعلق به تاریخ نبوده است .كورش یكی از شخصیتهای بزرگ تاریخ جهان است . او ابتدا پادشاه سرزمین كوچكی بود . ولی پس از مدتی با اراده مصمم و قلبی آكنده از وطن پرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد كه در كل جهان بی سابقه بود . این بدین دلیل بود كه تاكنون هیچ كشوری نتوانسته بود اینچنین با صلح و احترام به عقاید دیگران كل خاورمیانه را تصاحب كند . او هیچ گاه خوشگذران و تن آسایی نكرد . هیچ گاه مغرور نشد و همیشه به یاد خداوند خود بود و برای احترام به مزدا حیواناتی را نثار می كرد . كاساندان دخترفرناسپه هخامنشی از دودمانی بود كه از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر و اجدادش درچند نسل شاه پارسیان بودند .كورش در شوخ طبی و انسانیت سرآمد زمان خود بود . من سه بار تا كنون موفق شده ام آرامگاه این ابر مرد آریایی را زیارت كنم و خداوند را برای این توفیق سپاس میگویم . 
افلاطون - قوانین ( 477 تا 347 پیش از میلاد ) :
پارسیان در زمان شاهنشاهی كورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند . از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند . در زمان او ( كورش بزرگ ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند وآنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی میكردند .

مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند ازاین رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شركت میكردند . از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان راهمراهی میكرد و به آنان اندرز میداد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت
 
هرودوت – تاریخ هرودو ت( 484 تا 425 پیش از میلاد ) :
هیچ پارسی یافت نمی شد كه بتواند خود را با كورش مقایسه كند . از اینرو من كتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تاكردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود .
كورش سرداری بزرگ بود . در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی كه زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش مینمودند . سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال میكردند .
 
هارولد لمب دانشمند امریكایی - كورش بزرگ :
در شاهنشاهی ایران باستان كه كورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به كردار نیك - گفتار نیك - پندار نیك سوگند یاد میكردند كه طرفدار ملت و كشورشان باشند و نه خودشان . كه این امر در صدهها نبرد آنان به وضوح دیده میشود كه خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ كیان كشورشان می تاخته است .
 
گزنفون – كوروپد ا ی ( 445 پیش از میلاد ) :
مهمترین صفت كورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند میكرد . این رسوم و دینداری آنان هنوزدر زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل میشود . از صفتهای برجسته دیگر كورش عدل و گسترش عدالت و حق بود.

ما در این باره فكر كردیم كه چرا كورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود . سه دلیل را برایش پیدا كردیم . نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از كودكی بوده است .
كورش نابغه ای بزرگ - انسانی والا منش - صلح طلب و نیك منش بود . او دوست انسانها و طالب علم و حكمت و راستی بود . كورش عقیده داشت پیروزی بر كشوری این حق را به كشور فاتح نمیدهد تا هر تجاوز و كار غیر انسانی را مرتكب شود .

 او برای دفاع از كشورش كه هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار میگرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت كه سابقه نداشت . او در نبردها آتش جنگ را متوجه كشاورزان و افراد عام كشور نمی كرد . او ملتهای مغلوب راشیفته خود كرد به صورتی كه اقوام شكست خورده كه كورش آنان را از دست پادشاهان خودكامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند . او برترین مرد تاریخ - بزرگترین - بخشنده ترین - پاك دل ترین انسان تا این زمان بود .
 
كنت دوگوبینو فرانسوی - ایران باستان :
شاهنشاهی كورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت . او به راستی یك مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت كه تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد .
نیكلای دمشقی
كورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر كس دیگر آگاهی داشت . این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود .

پرفسور كریستن سن ایران شناس - استاد زبان اوستایی و پهلوی :
شاهنشاه كورش بزرگ نمونه یك پادشاه "جوان مرد" بوده است . این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده میشده . در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان كشورهای دیگر وجود داشته است و سرلوحه دولتش بوده . كه این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است .

آلبر شاندور فرانسوی - شاهنشاهی كورش بزرگ :
كورش یكسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود . برای كسی كه دشمن خودش بود . او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینكه ثابت كند كه هدف فتح و جنگ و كشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی كه ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود . او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد . در همین حین كتیبه های شاهان همزمان او حاكی از برده داری و تكه تكه كردن انسان های بیگناه و بریدن دست و پای آنان خبر میدهد .
 
پرفسور گیریشمن - ایران از آغاز تا اسلام :
كمتر پادشاهی است كه پس از خود چنین نام نیكی باقی گذاشته باشد . كورش سرداری بزرگ و نیكوخواه بود . او آنقدر خردمند بود كه هر زمانی كشور تازه ای را تسخیر می كرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود . او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و كشتار نمی كرد . ایرانیان كورش را پدر و یونانیان كه سرزمینشان بوسیله كورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند میخوانند.
 
كنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران ( مورخ فرانسوی ) :
تا كنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را كه كورش در تاریخ جهان باقی گذاشت - در افكار میلیونها مردم جهان بوجود آورد . من اذعان میدارم كه اسكندر و سزار و كورش كه سه مرد اول جهان شده اند كورش در صدر انها قرار دارد . وتا كنون كسی در جهان بوجود نیامده است كه بتواند با او برابری كند و او همانطور كه در كتابهای ما آمده است مسیح  خداوند است . قوانینی كه او صادر كرد در تاریخ آن زمان كه انسانها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود
 
ویل دورانت - تاریخ تمدن ویل دورانت - مشرق زمین :
كورش از افرادی بوده كه برای فرمانروایی آفریده شده بود . به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند . روش او در كشور گشایی حیرت انگیز بود . او با شكست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود . بهمین دلیل یونانیان كه دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسكندر مینامند . او كرزوس را پس از شكست از سوختن در میان هیزمهای آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود . كورش سرداری بود كه بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت .
 
كلمان هوار - تمدن ایرانی :
كورش بزرگ در سال 550 قبل از میلاد بر اریكه پادشاهی ایران نشست . وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت كه تا آن روزگار كسی به دنیا ندیده بود . كورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود . او اقوام مختلف را مطیع خود كرد . او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی كرد . برای احترام به مردمان كشورهای دیگر معابدشان را بازسازی كرد . وی پیرو دین یكتا پرستی مزدیسنا بود . ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود .
 
مولانا ابوالكلام احمد آزاد فیلسوف هندی -كورش بزرگ ( عباس خلیلی ) :
كورش همان ذوالقرنین قرآن است . وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و كردار نیك را به مردمان ایران و جهان هدیه داد . سنگ نگاره او با بالهای كشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد .
 
دیودوروس سیسولوس ( 100 پس از میلاد ) :
كورش پسر كمبوجیه و ماندان در دلاوری و كارآیی خردمندانه حزم و سایر خصائص نیكو سرآمد روزگار خود بود . در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی كم نظیر و در كردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میكرد . پارسیان او را پدر می خواندند .

دكتر جهانگیر اوشیدری - دانشنامه مزدیسنا :
كورش به سال 559 قبل از میلاد بر اریكه شاهنشاهی بنشست و در سال 529 قبل از میلاد وفات یافت . پس از تسخیر بابل با مردمان شكست خورده بامهربانی رفتار كرد و اسیران یهودی را كه بخت النصر از فلسطین به آن شهر آورده بود آزاد كرد و اجازه داد به فلسطین باز گردند . او فرمانی صادر كرد كه معبد اورشلیم را كه بخت النصر ویران كرده بود را با هزینه دولت ایران بازسازی كنند .
 
كورش را در پارسه گرد كه امروزه پازاردگاد نامیده می شود به خاك سپردند . او از مردان بزرگ تاریخ جهان است زیرا همه تاریخ نویسان نامدار جهانی از او به نیكی ستایش كرده اند . اوپادشاهی سیاستمدار - شجاع - با فتوت - با عزم و اراده - با گذشت و مهربان بود . او به عقاید دینی ملل مغلوب احترام می گذاشت . شهرهای ویران را دوباره آباد ساخت . او عقل و تدبیر را بر شمشیر و جنگ برتری داد . منشور جهانی او زینت بخش سازمان ملل متحد و جهان است .
 
اخیلوس ( آشیل ) شاعر نامدار یونانی - تراژدی پارسه :
كورش یك تن فانی سعادتمند بود . او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید . خدایان او را دوست داشتند . او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود.

کوروش کبیر



حقایق ثروت کوروش


زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کوروش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟...

گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.کوروش رو به کزروس کرد و گفت ،
ثروت من اینجاست.
اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم...

این ایرانی ها چیکار ها که نمی کنن؟

یك مركز مطالعاتی صهیونیستی (Jerusalem Center for Public Affairs) كه در زمینه تهدیدات استراتژیك فعالیت‌ می‌كند، در بررسی تهدیدات استراتژیك خاورمیانه جمهوری اسلامی ایران و موشك‌های ساخت این كشور را به عنوان بزرگ‌ترین تهدیدی كه حتی نیویورك را نیز هدف قرار می‌دهد، مطرح كرده است.

در این صفحه، با قراردادن یك نقشه اینترنتی و مشخص كردن محدوده در دسترس موشك‌ها، برد جهانی موشك ایران با 11 هزار و 500 كیلیومتر كیلومتر به نیویورك می‌رسد.

در ستون سمت چپ این نقشه كه به صورت یك فلش به نمایش درآْمده است، در پنج آیكن برد‌های مختلف موشك‌های ایران و كشورهایی را كه در تیررس آنها هستند نمایش داده است.

اگر شما به‏روی نقشه ایران كلیك كنید، یك عقربه شروع به چرخیدن می‌كند كه در واقع برد موشك‌های ایرانی و كشورهای در تیررس آن را نشان می‌دهد. 



طبق این تصویر، برد موشك‌های ایران به شهرهای لندن، پاریس، مادرید، اسلو، هلسینكی، برلین، سرزمین‌های اشغالی، روسیه، دهلی و برخی كشورهای آفریقایی و آمریكای شمالی می‌رسد.

همچنین در یكی از آیكن‌های این فلش با عنوان تهدید خاورمیانه، یك نقشه ایران طراحی شده كه نام مراكز هسته‌ای ایران نیز به‏روی آن حك شده و از یك فلش پیكان كه به‎صورت گردان فعال است، كشورهای همسایه‌ای را كه در تیررس موشك‌ شهاب 3 هستند مشخص كرده است.

در یكی از آیكن‌های این تصویر گرافیكی، به منظور تهدید جلوه دادن ایران برای كشورهای اروپایی و ضرورت جدی گرفتن این كشور، با نمایش دادن عكس بزرگی از موشك شهاب، یك پیكان متحرك برد موشكی ایران را تا آمریكای شمالی و قاره اروپا و آفریقا نشان می‌دهد.

این مركز مطالعات صهیونیستی به منظور پررنگ كردن برد موشك‌های ایرانی و تأكید بیشتر بر ایران‎هراسی، در این تصویر از كشورهای تركیه، لبنان، عربستان سعودی، كویت، قطر، عراق، امارات متحده عربی، سوریه، تركمنستان، ارمنستان، آذربایجان، افغانستان به عنوان اهداف فرضی موشك‌های ایران نام برده است.

این مركز در سال 1988 توسط دانیل الازار (Daniel Elazar) تأسیس شد كه مركز مطالعات استراتژیك است و در زمینه سیاست خارجی رژیم صهیونیستی فعالیت می‌كند و سعی دارد بیان كند كه تهدیدات استراتژیك نسبت به این رژیم چیست و چه خطراتی را برای آنها در پی دارد.

همچنین در این طرح سوریه نیز به عنوان دیگر تهدید استراتژیک منطقه خاورمیانه نام برده شده كه می‌تواند كشورهای این منطقه را هدف قرار دهد.

رژیم صهیونیستی هر از چندگاهی برای اخذ امتیاز از كشورهای اروپایی و آمریكا پروژه ایران هراسی را در اولویت كاری خود قرار می‌دهد و در این راستا ادعا می‌كند كه تاسیسات هسته‌ای ایران برای مقاصد نظامی طراحی شده است كه تهدیدی جدی برای منطقه خاورمیانه به شمار می رود.

این در حالی است كه رژیم صهیونیستی با در اختیار داشتن 200 الی 400 كلاهك هسته‌ای و انواع و اقسام سلاح‌های كشتار جمعی، بزرگ‌ترین تهدید امنیتی منطقه خاورمیانه است و كشورهای منطقه نیز در اجلاس اخیر سازمان ملل خواستار پیوستن این رژیم به ان‎پی‌تی و خلع سلاح آن شدند.

تولد آقای ریس جمهور؟؟؟؟

خبرآنلاین: وبلاگ > شکیبا، شهرام  - * سالروز میلاد فرخنده و مبارک رئیس‌جمهور به تاریخ قمری در راه است. پیشتر هم در خبرها آمده بود همزمان با عید قربان مراسم رونمایی از کیک جشن تولد ایشان برگزار خواهد شد.

حیفم آمد که من هم در این حرکت کاملاً خودجوش یک جوشی نزنم و پیشنهادهای خود را برای هرچه باشکوه‌تر برگزار شدن این جشن بزرگ به گوش مسئولان مربوطه نرسانم.

با توجه به شرایط کنونی و در هم بودن تصمیمات و برنامه‌ریزی‌ها، من نیز پیشنهادهای خود را به صورت درهم تقدیم می‌کنم.

[شما هم پیشنهادهای خود را به صورت درهم در قالب کامنت در سایت مطرح کنید تا به شکلی کاملاً خودجوش و مردمی به دست مسئولان برسد.]

1- دعوت از گروه رزمی‌کاران برای اجرای حرکات موزون رزمی با در نظر گرفتن اقتضائات بزمی تا جشن به شکلی خودجوش و مردمی رزمی - بزمی شود.

2- دعوت از «حمید بقایی» برای سخنرانی در باب شباهت‌های کوروش قدیم به کوروش زمان در شرایط کنونی و تقدیم لوح کوروش قدیم به کوروش زمان و طرح پیشنهادی که کوروش زمان نیز یک لوح کوروش براساس شرایط کنونی ایران و جهان بنگارند که برای تمام کشورها فرستاده شود.

3- اهدای مجدد بازوبند پهلوانی به رئیس‌جمهور توسط سعیدلو. با توجه به اینکه پهلوان‌تر از ایشان سراغ نداریم، دو بازوبند برای بازوی چپ و راست اهدا شود.

4- تهیه کیک زرد برای مراسم.

5- دعوت از فریدون بیگدلی خواننده پاپ که مثل مراسم اختتامیه جشنواره مطبوعات ترانه‌هایی مناسب در وصف شجاعت و شهامت رئیس‌جمهور بخواند.

6- دعوت از پسر آقای رامین برای برقراری نظم در جلسه. درست مثل اختتامیه جشنواره مطبوعات.

7- سخنرانی آقای اسفندیار رحیم‌مشایی، اسلام‌شناس برجسته درباب جشن تولد ایرانی، مکتب ایرانی، هدیه ایرانی و...

8- توزیع بسته نشاط بین حضار از طرف سازمان ملی جوانان.

10- دعوت از عزت‌الله ضرغامی و تجلیل از ایشان برای ساخت برنامه نیم‌ساعت با رئیس‌جمهور.

11- سخنرانی استاد بزرگ تاریخ، خسرو معتضد برای سخنرانی تاریخی با عنوان تاریخ جشن تولد در ایران از شاهان پیشدادی تاکنون به مدت 18 ساعت.

12- سخنرانی آقای بهبهانی وزیر راه برای ایجاد فضای شادی و نشاط.

13- عکس و فیلم مجلس هم با شمقدری.

14- دعوت از برادر مشهدی‌هوگو چاوز که دستکم یک هفته قبل از مراسم با خانواده تشریف بیاورند.

15- خرید میوه هم به عهده کامران باقری‌لنکرانی باشد.

16- دعوت از علیرضا افتخاری برای اجرای مراسم اهدای چاقو به رئیس‌جمهور به جهت بریدن کیک و بوسیدن ایشان.

17- کلهر هم چون مجلس به‌هم‌زن است، دعوت نشود.

(البته همه این‌ها به این شرط است که رئیس‌جمهور یک روز قبل از اجرای مراسم در یک حرکت خودجوش مراسم جشن را ملغی اعلام نکند.)

حسن کامرانی فر نامزد کسب بهترین کمک داوری آسا

کمک داور بین المللی فوتبال کشورمان گفت: با کسب عنوان بهترین کمک داور آسیا، ویترین افتخاراتم کامل می شود.

حسن کامرانی فر ظهر سه شنبه در جمع خبرنگاران با بیان این مطلب افزود: کنفدراسیون فوتبال آسیا در پایان هر سال میلادی بهترینهای فوتبال آسیا را انتخاب می کند که در این میان یک داور و کمک داور برتر هم معرفی می شوند.

وی بیان داشت: در این زمینه البته چند سال پیش مسعود مرادی که از بهترین داورهای فوتبال کشورمان است در قسمت داوری به عنوان بهترین داور سال آسیا برگزیده شد و امسال هم بنده افتخار حضور در جمع نامزدهای بهترین کمک داور آسیا را پیدا کردم.

کامرانی فر با اشاره به قضاوتش در دیدار پایانی جام کنفدراسیون فوتبال آسیا، تصریح کرد: این مسابقه تأثیر بسزایی درانتخاب من دارد و اگر در این قضاوت درخشش لازم را داشته باشم قطعا امتیازات خوبی را کسب می کنم.

این کمک داور بین المللی کشورمان اظهار داشت: با این حال خوشبختانه سال ۲۰۱۰ را با خاطرات خوشی گذراندم و امیدوارم با اضافه شدن عنوان بهترین کمک داور آسیا، ویترین افتخارات در سال جاری تکمیل شود

ای روزگار

 

مردی از دست روزگار سخت می نالید. پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست.استاد لیوان اب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟
آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت: خیلی شور و غیر قابل تحمل است.
استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت همان مقدار اب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟
مرد گفت: ...

خوب است و می توان تحمل کرد.

استاد گفت شوری آب همان سختی های زندگی است. شوری این دو آب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود. سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه انرا تعین می کند پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است.

 

بازم در مورد این ایرانی ها

مرد ایرانی  با همسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به شمال برویم"
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن
ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !
زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد
هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟
مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی ؟"
جواب زن خیلی جالب بود
زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم !!!!

نتیجه اخلاقی: هیچ وقت به زنها دروغ نگو

نمونه سوالات درس اول ودوم اجزای ماشین سال سوم هنرستان

به نام خدا

1-اجزا ماشین را تعریف کنید؟اجزای ماشین به قطعاتی از ماشین گفته می شود که هر کدام بنا بر وظیفه خود،دارای شکل معین بوده ،ثابت یا متحرک باشد.

2-منظور از مکانیزم چیست؟از به هم پیوستن تعدادی از اجزای ماشین که نحوه ارتباط آنها با هم حرکت معینی را به وجود    می آورد((مکانیسم))ایجاد می شود.

3-ماشین را تعریف نموده و یک مثال بیان نمایید؟ ماشین از به هم پیوستن مکانیسم ها به وجود می آید و وسیله ای

برای تبدیل یا انتقال انرژی است.به عبارت دیگر هنگامی که مکانیسم برای انتقال انرژی در عمل مشخصی مورد استفاده قرار می گیرد.مکانیسم به ماشین تبدیل می گردد،لذا می توان گفت ماشین  مکانیسمی است که نیرو و حرکت را انتقال  می دهد .مانند کولیس

4-طبقه بندی اجزای عمومی ماشین را نام ببرید؟الف:اجزای عمومی که خود نیز به دو دسته تقسیم می شوند.1-اجزای اتصال دهنده مانند:پیچها،مهره ها،گره ها، خارها و میخ پرچها2اجزای انتقال دهنده حرکت و نیرو، مانند چرخ دنده ها ، چرخ تسمه ها،چرخ زنجیرها و محور ها ب :اجزای خصوصی مانند :پیستون ها،سوپاپها،محورهای خاص ،میل لنگ  ها که هر کارخانه با روش خاص خود قطعات مورد کاربرد و مصرف خاص خود را در اندازه های دلخواه تهیه و مصرف می کند

5-انواع اتصالات را نام ببرید؟ اتصال دایم و اتصال موقت

6-اتصالات چیست؟ ماشین آلات مختلف ،هم چنین دستگاه های کوچک و بزرگی که در صنعت مورد استفاده قرار می گیرد از قطعات گوناگونی تشکیل شده اند که هر کدام از آنها با روش های متفاوت مانند ریخته گری،آهنگری ،نورد  کاری و... تولید می شود .دراکثر موارد ضرورت ایجاد می کند که این قطعات با روش خاصی به یکدیگر متصل می شوند.

7-اتصال دایم را شرح دهید؟ به اتصالاتی گفته می شود که برای جداسازی آنها وسیله اتصال و قسمتی از قطعات متصل شده یا تمامی آنها،آسیب ببیند مانند جوشکاری  و لحیم کاری سخت.لذا در اتصال قطعات صنعتی هنگامی از این روش استفاده می شود که نیاز به جدا سازی آنها نباشد.

8-اتصالات در اجرا به چند دسته تقسیم می شوند؟الف:اتصالات مکانیکی ب : اتصالات شیمیایی ج: اتصالات متالوژیکی 

9- جوشکاری چیست وانواع روش های آن را بیان کنید؟اتصال دو قطعه فلز هم جنس را در صورتی  که به یکی از روش های زیر انجام شود جوشکاری گویند: الف:در حالت مذاب یا جامد  ب:با استفاده از واسطه(مواد کمکی)یا بدون واسطه ج:با ایجاد فشار یا بدون استفاده از فشار   . در واقع جوشکاری به اتصالی گفته می شود که که محل اتصال را از قسمت های دیگر قطعات نتوان مجزا نمود یا به عبارت دیگر خواص جوش ایجاد شده با قطعات  مورد اتصال یکسان یا نزدیک به هم باشند.

10-لحیم کاری را تعریف کرده و فرق آنرا با جوشکاری بنویسید؟چنان چه دو فلز همنام ویا غیر همنام  را با واسطه ایی از جنس دیگر به هم متصل کنیم ،این اتصال را ((لحیم  کاری)) گویند.در لحیم کاری همیشه نقطه ذوب واسطه از نقطه ی ذوب فلزات پایه کمتر است. در لحیم کاری هرگاه نقطه ی ذوب واسطه کمتر از 40 درجه سانتی گراد باشد آن اتصال را لحیم کاری نرم و در صورتی که نقطه ذوب واسطه بیشتر از 450 درجه سانتی گراد باشد آن را لحیم کاری سخت مینامند.اما در جوشکاری دو فلز همنام با واسطه ایی از جنس خودشان را باید به یک دیگر متصل نمود.

11-انواع لحیم کاری را نام برده سپس یک را شرح دهید؟لحیم کاری سخت – لحیم کاری نرم این روش لحیم کاری از قدیم وجود داشته است ،بخصوص در مصر قدیم قطعات  زرگری زیور آلات زیادی که بیانگر این اتصال هستند یافت می شود. هم چنین قطعات لحیم شده با سرب و قلع نبز دیده شده است.

12-درلحیم کاری نرم چند نوع مکانیزم صورت می گیرد نام ببرید؟الف:تماس-هنگامی که درجه حرارت قطعه کار به حد معینی رسید واسطه اتصال تاثیر خود را به جای گذاشته ،با سطح قطعه تماس پیدا می کند.ب:سیلان-در این مرحله لحیم مذاب در محل اتصال سیلان یافته ،سعی درپر کردن فضای خالی بین قطعات می نماید.ج:آلیاژ- مرحله نهایی کار است. در این مرحله لحیم مذاب در محل اتصال به صورت لایه نازکی نفوذکرده، فضای خالی بین قطعات را کاملا پر می کند واتصال را بر قرار می سازد.

13-متداولترین آلیاژ لحیم کاری را نام برده مقدار آلیاژ آن را بنویسید؟35 % قلع و65 % سرب

14-مزایای لحیم کاری سخت نسبت به جوشکاری را بیان کنید؟1-هر فلزی را می توان با نوعی لحیم سخت به فلز اتصال داد.2-در لحیم کاری به گرمای کمتری نسبت به جوشکاری نیاز است از این رو می توان سریعتر و با هزینه کمتر اتصال را ایجاد کرد3-به علت کم بودن حرارت ، تغییر شکلهای ناخواسته حرارتی مانند تاب برداشتن ،پیچیدگی و غیره کاهش می  یابد.4-در لحیم کاری اتصال قطعات پیچیده ، کج و قطعات ظریف امکان پذیر است. در لحیم کاری سخت از مفتول های پر کننده با جنس های مختلف استفاده می شود.متداولترین آنها آلیاژ های مس (برنج) ،آلیاژهای نقره و آلیاژهای آلومینیوم هستند.

15-وظایف روانساز ها چیست؟نام ببرید؟1: اکسید زدایی و جذب اکسیدهای موجود در محل اتصال2:جلوگیری از اکسید مجدد هنگام گرم شدن قطعات و لحیم کاری 3:ایجاد سیلان و چسبندگی مواد پرکننده در محل اتصال

 

 

 

 

 

 

 

حافظ شیرازی

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم            از بـــــد حــــادثه اینجا به پناه آمده ایم

 

رهـــرو مـــنزل عـشقیم و ز سر حد عدم            تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم

 

ســــبزه خــط تو دیدیم و ز بستان بهشت           بـــه طـــلبکاری این مهر گیاه آمده ایم

 

با چـــنـین گنج که شد خازن او روح امین            به گــــدایی بــه در خانه شاه آمده ایم

 

لــنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست            کـه در این بحر کرم غرق گناه آمده ایم

 

آبـــرو مــــی رود ای ابــر خطا پوش ببار             کـه به دیوان عمل نامه سیاه آمده ایم

 

حافظ این خرقه پشـــمینه مینداز که ما              از پـــی قـــافــله با آتش و آه آمده ایم

 

  

                                                                               حافظ شیرازی

بهترین داور جهان

.
رویایی که به حقیقت پیوست
هرگز نمی توانم این حقیقت را انکار کنم که جام جهانی ۲۰۰۲ نقش بسیار مهمی در زندگی من، چه به عنوان یک داور و چه به عنوان یک انسان، داشت. اگر چشمانم را ببندم و سعی کنم ژوئن ۲۰۰۲ را به یاد بیاورم و یکبار دیگر به جام جهانی فکر کنم، احساس باور نکردنی تمام وجودم را فرا   می گیرد. واقعاً این من بودم که چهل و یک روز را در ژاپن گذراندم و دیدار نهایی دو تیم برزیل و آلمان را در فینال جام جهانی داوری کردم؟
وقتی این موضوع را به خاطر می آورم، حس فوق العاده ای به من دست می دهد. تجربه جام جهانی به اندازه ای زیبا و باشکوه است که گاهی تصور  می کنم تمامی آن یک رویا بوده است، رویایی که بیش از یک ماه به طول انجامید. خوشبختانه تصویرهای ویدیویی ضبط شده و مقالات روزنامه های موجود دلایل کافی مبنی بر وجود این وقایع هستند واِلّا در صحت این رویا شک می کردم.
به ادامه مطلب مراجعه کنید
فقط یک نماینده
تاییدیه ی رسمی مبنی بر حضور من به عنوان داور در مسابقات جام جهانی در اوایل سال ۲۰۰۲ پس از آخرین جلسه ی رسمی فیفا به دستم رسید. این خبر برای من چندان غیر منتظره نبود. نه تنها انتظار چنین خبری را نداشتم بلکه روی آن حساب کرده بودم. تنها چیزی که جای تعجب داشت این بود که کمک داوران ایتالیایی انتخاب نشده بودند و این امر قبلاً در هیچ یک از تورنومت های بزرگ سابقه نداشت.
از نظر شخصی این مسئله برای من ناخوشایند بود بود، زیرا در بین این کمک داوران کسانی بودند که حقیقتاً شایستگی حضور در جام جهانی را داشتند، کسانی که ساعت ها در کنارشان به تعلیم و تمرین پرداخته و مسابقات زیادی را به کمک ایشان قضاوت کرده بودم.
تمرین و آموزش
آخر مارس ۲۰۰۲ به همراه دیگر داوران و کمک داوران که جمعاً هفتاد نفر بودیم برای تمرین و آموزش به سئول دعوت شدیم. این بخش شامل آموزش های تئوریک و بحث پیرامون دستور العمل ها و رهنمون های فیفا با در نظر گرفتن تکنیک های مختلف بود. بعد از آن هم یک معاینه ی فیزیکی کامل برای اطمینان از سلامت جسمی بود.
شروع بازی
اولین قضاوت من در جام جهانی مابین دو تیم آرژانتین و انگلستان بود، یکی ازبازی هایی که به محض اعلام آن در دسامبر ۲۰۰۱ با اشتیاق و علاقه ی کامل حاضر به داوری آن بودم و هنگامی که خبر انتصاب من به عنوان داور این مسابقه به دستم رسید، آن قدر هیجان زده شده بودم که حتی به دنبال زمان دقیق مسابقه و اینکه در ژاپن برگزار می شود یا در کره، نبودم. نمی توانم انکار کنم که شنیدن این خبر بسیار موجب رضایت خاطر من شده بود. اهمیت این بازی فراتر از فوتبال بود. محول کردن مسئولیت قضاوت چنین بازی مهمی به من نشانگر اهمیت کارم در نظر مسئولین بود. از این بابت احساس غرور می کردم.
یک بخش از آموزش های تعیین شده برای آماده سازی داوران علاوه بر آمادگی جسمانی و تمرین تمرکز، تماشای بازی بود.برای تماشای بازی تیم های آر‍ژانتین و انگلستان و یا حداقل یکی از این دو تیم می توانستم به راحتی به استادیوم بروم، اما ترجیح دادم به دیدار هیچ یک از آنها نروم. شاید دلیل آن اجتناب از برتری دادن یک تیم به تیم دیگر بود که ممکن بود در قضاوت بعدی من تاثیر گذار باشد، چرا که    می خواستم هر دو تیم در چشم من کاملاً یکسان باشند. البته یک روز پیش از برگذاری این مسابقه طبق عادت همیشگی خود در استادیومی که قرار بود روز بعد در آن به قضاوت بپردازم تمرین کردم. در هر دو تیم بازیکنانی وجود داشتند که بارها و بارها بازی آنها را در لیگ ایتالیا، رقابت های بین المللی، اروپایی و باشگاهی قضاوت کرده بودم. از نظر برقراری ارتباط کلامی هم مشکلی نداشتم و این موضوع موجب آرامش خاطر  بازیکنان و سوء تفاهمات کلامی را به حداقل می رساند.از سوی دیگر، اگر احترام و اعتماد بازیکنان را نسبت به داور در نظر بگیریم، باعث می شود که یک بازی بدون هیچ تنش و درگیری برگذار شود که خوشبختانه بازی آرژانتین- انگلستان اینگونه بود.
مطالعه بیشتر، داوری بهتر
برای یک داور مهم ترین مسئله پیش از قضاوت در یک مسابقه، مطالعه و تحقیق است. اولین مسئله ای که سعی می کنم هنگام تماشای یک بازی به خاطر بسپارم چگونگی عملکرد دو تیم از نظر بکارگیری تاکتیک ها برای دفاع یا حمله است. دریافت چگونگی پیشرفت بازی یک تیم در طول مسابقه، بکارگیری حرکات مختلف، تحرک و ارتباط بازیکنان در دو نیمه زمین، نحوه ی زدن ضربات آزاد و کرنر بسیار اهمیت دارد. پس از مطالعه ی بازی به طور کلی به تجزیه و تحلیل عملکرد بازیکنان به طور انفرادی می پردازم، چرا که طرح یک برنامه ی جامع برای یک بازی بسته به خصوصیات فردی بازیکنان است. بنابراین مطالعه و تحقیق گسترده تر کار قضاوت یک بازی را آسان تر و دقیق تر می کند. با این وجود تنها مشاهده و مطالعه ی یک بازی به طور زنده کافی نیست و لازم است بازی برای بازدید مجدد ضبط شود. با تماشای مجدد بازی می توان مکرراً جزئیات را مطالعه کرد. همین طور توجه و دقت بیشتر بر روی دقایق مهم و حساس بازی نیز لازم است. تحقیقات برای یک بازی مستلزم وقت و حوصله ی زیادی است. با این وجود، چون موجب تسلط لازم بر روی قضاوت بازی می شود اجتناب پذیر است.
دلداری به یک کاپیتان
قضاوت بعدی من مابین دو تیم ترکیه و ژاپن در مرحله ی حذفی بود. پیش از برگذاری این دیدار، احساس می کردم در وضعیت فیزیکی مناسبی هستم. با وجود اینکه بازی زیر باران مداوم صورت می گرفت، به دلیل ساختار ورزشگاه، زمین در وضعیت مناسبی بود. چرا که مجهز به سیستم تخلیه ی آب اضافی در اطراف بود. مسئله دیگر اینکه تیم ترکیه قبلاً در هر بازی که من مسئول قضاوت آن بودم پیروز شده بود و آنها مرا عامل سعادت خود می دانستند. بنابراین همه چیز برای برگذاری یک بازی خوب مهیا بود و انتظار می رفت همه چیز طبق برنامه به بهترین نحو پیش رود. اما حیرت و تعجب من زمانی بود که سوت پایان بازی را به صدا درآوردم. به دنبال دو ساعت تشویق مداوم و همهمه و غوغای پرطنین که از جانب چهل هزار ژاپنی پر شور و هیجان بر می خاست، سکوتی مطلق و حزن انگیز بر ورزشگاه حکم فرما شده بود. در آن لحظه مفهوم سکوت گوشخراش را فهمیدم. پس از چند ثانیه دوباره تشویق از جانب جمعیت برخاست. رویای تیم ژاپن پایان یافت بود اما آنها تلاش خود را کرده بودند و تشویق مجدد جمعیت بیانگر این حقیقت بود. از طرف دیگر، بازیکنان تیم ترکیه پیروزی خود را جشن می گرفتند. بهتر دیدم نزد کاپیتان تیم ملی ژاپن بروم و به آرامی به او بگویم: (( فکر می کنم حقیقتاً باید به آنچه کردید، افتخار کنید. غمگین نباش، سربلند باش!))
نمایی از ارتقاء فرهنگ
اگر قرار باشد نمایی از ارتقاء فرهنگ در ورزش ارائه کنم، صحنه هایی را که پس از بازی ترکیه- کره دیدم انتخاب می کنم. هنگامی که بازیکنان ترکیه به رقیب شکست خورده ی خود پیوستند و سعادت ایستادن در جایگاه سوم جام جهانی را به همراه آنان جشن گرفتند و یا هنگامی که بازیکنان تیم ملی ترکیه برای دریافت مدال خود به طرف سکو می رفتند، برخی از آنان چون (( بولنت کورکماز)) و (( عبدا… اِرکان )) فرزندان خود را بر دوش گرفته بودند تا این شادی را به اتفاق عزیزانشان جشن بگیرند. صحنه ی جالب جالب و خارق العاده ای بود و به جرات می توانم بگویم از اینکه می دیدم این افراد مجازند این شادی را علناً با نزدیک ترین عزیزانشان جشن بگیرند اندکی احساس حسادت می کردم.
خودسازی
طبیعتاً فینال جام جهانی از جهات مختلف با مسابقه های دیگر فرق دارد. چه از نظر بازیکنان حاضر در میدان، چه از نظر جمعیت طرفدار دو تیم، چه در داخل و چه در خارج از استادیوم، همین طور از لحاظ شخصی که در زمین بازی عنوان داور کار قضاوت را بر عهده دارد. بازی فینال یک بازی اصطلاحاً ((چهار فصل)) است؛ یعنی باید هر آنچه از نظر تکنیکی و تاکتیکی در اردوهای چهار فصل آموخته اید؛ بکار گیرید و از لحاظ روحی و جسمی کاملاً آماده باشید. قضاوت در این بازی بسیار دشوار و پرمسئولیت است. بنابراین باید تمام حواس خود را متمرکز کنید. البته قضاوت در همه ی بازی ها مستلزم دقت و تمرکز کافی است و برای یک داور فرقی نمی کند قضاوت کدام بازی را بر عهده دارد. او باید سعی کند با نهایت تلاش و احساس مسئولیت، بهترین عملکرد را در میدان به نمایش بگذارد. خصوصاً مسابقه ای که نتیجه آن تعیین کننده ی بهترین تیم جهان است، نهایت دقت و عملکرد داور را می طلبد.
در جایی که همه چیز در یَد قدرت توست، تصمیم گیری باید با یقین و آرامش فکری صورت بگیرد، چرا که این نمایش پرشکوه (فینال جام جهانی) در نوع خود بی نظیر است. به تجربه دریافته ام که بهترین و موثرترین راه برای بالا بردن کیفیت کار غلبه بر استرس و برقراری آرامش فکری است. آرامش فکری از نظر من تنها آمادگی روحی تمام و کمال برای حضور در میدان نیست، بلکه باید پیش از ورود به بازی به اندازه ی کافی استراحت کرد. بنابراین عدم خستگی جسمی و استراحت مطلوب و به موقع می تواند کمک بزرگی برای برقراری آرامش فکری باشد. من معمولاً سعی می کردم پیش از یک مسابقه مهم، خواب شبانه ی کافی و مناسب و اگر لازم باشد، گاهی یک یا چند ساعت خواب بعد از ظهر درست قبل از شروع بازی داشته باشم. حقیقتاً فکر می کنم این مسئله یکی از فاکتورهای مهم موفقیت است و خوشبختانه در این زمینه موفق بودم. من به راحتی می توانم در عین دقت، تمرکز و توجه کافی در طول بازی، آرامش لازم را حفظ کنم و معتقدم این تنها راه برای اجتناب از استرس و هیجانی که می تواند نتیجه ی بازی را به مخاطره بیندازد.
توانایی غلبه بر احساسات مزیت بزرگی است، اما تلاش برای هدایت احساسات در مسیری خاص موجب می شود دقت و تمرکز خود را بر مسائل جانبی از دست بدهید. بنابراین کمتر خاطرات و رویدادهای گذشته را به یاد می آورید. یک روز قبل از برگزاری فینال جام جهانی، تمام تلاش من در جهت برقراری آرامش فکری و غلبه بر فشار روحی و استرس درونی در آن روزِ به خصوص بود. این مسئله به طور یقین سبب می شود جزئیات کمتری را از آن روز به خاطر بیاورم. در چنین وضعیتی حتی افکار شخصی و صحبت اطرافیان هم خیلی زود فراموش می شوند. تمام پیش ساخت های ذهنی من در هم آمیخته بود و نمی توانستم یکی را از دیگری تشخیص دهم. با این وجود اگر قرار باشد ما بین به ذهن سپردن خاطرات و برقراری آرامش فکری یکی را انتخاب کنم، دومی را ترجیح می دهم.
داوری کارآمد
هر بازی با بازی دیگر متفاوت است و روند خاص خود را دارد. یک داور کارآمد از همان ابتدا می تواند تشخیص دهد این بازی از کدام نوع است. او باید قادر به تشخیص کوچک ترین تفاوت باشد. در یک کلام، باید تجربه و تخصص کافی برای این کار را داشته باشد. مطالعه و پیش ساخت های ذهنی، همین طور شناخت خصوصیات تیم ها و ویژگی های فردی بازیکنان بیش از هر چیز داور را قادر می سازد اتفاقات احتمالی را در زمین پیش بینی کند و یک برنامه کلی و همه جانبه برای رویارویی با این اتفاقات ترتیب دهد. تقریباً در همه ی بازی ها خصوصاً در بازی های مهم، دقایق اولیه ی بازی اغلب سرنوشت سازترین دقایق هستند و عملکرد داور در این دقایق و ذهنیتی که بازیکن نسبت به وی پیدا می کند بسیار تعیین کننده است. اشتباهات داور در این دقایق نشان می دهد وی توانایی لازم برای هدایت بازی را ندارد، درست مانند بازیکنی که در اولین برخورد با توپ   و یا اولین پاس های خود اشتباه می کند. چنین مواردی می تواند آرامش روانی خود را بر هم بزند و اعتماد به نفس او را زائل کند. شیوه ای که داور برای رویارویی با موقعیت های مختلف در میدان پیش می گیرد، در همه جا یکسان نیست. بنابراین یک داور باید با مهارت کافی شیوه ی داوری خود را با نیازهای بازی تطبیق دهد و بداند هر لحظه بازی دقیقاً چه قضاوتی را می طلبد. در برخی بازی ها داور برای عدم توقف بازی حتی الامکان در سوت خود نمی دمد تا بازی آرامش و روال خود را حفظ کند اما این رفتار بازیکنان است که موجب می شود داور چنین عکس العملی از خود بروز دهد. این همان چیزی است که در ایتالیا ((شیوه داوری انگلیسی)) می نامند، چون بازیکنان انگلیسی بیش از سایر پذیرای درگیری فیزیکی در زمین هستند. در بازی های دیگر یا دقایق حساس، این نوع داوری می تواند بسیار خطرناک باشد. در این صورت داور باید خیلی مراقب باشد و در تطبیق شیوه ی داوری خود با حوادث بازی دقت کند. به عنوان مثال، در فینال جام جهانی، تیم داوری ما با تمام ویژگی های تکنیکی و تاکتیکی دو تیم فینالیست آشنا بود. همچنین می دانستیم در یک چنین مسابقات حساس و مهم، تنش ها و فشارهای عصبی روزهای گذشته ممکن است بازیکنان را تحت تاثیر قرار داده باشد. بنابراین، احتمال بروز مشکلات احتمالی خصوصاً در دقایق اولیه ی بازی وجود داشت. به این ترتیب، برای اینکه بتوانیم نتیجه ی لازم را در بازی فینال بگیریم، می بایست با تمام حواس بر روی هر دقیقه از بازی تمرکز می کردیم. همه چیز همانطور بود که از قبل پیش بینی می شد. در ده دقیقه اول بازی برای دو خطای قابل توجه، دو کارت زرد داده شد. خطای اول توسط بازیکن برزیلی ((کارلوس روکه ژونیور)) و خطای دوم توسط بازیکن آلمانی ((میروسلاف کلوزه)) صورت گرفت. وقتی در ده دقیقه ی اول فینال جام جهانی با دو بازیکن خاطی روبرو می شوید، قضاوت آن بازی چندان ساده به نظر نمی رسد. آنچه به ذهن شما می رسد و دقیقاً آنچه به ذهن من رسیده این بود: اگر شتابزده عمل کرده بودم، چه اتفاقی می افتاد؟ شاید بهتر بود در ازای خطایی که کرده بودند، بجای کارت زرد به آنها هشداد داده  می شد. اما روش صحیح آن بود که از همان ابتدا با جدیت با آنها برخورد شود، چرا که با توجه به جّو بازی عدم سخت گیری در دقایق اولیه موجب بروز تنش ها و برخوردهای متعدد دیگر در دقایق بعدی می شد. خوشبختانه نتیجه لازم عاید شد و تا پایان بازی تنها بازیکنان خاطی، همان دو بازیکن بودند. شاید برخی از تماشاچیان فکر کنند قضاوت بازی بسیار سهل و ساده بود اما حتی اگر چنین تصور می کنند باید بدانند این قضاوت به ظاهر سهل و ساده مرهون آنهایی بود که در ده دقیقه اول بازی خطا کرده بودند. بنابراین داور باید علاوه بر دارا بودن تخصص و تجربه کافی، روانشناس خوبی نیز باشد. او باید آنچه را که در پشت علائم ظاهری و رفتار بازیکنان وجود دارد، تشخیص دهد تا بتواند در مقابل حوادث احتمالی بازی حساب شده عمل کند.
بازنمایی از فینال
درست وسط بازی فینال بود که متوجه شدم پیراهن ((اِدمیلسون)) بازیکن برزیلی پاره شده است. بنابراین از او خواستم پیراهن خود را عوض کند. او از خط کنار یک پیراهن گرفت و پیراهن پاره شده را از تن در آورد، سپس برای پوشیدن پیراهن جدید دست های خود را با حرکت عجیبی شبیه به یک رقص مسخره در هوا حرکت داد. اما انگار دست های او و لباس به هم گره خورده بودند. او همچنان تلاش   می کرد پیراهن را به تن کند اما موفق نمی شد. تلاش هم تیمی ها برای کمک به او جمعیت را به خنده انداخته بود. بالاخره موفق شد پیراهن را به تن کند اما پشت و رو! بنابراین دوباره پیراهن را از تن درآورد و با تشویق و همهمه ی تماشاچیان دوباره به تن کرد. جمعیت حاضر در استادیوم، انگار که او موفق شده بود یک توپ جانانه به سمت دروازه شوت کند، با شور و هیجان او را تشویق کردند. در هر صورت دوباره بازی به جریان افتاد. یادآوری این خاطره تنها برای بیان یک واقعه کوچک سرگرم کننده نبود بلکه اگر جدی تر به قضییه نگاه کنید، متوجه می شوید که اگر من به عنوان یک داور می خواستم دقیقاً مطابق قانون رفتار کنم، باید بازیکن مذکور را به خاطر وقفه و بی نظمی که ایجاد کرد از بازی خارج می کردم و تا زمانی که رسماً مرتب و صحیح لباس نمی پوشید به بازی راه نمی دادم. اما خروج او از زمین هر چند به طور موقت، جریمه ای برای تیم برزیل محسوب می شد و احتمالاً در روحیه و عملکرد بازیکنان تاثیر می گذاشت. بنابراین جریمه ی یک تیم در فینال جام جهانی، آن هم به خاطر تعویض یک پیراهن نه تنها خدشه ای به عملکرد خود به عنوان داور وارد می کرد بلکه این حرکت در قبال تلاش دو تیم در میدان برای به نمایش گذاشتن یک بازی قابل قبول، غیرمنصفانه بود. شاید بهتر بود بجای این سختگیری غیرعادلانه اندکی از وقت مسابقه صرف تعویض پیراهن بازکن برزیلی و نمایش حرکات مضحک وی برای پوشیدن پیراهن می شد تا به مخاطره انداختن جّو بازی با قوانین خشک بازی فوتبال.
توپ بازی فینال
کلکسیون من تنها شامل پیراهن بازیکنان نیست، بلکه تعدادی توپ فوتبال هم درآن نگهداری می کنم. تصاحب توپ کار ساده ای نیست،  به خصوص پس از فینال جام جهانی. در انتهای بازی فینال هنگامی که چند ثانیه بیشتر تا انتهای بازی زمان باقی نبود، پیش از به صدا در آوردن سوت اتمام بازی تصمیم گرفتم همانند داور برزیلی ((کوئلیو)) در جام جهانی ۱۹۸۲ که با پیروزی ایتالیا پایان یافت، هنگام به صدا درآوردن سوت انتهای بازی توپ را بالای سر خود نگه دارم. بنابراین پیش از اعلام ختم مسابقه، به دنبال توپ رفتم تا مطمئن شوم به محض اتمام مسابقه آن را در دست خواهم داشت. در نتیجه به سمت بازیکن برزیلی که در آن لحظه صاحب توپ بود، رفتم و به زبان اسپانیایی به او گفتم توپ را به من بدهید، اما بازیکن برزیلی که غرق در هیجان بود، به هیچ وجه متوجه گفته ی من نشد. همراه او دنبال توپ دویدم و به هر سمتی که می دوید، او را تعقیب کردم. وقت قانونی مسابقه به اتمام رسیده بود اما من هنوز صاحب توپ نشده بودم.  در این لحظه خوشبختانه یکی از بازیکنان آلمانی خطایی کرد و بازی متوقف شد. این بهترین فرصتی بود که می توانستم صاحب توپ شوم. بلافاصله توپ را برداشتم و آن را بالا گرفتم و در سوت خود دمیدم. پس از اتمام مسابقه به هنگام اهدای جوایز با خود می اندیشیدم با نگه داشتن توپ با دست چه ریسکی کردم، چون هر لحظه امکان داشت توپ را با یک حرکت نابهنگام از دست من بربایند.
یکی از بهترین لحظه های زندگی شغلی من
فیفا طبق عهدنامه راجع به برگزاری مراسم بلافاصله بعد از اتمام مسابقه بسیار سخت گیر است. یک روز قبل از اتمام مسابقات به ما گفته شده بود که مدال ها طبق برنامه پس از اعلام اسامی، بر روی سکو، از جانب ((سپ بلاتر)) رئیس فیفا به داوران و کمک داوران اهدا خواهد شد. پس از دریافت مدال ها باید سکو را ترک می کردیم تا جایگاه برای اعطای مدال های بازیکنان آماده شود. همگی آماده ی اجرای این برنامه ی از پیش تعیین شده بودیم اما وقتی در روز اهدای مدال ها به طرف سکو خوانده شدیم، تشویق و تمجید جمعیت حاضر در استادیوم ما را غافلگیر کرد. با این عکس العمل از جانب حضار احساس فوق العاده ای به ما دست داد. شاید بد نبود ((بلاتر)) رئیس فیفا هم اندکی در مورد اجرای قوانین تجدید نظر می کرد. وی برای اهدای مدال ها پیش آمد اما بجای اینکه آنها را به ما تحویل دهد، یکی یکی آنها را به گردن ما انداخت. شاید این عمل در ظاهر تنها یک ژست رسمی محسوب   می شد اما برای ما مفهوم ارزشمندی داشت. علاوه بر اینکه مراسم طبق برنامه انجام شده بود، خود جوشی و بی شائبگی خاص آن بدان گرمی خاصی بخشیده بود، اما شگفتی ما همین جا پایان نیافت. هنگامی که از سکو پایین آمدیم، سپ بلاتر همه ی ما را همانند بازیکنان در یک صف برای دریافت تشویق مجدد حضار نگه داشت و در حالی که مدال ها در گردنمان بود، عکاسان و فیلمبرداران از این صحنه تصاویر به یادماندنی برداشتند. هر چند که این مراسم به مناسبت قدردانی از داوران حاضر در آن دوره مسابقات برگزار می شد اما قدردانی غیرمستقیم از تمام داورانی بود که قضاوت آنها در هر گوشه ی دنیا مورد تایید و تمجید است. احساس فوق العاده ای داشتم. آیا قادر بودم در این شادی و هیجان خانواده ام را سهیم کنم؟ تنها یک راه وجود داشت تا به خانواده ام بگویم به رغم سیزده هزار کیلومتر فاصله ما بین من و آنها، چقدر به آنها نزدیکم. انگشت چپم را بالا آوردم و به آرامی حلقه ی ازدواجم را بوسیدم، حلقه ای که مرا به خانواده و عزیزانم پیوند می داد. همین قدر کافی بود که آنها بدانند در آن لحظات شادی آفرین از یادشان