این وبلاگ به آدرس زیر


منتقل گردیداینجارا کلیک

کنید

 


razakanno.blogfa.COM



عشق

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید …:
چرا مرا دوست داری …؟
چرا عاشقم هستی …؟
پسر گفت …:
نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم …
دختر گفت …:
وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی .!.!.؟
پسر گفت… :
واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم …
دختر گفت …:
اثبات.!.!.؟
نه من فقط دلیل
عشقت را می خواهم …
شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد…
اما تو نمی توانی این کار را بکنی …
پسر گفت …:
خوب …
من تو رو دوست دارم …
چون …
زیبا هستی…
چون…
صدای تو گیراست …
چون…
جذاب و دوست داشتنی هستی…
چون …
باملاحظه و بافکر هستی …
چون …
به من توجه و محبت می کنی …
تو را به خاطر لبخندت …
دوست دارم …
به خاطر تمامی حرکاتت…
دوست دارم
دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد …
چند روز بعد …
دختر تصادف کرد و به کما رفت…
پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت…
نامه بدین شرح بود …:
عزیز دلم …
تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم …
اکنون دیگر حرف نمی زنی …
پس نمی توانم دوستت داشته باشم …
دوستت دارم …
چون به من توجه و محبت می کنی …
چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی…
نمی توانم دوستت داشته باشم…
تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم …
آیا اکنون می توانی بخندی …؟
می توانی هیچ حرکتی بکنی …؟
پس دوستت ندارم …
اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد…
در زمان هایی مثل الان…
هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم…
آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار…؟
نه هرگز…
و من هنوز دوستت دارم …

داستانی از ناپلئون


به هنگام اشغال روسیه توسط ناپلئون دسته ای از سربازان وی ، درگیر جنگ شدیدی در یکی از شهر های کوچک آن سرزمین زمستان های بی پایان بودند که ناپلئون به طور تصادفی ، از سربازان خود جدا افتاد .

مرژانو - داستانی از ناپلئون

گروهی از قزاق های روس، ناپلئون را شناسایی کرده و تا انتهای یک خیابان پیچ در پیچ او را تعقیب کردند . ناپلئون برای نجات جان خود به مغازه ی پوست فروشی ، در انتهای کوچه ی بن بستی پناه برد . او وارد مغازه شد و نفس نفس زنان و التماس کنان فریاد زد : خواهش می کنم جان من در خطر است ، نجاتم دهید . کجا می توانم پنهان شوم  ؟

پوست فروش پاسخ داد عجله کنید . اون گوشه زیر اون پوست ها قایم شوید و ناپلئون را زیر انبوهی از پوست ها پنهان کرد . پس از این کار بلا فاصله قزاق های روسی از راه رسیدند و فریاد زدند :  او کجاست ؟ ما دیدیم که وارد این مغازه شد . علی رغم اعتراض پوست فروش قزاق ها تمام مغازه را گشتند ولی او را پیدا نکردند و با نا امیدی از آنجا رفتند. مدتی بعد ناپلئون از زیر پوست ها بیرون خزید و درست در همان لحظه سربازان او از راه رسیدند .

پوست فروش به طرف ناپلئون برگشت و پرسید : باید ببخشید که از مرد بزرگی چون شما چنین سوالی می کنم اما واقعا می خواستم بدونم که زیر آن پوست ها با اطلاع از این که شاید آخرین لحظات زندگی تان باشد چه احساسی داشتید ؟

ناپلئون تا حد امکان قامتش را راست کرد و خشمگینانه فریاد کشید : با چه جراتی از من یعنی اپراطور فرانسه چنین سوالی می پرسی؟

محافظین این مرد گستاخ را بیرون ببرید، چشم هایش را بسته و اعدامش کنید. خود من شخصا فرمان آتش را صادر می کنم .

سربازان پوست فروش بخت برگشته را به زور بیرون برده و در کنار دیوار با چشم های بسته قرار دادند . مرد بیچاره چیزی نمیدید ولی صدای صف آرایی سربازان و تفنگ های آنان که برای شلیک آماده می شدند را می شنید و به وضوح لرزش زانوان خود را حس می کرد . سپس صدای ناپلئون را شنید که گلویش را صاف کرد و با خونسردی گفت : آماده ….. هدف …..

با اطمینان از این که لحظاتی دیگر این احساسات را هم نخواهد داشت، احساس عجیبی سراسر وجودش را فرا گرفت و به صورت قطرات اشکی از گونه هایش سرازیر شد. سکوتی طولانی  و سپس صدای قدم هایی که به سویش روانه میشد… ناگهان چشم بند او باز شد. او که از تابش یکباره ی آفتاب قدرت دید کاملی نداشت ، در مقابل خود چشمان نافذ ناپلئون را دید که ژرف و پر نفوذ به چشمان او می نگریست.

سپس ناپلئون به آرامی گفت : حالا فهمیدی که چه احساسی داشتم؟

پانزده نكته اي كه پيش از ازدواج بايد بدانيد

"ازدواج یک نـهاد فـوق الـعـاده اســت، امـا آیا کسی دوست دارد کـه در یـک نـهـاد قــرار بگیرد؟" ازدواج یکی از مـهمترین صمیماتی است که شما در زندگی خـود می گیرید. من و هـمسرم 28 سـال پیش با هـم ازدواج کـردیــم. در آن زمان خیلی از چیزهایی را که الآن می دانیم را نمی دانستیم و
مـطمئن هسـتم کـه تـعداد زیـادی از افراد نیز هستند که از همان موارد مشابه اطلاع کافی ندارند. خداوند به من کمک کرد تا بتوانم 12 نمونه از بینش هایی را که قبل از ازدواج طرفین رابطه باید نسبت به آن آگاهی داشته باشند را در این قسمت برای شما تشریح می کنم.
----------------------
1- ازدواج از سوی خدا برنامه ریزی و طراحی می شود. به همین دلیل در این امر خیر باید به دنبال رهنمود های خداوند باشیم. اغلب اوقات ما کاری را انجام می دهیم که دیده ایم دیگران انجام می دهند. افراد مختلف ایده های متفاوتی نسبت به ازدواج دارند، اما نمی توانیم نظر همه افراد را در مورد ازدواج بدانیم و در عین حال باید به خاطر داشته باشیم که چیزی که در مورد یک زندگی مشترک کار می کند، ممکن است در مورد سایر زندگی های مشترک درست از آب در نیاید. بنابراین به حرف چه کسی باید گوش کنید؟ خوشحالم که این سؤال برای شما پیش آمد. به عقیده من باید مطالعه خود را زیاد کرده و در برخی مواقع به کتب مذهبی نیز مراجعه کنید. از جمله کتاب های مفید در این زمینه می توان به موارد زیر اشاره کرد: "پیش از اینکه بله بگویید" نویسنده نورمن رایت، "خیلی زود، خیلی صمیمی" نویسنده جیم تالی.
2- به نظر من بهتر است پیش از ازدواج چند جلسه مشاوره خانوادگی را طی کنید. مراکز مشاوره ای وجود دارند که می توانند به شما کمک کنند تا در وهله اول خودتان را بهتر بشناسید و سپس ببینید چه کسی می تواند شریک مناسبی برای زندگی با شما باشد. سوابق خانوادگی، خصوصیات اخلاقی، و سایر جنبه های زندگی توسط مشاور تحلیل و بررسی می شود. یک سری سؤال های از پیش تعیین شده در داخل یک پرسشنامه تهیه و تدوین شده اند و پر کردن آن می تواند کار جالب و سرگرم کننده ای باشد.
3- زمانی که تازه وارد زندگی زناشویی می شوید، شور و هیجان بسیار زیادی از قبل از عروسی تا ماه عسل وجود دارد. به مرور زمان همه شور و هیجان ها آرام می گیرد و شما آهنگ زندگی جدید خود را احساس می کنید. در این زمان ناگهان نگاهی به شریک زندگی خود می اندازید و از خودتان سؤال می پرسید که: "چرا من اینکار را کردم؟" برخی از افراد به این مرحله که می رسند قدری می ترسند و احساس می کنند که کار اشتباهی انجام داده اند. باور کنید که این مسئله یک امر کاملاً عادی است. اولین دعوای شما شکل می گیرد و بر سر این مطلب که کاغذ توالت باید از کدام سمت قرار بگیرد، با هم جر و بحث می کنید. به مرور زمان یاد می گیرید که باید مصالحه و سازش بیشتری با هم داشته باشید. به هر حال در همه مراحل زندگی انسان ها با شک و تردید های مختلفی روبرو می شوند. آگاهی از این مطلب می تواند شما را آرام کند. شما یک فرد کاملاً نرمال هستید.
4- برای تفریح وقت بگذارید. یک زندگی موفق نیازمند کار و تلاش است. اما شما باید برای تفریح نیز وقت بگذارید. یاد گرفتن طریقه زندگی با یک فرد جدید در یک رابطه دو جانبه صمیمی، نیازمند تلاش هر دو نفر است. باید یاد بگیرید چگونه می توانید با هم ارتباط برقرار کرده و یکدیگر را درک کنید، در سمینارهای مربوط به ازدواج، و زندگی مشترک شرکت کنید، هم فال است و هم تماشا. تفریح و خوشحالی را تبدیل به خاطره ای نامحسوس از زمان مجردی نکنید. با هم خاطرات جدید را خلق کنید. به هم توجه کنید و از بودن با هم لذت ببرید.
5- این روزها به دلیل وجود فشارهای اجتماعی و اعتقادات غیر مذهبی تاکید چندانی به عدم برقراری رابطه جنسی پیش از ازدواج نمی شود. عدم رابطه جنسی پیش از ازدواج تبیین کننده بنیان اعتماد طرفین نسبت به یکدیگر است. بسیاری از افراد هستند که به دلیل عدم اطمینان به یکدیگر ساعت های طولانی در پی تعقیب هم هستند، یکدیگر را متهم به خیانت می کنند و هیچ ارزشی برای هم قائل نمی شوند. شاید قدری بی معنی باشد، اما به هر حال اینچنین است. ما به بسیاری از زوج هایی که به هم در مورد مسائل جنسی بدبین هستند پیشنهاد می کنیم که ازدواج نکنند. منظور از عدم برقراری رابطه جنسی کلیه رفتارهای جنسی است و فقط به نزدیکی محدود نمی شود. به عنوان مثال اورال سکس و یا حتی معاشقه نیز می تواند به عنوان نوعی رابطه جنسی در نظر گرفته شود. خداوند تعیین کرده که رضایت جنسی فقط باید در زندگی مشترک وجود داشته باشد. زمانیکه با هم نامزد می کنید به هیچ وجه دلیلی وجود ندارد که رابطه جنسی برقرار کنید. طبق روایات، بستر مکان مقدسی است و خداوند خود سزای افراد هرزه را می دهد. سکس نوعی ورزش نیست که هر زمان که اراده کردید آنرا انجام دهید بلکه یکی شدن فیزیکی، عشقی، و روحی است. سکس مسئله ای است که ازدواج را ازدواج می کند. شما با شریک زندگی خود یکی میشوید. همه ما نزد خداوند جایگاه ویژه ای داریم و او می خواهد ما از هر گونه گناه، شرمساری، بیماری، حقارت و ناپاکی به دور باشیم. او هم دوست دارد که ما صمیمانه ترین رابطه محبت آمیز را تجربه کنیم. اگر شما و نامزدتان در حال حاضر نمی توانید شهوت خود را کنترل کنید چه تضمینی وجود دارد که پس از ازدواج بتوانید این کار را انجام دهید؟
باید بدانید که ارزش های شریک زندگیتان چه چیزهایی هستند. همچنین باید از ارزش های فردی خود نیز آگاهی داشته باشید. چه چیزی برایتان اهمیت دارد؟ آیا ارزش های شما دو نفر با هم سازگار هستند. در طول مدتی که صرف قرارهای ملاقات می کنید، باید در مورد یک چنین مسائلی با هم صحبت کنید. آیا بچه می خواهید؟ اگرجوابتان مثبت است، چند تا؟ عقاید مذهبی یکسانی دارید؟ آیا از نظر مذهبی عقاید یکسانی دارید؟ این مقوله از اهمیت خاصی برخوردار می باشد, شاید وقتی که فقط با هم قرار ملاقات می گذارید و حتی در ابتدای زندگی مشترک درگیری های چندانی در مورد مسائل دینی با هم پیدا نکنید، اما زمانیکه پای بچه ها به زندگی مشترک باز میشود، معمولاً مسائل مذهبی اهمیت بیشتری پیدا می کنند، چراکه هر یک از والدین تصمیم می گیرد به فرزندش اعتقادات و ارزش های مذهبی شخصی خود را منتقل کند.
7- در مورد کلیه روابط عاشقانه گذشته با هم صحبت کنید. مسائل عاطفی گذشته را برای شریک زندگی خود باز کنید، چراکه درمیان گذاشتن یک چنین مسائل خصوصی و شخصی می تواند شما را به سطوح عمق تری از صمیمت برساند. هر کدام از طرفین حق دارند که از جزئی ترین مسائل زندگی شما آگاهی داشته باشند. زمانیکه با هم ازدواج کردید نباید هیچ نقطه مبهمی وجود داشته باشد که طرف مقابل را سورپریز کند. اگر با هم توافق می کنید که گذشته مربوط به گذشته است و بهتر است حرفی در این مورد نزنید، من به شما قول می دهم که یک روز وقتی اصلاً انتظارش را ندارید یک نفر از گذشته می آید و برای شما مشکل درست می کند. زمانیکه این اتفاق بیفتد احساس ناامنی ایجاد شده و درد و رنج بیشتری وارد رابطه می شود. اگر احساس میکنید که نمی توانید به طور کامل به طرف خود اعتماد کنید شاید هنوز به مرحله ای نرسیده باشید که آماده ازدواج باشید. این یک امتحان صداقت و آسیب پذیری است.
8- هیچ گاه سازش نکنید. درست است که هیچ انسان کاملی وجود ندارد، اما شما استحقاق بهترین همسر را دارید. برخی از افراد پیشنهاد ازدواج را فقط به دلایل زیر قبول می کنند: فکر می کنند شاید دیگر یک چنین اتفاقی در زندگی برایشان رخ ندهد، بچه دارند و شاید کسی حاضر به زندگی کردن با آنها نباشد، فکر می کنند که: "من آدم خاصی نیستم به همین دلیل حق انتخاب ندارم"، و یا "دوستش ندارم ولی این فرد با ثبات است و می تواند حامی خوبی برای من باشد. هیچ کدام از این موارد نمی توانند دلیل خوبی برای "بله" گفتن به شمار روند. از آنجایی که ازدواج را خداوند پایه ریزی کرده می تواند مکان امنی برای اجتماع دو انسان که پایبند ارزش های الهی هستند، باشد. هدف اصلی ازدواج این است که انسان ها ابتدا بتوانند عشق را در روی زمین احساس کنند تا بعدها به جمع خانوادگی بزرگ خود در بهشت بپیوندند. از خداوند بخواهید که شریک مناسب زندگیتان را پیش رویتان قرار بدهد. منتظر نشانه خداوند باشید و جان فشانی نکنید.
9- از یکدیگر سؤال های مهم بپرسید. زمانی که با هم قرار ملاقات می گذارید زمان مناسبی است که سؤال های مهم و کلیدی را مطرح کنید: در چه نوع خانواده ای بزرگ شدی؟ پدر و مادر در کنار هم زندگی می کردند یا از هم جدا شده بودند؟ با توجه به خانواده اصلی خود از زندگی مشترک خود چه انتظاراتی دارید؟ چه تصمیماتی در ابتدای زندگی برای تعلیم و پرورش بچه خواهید گرفت؟ این جمله را کامل کند: "زمانیکه ازدواج کنم و بچه دار شوم هیچ وقت...."
در مورد رابطه خود با والدین جنس مخالف خود صحبت کنید به عنوان مثال پسر و مادر، دختر و پدر. ارتباط با والدين جنس مخالف می تواند اثر مهمی بر روی نحوه رفتار ما با همسرمان داشته باشد. اگر پدر او با مادرش بدرفتاری کند به احتمال زیاد او نیز با خانمش بدرفتاری خواهد کرد. در این زمینه می توانیم یک کتاب به شما معرفی کنیم با نام "1000 سؤال برای زوج ها"
10- قبول نامزد به عنوان همسر آینده مسئله مهمی است که در همان ابتدا شما باید بر روی آن فکر کنید. برای پذیرش یک فرد دیگر شما باید ابتدا خودتان را بپذیرید. شاید در خیلی از کارها خوب ظاهر شوید اما در عین حال اموری نیز وجود دارند که شما نیاز به تمرین و ممارست بیشتری در آنها دارید. تمام این نقاط ضعف و قوت در کنار هم جمع می شوند و شما را می سازند. پذیرش سبب می شود که افراد خودشان باشند و بی قید و شرط به هم عشق بورزند، همانطور که خداوند به بنده هایش عشق می ورزد. اگر فرد احساس کند که پذیرفته نمی شود و از عزت نفس پایینی برخوردار باشد، آنوقت پذیرش خود را برای دیگران نیز سخت می کند و هیچ کس نمی تواند او را واقعاً از صمیم قلب دوست بدارد. در اینجا به اهمیت مشاوره های قبل از ازدواج پی می بریم. زمانیکه ما دانه ای را می کاریم، بالای سر آن نمی ایستیم و نمی گوییم: "زود باش، زود باش، رشد کن، تو سریع رشد نمی کنی، خیلی کندی!" مانند گیاهان انسان ها نیز برای رشد و تعالی، نیازمند زمان هستند و برای این امر نیازمند مراقبت، اهمیت و عشق هستند، درست مانند یک گیاه که نیاز به آب و نور خورشید دارد. هر چقدر خودتان را بهتر بشناسید، آنوقت خیلی راحت تر می توانید شریک زندگیتان را بشناسید. هیچ وقت تلاش نکنید که طرف مقابل را عوض کنید.
11- نسبت به انجام هر گونه آزار و اذیتی هشیار باشید. آیا شریکتان تا کنون سعی کرده با بی حرمتی، توهین و حقارت حرف خودش را به کرسی بنشاند؟ آیا شما را با برخوردهای فیزیکی تهدید کرده؟ آیا احساس می کنید تهدید می شوید؟ آیا تا کنون مورد اصابت قرار گرفته اید؟ شما را هل داده؟ اشیاء را پرتاب می کند؟ هر زمان به هر دلیلی سیلی میزند؟ هیچ یک از رفتارهای ذکر شده قابل قبول نیستند. کسی حق ندارد شما را مورد اصابت قرار دهد و تقصیر شما هم نسیت که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اید. آیا همسرتان قصد دارد تا شما را از دوستان و کسانیکه دوستشان می دارید، دور کند؟ با مشاهده هر یک از این موارد باید یا رابطه را تمام کنید و یا به آنها بگویید تا زمانیکه به روانپزشک مراجعه نکنند، قادر به ادامه رابطه نخواهید بود. خودتان را گول نزنید، هر رفتار بد قبل از ازدواج، پس از ازدواج چند برابر بدتر خواهد شد. همه روزه افراد بسیار زیادی قربانی خشونت کسانی می شوند که آنها را می شناسند. لطفاً این مسئله را جدی بگیرید.
12- زمانی را نیز به عبادت دو نفری اختصاص دهید. ارزش این کار آن است که وقتی یک زندگی روحانی را پایه ریزی می کنید، در مسیری قرار می گیرید که خداوند در تمام مراحل زندگی حامی و پشتیبانتان خواهد بود. در یک ازدواج روحانی 3 طرف وجود دارد: شما، خدا، همسرتان. در زمان بروز مشکلات پیروی از رهنمون های الهی می تواند بزرگترین کمک را به شما کند.
13- نکته اضافی: افراد مجردی که بچه دارند؛
زمانی که پای بچه ها به میان می آید، لطفاً از آنها سؤال کنید که احساسات خودشان را با شما در میان بگذارند. اگر احساسات منفی داشتند، روی این مسئله دقیقتر بشوید و به دنبال علت ها بگردید. من به شدت توصیه می کنم که تمام افرادیکه در ازدواج دخیل هستند تحت مشاره قرار بگیرند. باید برنامه هایی پیرامون تسهیل ارتباط میان همه افراد طراحی و تنظیم شود. اگر هر دو طرف بچه داشته باشند همه باید در مشاوره های خانوادگی پیش از ازدواج شرکت کنند. کتاب پیشنهادی "قبل از ازدواج مجدد"
14- نکته اضافی: ازدواج با کسی که بچه دارد؛
از خود این سؤالات را بپرسید: آیا من با احساسات کودکان می توانم هماهنگ شوم؟ آیا می توانم به حرف های آنها گوش دهم؟ ایا آنقدر انعطاف پذیری دارم که بتوانم با آنها سازش کنم؟ آیا می توانم کلاس ها، کتب و مشاوره های لازم در این زمینه را پشت سر بگذارم؟ و برای آقایون: آیا می توانم مردانگی خود را وقف کنم و نکات منفی بچه ها را تحمل نمایم؟ آیا تصور می کنید که همسرتان بتواند از پس بچه ها بربیاید؟
15- تست های پزشکی
پیش از ازدواج توصیه می شود آزمایشات زیر را انجام دهید:
تست HIV، هپاتیت C، هپاتیت B و آزمایش خون
منبع:تبیان گلستان

تفاوت فرهنگی

تفاوت فرهنگی ! در مهد كودك های ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر كی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلی و ادامه بازی تا یك بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن. در مهد كودك های ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یكی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میكنن و همدیگر رو طوری بغل میكنن كه كل تیم 10 نفره روی 9 تا صندلی جا بشن و كسی بی صندلی نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلی، بعد 10 نفر روی 7 صندلی و همینطور تا آخر. با این بازی ما از بچگی به كودكان خود آموزش میدیم كه هر كی باید به فكر خودش باشه. اما در سرزمین آفتاب، چشم بادامی ها با این بازی به بچه هاشون فرهنگ همدلی و كمك به همدیگر و كار تیمی رو یاد میدن ... 

داستان زیبای خیانت




چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک.

w01

زمان میگذشت و دایره آبی کوچک، بزرگ میشد. هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر.

w02

آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک به سراغ پدر رفت و به او گفت: پدر شما چرا جای خالی ندارید؟
پدر گفت: عزیزم جالی خالی نه، قطعه گمشده. هر کسی در زندگی خود قطعه گمشده دارد من هم داشتم، مادرت قطعه گم شده‌ی من بود. با پیدا کردن او تکمیل شدم. یک دایره کامل.
پسر از همان روز جست و جوی قطعه‌ی گمشده خود را آغاز کرد. رفت و رفت تا به یک قطعه‌ای از دایره رسید شعاع و زاویه آن را اندازه گرفت درست اندازه جای خالی بود ولی مشکل آن بود که قطعه زرد بود.
w03

دایره باز هم رفت تا اینکه به یک مثلث رسید که فضای خالی خود را با قطعه‌های رنگارنگ کوچک پر کرده بود.
w04

دایره دیگر از جست و جو خسته شده بود تا اینکه به یک قطعه مربع گمشده رسید، به او گفت شما قطعه گمشده من را ندیدید؟
قطعه مربع گریه کرد و گفت: من هستم
- ولی شما مربع هستید و قطعه گمشده‌ی من قسمتی از دایره
- من اول قطعه‌ای از دایره بودم یعنی دقیقا بگویم قسمتی از شما و منتظرتان که یک مربع قرمز آمد. قطعه‌ی گمشده او مربع بود ولی من گول خوردم و خود را به زور داخل فضای خالی او کردم، به مرور زمان تغییر شکل دادم و به شکل فضای خالی مربع در آمدم .ولی او قرمز بود و من آبی، به هم نمی‌خوردیم. اکنون پشیمانم. من قطعه‌ی گمشده‌ی شما هستم.

w05

دایره که دید قطعه گمشده خود را پیدا کرده سعی کرد او را در فضای خالی خود جا دهد اما نشد، بنا بر این او را با طناب به خود بست و خوشحال راه افتاد. حرکت کردن با یک قطعه که سبب بد قواره شدن دایره شده بود خیلی سخت بود ولی دایره تمام این سختیها را به جان خریده بود و با عشق حرکت میکرد.
w06

رفت و رفت ولی ناگهان گودال را ندید و داخل آن افتاد و گیر کرد. بخت به او رو کرده بود که قطعه‌ی گمشده‌اش قسمت بالای او بود و گیر نکرده بود. قطعه گمشده به او گفت: من را باز کن تا بروم و کمک بیاورم.
w07

قطعه‌ی گمشده رفت و هیچ وقت برنگشت. دایره هم سالها آنقدر گریه کرد تا بیضی شد (لاغر شد) و توانست از گودال بیرون بیاید. دلش شور میزد که نکند اتفاقی برای قطعه گم شده افتاده باشد. دنبال او به هر سو رفت. تا اینکه بالاخره او را پیدا کرد. کاش هیچ وقت او را پیدا نمی‌کرد.

w08

نتیجه گیری اخلاقی : سعی کنید گول تکه های گمشده دروغی رو نخورید

داستان اثبات عشق

داستان اثبات عشق


پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم... ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود... اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم.

می دونستیم بچه دار نمی شیم. ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست. اولاش نمی خواستیم بدونیم. با خودمون می گفتیم، عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه. بچه می خوایم چی کار؟ اما در واقع خودمونو گول می زدیم. هم من هم اون، چون هر دومون عاشق بچه بودیم.

تا اینکه یه روز؛ علی نشست رو به رومو گفت: اگه مشکل از من باشه، تو چی کار می کنی؟
فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم. خیلی سریع بهش گفتم : من حاضرم به خاطر تو روی همه چی خط سیاه بکشم.

علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد.
گفتم: تو چی؟ گفت: من؟
گفتم: آره... اگه مشکل از من باشه... تو چی کار می کنی؟
برگشت و زل زد به چشامو گفت: تو به عشق من شک داری؟ فرصت جواب ندادو گفت: من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم.

با لبخندی که رو صورتم نمایان شد خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره.
گفتم: پس فردا می ریم آزمایشگاه.
گفت: موافقم، فردا می ریم.
و رفتیم ... نمی دونم چرا اما دلم مث سیر و سرکه می جوشید. اگه واقعا عیب از من بود چی؟!

سر خودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم...
طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه. هم من هم اون. هر دو آزمایش دادیم تا اینکه بهمون گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره...

یه هفته واسمون قد صد سال طول کشید... اضطرابو می شد خیلیآسون تو چهره هردومون دید.
با این حال به همدیگه اطمینان می دادیم که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیس.
بالاخره اون روز رسید. علی مث همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب آزمایشو می گرفتم... دستام مث بید می لرزید. داخل آزمایشگاه شدم...
علی که اومد خسته بود. اما کنجکاو ... ازم پرسید جوابو گرفتی؟
که منم زدم زیر گریه. فهمید که مشکل از منه. اما نمی دونم که تغییر چهره اش از ناراحتی بود یا از خوشحالی ...

روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می شد.
تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش طاق شده بود، بهش گفتم: علی، تو چته؟ چرا این جوری می کنی؟
اونم عقده شو خالی کرد و گفت: من بچه دوس دارم مهناز.
مگه گناهم چیه؟! من نمی تونم یه عمر بی بچه تو یه خونه سر کنم.

دهنم خشک شده بود و چشام پراشک. گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو دوس داری...
گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی. پس چی شد؟
گفت: آره گفتم. اما اشتباه کردم. الان می بینم نمی تونم. نمی کشم...
نخواستم بحثو ادامه بدم... دنبال یه جای خلوت می گشتم تا یه دل سیر گریه کنم و اتاقو انتخاب کردم...

من و علی دیگه با هم حرفی نزدیم تا اینکه علی احضاریه آورد برام و گفت می خوام طلاقت بدم یا زن بگیرم!
نمی تونم خرج دو نفرو با هم بدم، بنابراین از فردا تو واسه خودت؛ منم واسه خودم ...
دلم شکست. نمی تونستم باور کنم کسی که یه عمر به حرفای قشنگش دل خوش کرده بودم، حالا به همه چی پا زده.

دیگه طاقت نیاوردم لباسامو پوشیدمو ساکمم بستم.
برگه جواب آزمایش هنوز توی جیب مانتوام بود.
درش آوردم یه نامه نوشتم و گذاشتم روش و هر دو رو کنار گلدون گذاشتم.
احضاریه رو برداشتم و از خونه زدم بیرون...

توی نامه نوشته بودم:

علی جان، سلام
امیدوارم پای حرفت واساده باشی و منو طلاق بدی. چون اگه این کارو نکنی خودم ازت جدا می شم.
می دونی که می تونم. دادگاه این حقو به من می ده که از مردی که بچه دار نمی شه جدا شم. وقتی جواب آزمایشارو گرفتم و دیدم که عیب از توئه
باور کن اون قدر برام بی اهمیت بود که حاضر بودم برگه رو همون جاپاره کنم...
اما نمی دونم چرا خواستم یه بار دیگه عشقت به من ثابت شه...
توی دادگاه منتظرتم... امضا؛ مهناز.

تکرار این جملات عاشق ترتان می کند

شاید فکر کنیم که زندگی کردن نیازی به مهارت ندارد و همه ما ذاتا می ‌دانیم چگونه زندگی کنیم، اما اگر این طور بود هیچ مشکلی را در زندگی زناشویی خود تجربه نمی‌ کردیم در صورتی که هر کدام از ما در زندگی دچار مشکلات کوچک و بزرگی هستیم که نمی‌ دانیم چگونه به وجود آمده‌ اند و چگونه می‌ توانیم آنها را برطرف کنیم.

تکرار این جملات عاشق ترتان می کند

وقتی بدانیم مشکلات از کجا آغاز می ‌شوند و چگونه ادامه می ‌یابند و بزرگ می ‌شوند، می ‌توانیم جلوی آنها را بگیریم و وقتی بدانیم که یک زندگی بدون مشکل چه مزیت‌ هایی دارد آن وقت قبل از هر چیز درصدد یاد گیری مهارت‌ های زندگی برمی ‌آییم.

یکی از مشکلات اساسی در زندگی مشترک عدم ارتباط کلامی موثر بین زوجین است. بسیاری از زوجین نمی دانند بهتر است از چه کلمات و جملاتی در گفتگو با همسرانشان استفاده نمایند.

جمله‌های‌ کلیدی برای جذب همسر زندگی زناشویی را باید چون نهالى دانست که لازم است تمام تمهیدات را به‌کار بست تا این نهال سست و شکننده، حفظ و بارور شود و به درختى تناور تبدیل گردد و ریشه‌ی آن، در اعماق جان زن و مرد نفوذ کند. آن‌چه در این میان دارای اهمیت می‌باشد، محبت و شیوه‏هاى صحیح ابراز آن است. محبت بین زن و مرد ، اکتسابى ست، بدین معنا که هم زن و هم مرد، باید شیوه‏هاى ابراز آن را آموزش دیده، تمرین کنند و به کار برند.

**در این قسمت ۳۱ جمله کوتاه، مفید و مختصر عاشقانه و سازنده را برای شما می‌آوریم. باشد که برای تقویت زندگی ما و روابط مناسب و عاشقانه‌مان خوب و مؤثر باشند. این ۳۱ جمله مشت نمونه خروار است:

۱ – یاد خدا باش – با خدا باش – شاد باش.

۲ – سینه خود را پر از انرژی مثبت کنید.

۳ – در پشت‌بام ذهن خود سبزه و گل بکارید.

۴ – به تمام اعضای بدن خود بگو فریاد بزنند: الهی شکر.

۵ – مسیر زندگی را از وجود تیغ‌ها و خارها پاک کنید.

۶ – تانکر عشق و محبت را همیشه پر نگه دارید.

۷ – دشمنی و کدورت را ذوب کنید و در چاه بریزید.

۸ – هوای پاک تنفس کنید. فکر منفی سینه شما را مریض می‌کند.

۹ – همیشه در کوچه زندگی، دنبال خانه مهربانی باشید.

۱۰ – ورد زبانتان کلمه: دوستت دارم، عاشقتم، باشد.

۱۱ – با چشم خود همسرتان را شیفته کنید.

۱۲ – هر کسی پرسید: حالت چطوره؟ بگویید: خیلی خوبم.

وقتی بدانیم مشکلات از کجا آغاز می ‌شوند و چگونه ادامه می ‌یابند و بزرگ می ‌شوند، می ‌توانیم جلوی آنها را بگیریم و وقتی بدانیم که یک زندگی بدون مشکل چه مزیت‌ هایی دارد آن وقت قبل از هر چیز درصدد یاد گیری مهارت‌ های زندگی برمی ‌آییم

۱۳ – همواره تصور کنید خوشبخت‌ترین آدم دنیا هستید.

۱۴ – خوب گوش کن: کسی در دوردست برایت دعای خیر می‌کند که سلامت و موفق باشی. جوابش را بده.

۱۵ – توجه کن! دلت می‌گه تا دوستی هست چرا دشمنی؟

۱۶ – سعی کن برای همسرت، زیباترین باشی.

۱۷ – گاهی اوقات فکر ما نیاز به سمپاشی داره تا سالم و خوب باشیم.

۱۸ – بگذار دیگران هر چه می‌خواهند بگویند مهم این است که ما با هم هستیم.

۱۹ – هرشب فکر می‌کنم که آیا فردا زنده هستم که باز هم تو را ببینم.

۲۰ – اگر بگویی بمیر، نمی‌میرم. چون می‌خواهم تا انتها با تو باشم.

۲۱ – تا وقتی خنده و شادی هست چرا گریه و غم. پاشو به دنیا بخند پاشو.

۲۲ – چه بوی خوبی می‌دی، چه دست مهربون و گرمی داری.
تکرار این جملات عاشق ترتان می کند

۲۳ – چقدر مزرعه دل شما سبز و خرم است. باغت آباد.

۲۴ – می‌دونی چیه؟ تا حالا از گل نازک‌تر به من نگفتی. ممنون تو هستم.

۲۵ – نمی‌دونم اگر تو نبودی چه کسی می‌توانست مرا خوشبخت کند.

۲۶ – پدر و مادرم به خاطر زحمات و محبت‌های تو همیشه دعایت می‌کنند.

۲۷ – راستی چرا آماده نمی‌شوی برویم پارک، قدری قدم بزنیم. به یاد گذشته‌ها.

۲۸ – آدم وقتی وارد این خونه می‌شود. همه ناراحتی‌هاش برطرف می‌شه.

۲۹ – خدایا! زندگی از این زیباتر و بهتر دیگه نمی‌شه. شکر شکر شکر…

۳۰ – می‌دونی عزیزم، خیلی دوستت دارم، خیلی زیاد.

۳۱ – بی‌خیال غم دنیا، بیا چند دقیقه با هم از ته دل بخندیم و برای زندگی بهتر برنامه ریزی کنیم!

اگر واقعا عاشقش باشی

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .

اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است .

اگر واقعا عاشقش باشی ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد .

اگر واقعا عاشقش باشی ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، واژه تنهایی برایتان بی معناست .

اگر واقعا عاشقش باشی ، آرزوهایتان آرزوهای اوست .

اگر واقعا عاشقش باشی ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد .

اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند .

اگر واقعا عاشقش باشی ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان  می شمارید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، در مواقعی که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید .

گر واقعا عاشقش باشی ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست .

به راستی دوست داشتن چه زیباست ،این طور نیست ؟

10‌ معجزه جالب عشق!

 



انسانها برای برقراری ارتباط مخابره می‌کنند و زمانی که به برقرارری ارتباطی معقول و دوست داشتنی موفق می‌شوند، پاداش و بهره‌ای سترگ و عظیم را برای خود به ارمغان می‌آورند. البته هیچ مدرک و شاهدی در رابطه با تاثیر مثبت عشق های تازه و پر تنش و حرارت اولیه، بر سلامتی مشاهده نشده است. افرادی که عاشق می‌شوند مدعی تجربه احساس جذاب، جالب و پرتکاپو به طور همزمان هستند. اینها همگی می‌تواند منبعی از استرس باشد. در حالیکه عشق ثابت و متعادل و عمیق می‌تواند تاثیر مثبت بر سلامتی فرد داشته باشد. جالب است بدانید که افرادی که دارای ارتباط بلند مدت و خشنود کننده هستند در سنجش ها و معاینات بالینی امتیاز بیشتری کسب کرده اند. رمز این ارتباط موثر به خاطر داشتن احساس برقراری ارتباط با دیگران، دریافت احترام، احساس با ارزشی و احساس تعلق داشتن است.

و اما 10 فایده موثر ارتباط عاشقانه

1-نیاز کمتر برای مراجعه به پزشک: یکی از فرضیه های توجیهی برای این مزیت این است که افرادی که دارای ارتباط خوب با یکدیگر هستند بهتر از خود مراقبت می‌کنند. بهترین دوستان شما به شما انگیزه حفظ رژیم غذایی سالم را می‌دهند.


2-افسردگی و سوء مصرف دارویی کمتر: تحقیقات ثابت کرده که ازدواج و تاهل باعث کاهش میزان استرس در مردان و زنان می‌شود ومیزان مصرف مواد مخدر و نوشیدنی های غیر مجاز را به طور قابل ملاحظه ای کاهش می‌دهد.


3-کاهش فشار خون: ازدواج موفق و شاد یکی از عوامل تاثیر گذار بر فشار خون می‌باشد و این مقدار را در حد ایده الی حفظ می‌کند.


4-کاهش اضطراب: این افراد به دلیل تولید دوپامین بیشتر کمتر دچار اضطراب می‌شوند.


5-کنترل طبیعی درد: مطالعات MRI بر روی زوجها ثابت کرده که فعالیت بخشی از مغز این افراد در کنترل درد چشمگیر تر می‌باشد.


6-مدیریت بهتر استرس: افرادی که توسط دیگری حمایت می‌شوند و دیگران آنها را دوست دارند در برخورد با شرایط استرس زا به طور معقول تری برخورد می‌کنند.


7-کاهش میزان سرماخوردگی: افرادی که دارای روابط عاشقانه هستند کمتر دچار استرس، اضطراب و افسردگی می‌شوند و در نتیجه سیستم ایمنی آنها ارتقا می‌یابد و در برخورد با عوامل ویروسی و سرما کمتر دچار بیماری خواهند شد.


8-التیام سریعتر: سرعت التیام زخم یکی دیگر از قدرت های حاصل از روابط عاشقانه است که البته با انجام آزمایش صحت آن تایید شده است.


9-افزایش طول عمر: سرعت مرگ و میر افراد مجرد به هر دلیل ممکن 58% بیشتر از افراد متاهل است. ازدواج و تاهل و وابستگی با میزان کاهش انزواطلبی در ارتباط است. تنهایی و انزوا طلبی یکی از دلایل اصلی مرگ و میر می‌باشد.


10-زندگی شادتر: یکی از بارزترین مزایای عشق، لذت و شادی است. شادی حاصل از تاهل و ازدواج و احساس تعلق بیشتر از درآمد قابل توجه شادی آور و لذت بخش است.

زنان

زن خودش را خوشگل میکند چون خوب فهمیده که چشم مرد تکامل یافته تر از عقل اوست.

هر زنی از سر هر مردی زیاد است.

مردها جنگ را دوست دارند چون بخاطر جنگ، ظاهری جدی پیدا میکنند و این تنها چیزیست که نمیگذارد زنها بهشان بخندند.(جان رابرت فاولز

خداوند مردان را نیرومندتر آفریده است ولی نه لزوما باهوشتر.او به زنان فراست و زنانگی داده است و اگر این دو با هم خوب بکار روند، میتواند مغز هر مردی را که تا کنون دیده ام، مختل کند.

زنان از مردان عاقلترند، چونکه کمتر میدانند و بیشتر میفهمند.

مردها همه مانند هم هستند فقط چهره هایشان با هم فرق دارد تا بتوان آنها را از تشخیص داد

یک مرد عبارت است از کلیه ادا و اطوارهای گذشته و امروزش.

هیچ فكر كردی چرا خدا مرد را پیش از زن آفرید؟ خب معلومه پیش از آفریدن هر شاهكاری یك چركنویس هم لازمه

اگر زنان در مورد شخصیت مردان کمی نکته سنج باشند، هیچگاه تن به ازدواج نخواهند داد.

بنی اسراییل 40 سال در بیابان سرگردان بودند.مردها حتی در آن زمان هم مسیر را نمی پرسیدند

عوض کردن شوهر فقط عوض کردن مشکل است.

مرد نثر آفرینش است و زن شعر آن.

بسیاری از مردان باهوش زن کودنی دارند ولی به ندرت زن باهوشی پیدا میشود که شوهر کودنی داشته باشد.

هر زنی برای شناخت مردان کافیست یکی از آنها را خوب بشناسد ولی یک مرد حتی اگر با تمام زنها آشنا باشد یکی از آنها را هم خوب نمی شناسد.

همه ی مردها بد نیستند. بدتر و بدترین هم دارند

مامانم به من گفت:تنها دلیل وجود مردها برای چمن زنی و پنچر گیری اتومبیل است.

افکار مردان اوج میگیرد و بالا میرود، همسطح زنانی که با آنها معاشرت میکنند.

بهترین مردان بزرگ، همواره بدترین شوهرانند.

چرا مردان زنان باهوش را دوست دارند؟
بخاطر اینکه دو قطب غیر همنام همدیگر را می ربایند.

مردی بزرگ است که معایبش قابل شمارش باشد.

شما مردها را چه میشود؟دیدن یک موی بولوند شما را 3 پله از نردبان تکامل پایین می آورد.

اگر میخواهی فقط حرف کاری زده شود از مرد بخواه و اگر میخواهی آن کار انجام شود از زن بخواه.

اگر در دنیا یک زن بد باشد، همه ی مردها تصور می کنند زن آنهاست.

مردها، بچه هایی ریشو هستند.

تنها یکی از 1000 مرد رهبر مردان دیگر می شود .999نفر دیگر دنباله رو زنهایشان هستند.

مردها خود را در رانندگی بسیار برتر از زنان می دانند در حالیکه آقایان 87% تصادفات رانندگی را مرتکب می شوند و شرکتهای بیمه از این که به زنها خسارت نمی پردازند سود بسیاری می برند.

او(مرد)مانند خروسی بود که تصور میکرد خورشید به این دلیل طلوع میکند که قوقو لی قوقوی او را بشنود.

مردان از دو نوع خارج نیستند ; یا روی سرشان خالیست یا توی سرشان.

من خواهان سه چیز در یک مرد هستم:ملاحت – شجاعت – وبلاهت.

عاقلترین مردان دچار اشتباه شده اند و زنان آنها را فریفته اند ولی همچنان ادعا میکنند که زن عاقل نیست.

مردها مثل نوزاد هستند..... توی اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته میشید

مردها مثل ماشین چمن زنی هستند..... به سختی روشن میشن و راه میفتن , موقع کار کردن حسابی سروصدا راه می اندازند و نیمی از اوقات هم اصلا کار نمی کنند.

راههای متعددی برای نیل به یک رابطه ی هدفمند و سالم وجود دارد که برخی از آنها متأسفانه در فرهنگ ملل ما هنوز جا نیفتاده است، در اینجا به این راهکارها اشاره می کنیم:


1- هیچ کس غیر از خودتان مسئول شادی شما نیست! بهتر است اوّل از خودتان بپرسید که چرا هیچ وقت شاد نیستید؟ یکی از دلایل اختلاف در رابطه ها این است که فرد دائماً شاکیست و با روحیه ای ضعیف طرف مقابل را مورد سرزنش قرار می دهد. تنها کسی که کنترل زندگی شما را بر عهده دارد، خود شما هستید، دقیقاً خودتان هستید که با رویه خود در رابطه ها می توانید روند بد یا خوب بودن آن رابطه را تعیین و ادامه دهید.


2- انعطاف پذیر باشید، به عقاید دیگران احترام بگذارید، هیچگاه دو انسان، عقاید و رفتار یکسان ندارند، بنابراین انتظار نداشته باشید که هر چیزی که می گویید، نفر مقابل آن را براحتی قبول کنید. رابطه ای دو طرفه و سودمند داشته باشید. در قرارهای خود سروقت حاضر شوید، اگر تعهد خاصّی بین خود گذاشته اید مثل ازدواج و ... به تعهدات خود پای بند باشید تا همواره امنیت و اعتماد بین شما برقرار باشد.


3- به دنبال نقاط مشترک رفتاری خود و نفر مقابل باشید تا در این بین، اختلافات و نقطه نظرهای متفاوت یکدیگر را راحت تر قبول کنید، به این ترتیب هر دو از این رابطه ی دو طرفه لذّت خواهید برد. حقیقت این است که نمی شود در یک رابطه همواره به سود خود روند را پیش ببرید و در ادامه انتظار داشته باشید در این رابطه موفق و پیروز باشید. "اگر می خواهی تو را دوست داشته باشم باید این کار را .... بکنی"، چرا که این توقعات دائماً باعث بحث و جدل می شود، شاید هم وقتی خیالتان راحت شود که با این اختلافات، نهایتاً وی شرط شما را بپذیرید، ولی خوب، این رابطه پابرجا نخواهد بود. به نظرات وتجربیات یکدیگر گوش فرا دهید و آنها را در زندگی خود سهیم کنید. اگر فکر می کنید که نمی توانید این سهیم بودن و دو طرفه بودن رابطه را تحمّل یا ایجاد کنید، این بدان معنیست که هیچ گاه قادر نیستید یک رابطه ی سالم و با پرجا را داشته باشید.


4- همواره به رابطه خود به عنوان یک پدیده و تجربه ی جدید در زندگی بنگرید. مطمئناً طرف مقابل شما نیز تجربیات و ناشناخته هایی سودمند را برای شما دارد و به این ترتیب ناخودگاه هر دوی شما به خودسازی و تکامل نفر مقابل می پردازید و در نهایت با این دید، هر دو طرف از رابطه ی خود راضی و خرسند هستند.


5- شجاع باشید، حسّ خود را بیان و حقایق را قبول کنید. اگر واقعاً او را دوست دارید با طرف خود روراست باشید و احساس درونی خود را بیان کنید. متأسفانه برخی با پنهان کردن علاقه و گذشته یا وقایع کنونی زندگی خود، مجبور به دروغ گفتن های پی در پی و در نتیجه سبب بروز اختلافات و عدم اطمینان در رابطه می شوند.


6- یکدیگر را ببخشید. بخشش یعنی گذشته را فراموش کردن و به فکر حال بودن. در این صورت قادرید بر زندگی کنونی خود مسّلط باشید. در مورد مسائل آینده صحبت کنید و سعی کنید به قول ها و تعهدات اخلاقی بین خود، پای بند باشد. اگر نتوانید گذشته را فراموش کنید، این خود زنگ خطری برای تباهی رابطه ی شماست. هم شما و هم نفر مقابل باید ضمن گذشت از خطاهای یکدیگر، سعی کنید با عدم تکرار آنها، روند جدیدی را شروع کنید. از ناامید شدن، کینه و خشم خودداری کنید. در صورت بروز اختلاف اگر وی از شما خواست او را برای مدّتی تنها بگذارید، به خواسته وی احترام بگذارید، به او وقت دهید و نیازش را در آن لحظه درک کنید.


7- توقعات خود را بازنگری کنید. با خود رو راست باشید و برخی توقعات و انتظارات نابجای خود را به خصوص در موردمسائل مالی، اصلاح کنید. بدانید که هر انسانی در روابط خود همواره به دنبال عشق، مهربانی و آرامش است.


8- مسئولیت پذیر باشید. مسئولیت یعنی: توانایی حل و برطرف کردن مشکلات نفر مقابل، نه سرزنش وی. سعی کنید از همه ی خلّاقیت و قدرت خود برای حل مشکل او استفاده کنید، نه اینکه با سرزنش یا گفتن جمله ی"متأسفم، این مشکل توست!" خود را راحت کنید.


9- همواره از وی و همچنین خود تقدیر کنید. البته که در حین بحث و جدل و اختلاف، تقدیر و تحسین کاری بس مشکل است. بهتر است زمانی که در حالت آرامش هستید، از وی تقدیر کنید و مزایای او را یاد کنید، در نتیجه از آن پس قادرید، در ابتدای شروع بحث و جدل، با شجاعت تعریف و تمجید از نفر خود، آتش اختلاف را در ابتدا خاموش  و عشق و حسن نیّت خود را نشان دهید.


10-اشتباهات خود را قبول کنید و معذرت خواهی کنید. در صورت بروز اختلاف یا بحث و جدل، بهتر است از یکدیگر فرصت بررسی را در مورد اشتباهاتی که شما یا او مرتکب شده است، بخواهید. بعد از 5 یا 10 دقیقه آرامش، اگر از قصور از شما بوده است، علّت عصبانیت و ناراحتی خود را صادقانه به وی بگویید، از اینکه او کاری را بر خلاف میل شما یا تعهداتتان انجام داده است یا ... صحبت کنید. از او نیز بخواهید که ضمن بررسی رفتار خود، منصفانه به شما توضیح دهد، در واقع با این کار ضمن کمک به ثبات و تقویت رابطه ی خود، به نوعی الگویی برای او می شوید تا در صورت وقوع تقصیر از طرف شما، او نیز همچین برخورد مناسبی را داشته باشد.


11-برای یکدیگر وقت بگذارید. خیلی مهم نیست که این وقت کجا و به چه کاری مشغول باشید، این زمان می تواند با ورزش، سینما، دیدن فیلم در منزل و یا هرچیزی که علائق مشترکتان هست بگذرد، مهم این است که وقت باارزش خود را در اختیار یکدیگر قرار دهید، با این کار بطور فوق العاده ایی عشق و علاقه ی بین یکدیگر را افزایش می دهید.


12- لبخند را فراموش نکنید. خنده خود دوای هر درد است، ضمن اینکه در هر رابطه ای لبخند صادقانه و روی خوش، ثبات رابطه ی شما را دو چندان خواهد کرد. با چهره ای عبوس و گذراندن زمانی کسل کننده و خسته کننده، تمامی ارزشهای رابطه ی شما زیر سوال می رود و به تدریج دیگر علاقه ای به با هم بودن ندارید.


گامهایی موثر در شیرینی روابط:


یک اصل ثابت شده می گوید:"ابتدا خود و ارزشهای خود را دوست داشته باش تا بتوانی دیگران را دوست داشته باشی و آنها را ستایش کنی"،


همواره مراقب خود و رفتارتان باشید. برای خود و علاقه تان احترام بگذارید. اصالت و جایگاه خود را هیچ گاه فراموش نکنید و دست کم نگیرید. با احترام به خود است که به نوعی یاد می گیرید به نفر مقابل خود نیز احترام گذاشته و با رفتار خود مرزهای حرمت بین خود را نگاه داشته و ناخودآگاه، به این ترتیب با بنای احترامی دو طرفه، رابطه ای مستحکم تر را بنا کرده اید. البته به شرطی که این احترام دو طرفه و کاملاً صادقانه باشد نه ظاهری!


هر دو طرف در سیر رابطه ی خود سوالاتی در مورد یکدیگر و احساساتشان نسبت به یکدیگر در ذهنشان پدیدار می شود، به قول قدیمی ها بهتر است اوّل روی کلام یا سوالی که از دهانتان خارج می شود، در حین آرامش فکر کنید و سپس بطور شفاف از نفر مقابل بپرسید، نه اینکه با عصبانیت و بدون هیچ تأملّی پرسشی کنید که بعد از آن از بیان آن پشیمان شوید. بطور مثال، برخی با کوچکترین اختلافی سریعاً و بدون هیچ فکری می گویند:"اصلاً تو مرا دوست نداری و هر گز هم دوست نداشتی!!" و با ادامه ی بحث در حین عصبانیت و استرس کار به جدایی ختم می شود و بعد هم پشیمانی و ...!!


با وی طوری رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما برخورد کنند! مهربان و باگذشت باشید. اگر وی را آزرده اید، معذرت بخواهید، عذرخواهی نه تنها کسی را کوچک نمی کند، بلکه به این ترتیب به او می فهمانید که وی برای شما ارزشمند است. همواره موقع خشم و عصبانیّت، ممکن است هر کلام یا حرف غیر منطقی و نابجایی از دهانتان خارج شود، بهتر است خونسردی خود را حفظ کنید و با اندکی تأمل و کسب آرامش مجدد، حرف خود را شروع کنید. شاید در این مواقع، وی از شما بخواهد او را برای مدّتی تنها بگذارید، این کار را انجام دهید امّا هرگز اجازه ندهید بطور طولانی مشکلی در دل شما و وی حل نشده باقی بماند.


بهتر است شروع کننده صحبت شما باشید، چه پاسخ منفی باشد یا منفی، اگر می خواهید وی به شما اطمینان کند، اوّلین و بهترین راه این است که ابتدا شما به وی اطمینان کنید. بگذارید در ذهن خود با بازی با افکار و حدسهایش، یک سری مسائل ناشناخته در مورد شما را شناسایی و کشف کند. امّا این کار را با سیاست انجام دهید و وی را در عمل انجام شده قرار ندهید.


وقت شناس باشید و بدانید کی و کجا باید انعطاف پذیر باشید و کی حدود خود را در احترام حفظ کنید. در غیر اینصورت، بی خردانه کاری یا حرفی می زنید و در نتیجه می شود، نوشدارو پس از مرگ سهراب! همواره با رفت و آمد و گفت و گو، در پی استحکام روابط خود باشید، چرا که رابطه ی بدون دیدن و شنیدن، اساساً رابطه ایست تهی! برای مثال، حتّی برای سلام و احوال پرسی یا گفتن جمله ی "دوستت دارم" به او زنگ بزنید، در مکالمات خود از بکار بردن یا حالاتی که در وی زمینه ی شکّ و بدگمانی را ایجاد کند، بپرهیزید بلکه کاری کنید که حرفهای شما همراه صداقت، احترام و روراستی بیان شود. اگر هم طوری حرف زده یا رفتار کردید که وی به صداقت و روراستی شما شک کرده است، اگر با حسّی واقعی و از ته دل بگویید که بی گناه هستید، مطمئناً او نیز در اعماق قلب خود شما را باور می کند. اعمال و خاطرات گذشته، همواره الگوییست که در ذهن دو طرف حکّ شده است. بنای بی اعتمادی، روابط شما را به سردی می گراید. البته که در این بین ممکن است دو طرف مجبور به رعایت تعهدات و یک سری محدودیتهایی باشند، امّا به یاد داشته باشید رابطه ی شما ارزشش بیشتر است. اگر اعتماد دو طرفه از صمیم قلب حکفرما باشد، ناخودآگاه هر دوی شما بدون ناراحتی و شک کردن می توانید آزادانه تر به امور دیگر خود نیز بپردازید. هرچند که از سر علاقه شدید بین دو طرف، حسادت امریست عادی!

از او تعریف کنید و عشق خود را نشان دهید، از هر فرصتی برای تعریف، تمجید و ابراز عشق دریغ نکنید. در حین حال در مورد انتقاد ها یا سوال وی در مورد چیزی با ملایمت و کلماتی زیبا، نظر وی را رد یا قبول کنید، نه اینکه تنها با پاسخی رسمی "خیر" یا "بله"، قضیه را فیصله بدهید. برای مثال، اگر وی شلواری را می خرد و می پوشد یا با هم به خرید رفته اید و دارد آن را امتحان می کند و واقعاً آن شلوار به او نمی آید، می توانید اینطور بگویید:"فکر کنم اگر یکی دیگر را امتحان کنی بهتراست" نه اینکه بگویید:"اصلاً خوشم نیامد و تو را چاق نشان می دهد!"

قبل از انجام کاری بهتر است در مورد آن فکر کنید، سعی نکنید که مشکل خود را همگانی کنید، به خصوص با دوست دختر/پسر قبلی خود یا همکارانتان. شاید این کار شما سبب برانگیخته شدن احساس قبلی آنها به شما بشود یا باعث ایجاد رابطه ای احساسی با همکارتان شود. در حالی که شما واقعاً قصد این کار را نداشته اید!

در مورد روابط گذشته خود با وی روراست باشید و دروغ نگویید، در صورت روراست بودن نهایتاً شاید او از شما بپرسد که "آیا هنوز نفر قبلی را دوست داری یا بهش فکر می کنی؟"، در این صورت این طور پاسخ دهید: "عزیزم فقط خاطرات است که به هر حال در ذهن هر آدمی می ماند، ولی مطمئنم با بودن و عشق به تو، خاطرات خوشمان جایگزین آنها می شود، در رابطه ی جدید خود از مقایسه وی با نفر قبلی جداً خوددرای کنید، فراموش نکنید او نفری جدید با خلق و خو و جسمی متفاوت از نفر قبلیست. تمام سعی خود را بکنید که از نفر قبلی و خاطرات خود حرفی نزنید و دست از مقایسه بردارید. با تعریف و یادآوری لحظات خوش خود با نفر جدیدتان لحظات خود را شیرین کنید.

با یادگیری نکات فوق می توانید در شروع یا وقوع حالات ذکر شده، دیگر می دانید که  چه عکس العملی باید نشان دهید دهید. در واقع با مرور این نکات، یاد می گیرید که هر انسانی جایزالخطاست و می توانید با واکنشی منطقی و در عین حال ملایم، مشکلات را حل و روابط خود را تقویت کنید.

دقّت کنید:

توقعات منطقی و واقعی داشته باشید. برای مثال ازدواج مسئله ای نیست که تنها پس از یک هفته آشنایی از او بخواهید! آنقدر هم مطمئن نباشید که با شروع یک رابطه قادرید تمام اختلافات را حل و این رابطه جدانشدنی باشد. درست است که با رعایت نکات فوق می توانید برخی مشکلات را حل کنید ولی حقیقت گرایی چیز خوبیست، چرا که گاهی اوقات دو نفر واقعاً برای هم ساخته نشده ند و اختلافات فاحشی در زمینه فکری و رفتاری دارند که در آخر با تمام نکات فوق بازهم لاینحل است. شاید همیشه از جدایی و تنها ماندن می ترسید ولی مهم این است که رابطه ای که دارید، آرامشگری برای روز و شب شما و تشویقی برای ادامه ی زندگی باشد نه اینکه با گفتن جملات استرس زا مثل "همش تقصیر توست" و ... خود و او را آنقدر آزار دهیم که دیگر نه تنها آرامش عادی زندگی خود را از دست می دهیم، بلکه با اعصابی ضعیف و استرس دائمی روزگار خود را سپری کنیم!

اگر می بینید که در رابطه ای تحت هر عنوانی از شما سوءاستفاده می شود، آن رابطه را فسخ کنید و دیگر ادامه ندهید. هیچ عذری برای سوء استفاده قابل قبول و جبران نیست. در ابتدا سعی به اصلاح روابط بکنید امّا با ادامه ی سوء استفاده، حتّی اگر این قطع رابطه ناگهانی باشد، از ادامه ی آن صرف نظر کنید.

همواره بدانید که هیچ رابطه ای بدون ایراد و کامل نیست. حتماً شنیده اید که دعوا شیرینی زندگیست و در هر تعاملی بین دو نفر، احتمال عدم توافقات و در نتیجه وقوع اختلافاتی غیر قابل اجتناب است. با رعایت نکات فوق، می توانید این اختلافات و کش مکش ها را حل و فصل نمایید. باز هم تأکید می کنیم در این وضعیت با کنترل خشم خود و با خونسردی، ضمن برقراری صلح، از پشیمانی و حسرتهای آینده به دور می مانید. امّا به یادداشته باشید رابطه ای که ضمن رعایت نکات فوق، بازهم دائماً مملو از بحث و جدل، ردّ و بدل کلمات رکیک و قهر و آشتی های پی در پی باشد، هیچ فایده ای ندارد، این جنگ و دعواها پایه های روابط را در نهایت رو به نابودی می کشاند

خوابگاه پسران و دختران در شب قبل از امتحان!!!

دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

شبنم:ِ وا!… خاک بـرسرم!چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد.

منــی که از ۶ مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد ۲۰ سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام . . .

!!!!

شـده ۱۹!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)
شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم… گـریه نـکن. می فهـممت.درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم ۸ دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط ۸ دور… (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم: عزیزم… دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط ۷ – ۸ دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه: نـمی دونـم.چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت ۷:۳۰بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)

شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد… نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــهاز حـال رفت!

شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

فرشــته: خب، منــم ۱۹ بـارخونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.

(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)

شـب – خوابــگاه پســران – سکــانـس دوم:

(در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد.مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)

میثـــاق: مهـدی… شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی: آره… منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟!

میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!

آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه ۱۰ دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری…

مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون… اگه واسـت زحمـتینیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)

میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا: فرانسه همین الان دومیشم خورد!!!

مهـدی:اصلا حواسم نبود….. .!!!

و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند

برای شادی روح ناصر خان حجازی صلوات

ناصر حجازی

ناصر حجازی
Nasser Hejazi.jpg
شناسنامه
نام کامل ناصر حجازی
زادروز ۲۸ آذر ۱۳۲۸
زادگاه تهران، Flag of Iran.svg ایران
تاریخ مرگ ۲ خرداد ۱۳۹۰ (۶۲ سال)[۱]
محل مرگ تهران، Flag of Iran.svg ایران
قد ۱٫۹۰
نام مستعار ناصرخان[۲]
اطلاعات باشگاهی
باشگاه کنونی
شمارهٔ پیراهن ۱
پُست دروازه‌بان
باشگاه‌های حرفه‌ای
۱۳۴۵-۱۳۴۸
۱۳۴۸-۱۳۵۶
۱۳۵۶-۱۳۵۸
۱۳۵۸-۱۳۶۵
State flag of Iran 1964-1980.svg نادر
State flag of Iran 1964-1980.svg تاج
State flag of Iran 1964-1980.svg شهباز
Flag of Iran استقلال
تیم ملی
۱۳۵۹-۱۳۴۷ Flag of Iran ایران ۶۲ (۰)
دوران مربیگری
۱۳۶۷
۱۳۶۷-۱۳۶۸
۱۳۶۹-۱۳۷۳

۱۳۷۵-۱۳۷۸
۱۳۷۸-۱۳۸۰
۱۳۸۱-۱۳۸۲
۱۳۸۳
۱۳۸۳-۱۳۸۴
۱۳۸۵-۱۳۸۶
۱۳۸۷
پرچم بنگلادش محمدان
Flag of Iran شهرداری کرمان
Flag of Iran بانک تجارت
Flag of Iran سپاهان
Flag of Iran استقلال تهران
Flag of Iran ذوب آهن اصفهان
Flag of Iran استقلال رشت
Flag of Iran ماشین‌سازی تبریز
Flag of Iran استقلال اهواز
Flag of Iran نساجی قائمشهر
Flag of Iran استقلال تهران


ناصر حِجازی (۲۸ آذر ۱۳۲۸ در تهران-۲ خرداد ۱۳۹۰ در تهران) مربی و بازیکن فوتبال ایرانی بود. او دروازه‌بان اول تیم ملی فوتبال ایران در دهه ۱۳۵۰ بود و ۲ قهرمانی در جام ملت‌های آسیا، ۱ قهرمانی در بازی‌های آسیایی و شرکت در المپیک و جام جهانی فوتبال را در کارنامه دارد. او همچنین به همراه تیم تاج قهرمانی در جام تخت جمشید و جام باشگاه‌های آسیا را تجربه کرده‌است.

فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال حجازی را دومین دروازه‏‌بان برتر قرن بیستم قاره آسیا پس از محمد الدعایه عربستانی معرفی کرده‌است. دليل دوم شدن حجازي در اين آمار گيري ، تنها به علت همدوره بودن الدعايه با دوره آمارگيري فدراسيون بين المللي آمار فوتبال بوده و مطمئناً اگر حجازي در اين دوره بازي ميکرد ، عنوان برترين دروازهبان قرن را از آن خود ميساخت.[۳]

حجازی در دوران مربی‌گری هم تیم استقلال تهران را به نایب‌قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا و قهرمانی لیگ آزادگان و جام حذفی ایران رساند.

وی در روز دوم خرداد ۱۳۹۰ پس از تحمل مدت‌ها رنج ناشی از بیماری سرطان ریه در بیمارستان کسری تهران درگذشت.[۴]

محتویات

[نهفتن]

زندگی

ناصر حجازی با ۴ خواهر و یک برادر در خانواده‌ای ۸ نفری زندگی می‌کرد. پدرش متولد تبریز بود و آژانس املاک داشت. وی دوره دبستان را در دبستان هخامنش و دوره دبیرستان را در دبیرستان‌های ابومسلم، سعادت، سینا، سهند و شرق طی کرد. وی در تیم فوتبال دبیرستان ابومسلم در پست گوش راست و دروازه بانی بازی می کرد.همچنین در تیم بسکتبال این دبیرستان حضور مستمر داشت. دبیرستان ابومسلم در خیابان ابوسعید در نزدیکی میدان منیریه تهران،حوالی منزل سابق وی واقع شده بود. در سال ۱۳۵۰ وارد مدرسه عالی ترجمه شد و در سال ۱۳۵۶ لیسانس خود را دریافت کرد.[۵]

زندگی ورزشی

خود حجازی گرایشش به فوتبال را این گونه تعریف می‌کند:

« من فوتبال را فقط به صورت تفریحی دنبال می‌کردم و رشته اصلی من بسکتبال بود و حتی برای تیم جوانان بسکتبال ایران هم انتخاب شدم و ماجرا از اینجا شروع شد که روزی با دوستان به تماشای بازی آموزشگاهی که تیم مدرسه ما هم در آن شرکت داشت رفتیم.

در همان روز دروازه‌بان تیم مدرسه ما آسیب دید مربی تیم مرا صدا زد و گفت ناصر بیا درون دروازه بایست من هم گفتم آقا اصلا من نمی‌توانم من فقط گاهی فوتبال بازی می‌کنم اون هم هافبک تیم نه دروازه‌بانی!! مربی دست بردار نبود و می‌گفت تو قد بلند داری و بسکتبالیست هم بودی حتما می‌توانی چند توپ هوایی رو بگیری. خلاصه با اصرار مربی و با ترس و لرز و دلهره رفتم درون دروازه. آن روز برای من یک روز بیاد ماندنی و خاطره‌انگیز است. خودم هم باورم نمی‌شد که چرا با وجود آن‌که برای اولین بار درون دروازه ایستاده بودم اینقدر خوب توپ می‌گرفتم. بازی که تمام شد همه تماشاگرانی که برای دیدن مسابقه آماده بودن تشویقم کردند.[۵]

 »

دوران بازیکنی

ناصر حجازی در مقابل بازیکن استرالیایی، مقدماتی جام‌جهانی ۱۳۵۷

باشگاهی

تیم فوتبال نادر در دسته دوم باشگاه‌های تهران اولین باشگاه حجازی بود و از همان تیم به تیم ملی جوانان و تیم ملی بزرگسالان رسید. در سال ۱۳۴۸ به تاج پیوست و در همان سال اول، قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا و جام تخت جمشید را با این تیم به دست‌آورد. وی تا پایان دوران بازیکنی خود به‌جز یک سال و نیم در بین سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۸ که برای تیم شهباز بازی کرد و مدت کوتاهی پس از جام جهانی ۱۹۷۸ که با تیم منچستر یونایتد تمرین می‌کرد و ۵ بازی برای تیم ذخیره‌های یونایتد انجام داد، در بقیه این مدت توپچی تاج و استقلال تهران بود و با این تیم چندین دوره قهرمانی در لیگ کشور، جام باشگاه‌های تهران، جام حذفی ایران و جام باشگاه‌های آسیا را جشن گرفت.[۵]

حجازی در پایان دوران بازیکنی خود به بنگلادش رفته و پس از مدت کوتاهی دروازه‌بانی در تیم محمدان، سرمربی این تیم شد و در سال ۱۳۶۹ بازی خداحافظی خود را در همین تیم انجام داد.

ملی

حجازی اولین بازی ملی خود را در ۲۲ شهریور ۱۳۴۸ در آنکارا در مقابل تیم ملی پاکستان انجام داد که با نتیجه ۴ بر ۲ به نفع ایران پایان یافت. آخرین بازی او هم در سال ۱۳۵۹ و در بازی ایران- کویت انجام گرفت و بعد از آن به دلیل قانون عجیبی معروف به «قانون ۲۹ ساله‌ها» که حضور دروازه‌بانان بالای ۲۹ سال در تیم ملی را ممنوع می‌کرد از تیم ملی کنار گذاشته شد.[۵]

ناصر حجازی در دهه ۱۳۵۰ دروازه‌بان اصلی تیم ملی ایران بود و با این تیم دو بار قهرمان جام ملت‌های آسیا (۱۹۷۲ و ۱۹۷۶) و یک بار قهرمان بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ تهران شد و در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین و المپیک ۱۹۷۲ مونیخ هم شرکت کرد و سهمیه حضور در المپیک ۱۹۷۶ مونترآل و مقام سومی جام ملت‌های آسیا ۱۹۸۰ را هم به‌دست آورد.[۶]

ناصر حجازی در حال تماشای تمرین بازیکنان آکادمی فوتبال حجازی در ورزشگاه کشوری

دوران مربی‌گری

اولین تجربه مربیگری حجازی در محمدان بنگلادش بود، نقطه اوج این باشگاه در سال ۱۳۶۷ با پیروزی بر پرسپولیس و صعود به یک‌چهارم‌نهایی جام باشگاهای آسیا رقم خورد. حجازی در مورد آن مسابقه می‌گوید: «رئیس باشگاه گفت می‌خواهم بیایم رختکن بگویم کمتر گل بخورید آبرویمان نرود! گفتم می‌خواهی بیایی روحیه بچه‌ها را تضعیف کنی؟ لازم نکرده! خودم به رختکن رفتم و گفتم بچه‌ها من پرسپولیس را می‌شناسم اصلا تیم نیست! خلاصه به داخل زمین رفتیم. در نیمه اول با گل کرمانی از ما جلو افتادند. در بین دو نیمه حسابی به بچه‌ها توپیدم. چشمتان روز بد نبیند با گل بیژن طاهری بازی را مساوی کردیم. بعد از آن گل خیلی فشار آوردیم چون برای صعود نیاز به برد داشتیم. بازی طوری شده بود که فنونی‌زاده کاپیتان پرسپولیس می‌گفت بچه‌ها بزنید زیرش ۱-۱ هم می‌ریم بالا! در دقیقه ۸۸ سانتری شد و مهاجم خارجی و سرعتی ما توپ را از زیر دستان سلطانی وارد دروازه کرد ۲-۱ بردیم! این برد در تاریخ محمدان بنگلادش بی‌سابقه بود. بعد از بازی جشنی گرفتند که باورنکردنی بود. تمام مردم شهر بیرون آمده بودند. در جشن شهردار و وزیر امور خارجه هم حضور داشتند.»[۷]

او در دوران سرمربیگری موفق شد استقلال را به مقام نایب قهرمانی باشگاه‌های آسیا و قهرمانی در لیگ و جام حذفی ایران برساند. در تیم‌های سپاهان اصفهان، ذوب آهن اصفهان، استقلال رشت، ماشین‌سازی تبریز، استقلال اهواز، ابومسلم خراسان، نساجی قائمشهر نیز به مربیگری پرداخت که موفقیت چندانی نصیب وی نشد. او در سال ۱۳۸۷ پس از انتخاب مجدد علی فتح‌الله‌زاده به سمت مدیرعاملی، مجدداً سرمربی باشگاه استقلال تهران گردید.

افتخارات به عنوان بازیکن

  • قهرمانی جام باشگاه های تهران- تیم تاج ( 1348 )
  • قهرمانی جام میلز هندوستان- تیم تاج ( 1348 )
  • نایب قهرمانی جام باشگاههای تهران- تیم تاج ( 1349 )
  • نایب قهرمانی جام حذفی تهران- تیم تاج ( 1349 )
  • قهرمانی باشگاههای ایران- تیم تاج ( 1349 )
  • قهرمانی جام باشگاه های آسیا- تیم تاج ( 1349 )
  • قهرمانی جام میلز هندوستان- تیم تاج ( 1349 )
  • مقام سوم جام باشگاههای آسیا- تیم تاج ( 1350 )
  • قهرمانی جام چهار جانبه فوتبال تهران - تیم تاج( 1350 )
  • مقام سوم جام باشگاههای ایران- تیم تاج ( 1350 )
  • نایب قهرمانی جام باشگاه های تهران- تیم تاج ( 1350 )
  • قهرمانی جام باشگاه های تهران- تیم تاج ( 1351 )
  • قهرمانی جام دوستی- تیم تاج ( 1351 )
  • نایب قهرمانی جام میلز هندوستان- تیم تاج ( 1351 )
  • قهرمانی جام اتحاد- تیم تاج ( 1352 )
  • نایب قهرمانی جام تخت جمشید- تیم تاج ( 1352 )
  • نایب قهرمان جام علم- تیم تاج ( 1352 )
  • قهرمانی جام تخت جمشید- تیم تاج ( 1353 )
  • نایب قهرمانی جام باشگاههای تهران- تیم استقلال( 1361 )
  • قهرمانی جام باشگاه های تهران- تیم استقلال( 1362 )
  • قهرمانی جام باشگاه های تهران- تیم استقلال( 1364 )
  • حضور در بازیهای المپیک مونیخ 1972 ( 1350 )
  • قهرمانی جام ملتهای آسیا 1972 ( 1350 )
  • قهرمانی در مسابقات جام ایران ( 1351 )
  • قهرمانی بازیهای آسیایی 1974 ( 1352 )
  • قهرمانی جام ملتهای آسیا 1976 ( 1354 )
  • کسب سهمیه حضور در بازیهای المپیک 1976 ( 1354 )
  • حضور در جام جهانی 1978 آرژانتین ( 1356 )
  • مقام سومی جام ملتهای آسیا 1980 ( 1358 )

افتخارات به عنوان مربی

به عنوان مربی

  • نايب قهرماني جام باشگاههاي تهران – تيم استقلال (1361)
  • صعود به جمع 8 تیم برتر آسیا - تیم محمدان بنگلادش
  • مقام چهارم جام در جام باشگاههای آسیا - تیم استقلال( 1375 )
  • قهرمانی جام خزر- تیم استقلال ( 1376 )
  • نایب قهرمانی جام دوستی امارات - تیم استقلال ( 1376 )
  • قهرمانی جام پرچم ترکمنستان- تیم استقلال ( 1376 )
  • قهرماني جام چهار جانبه كيش – تيم استقلال (1376)
  • قهرمانی جام آزادگان- تیم استقلال ( 1376 )
  • نایب قهرمانی جام باشگاه های آسیا1999 - تیم استقلال(1377)
  • نایب قهرمانی جام آزادگان - تیم استقلال(1377)
  • صعود به مرحله نیمه نهایی جام حذفی کشور اسلواکی - تیم دی استرادااسلواکی 2009 (1388)


زندگی شخصی

ناصر حجازی و نوعروسش بر جلد مجلهٔ اطلاعات هفتگی، تیرماه ۱۳۵۲

همسر حجازی بهناز شفیعی نام دارد[۸] و حجازی از او دارای دو فرزند به نام‌های آتوسا و آتیلا است که هرد و فوتبالیست بوده‌اند. آتیلا چند سال در تیم استقلال تهران بازی می‌کرد و آتوسا هم اولین کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان ایران بود. داماد او (همسر آتوسا) سعید رمضانی هم بازیکن حرفه‌ای فوتبال است و فرزند آنها نیز امیرارسلان نام دارد.

فعالیت سیاسی

ریاست جمهوری ۱۳۸۴

حجازی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۸۴ ثبت نام کرد و گفته بود که اگر تأیید صلاحیت شود ۳۰ میلیون رأی می‌آورد.[۹] و اعلام کرده بود که در صورت پیروزی در انتخابات احمد نیک‌کار را به معاون اولی برمی‌گزیند ولی شورای نگهبان صلاحیت او را برای شرکت در انتخابات رد کرد. حجازی پس از رد صلاحیت در اطلاعیه‌ای از نامزدی هاشمی رفسنجانی حمایت کرد. او پس از ثبت نام به روزنامه خبرورزشی گفت:

« چه ایرادی دارد ورزشی‌ها هم کار سیاسی انجام بدهند؟ الان که در ورزش ما سیاستمداران فعالیت دارند حالا چه ایرادی دارد مثلاً حجازی کار سیاسی کند؟! من شرایط اولیه را که برای ثبت نام دارم. اگر صلاحیت‌مان را تایید کردند که شرکت می‌کنیم و فکر نمی‌کنم ایرادی داشته باشد.[۱۰]  »

موضع‌گیری در مورد هدفمندسازی یارانه‌ها

در ۳۱ فروردین سال ۱۳۹۰، ناصر حجازی در مصاحبه‌ای [۱۱] که با پرتال شخصی خود انجام داد ضمن اعتراض به وضعیت اقتصادی موجود در ایران، نسبت به سیاست‌های اقتصادی دولت از جمله هدفمندی یارانه‌ها، شدیداً اعتراض خود را اعلام کرد و شرايط بيماري اش را ناشي از آن دانست همچنین وی در بخشی از این مصاحبه در مورد پرداخت ماهیانه یارانه‌ها به مردم توسط دولت گفت:

« دولت می‌گوید چهل هزار تومان در ماه به مردم کمک می‌کنیم، مگر مردم گدا هستند؟ مردم ایران روی گنج خوابیده‌اند، نفت، گاز و... دولت حق ندارد به مردم کمک کند، دولت باید کار کند، خدمت کند و زحمت و دسترنج مردم را دودستی تقدیم آنها نماید. چهل هزار تومان در ماه به مردم می‌دهند و بعد چند برابر آن را از جیب مردم برداشت می‌کنند و سپس ادعای خدمت به مردم دارند. از دید مسئولین خدمت دولت به مردم یعنی کار کردن مردم برای دولت و اینکه مردم کار کنند و پولشان را تقدیم دولت نمایند! برای من گاز می‌آمد چهل هزار تومان و حالا می‌آید یک میلیون تومان. گاز به کشور همسایه با مبلغی به‌مراتب کمتر از آنچه از جیب مردم برداشت می‌کنند، صادر می‌شود. با دیدن این شرایط نباید عصبانی شوم؟ نباید حرص بخورم و شرایط جسمانی‌ام مثل امروز شود.[۱۱]  »

مرگ

جستجو در ویکی‌خبر اخبار مرتبط در ویکی‌خبر:
ناصر حجازی درگذشت

ناصر حجازی در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در حین تماشای دیدار تیم فوتبال استقلال مقابل پاس همدان در روز آخر لیگ برتر به‌دلیل وخامت حالش به کما رفت[۱۲] و در حالی که از بیماری سرطان ریه رنج می‌برد، در تاریخ ۲ خرداد ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۵۵ صبح، در بیمارستان کسری در تهران درگذشت.[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶]

واکنش‌ها به مرگ ناصر حجازی

جامعه ورزش

  • سپ بلاتر رئیس فیفا با ارسال نامه‌ای به علی کفاشیان ابراز تاسف نموده و به طرفداران ناصر حجازی تسلیت گفته‌است. [۱۷]
  • کارلوس کی‌روش، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران: «امروز، روز غمگینی برای فوتبال ایران است. درگذشت یکی از بزرگ‌ترین بازیکنان فوتبال ایران را تسلیت می‌گویم. به دلیل درگذشت حجازی تمرین را با یک دقیقه سکوت آغاز کردیم».[۱۸]
  • حشمت مهاجرانی، سرمربی سابق تیم ملی فوتبال ایران: «من با ناصر زندگی کردم. او یکی از مفاخر فوتبال ایران است».[۱۹]
  • باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس : «فقدان اسطوره فوتبال ایران غم بزرگی را در دل خانواده ورزش به جای گذاشت. باشگاه فرهنگی ورزشی پیروزی (پرسپولیس) به همین مناسبت درگذشت دروازه‌بان اسبق تیم ملی و استقلال را به جامعه ورزش کشور و خانواده حجازی تسلیت گفته، از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم مغفرت الهی و برای خانواده گرانقدر ایشان آرزوی صبر می‌نماید.»
  • حبیب کاشانی سرپرست تیم فوتبال پرسپولیس : «خبر فراق جانسوز درگذشت ناصر حجازی دروازه‌بان اسبق تیم ملی و استقلال بر ما نیز گران آمد و فقدان ایشان ضایعه بزرگی برای جامعه ورزش کشور خواهد بود.بدینوسیله ضمن عرض تسلیت به جامعه ورزش کشور، از درگاه خداوند سبحان برای آن مرحوم مغفرت الهی و برای خانواده محترم شان صبر و شکیبایی مسئلت می‌نمایم.روحش شاد و یادش گرامی باد.» تسليت كاشاني و باشگاه پرسپوليس به مناسبت درگذشت ناصر حجازي
  • افشین قطبی سرمربی سابق تیم ملی فوتبال ایران: «از درگذشت ناصر حجازی بسیار متاسفم و با خانواده‌اش ابراز همدردی می‌کنم. حجازی اسطوره ورزش ایران و یکی از الگوها و اخلاق ورزشی‌ام در دوران کودکی بود. متاسفم که او فوت کرد و همه ما را تنها گذاشت. امیدوارم قدر پیشکسوتان را بیشتر بدانیم و تا زمانی که زنده‌اند برایشان ارج و منزلت قائل شویم».[۲۰]
  • علی دایی، سرمربی تیم پرسپولیس و کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران: «ناصر حجازی به گردن من حق دارد و من خودم را مدیون او می‌دانم. وقتی کسی علی دایی را نمی‌شناخت، ناصر حجازی من را کشف کرد».[۲۱]
  • علیرضا منصوریان، بازیکن سابق تیم فوتبال استقلال و تیم ملی فوتبال ایران: «من شاگرد مرحوم حجازی بودم و درگذشت این پیش‌کسوت بزرگ فوتبال ایران را باور نمی‌کنم. او محبوب مردم بود و در دل مردم جا داشت و امروز همه ورزش دوستان در فقدان چنین مرد بزرگی داغدار هستند».
  • علی کریمی، بازیکن تیم فوتبال شالکه ۰۴ و کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران: «اصلا دوست ندارم فقدان ناصرخان حجازی را باور کنم».[۲۲]
  • رحمان رضایی، بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال ایران: «ناصر حجازی شخصیتی منحصر بفرد، چه از لحاظ شخصیتی، چه از لحاظ ورزشی و چه از لحاظ علمی بود».[۲۳]
  • کریم باقری، کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران:نمی‌دانم چرا تا زمانی که اسطوره‌ها و پیشسکوتان زنده هستند به فکرشان نیستیم؟عزاداری مردم ایران و حضور در این مراسم نشان داد که امثال حجازی‌ها زنده هستند و هرگز نام آنها از یاد مردم پاک نخواهد شد.

علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال ایران:مردم نه تنها در زمین بازی بلکه در زمان مرگ نیز با اسطوره‌های خود هستند. این موضوع برای ما درس باشد و تلاش کنیم تا برای مردم بیشتر کار کنیم.[۲۴]

  • عادل فردوسی‌پور مجری برنامه نود در مراسم تشییع پیکر ناصر حجازی در استادیوم آزادی:« ما استاد چنین کارهایی هستیم، وقتی کسی مرحوم می‌شود برای ما عزیز می‌شود، باید زمانی که آنها زنده هستند قدرشان را بدانیم.جمعیت بسیار زیادی برای بدرقه ناصر حجازی به ورزشگاه آزادی آمده‌اند که همه آنها مشکی‌پوش هستند. به نظر من حیف بود و حجازی زود از میان ما رفت.»[۲۵]

سیاست‌مداران

  • محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران: «آن مرحوم اسطوره فوتبال ایران و از مردان نیک‌نام و خوش اخلاق ورزش کشور بود که خدمات ماندگاری برای ورزش ملی انجام داد و بی‌تردید در قلب ملت ایران جاودانه خواهد ماند».[۲۶]
  • علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی: «ناصر حجازی یکی از پر افتخارترین چهره‌های ورزشی کشور بود».[۲۷]

هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام:خبر درگذشت آقای ناصر حجازی موجب تأسف و تأثر خاطر گردید. مصیبت وارده را به جامعه ورزشی ایران بویژه خانواده آن مرحوم تسلیت، می‌گویم.[۲۸]

  • رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران: «از دریافت خبر درگذشت شادروان ناصر حجازی بی‌نهایت متاثر شدم. به یاد خاطرات شیرینی از جوانی خود می‌افتم که ناصر حجازی، هم‌راه با دیگر اعضای تیم ملی فوتبال ایران، گاهی به میدان فوتبال سعدآباد می‌آمدند و با هم تمرین فوتبال می‌کردیم. به عنوان یک دوستدار فوتبال، به خانوادۀ وی، به هم‌بازی‌های ناصر و جامعۀ ورزشکاران ایران، تسلیت می‌گویم».[۲۹]

برنامه نود

بیش از 4.5 میلیون پیامک به یاد ناصر حجازی به برنامه ۹۰ ارسال شد
  • در برنامه نود (۲ خرداد ۱۳۹۰) یک مسابقه پیامک پس از درگذشت حجازی برگزار شد و بر اساس آن شرکت کنندگان در مسابقه با فرستادن عدد ۱ یاد حجازی را گرامی داشتند. به این برنامه بیش از چهار و نیم میلیون اس‌ام‌اس رسید. این تعداد پیامک یک رکورد جدید از لحاظ ارسال پیامک در یک برنامه تلوزیونی در ایران می‎باشد.[۳۰]

هنرمندان

  • ابراهیم حامدی (ابی)، خواننده ایرانی: «امروز با اینکه ساعتی از شنیدن این خبر جانگداز می‌گذرد, من همچنان در ناباوری به سر می‌برم. یاد عقاب بلند پرواز فوتبال ایران، همیشه در قلب ملت مان جاوید خواهد ماند.» [۳۱]
  • جمشید مشایخی، بازیگر باسابقه سینما : «حجازی همیشه برای من زنده است. یکی از بزرگانی بود که بزرگی‌اش را به امضای مردم رساند. من عاشق او بودم چون رک حرف می‌زد و چاپلوس هم نبود.» [۳۲]

پاسخ به شبهات و دفاع از اصول عقاید، بخش مهمی از علم کلام است؛

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً.

پاسخ به شبهات و دفاع از اصول عقاید، بخش مهمی از علم کلام است؛ از جمله شبهاتی که در عصر حاضر به‌شدت ترویج می‌شود، حمله به عقیده شیعه به امامت و ولایت و به تبع آن نظریه حکومت است. لبه تیزتر این حملات با توجه به حساسیت خاص اعتقاد شیعه به مهدویت، متوجه این موضوع شده است.

و متاسفانه این شبهات چندین بار در تالار بیداری اندیشه که کاربران آن خود از معتقدین به امام عصر عج و منتظران آن حضرت هستند مطرح گردیده است.

اگر چه انتشار شبهات و اشکالات می تواند اثرات منفی در نشر و گسترش حقایق را به دنبال داشته باشد ولی با این حال نباید اثرات مثبت شبهات و پرسش ها را در تحریک حق جویان به پاسخ گویی از یاد برد که نتیجه آن تعمیق و غنا بخشیدن به مباحث فکری و کنار زدن پرده ها از چهره نورانی حقیقت است به گونه ای که ظلمت جهل, کج فهمی و بد فهمی ها را از میان می برد.

از جمله کتاب‌هایی که در زمینه شبه افکنی عقاید شیعه انتشار یافته کتاب «تطور الفکر السیاسی الشیعی من الشوری الی ولایة الفقیه» نوشته احمد الکاتب است.

او علاوه بر نشر این کتاب از طریق نشریات و سایت‌های اینترنتی به نشر شبهات خود در این موضوع پرداخته و فعالیت خود را گسترش داده است. شبهات وارده در این تالار و مشابه آنها در دیگر تالارها همگی از این کتاب است.

کتاب های مهم اعتقادی در حوزه اسلام و تشیع که ناظر به آرای مخالفان است در واقع در پاسخ به شبهات دیگران نگاشته شده است هم چون کتاب (غیبت نعمانی) و (اکمال الدین) در پاسخ به شبهات زیدیه, کتاب (الشافی فی الامامه) سید مرتضی در پاسخ به کتاب (المغنی) عبد الجبار, کتاب (عبقات الانوار) میر حامد حسین در پاسخ به کتاب (التحفة الاثنی عشریه) شاه عبدالعزیز دهلوی, کتاب (الهدی الی دین المصطفی والرحله المدرسیه) شیخ جواد بلاغی در پاسخ به کتاب (الهدایة) پاره ای محققین مسیحی.

شبهات و ردود عنوان سه جلد کتابی است که توسط (سید سامی البدری) پژوهنده عراقی در پاسخ به شبهاتی که (احمد کاتب) درباره عقیده امامیه مطرح کرده, نگاشته است. (این کتاب انشاء ا.. در بخش معرفی کتاب به صورت مفصل تری بحث و معرفی خواهد شد).

آری چنین کتاب های گران سنگی که هم چون آینه ای حقایق مسائل نبوت, امامت, سیره و تاریخ را باز می تاباند, نتیجه جست و جو و پاسخ به شبهات و اشکالاتی است که نه تنها خللی در مجموعه اعتقادهای اسلامی و شیعی وارد نساخت بلکه موجب قوت, غنا, سرزندگی و پویایی اصول عقیدتی و باور داشت های دینی گردید.

بحث احادیث دوازده امام(علیهم السلام)، هفت صفحه (127 تا 133) از کتاب 244 صفحه‌ای احمد الکاتب را به خود اختصاص داده ‌است.

حال به بعضی از مواردی که در این هفت صفحه آمده فهرست‌وار اشاره می‌شود، تفصیل و توضیح هر مورد در متن نوشته موجود است:

تکرار شبهه‌های نخ‌نما شده بدون اشاره به پاسخ‌های دانشمندان شیعه:

الف) تحیر مردم بعد از شهادت هر امام (مربوط به زمان شیخ صدوق که ایشان و بسیاری دیگر جواب داده‌اند.)
ب) بدا در امامت (مربوط به زمان شیخ صدوق که ایشان و بسیاری دیگر جواب داده‌اند.)
ج) تردید در تعداد امامان به دلیل وقایع بعد از امام دوازدهم (مربوط به زمان سید مرتضی شاگرد شیخ مفید که ایشان و بسیاری دیگر جواب داده‌اند.)
د) چگونگی دلالت احادیث دوازده امام(علیهم السلام) بر امامت فرزند امام حسن عسکری(علیه السلام) (مربوط به زمان شیخ طوسی شاگرد شیخ مفید که ایشان و بسیاری دیگر جواب داده‌اند.)

ادامه نوشته

علی کریمی

 

در آلیانس آره نا رقم خورد/
هواداران بایرن مونیخ کریمی را تشویق کردند
هواداران تیم فوتبال بایرن مونیخ شنبه شب و در دیدار بایرن مونیخ مقابل شالکه به یاد روزهای حضور کریمی با پیراهن باواریایی او را تشویق کردند.
به گزارش خبرگزاری مهر، شنبه شب و در یکی از مهمترین دیدارهای هفته سی و پنجم بوندس لیگا بایرن مونیخ در ورزشگاه آلیانس آره نا میزبان تیم فوتبال شالکه بود و در نهایت موفق شد حریف خود را با نتیجه 4 بر یک از پیش رو بردارد.

علی کریمی بازیکن ایرانی شالکه در این دیدار روی نیمکت تیمش حضور داشت و فرصت حضور در زمین را پیدا نکرد. اما اتفاق جالب این بود که هواداران بایرن مونیخ زمانی که کریمی برای گرم کردن از روی نیمکت بلند شد حدود 2 دقیقه نام علی کریمی را صدا می زدند و او را تشویق می کردند.

کریمی در سال 2005 به بایرن مونیخ پیوست و در دو سال حضورش در این تیم 33 بار با پیراهن باواریایی ها به میدان رفت و 3 گل هم به ثمر رساند. هواداران بایرن بعد از نزدیک به 4 سال کریمی را به خوبی به یاد داشتند و او را حتی در کنار زمین در حال گرم کردن هم تشویق کردند

 

فرآیند اهدا

فرآیند اهدا

مراحل فراهم آوري اعضاء

 

1.مرحله شناسايي

روشهاي شناسايي شامل:

الف: رابطين پيوند: در هر بيمارستان يک نفر که معمولا" سرپرستار يا يکي از پرسنل ICU مي باشد و با هماهنگي رياست بيمارستان انتخاب شده است ، در صورت داشتن بيمار مرگ مغزي واحد را مطلع مي نمايد.

ب: تماس مستمر که توسط هماهنگ کننده به صورت تماس تلفني با تمام بيمارستانهاي تحت پوشش هر دو روز يکبار انجام ميگيرد

ج:سرکشي متناوب که توسط هماهنگ کننده ها به صورت مراجعه حضوري سرزده به بيمارستانهاي تحت پوشش معمولا" هر 2 هفته يکبار  انجام مي شود.

 

2.مرحله ويزيت اوليه:

پس از اطلاع از وجود بيمار مرگ مغزي هماهنگ کننده واحد فراهم آوري به بيمارستان مبداء اعزام مي شود. در بيمارستان مربوطه ويزيت اوليه انجام مي شود (برخي از بيماران در معاينه اوليه حذف مي شوند) چنانچه مرگ مغزي در معاينه اوليه تائيد شد سپس نوار مغزي اوليه از بيمار گرفته مي شود و فرمهاي مربوطه توسط هماهنگ کننده پر مي شود.

 

3.مرحله اخذ رضايت انتقال:

در صورت رضايت خانواده به اهدای عضو، فرم رضايت انتقال توسط همراهان بيمار امضاء شده و بيمار توسط خانواده خود ترخيص مي گردد.

 

4.مرحله يافتن گيرنده:

پس از اين مرحله ضمن تماس با وزارتخانه کار يافتن گيرنده براساس گروه خوني و سايز دهنده، وضعيت عمومی گيرنده ها و نوبت آنها در ليست انتظار و تطابق بافتی آغاز ميشود.

 

5.مرحله انتقال:

پس از تکميل فرم رضايت و انجام مراحل ترخيص و بعد از هماهنگي هاي لازم آمبولانس مجهز به همراه متخصص بيهوشي و هماهنگ کننده واحد به بيمارستان مبداء ارسال مي شود و اهدا کننده به بيمارستان دکتر مسيح دانشوري منتقل مي گردد.

 

6.مرحله نگهداري :

بعد از انتقال به بيمارستان دکتر مسيح دانشوري اهدا کننده به آي سِي يِو منتقل شده و توسط متخصصين بيهوشي وضعيت بيمار پايدار شده و مراحل مراقبت شروع مي شود. در طول مرحله نگهداري، متخصص بيهوشي و يکي از هماهنگ کننده ها و يک پرستار مجرب  دائما" وضعيت بيمار را کنترل مي کنند.

 

7.مرحله تائيد مرگ مغزي:

در اين مرحله از متخصصين جراحي اعصاب ، اعصاب، داخلي و بيهوشي به صورت جداگانه دعوت مي شود تا بيمار را ويزيت نمايند و مرگ مغزي را در اهدا کننده تائيد یا رد کنند . متخصصين مذکور مستقيما" از وزارتخانه و بدون دخالت واحد انتخاب مي شوند.

 

8.مرحله اخذ رضايت هاروست:

پس از تائيد مرگ مغزي توسط هر چهار نفر گروه تائيد کننده مرگ مغزي، متخصصين پزشکي قانوني بيمار را ويزيت کرده و پس از تائيد نهايي مرگ مغزي جلسه توجيهي در محل واحد پيوند با حضور مسئول اهدای عضو ، مددکار ، روانشناس ، نماينده پزشکي قانوني ، هماهنگ کننده ها و خانواده اهدا کننده برگزار مي شود و ضمن توجيه خانواده رضايت نهايي براي اهدای عضو از آنها اخذ مي شود.

 

9.مرحله هماهنگي:

در اين مرحله هماهنگي با تيمهاي مختلف سراسر کشور و مسئولين اتاق عمل و پرسنل درباره زمان عمل و مراحل بعدي  انجام مي شود.

 

10.مرحله هاروست:

در اين مرحله بيمار به اطاق عمل برده مي شود و تحويل تيم حاضر در اطاق عمل داده مي شود. خارج سازي اعضا انجام مي شود. و در پايان عمل ، محل عمل توسط يکي از جراحان به خوبي ترميم شده و بيمار تحويل سردخانه مي شود.

 

11.مرحله انتقال متوفي:

در اين مرحله پس از انجام مراحل ترخيص توسط واحد فراهم آوري، آمبولانس پزشکي قانوني توسط واحد جهت انتقال به پزشکي قانوني و يا محل تدفين خبر مي شود.

 

12.مرحله تقدير و شرکت در مراسم خاکسپاري:          

در اين مرحله هماهنگ کننده واحد فراهم آوري با تقديرنامه مخصوص و يک دسته گل بزرگ در مراسم ختم اهدا کننده شرکت کرده و ضمن تقدير از خانواده ، در صورتي که شرايط اجازه دهد متن تقديرنامه را پشت بلندگو قرائت مي نمايد.

 

13.مرحله نگارش گزارش هاروست

پس از انجام هر هاروست گزارش چگونگي انجام آن با کليه جزئيات توسط مسئول اهداي عضو  نوشته مي شود.

نگرش های دینی

نگرش های دینی

دين مبين اسلام ، اهميت فوق العاده اي براي نجات جان انسانها قائل است. چنانچه در قرآن کريم سوره مبارکه مائده آيه ٣٢ به تصريح اشاره شده است که هرگاه کسي باعث بقاي نفسي شود مانند آنست که باعث نجات جان تمام انسانها شده است. مرحوم علامه طباطبايي در ذيل و تفسير آيه مذکور ميفرمايند: هر کس يکي را زنده نگه دارد چنان است که همه مردم را زنده نگه داشته است حضرت امام خميني (ره) در سال ١٣٦٨ در پاسخ به استفتاء جواز پيوند اعضا از فردي که دچار مرگ مغزي شده است و حيات وي غير قابل برگشت است فرموده اند :

 

 

« بسمه تعالي بر فرض مذکور چنانچه حيات انسان ديگري متوقف بر اين باشد با اجازه صاحب قلب يا کبد و امثال آن جايز است »

برخی باورهای رایج ولی نادرست در رابطه با اهدا چه باید كرد؟

 برخی باورهای رایج ولی نادرست در رابطه با اهدا چه باید كرد؟

عمده ترین علت كمبود عضو پیوندی و عدم دسترسی آسان به آن، وجود باورها و ظهور نگرش های نادرست عمومی در رابطه با اهدای عضو  است.

برخی انسانها هیچ وقت نتوانستند و یا نخواستند خود را به جای یك بیمار نیازمند عضو پیوندی قرار دهند و دردها و رنجهای جانكاه آنان را حس كنند و فقط موقعی با این دردمندان هم صدا می شوند كه كار از كار گذشته و خود خدای نا كرده بصورت بیماری اورژانسی نیازمند چنین درمان هایی هستند در صورتیكه چنانچه ما در یابیم كه هر یك از ما هیچ وقت نمی توانیم خود را از سایرین جدا بشناسیم و چه بسا خود روزی به عضو پیوندی نیازمند شویم همواره خواهیم كوشید كه دیگران را به اهدای اعضایشان تشویق و ترغیب كنیم تا اگر خود یا خانواده خویش هم گرفتار آمدیم به آسانی با پیوند عضو حیات دوباره یابیم و تا هنگامی كه اهدای عضو به باور عمومی مردم عادی كوچه و بازار نرسد و ضرورت آن از سوی همه هموطنان احساس نگردد اینچنین كم و كاستی های درد آور همچنان باقی خواهد بود.

به امید روزی كه همگان برای اهدای اعضای خویش پس از مرگ جهت نجات هموطنان از یكدیگر پیشی بجوییم و خود و خدای مهربان خویش را راضی نگاه داریم

 

 

دین من اهدای عضو را تایید نمی کند.

خیر ، تمامی ادیان بر این باورند که عمل اهدای عضو یک حرکت خداپسندانه و عشق به همنوع محسوب می شود.

در دین مبین اسلام بر این مهم تأکید شده است، در قرآن کریم سورهٔ مائده آیه ٣٢ آمده است:

" و هر که نفسی را حیات بخشد مانند آن است که همه مردم را حیات بخشیده است. "

 

 

چون مبتلا به بیماری زمینه ای هستم، نمی توانم اهدا کننده عضو یا نسج باشم.

خیر، صلاحیت فرد برای اهدای عضو پیوندی تنها در زمان فوت وی توسط پزشکان متخصص تیم پیوند تشخیص داده می شود و بجز تعداد محدودی از بیماریهای عفونی و یا بدخیمی ها، ابتلا به سایر بیماریها منعی برای اهدای نمی باشد.

 

 

سن  من برای اهدا کننده بودن بالاست.

خیر، هیچ محدودیت سنی برای اهدای عضو وجود ندارد.

 

 

حتی اگر رضایت به اهدای تنها برخی از اعضای بدن خویش داده باشم، همه اعضا و بافتهای بدن من برداشت خواهند شد.

خیر، تیم تخصصی برداشت عضو پیوندی ، فقط مجاز به برداشت اعضا و نسوجی می باشد که اجازه آنها توسط فرد اهدا کننده با خانواده وی داده شده باشد.

 

 

چون مبتلا به بیماری آب مروارید (کاتاراکت) هستم، نمی توان از نسج قرنیه جهت پیوند استفاده کرد.

خیر، ابتلا به بیماری آب مروارید و ضعف بینایی هیچ کدام منعی برای استفاده از نسج قرنیه نمی باشند.

 

 

شخص گیرنده عضو پیوندی، خصوصیات بد و خوب فرد اهدا كننده را كسب می كند.

اگرچه این باور در میان تعدادی از گیرندگان عضو پیوندی وجود دارد،  از نظر علمی تا كنون به اثبات نرسیده است. بنابر این بهتر است در چنین مواردی نخست در فكر نجات حیات بیمار پیوندی باشیم و بس. می دانیم كه اعضای پیوندی فاقد "حافظه" هستند بنابراین این دلیل و دلایل دیگری كه به هر صورت طرح آن در اینجا نمی گنجد خود می توانند  باور انتقال خصوصیات فردی از دهنده به گیرنده را تضعیف یا رد نماید . 

 

 

پس از مرگ، هزینه های مربوط به انتقال و برداشت اعضای پپوند ی بر خانواده من تحمیل می گردد.

خیر، تأمین کلیه هزینه های مربوط به امر اهدای عضو شامل بستری، برداشت و پپوند بر عهده وزارت بهداشت و درمان می باشد و هیچ هزینه ای توسط فرد اهدا کننده پرداخت نخواهد شد.

 

 

اگر کارت اهدای عضو داشته باشم، کیفیت مراقبتهای پزشکی در زمان حوادث تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

خیر، در زمان حادثه، تمام اقدماتی که برای حفظ جان بیمار لازم است، انجام خواهد شد. امکان اهدای عضو فقط زمانی در نظر گرفته خواهد شد که دیگر هیچ اقدام نجات بخشی امکان پذیر نبوده و مرگ مغزی تایید شده باشد.

همچنین باید متذکر شد که تیم پزشکان مراقبت کننده از تیم پپوند عضو کاملا مجزا می باشند.

 

 

اهدای عضو پس از مرگ، باعث تغییر شکل پیکر من خواهد شد.

خیر، فرایند برداشت عضو هیچ تغییری در ظاهر فرد اهدا کننده بوجود نخواهد آورد. این فرایند در اتاق عمل و با بیشترین مراقبت و احترام برای فرد اهدا کننده توسط تیم جراحی متخصص انجام خواهد گرفت. پس از عمل برداشت، محل جراحی بخیه زده شده و از بیرون فقط به صورت یک خط تمیز عمل جراحی دیده خواهد شد.

مرگ مغزی

مرگ مغزی

در مرگ مغزی، خونرسانی به مغز متوقف شده، اكسیژن رسانی به آن انجام نمی گیرد.مغز تمام کارکرد خود را از دست می دهد و دچار تخریب غیر قابل برگشت می گردد. اگرچه پس از مرگ مغزی اعضای دیگر از جمله قلب، کبد و کلیه ها هنوز دارای عملکرد هستند، بتدریج در طی چند روز آینده، از کار خواهند افتاد.

بیمار مرگ مغزی، صحبت نمی کند، نمی بیند، به هیچ یک از تحریکات خارجی پاسخی نمی دهد و بدون استفاده از دستگاه تنفس مصنوعی قادر به تنفس نخواهد بود.

 

علل شایع مرگ مغزی كدامند؟

تصادفات رانندگی، وارد آمدن ضربه شدید به سر، سقوط از ارتفاع، غرق شدن در آب، مسمومیت ها، خونریزی های داخلی مغز و همچنین سكته مغزی.

 

مرگ مغزی چگونه رخ میدهد؟

هر گونه آسیب شدید به مغز می تواند منجر به تورم بافتی  شود. از آنجاییکه مغز در یك فضای بسته (استخوان جمجمه) قرار دارد و جایی برای این افزایش حجم وجود ندارد، بر بخش های پایین تر مغز (ساقه مغز) فشار آورده، مانع جریان گردش خون به قسمت های بالا یی می گردد و بیش از پیش مانع اكسیژن رسانی میشود.

این فرایند ممكن است چند دقیقه یا چند روز بدرازا بكشد. قلب به کمک دستگاه تنفس مصنوعی به فعالیت ادامه داده، به اعضای دیگر  اكسیژن می رساند، در حالیكه بافت مغز و ساقه مغز كه وظیفه كنترل تنفس و ضربان قلب را بر عهده دارند از این ماده حیاتی(اكسیژن) محروم مانده، دچار مرگ می شوند.

 

چرا در مرگ مغزی، بیمار تا مدتی دارای ضربان قلب و تنفس  می باشد؟

قلب تا زمانی كه دارای اكسیژن رسانی باشد، به ضربان خود ادامه میدهد. در بیمار مرگ مغزی، دستگاه تنفس مصنوعی ( ونتیلاتور ) اكسیژن لازم را برای ضربان قلب فراهم خواهد کرد و به محض جدا کردن دستگاه از بیمار قلب هم از كار خواهد افتاد.

 

كما چیست؟ آیا همان مرگ مغزی است؟

كما در واقع یك نوع اختلال در كاركرد مغز است كه شخص دچار كاهش شدید سطح هوشیاری میگردد و به هیچ یک از تحریكات پیرامونش، پاسخ نمیدهد.

در كما شانس بهبودی برای برخی بیماران وجود دارد، در صورتیكه در مرگ مغزی بهبودی بیمار غیر ممکن  و مرگ وی ظرف چند روز  حتمی  است.

 

زندگی نباتی چیست و چه فرقی با مرگ مغزی دارد؟

زندگی نباتی، با مرگ مغزی کاملا متفاوت است.

این وضعیت تقریبا همیشه در پی كما رخ می دهد. با اینکه شخص بیدار بنظر می رسد ( چشمانش باز است ) و  دارای یك سری حركات غیر ارادی اعضای خویش است، هیچ عملكرد ذهنی و شناختی ندارد.

این ها در واقع بیمارانی هستند كه بدنبال آسیب شدید مغزی، برای سالهای متمادی زنده می مانند و به نظر هوشیارند، بدون اینكه بتوانند با محیط اطراف خود ارتباطی برقرار كنند.

 

آیا از ظاهر فرد بیمار میتوان فهمید كه او دچار مرگ مغزی شده است؟

خیر، فردی كه دچار مرگ مغزی شده، مانند کسی است که در خوابی عمیقی فرو رفته است. ریه هایش به كمك دستگاه تنفس مصنوعی ( ونتیلاتور ) از هوا پر می شوند، قلبش به سبب اكسیژن رسانی دارای ضربان است و حتی پوست او گرم و برنگ صورتی می باشد.

 

آیا بیمار بدنبال مرگ مغزی درد را احساس می كند؟

خیر. پس از وقوع مرگ مغزی،  در انسان هیچگونه احساس درد و اندوهی وجود نخواهد داشت.

 

آیا مواردی از مرگ مغزی بوده است که بهبود یافته باشند؟

خیر، امکان بهبودی و بازگشت بیمار مرگ مغزی به هیچ عنوان وجود ندارد.

مواردی که شنیده اید فرد دچار مرگ مغزی شده و سپس بهبود یافته است، در واقع مرگ مغزی نبوده است.

این بیماران در کمای عمیق بوده ولی نزدیکان آنها و یا حتی گاهی برخی از پزشکان و پرستارانی که درباره تفاوت مرگ مغزی و کما اطلاعات کافی ندارند چنین برداشت نادرستی کرده اند.

نانسی آشغال

امروز میخوایم از خواننده ای صحبت کنیم که شاید مورد علاقه خیلی از شما باشد .
همه ما تا کنون به نانسی به صورت یه خواننده در ظاهر نگاه کرده ایم اما بیایید به باطن وی هم بنگریم .
همون خواننده ای که در ایران طرفداران میلیو

 

نی رو مجذوب خودش کرده . پس از انتشار فیلم 300 که ایران و ایرانی
رو در اون فیلم نسلی وحشی خطاب کرده بودند اینک این خواننده زن که از ملیت عرب هست در یک اقدام توهین آمیز و
گستاخانه ایران و ایرانیان عزیز و تمدن ما رو زیر سوال برده در حالی که تاریخ و تمدن ما بهترین گواه در این زمینه می باشد .
شاید این خانم نانسی فراموش کرده روزگاری را که پدرانشان دختران را زنده به گور می کردند و اگر کتب ایرانی و دانشمندان
ایرانی و در واقع تمدن ایران زمین نبود همچنان آنگونه باقی میماندند . برای آگاهی بیشتر از این خانم بد نیست سری به سایت او
بزنید و در صفحه اول سایت پیغامی را مشاهده می کنید که مطمئنا دل هر ایرانی را به درد خواهد آورد .
اگر کسی از ایران قصد بازدید از سایت این خانم عرب زبان رو داشته باشه متوجه می شه که سایت بر ایرانیان قفل شده وهنگام
ورود این پیام رو دریافت خواهید کرد :

A request from Nancy Ajram ,
You are not allowed to enter nancy ajram official website , because you are from Dirty country (Iran)
So Go Away and dont try again !
درخواست نانسی عجرم ,
شما اجازه وارد شدن به سایت شخصی نانسی عجرم را ندارید , به دلیل اینکه شما از کشور کثیف ایران هستید
از سایت گم شوید بیرون و دوباره سعی نکنید !

شما نیز این انسان کثیف را بیشتر بشناسید ! آیا شما به عنوان یک ایرانی این مطلب رو نوعی بی احترامی به شخصیت
با ارزش ایرانی نمی دونید !
پس حقیقت زشت و چهره سیاه و پلید نانسی رو بشناسید و گمان نبرید که نانسی با دیگری فرق دارد !
این همان نانسی است که شما او را مورد لطف خود قرار می دهید ! پس از این پس در ابراز علاقه نسبت به این خواننده
عرب وحشی کمی تردید کنید ! منتظر نظرات شما هستیم این خبر را به همه اعلام كنید!!!

حکم نماز خواندن

هشام بن الحکم، چنین نقل می‌کند: «دربارة حکمت وجوب نماز از حضرت امام صادق(ع) سؤال کردم و به محضرش عرض کردم چگونه خداوند، نماز را واجب ساخته است با اینکه این عبادت، مردم را از برآوردن نیازمندیهایشان بازمی‌دارد و بدنهایشان را به رنج می‌‌اندازد؟

حضرت فرمود: «در آن، اسرار و عللی است. توضیح آن، این است که اگر مردم به حال خود واگذارده شده بودند و فقط کتاب خدا در دستشان باقی می‌ماند، حالشان همچون حال مردمان اوّل می‌شد؛ زیرا آنها دین را اخذ کردند و مردمانی را هم به کیش و آیین خود فرا خواندند و با آنها به مقاتله نیز پرداختند؛ ولی پس از رفتن از این دنیا، اسمشان از یادها رفت. خداوند تبارک و تعالی اراده کرده است که دین، آیین و امر محمد(ص) فراموش نشود و بدین سبب، نماز را بر امتش واجب کرد.

مردم در این نماز، هر روز، پنج بار با صدای بلند نام پیامبر را می‌برند و با انجام افعال نماز، خدا را عبادت می‌کنند. بدین ترتیب از آن حضرت غافل نمی‌شوند و وی را فراموش نمی‌کنند و در نتیجه ذکر او کهنه نمی‌شود.»(1)

همچنین امام رضا(ع) در پاسخ به رمز واجب شدن نماز، چنین مرقوم فرموده است: «علت واجب شدن نماز امور ذیل است: اقرار به ربوبیت حق عزوجل و خلع انداد و اضداد، ایستادن در مقابل جبار جل جلاله با حالتی خوار و نیازمندانه، خضوع و اعتراف به گناه و درخواست عفو از آنها، گذاردن صورت در هر روز، پنج بار روی خاک برای تعظیم و بزرگداشت حق عزوجل، متذکر خدا بودن و فراموش نکردن او، خاشع و خاضع بودن در مقابل حضرتش، راغب و طالب بودن در زیادی دین و دنیا، انزجار از غیر خدا و ‌مداومت به ذکر حق عزوجل در شب و روز تا بدین ترتیب، بنده؛ سید، سرور، مدبر و خالق خود را فراموش نکرده و طغیان نکند. فایدة به یاد پروردگار بودن، آن است که شخص، از معاصی منزجر می‌شود و از انواع فساد کناره می‌گیرد.»(2)

[1]. علل الشرایع، ج 2، ص 49.

[2]. علل الشرایع، ج 2، ص 49 و 50

تهدید جنگ عربستان علیه ایران!

سفیر عربستان در قاهره گفت: امیدوارم ایران، قدرت ما را نیازماید زیرا ما توانایی مقابله را داریم.


به گزارش تبیان به نقل از انتخاب، "احمد القطان" سفیر عربستان سعودی در مصر در مصاحبه با شبکه تلویزیونی "الحیات" مصر ادعا کرد: ما در عربستان سعودی مخصوصا دوره ملک عبدالله و از زمانی که وی ولی عهد بود تلاش کرده ایم که دست دوستی را از طرق مختلف بسوی ایران دراز کنیم اما متأسفانه، توطئه های ایران در کشورهای حاشیه خلیج[فارس] هرگز تمامی ندارد.

وی با سوء استفاده از برخی اظهارات جنجالی داخل کشورمان درباره برتری ایرانیان به دیگر اقوام و ملل، گفت: تا امروز آنها با توهم امپراطوری پارس زندگی می کنند.

وی مدعی شد: این اتهامات زمانی از سوی ایران متوجه ما می شود که ایران هم در حال مداخله در امور لبنان ، عراق، مصر و کشورهای حاشیه خلیج[فارس] است.

سفیر عربستان سعودی در مصر افزود: وضعیت ما با ایران در منطقه بصورت وحشتناکی است. ما پیام قدرتمندانه و مهمی را به آنها منتقل کرده ایم: ما اجازه نقض امنیت کشورهای حاشیه خلیج[فارس] را نمی دهیم.

وی افزود: امنیت کشورهای حاشیه خلیج[فارس]، خطر قرمز ما در عربستان سعودی است؛ مطمئناً شما به یاد دارید که عربستان چگونه به حمله کویت پاسخ داد.

احمد القتان در ادامه ادعاهایش، گفت: اهداف ایران در ایجاد یک شبکه جاسوسی در کوبت چه بود؟ کل این قضیه هشدار دهنده است. ایران چندین سال است که جزیره های امارات را اشغال کرده است! و هنوز هم از هر نوع مذاکره ای در این مورد سرباز می زند! و حتی داوری بین المللی را هم قبول نمی کند!

وی با بیان اینکه "ما در عربستان سعودی خیلی از دست ایران رنج کشیدیم" ادامه داد: بگذارید که به شما یادآوری کنم که ایران در سال ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ میلادی، دو بار به حریم عربستان سعودی حمله کرد که ما به آنها هشدار دادیم و وقتی که برای بار سوم این قضیه تکرار شد، هواپیماهای آنها را زدیم.

القطان افزود: اظهارات اخیر ایرانیان عجیب و غریب است؛ آنها عربستان سعودی را متهم به دخالت در امور بحرین کردند. این حقیقت ندارد و من می توانم آن را ثابت کنم!!!

احمد القتان اضافه می کند: من فکر نمی کنم که سیاست ایران با سیاست مصر در یک خط است. ایران برنامه های خود را دارد. من از اعماق قلبم آرزو می کنم که مصر قادر باشد که ایران را متقاعد کند که روابط همسایگی اش را حفظ کند و به کنواسنیون های بین اللمی احترام بگذارد و دست از دخالت در کشورهای حاشیه خلیج فارس دست بردارد.

وی خطاب به مصاحبه کننده می گوید: برادر عزیر، شما باور نمی کنید که این ایرانی ها دارند در کشورهای حاشیه خلیج فارس چه می کنند. تنها چیزی که این کشور به آن اهمیت می دهد دخالت در هر قسمت از کشورهای جهان عرب است. مصر هم اکنون دارد از این قضیه رنج می برد. مانند خیلی دیگر از کشورهای عربی، من می توانم در مورد هر کشور عربی دیگری، مثال های زیادی بزنم!
ادامه نوشته

رقص میری ،وهابیون بحرین

وهابیون جنایتکار برای اجرای این مراسم دور آتشی که روی آن یک سینی به اندازه سر قربانی یا کمی بزرگتراز آن قرار داده شده است ٬جمع می شوند و منتظر می مانند تا سینی یاد شده از شدت گرما مانند آهن گداخته سرخ شود... (خوب و بد)
وهابی های خبیث مراسم ویژه ای برای برخی مناسبت های جشن و سرورخود دارند به نام " رقص میری ". در این مراسم یک یا چند مسلمان شیعه را که برای چنین روزی از قبل به اسارت می گیرند ، دست و پا بسته به نحوی که قدرت دفاع از خود یا فرار نداشته باشد با بدترین و مشمئز کننده ترین شیوه به مسلخ می برند که رویت صحنه های مربوط به کشته شدن این قربانیان برای هر انسان مدعی طرفدار حقوق بشر غیر قابل تحمل می باشد.

جزئیات ریز به ریز این مراسم تا چند سال پیش در کتاب سبز وزارت خارجه موجود بود، نمی دانم که آیا هم اکنون نیز این مطلب در این کتاب سبز موجود می باشد یانه ٬اما درسالی که آمریکا به افغانستان حمله نظامی کرد و بنده به اتفاق زنده یاد شهید رسول کاظم نژاد عکاس روزنامه کیهان به کویته پاکستان رفته بودیم تا از این طریق برای تهیه گزارش زنده و از نزدیک ٬وارد افغانستان شویم ٬ در بازگشت از ماموریت در یکی از بخش های سفرنامه خود به این مراسم به نقل از کتاب سبز وزارت امورخارجه کشورمان اشاره داشتم اما به خاطر ناراحت کننده بودن این مطلب چاپ آن با مخالفت شدید مدیرمسئول محترم روزنامه که مستند به همان کتاب سبز بود مواجه شد.

ادامه نوشته

----

آرمانهاى غیر انسانى

یگانه آرمان یهود که صراحتا اعلام مى‏شود آن است که یک دولت یهودى جهانى بپا کنند، یعنى همه دنیا را تحت تصرّف خویش در آورند.

این حکومت بنا به گفته خود آنها از اسرائیل سرچشمه خواهد گرفت و پس از غلبه بر (نیل تا فرات) در راه آن گامهاى بزرگترى خواهند برداشت.

به عقیده آنها، اگر از (نیل تا فرات) را بدست بیاورند بقیه مناطق، خواهى نخواهى تسلیم خواهند شد، زیرا این منطقه که با منابع سرشار خود ثروتمندترین مناطق جهان را تشکیل مى‏دهد، گلوى دنیا محسوب مى‏شود و کسى که بتواند بر آن حکومت کند چنان است که بر جهان حکومت داشته است.


تورات مى‏گوید: در آن روز به ابرام (ابراهیم) گفت: این زمین را به نسل تو خواهم داد، از نهر مصر تا نهر بزرگ فرات(1).

تا آنکه خداوند تو و نسل تو باشم... همه زمین‏هاى غربت تو را به تو و نسل تو بر مى‏گردانم... زمین‏هاى کنعان را به ملک ابدى تو خواهم در آورد(2). یهود پروردگار ما در (حوریب) با ما سخن گفت: بس است آنچه در این کوه توقف نمودید، بروید بالاى کوه اموریین جنوب و سواحل دریا و زمین‏هاى کنعان و لبنان تا نهر بزرگ فرات را به تصرّف درآورید. داخل شوید و زمینهائى را که خداوند به آنها قسم یاد کرده که آنها را به ابراهیم و اسحاق و یعقوب و فرزندان آنها بدهد تملّک کنید(3).

یهود براى تحقّق بخشیدن به این نویدها و مژده‏هاى دیگرى که در (تلمود) وارد شده است در مرحله اوّل یک حکومت مخفیانه مرکب از300 یهودى را تشکیل داد و یک نفر را (وارث سلیمان و داود) بعنوان پادشاه آن انتخاب نمود.

این حکومت مخفى در حقیقت صاحب مال، نفوذ و همه کاره اروپا بود(4).

آقاى (ولترراتنو) یهودى در روزنامه خود در تاریخ 25/12/1909 مى‏نویسد: سرنوشت اروپا فقط بدست300 نفر که هریکى رفقاى دیگر خود را بخوبى مى‏شناسد تعیین مى‏گردد. این300 نفر که همه یهودى مى‏باشند، داراى وسائل کافى براى سرنگون ساختن رژیمهاى مخالف هستند.

یهود این حکومت جهانى خود را به یک افعى بسیار بزرگى تشبیه مى‏کنند که از سال70م، براى نابود کردن جهان در حرکت است. دُم این افعى در فلسطین باقى خواهد ماند و سر آن به حرکت خواهد آمد، تا آنکه تمام دنیا خراب شود و در این وقت سر او از این جهانگردى ننگین خود باز گشته و در شهر بیت‏المقدّس زیر پرچم یهود آرام خواهد گرفت.

ولى چون این آرمان کاملاً غیر انسانى، با وجود ادیان و اخلاق، امکان‏پذیر نبوده است، آنها سخت مى‏کوشند تا از اخلاق و دین مفهومى باقى نماند.

خاخام (ریچران) در یکى از سخنرانى‏هاى خود که بر سر قبر (سیمون بن یهوذا) در شهر براغ سال1869م، ایراد کرده و در مجله (کانت مپران) که در تاریخ 1/7/1880م، چاپ شده است، مى‏گوید: پدران گذشته ما هر ساله کنفرانسى بر سر این قبر تشکیل مى‏دادند و این وظیفه ما است که اوّل هر قرن این کنفرانس را تشکیل داده و براى سیطره بر جهان طرح و برنامه‏ریزى بنمائیم.

اکنون هیجده قرن از جنگ یهوذا تا این زمان مى‏گذرد، براى این که خداوند وعده داده است ابراهام قدرت پیدا مى‏کند بر جهان و در این مدّت یهود، اهانتها و جسارتهاى زیادى بخود دیده و چندین بار قتل عام شده، ولى آنها تسلیم نشده و اگر در دنیا پراکنده مى‏باشند علّتش این است که دنیا ملک آنها است.

و اضافه مى‏کند: اینک ملّت ما گامهاى بزرگى را بسوى قله جهان برداشته و هر روز که مى‏گذرد بر قوّت و قدرت و نفوذ ما افزوده مى‏شود. ما خداوند این زمان را که عبارت از طلا است مالک هستیم، همان خداوندى که هارون آن را بصورت گوساله‏اى در آورد و ما آن را پرستش کردیم و اینک بصورت خداوند تمام مردم جهان در آمده است. در آن لحظه که طلاهاى جهان بدست ما در آید وعده‏هاى أبراهام (ابراهیم(علیه السلام)) را عملى خواهیم کرد و بر جهان سیطره کاملى خواهیم یافت.



1 ـ سفر پیدایش اصحاح، صفحه15.

2 ـ همان مدرک، صفحه17.

3 ـ تثنیه اصحاح اوّل.

4 ـ (الیهودیة العالمیة)، صفحه135

قرآن، ریاضی و پیش بینی نابودی اسرائیل

سید عبدالله حسینی یکی ازمحققین مرکز اسلامی ژوهانسبورگ طی مقاله ای با استناد به تفسیر ریاضی از سوره های مبارکه اسراء و کهف ازپیش بینی نابودی رژیم صهیونیستی توسط امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خبر داد.

با این یاد آوری مهم بیاری پرودگار علیم مبحث مهم زوال اسرائیل بدست حضرت مهدی علیه السلام در سال 1401 هجری شمسی مطابق با 1443 هجری قمری و 2022 میلادی و 5782 عبری را آغاز میکنیم و از پروردگار بزرگ برای تکمیل آن استعانت میجوئیم.

زوال اسرائیل در سال 2022

محاسبه نخست

اسراء هفدهمین سوره قرآن و نام دیگر آن بنی اسرائیل است که در سال 621 میلادی نازل شده است.
در این سوره که بخش عمده آن مربوط به سرنوشت بنی اسرائیل است خداوند علیم پرده از راز بزرگی بر میدارد.
آیات مربوط به بنی اسرائیل و سر نوشت آن از آیه دوم سوره اسراء آغاز و در آیه 104 خاتمه می یابد.
(17:2)وءاتينا موسى الكتب وجعلنه هدى لبني إسرءيل ألا تتخذوا من دوني وكيلا
(17:3)ذرية من حملنا مع نوح إنه كان عبدا شكورا

ادامه نوشته

6 چیز مسخره دنیا

گاهی وقت ها آدمیزاد خودش را هم گول می زند. البته شاید خودش هم خبر نداشته باشد. ولی بهتر است بدانیم که آنچه به درد انسان می خورد حقیقت است نه خیالات، خیال پول کسی را پولدار نمی کند و خیال بهشت کسی را خوش بخت نمی سازد. خلاصه به قول آیت الله امجد باید بازیگری را کنار گذاشت. قندی که از شکرستان رضای مرتضی علیه آلاف تحیت و الثناء برایتان آورده ام داستان همین بازیگریها را بازگو کرده است .
امام رضا (علیه السلام) مى فرمایند : شش چیز بدون هفت چیز دیگر، مسخره است
1. هر كس با زبان استغفار كند ولى در قلب استغفار نكند، خود را مسخره كرده ،
2. هر كس از خدا توفیق بخواهد و كوشش ننماید، خود را مسخره كرده،
3. هر كس هوشیارى و احتیاط در زندگى بطلبد ولى بى مبالاتى كند، خود را مسخره نموده،
4. هر كس از خدا بهشت بخواهد و بر مشكلات عبادت صبر نكند، خود را مسخره كرده،
5. هر كس از آتش جهنم به خدا پناه برد ولى خواسته هاى نا مشروع دنیا را ترك ننماید، خود را مسخره نموده،
6. هر كس به یاد خدا باشد ولى سرعت براى دیدارش نگیرد خود را مسخره كرده،
به امید آنکه ما به هوش آییم و خود را به دست خویش به تمسخر نکشیم.

رابطه احمدی نژاد و ظهور امام زمان از نگاه شبکه مسیحیان (مهم)

 

شبکه خبری مسیحیان(CBN)در گزارشی به مسئله ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پرداخته و با محور قرار دادن سخنرانی های دکتر احمدی نژاد به واکاوی و تحریف اعتقاد شیعیان درباره امرظهور می پردازد.
[تصویر: IMAGE634357276153757500.JPG]
به گزارش مشرق،این شبکه در برنامه کلوب700 در خصوص شرایط ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در ادعایی مضحک می افزاید: ظهور زمانی اتفاق می افتد که مطابق با اعتقاد شیعیان تمامی یهودیان و مسیحیان نابود شوند ودر این صورت وی از چاه مسجد جمکران ظهور می کند!

این شبکه در ادامه گزارش به ظاهر بی‌طرف خود ادعا می کند:«رییس‌جمهور ایران محمود احمدی‌نژاد گفته است که مسیحای موعود اسلام در بیداری الهی سراسر منطقه خاورمیانه نقش دارد. میلیون‌ها مسلمان معتقدند که مهدی روزی باز خواهد گشت تا بشریت را نجات دهد. اما قبل از آن که وی بتواند ظهور یابد، اسرائیل و آمریکا باید نابود شوند[!]».

شبکه خبری CBNدر حالی چنین ادعایی دارد که تاکنون دکتر احمدی نژاد چنین اظهاراتی در خصوص شرایط پیش از ظهور بیان نکرده است.
این شبکه در ادامه مدعی است: «به گفته احمدی‌نژاد «حرکت نهایی آغاز شده است» و «ما در انقلابی به مدیریت این بزرگوار به سر می‌بریم»».
شبکه CBN همچنین در ادامه گزارش خنده دار خود ادعا می کند که «می‌توان ریشه اعتقادات مهدویت و آخرالزمانی احمدی‌نژاد را در مسجدی در روستای کوچکی به نام جمکران یافت. در پشت این مسجد چاهی است که به عقیده احمدی‌نژاد و میلیون‌ها مسلمان شیعه،‌ روزی امام دوازدهم مهدی از آنجا ظهور می‌کند! هزاران مسلمان هر شب به دیدن این چاه مقدس می‌روند. دریچه این چاه با یک صندوق سبز آهنی پوشیده شده است تا مردم نتوانند خود را در آن بیندازند[!]».

البته برای کسانی که حداقل اطلاعاتی در مورد موعودگرایی در نگاه تشیع دارند مسلم است که شیعیان هیچگاه به چاه جمکران به عنوان محل ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اعتقاد ندارند.

CBN در ادامه سعی می‌کند اعتقادات شیعیان را خرافی جلوه داده و مدعی می شود: «بیشتر بازدیدکنندگان وقت خود را صرف دعا و بوسیدن این صندوق آهنی می‌کنند. برخی دیگر درخواست‌های خود را بر روی تکه‌های کاغذ نوشته و آنها را برای مهدی به درون چاه می‌اندازند. بسیاری معتقدند که در واقع مهدی درخواست‌های آنها را می‌خواند[!]».

این شبکه در ادامه به نوع رویکرد شیعیان و سنی‌ها در زمینه مهدویت پرداخته و میگوید: «به گفته محققان شیعی، مهدی ــ از نوادگان حضرت محمد ــ در اواسط قرن نهم میلادی از نظرها پنهان شده است. سنی‌ها، که اکثر جمعیت مسلمانان جهان را تشکیل می‌دهند، دیدگاه‌های دیگری نسبت به مهدی دارند. به عنوان مثال، آنها معتقدند که مهدی هنوز متولد نشده و از فرزندان فاطمه، دختر حضرت محمد، خواهد بود. مسلمانان شیعه معتقدند که امام دوازدهم زنده بوده و قبل از روز قیامت ظهور خواهد کرد».
این گزارش پس از این به رویکرد دکتر احمدی‌نژاد پرداخته و می‌گوید: «احمدی‌نژاد از زمانی که در آگوست 2005 رییس‌جمهور ایران شده، به عنوان یکی از بانفوذترین پیروان مهدی ظاهر گشته است. وی تقریباً در تمامی صحبت‌هایش، چه در داخل و چه در خارج از ایران، از الله خواستار تعجیل بازگشت مهدی شده است».
CBN همچنین به همراهی حضرت عیسی مسیح (علیه السلام) اشاره کرده و می‌گوید: «مسلمانان معتقدند در هنگام ظهور مهدی، عیسی مسیح نیز او را همراهی خواهد کرد. آنها معتقدند که مسیح بازگشت فیزیکی به این دنیا خواهد داشت. وی خوک‌ها را خواهد کشت، صلیب‌ها را خواهد شکست، یهودیان را می‌کشد، و ضد مسیحیان را شکست می‌دهد».
در پایان این گزارش به سخنان ژوئیل روزنبرگ مؤلف کتاب «امام دوازدهم»‌ اشاره شده و از قول وی ادعا می‌شود که: «به عقیده احمدی‌نژاد، آخرالزمان نزدیک بوده و مسیحای اسلام دارد می‌آید و راه شتاب بخشیدن به ظهور امام دوازدهم و حکومت بر زمین، نابودسازی شهروندان یهودی و مسیحی است[!] و این چیزی است که احمدی‌نژاد را بسیار خطرناک می‌سازد، چرا که او و حکومتش در حال دست‌یابی به سلاح‌های اتمی هستند که آنها را قادر می‌سازد تا بتوانند کل جوامع یهودی و مسیحی را نابودی سازند».
یکی دیگر از ادعاهای این شبکه خبری این است که بیان می‌دارد شیعیان معتقدند قبل از ظهور تمامی یهودیان و مسیحیان باید نابود شوند. متاسفانه این رویکرد شیعه‌هراسانه این شبکه باعث شده است تا برخی از بینندگان این گزارش در ارائه نظراتی برای این خبر، حس تنفر خود را از اسلام و شیعه بیان دارند.

بر غاصبین خلافت علی لعنت .بر قاتلین مادر سادات لعنت

بر غاصبین خلافت علی لعنت .بر قاتلین مادر سادات لعنت
30 فروردین 90 - 00:14

ای عزیز، خود را معاف مدار از لعن خلفای ثلاثه که لعن بر ایشان سر دفتر همه عبادات است و تا لعن ایشان نکنی هیچ عبادت تو مقبول درگاه الله تعالی نمی شود و مطالب و حاجات دنیا و آخرت تو را حق تعالی به سبب لعن بر این سه مردود بر می آورد؛ و از مجربات است که هرگاه کسی را مشکلی پیش آید یا چیزی را گم کند، مکرر لعن آن ملاعین را به این طریق بر زبان جاری سازد ((اللهم العن عمر ثم ابابکر و عمر ثم عثمان و عمر اللهم العن عمر)) مشکل او حل شود و گم شده او پیدا شود و این روش مشهور است به لعن چهار ضرب.

لعن خلفای سه‌گانه و ثواب لعن کننده و لعن جماعتی که مستحق و سزاوار لعنت‌اند

اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون[1]

اولئک علیهم لعنه الله و الملئکه و الناس اجمعین[2]

و لعنت در این دو آیه اگر چه به صورت اخبار واقع شده و لیکن مراد از آن امر است چنان که در آیه کریمه والمطلقات یتربصن بانفسهم ثلاثه قروء [3] که مراد امر است نه اخبار، و شک نیست که چون مکلف به مقتضای امر معبود خود عمل ولعنت نماید مستحق ثواب گردد.

ز اعدای دین گر تبرا کنی                                         اقامت به فردوس اعلی کنی

هنگامی كه ابوبكر(لعنت‌الله علیه) به عیادت حضرت زهرا(س) آمده بود حضرت خطاب به او فرمودند:

به خدا قسم در هر نمازی كه می‌خوانم حتما تو (ابوبكر) را نفرین می‌كنم:

 

(الامامه و السیاسه از كتب معتبر اهل‌سنت، ج1، 20)

حضرت فاطمه(س) خطاب به ابوبكر و عمر(لعنت‌الله علیهم) فرمودند: همانا من خداوند و ملائكه‌اش را شاهد می‌گیرم كه شما دو نفر (ابوبكر و عمر) مرا خشمگین ساختید و رضایت مرا بدست نیاوردید و اگر پیامبر(ص) را ملاقات كنم حتماً شكایت شما دو نفر را به او خواهم كرد.

(الامامه و السیاسه، ج1، 19)

پیامبر اكرم(ص) خطاب به امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: یا علی! انكار كننده امامت تو بعد از من مانند انكار كننده رسالت من در زمان زندگی‌ام است زیرا تو از منی و من از تو هستم.

(خصال صدوق، ج2، ص179)

پیامبر اكرم(ص) فرمودند: مخالفت كننده با علی‌بن ابیطالب(ع) بعد از من كافر است و كسی كه دیگری را با او (در امر ولایت) شریك گرداند، مشرك است.

(امالی شیخ صدوق، مجلس ششم، حدیث5)

اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا(س)

اللهم العن صنمی قریش و جبتیها و طاغوتیها و إفكیها و ابنتیهما

خدایا لعـنت کن دو بـت قریش (ابوبكر و عمر) و دو مشرک آنرا، و دو سرکرده ضلالت را، وآن  دو دروغ پرداز را، و دو دختر آنان را(عاشیه و حفصه).

دعای قنوت حضرت علی(ع)- (بحارالانوار، ج82، ص26)

لعن علی عدوك یا علی

اولی و دومی سومی

اللهم العن ابوبكر

اللهم العن عمر

اللهم العن عثمان

    بر غاصبین خلافت علی لعنت .بر قاتلین مادر سادات لعنت
    30 فروردین 90 - 00:14

    ای عزیز، خود را معاف مدار از لعن خلفای ثلاثه که لعن بر ایشان سر دفتر همه عبادات است و تا لعن ایشان نکنی هیچ عبادت تو مقبول درگاه الله تعالی نمی شود و مطالب و حاجات دنیا و آخرت تو را حق تعالی به سبب لعن بر این سه مردود بر می آورد؛ و از مجربات است که هرگاه کسی را مشکلی پیش آید یا چیزی را گم کند، مکرر لعن آن ملاعین را به این طریق بر زبان جاری سازد ((اللهم العن عمر ثم ابابکر و عمر ثم عثمان و عمر اللهم العن عمر)) مشکل او حل شود و گم شده او پیدا شود و این روش مشهور است به لعن چهار ضرب.

    لعن خلفای سه‌گانه و ثواب لعن کننده و لعن جماعتی که مستحق و سزاوار لعنت‌اند

    اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون[1]

    اولئک علیهم لعنه الله و الملئکه و الناس اجمعین[2]

    و لعنت در این دو آیه اگر چه به صورت اخبار واقع شده و لیکن مراد از آن امر است چنان که در آیه کریمه والمطلقات یتربصن بانفسهم ثلاثه قروء [3] که مراد امر است نه اخبار، و شک نیست که چون مکلف به مقتضای امر معبود خود عمل ولعنت نماید مستحق ثواب گردد.

    ز اعدای دین گر تبرا کنی                                         اقامت به فردوس اعلی کنی

    هنگامی كه ابوبكر(لعنت‌الله علیه) به عیادت حضرت زهرا(س) آمده بود حضرت خطاب به او فرمودند:

    به خدا قسم در هر نمازی كه می‌خوانم حتما تو (ابوبكر) را نفرین می‌كنم:

     

    (الامامه و السیاسه از كتب معتبر اهل‌سنت، ج1، 20)

    حضرت فاطمه(س) خطاب به ابوبكر و عمر(لعنت‌الله علیهم) فرمودند: همانا من خداوند و ملائكه‌اش را شاهد می‌گیرم كه شما دو نفر (ابوبكر و عمر) مرا خشمگین ساختید و رضایت مرا بدست نیاوردید و اگر پیامبر(ص) را ملاقات كنم حتماً شكایت شما دو نفر را به او خواهم كرد.

    (الامامه و السیاسه، ج1، 19)

    پیامبر اكرم(ص) خطاب به امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: یا علی! انكار كننده امامت تو بعد از من مانند انكار كننده رسالت من در زمان زندگی‌ام است زیرا تو از منی و من از تو هستم.

    (خصال صدوق، ج2، ص179)

    پیامبر اكرم(ص) فرمودند: مخالفت كننده با علی‌بن ابیطالب(ع) بعد از من كافر است و كسی كه دیگری را با او (در امر ولایت) شریك گرداند، مشرك است.

    (امالی شیخ صدوق، مجلس ششم، حدیث5)

    اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا(س)

    اللهم العن صنمی قریش و جبتیها و طاغوتیها و إفكیها و ابنتیهما

    خدایا لعـنت کن دو بـت قریش (ابوبكر و عمر) و دو مشرک آنرا، و دو سرکرده ضلالت را، وآن  دو دروغ پرداز را، و دو دختر آنان را(عاشیه و حفصه).

    دعای قنوت حضرت علی(ع)- (بحارالانوار، ج82، ص26)

    لعن علی عدوك یا علی

    اولی و دومی سومی

    اللهم العن ابوبكر

    اللهم العن عمر

    اللهم العن عثمان

      بر غاصبین خلافت علی لعنت .بر قاتلین مادر سادات لعنت
      30 فروردین 90 - 00:14

      ای عزیز، خود را معاف مدار از لعن خلفای ثلاثه که لعن بر ایشان سر دفتر همه عبادات است و تا لعن ایشان نکنی هیچ عبادت تو مقبول درگاه الله تعالی نمی شود و مطالب و حاجات دنیا و آخرت تو را حق تعالی به سبب لعن بر این سه مردود بر می آورد؛ و از مجربات است که هرگاه کسی را مشکلی پیش آید یا چیزی را گم کند، مکرر لعن آن ملاعین را به این طریق بر زبان جاری سازد ((اللهم العن عمر ثم ابابکر و عمر ثم عثمان و عمر اللهم العن عمر)) مشکل او حل شود و گم شده او پیدا شود و این روش مشهور است به لعن چهار ضرب.

      لعن خلفای سه‌گانه و ثواب لعن کننده و لعن جماعتی که مستحق و سزاوار لعنت‌اند

      اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون[1]

      اولئک علیهم لعنه الله و الملئکه و الناس اجمعین[2]

      و لعنت در این دو آیه اگر چه به صورت اخبار واقع شده و لیکن مراد از آن امر است چنان که در آیه کریمه والمطلقات یتربصن بانفسهم ثلاثه قروء [3] که مراد امر است نه اخبار، و شک نیست که چون مکلف به مقتضای امر معبود خود عمل ولعنت نماید مستحق ثواب گردد.

      ز اعدای دین گر تبرا کنی                                         اقامت به فردوس اعلی کنی

      هنگامی كه ابوبكر(لعنت‌الله علیه) به عیادت حضرت زهرا(س) آمده بود حضرت خطاب به او فرمودند:

      به خدا قسم در هر نمازی كه می‌خوانم حتما تو (ابوبكر) را نفرین می‌كنم:

       

      (الامامه و السیاسه از كتب معتبر اهل‌سنت، ج1، 20)

      حضرت فاطمه(س) خطاب به ابوبكر و عمر(لعنت‌الله علیهم) فرمودند: همانا من خداوند و ملائكه‌اش را شاهد می‌گیرم كه شما دو نفر (ابوبكر و عمر) مرا خشمگین ساختید و رضایت مرا بدست نیاوردید و اگر پیامبر(ص) را ملاقات كنم حتماً شكایت شما دو نفر را به او خواهم كرد.

      (الامامه و السیاسه، ج1، 19)

      پیامبر اكرم(ص) خطاب به امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: یا علی! انكار كننده امامت تو بعد از من مانند انكار كننده رسالت من در زمان زندگی‌ام است زیرا تو از منی و من از تو هستم.

      (خصال صدوق، ج2، ص179)

      پیامبر اكرم(ص) فرمودند: مخالفت كننده با علی‌بن ابیطالب(ع) بعد از من كافر است و كسی كه دیگری را با او (در امر ولایت) شریك گرداند، مشرك است.

      (امالی شیخ صدوق، مجلس ششم، حدیث5)

      اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا(س)

      اللهم العن صنمی قریش و جبتیها و طاغوتیها و إفكیها و ابنتیهما

      خدایا لعـنت کن دو بـت قریش (ابوبكر و عمر) و دو مشرک آنرا، و دو سرکرده ضلالت را، وآن  دو دروغ پرداز را، و دو دختر آنان را(عاشیه و حفصه).

      دعای قنوت حضرت علی(ع)- (بحارالانوار، ج82، ص26)

      لعن علی عدوك یا علی

      اولی و دومی سومی

      اللهم العن ابوبكر

      اللهم العن عمر

      اللهم العن عثمان

        ای عزیز، خود را معاف مدار از لعن خلفای ثلاثه که لعن بر ایشان سر دفتر همه عبادات است و تا لعن ایشان نکنی هیچ عبادت تو مقبول درگاه الله تعالی نمی شود و مطالب و حاجات دنیا و آخرت تو را حق تعالی به سبب لعن بر این سه مردود بر می آورد؛ و از مجربات است که هرگاه کسی را مشکلی پیش آید یا چیزی را گم کند، مکرر لعن آن ملاعین را به این طریق بر زبان جاری سازد ((اللهم العن عمر ثم ابابکر و عمر ثم عثمان و عمر اللهم العن عمر)) مشکل او حل شود و گم شده او پیدا شود و این روش مشهور است به لعن چهار ضرب.

        لعن خلفای سه‌گانه و ثواب لعن کننده و لعن جماعتی که مستحق و سزاوار لعنت‌اند

        اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون[1]

        اولئک علیهم لعنه الله و الملئکه و الناس اجمعین[2]

        و لعنت در این دو آیه اگر چه به صورت اخبار واقع شده و لیکن مراد از آن امر است چنان که در آیه کریمه والمطلقات یتربصن بانفسهم ثلاثه قروء [3] که مراد امر است نه اخبار، و شک نیست که چون مکلف به مقتضای امر معبود خود عمل ولعنت نماید مستحق ثواب گردد.

        ز اعدای دین گر تبرا کنی                                         اقامت به فردوس اعلی کنی

        هنگامی كه ابوبكر(لعنت‌الله علیه) به عیادت حضرت زهرا(س) آمده بود حضرت خطاب به او فرمودند:

        به خدا قسم در هر نمازی كه می‌خوانم حتما تو (ابوبكر) را نفرین می‌كنم:

         

        (الامامه و السیاسه از كتب معتبر اهل‌سنت، ج1، 20)

        حضرت فاطمه(س) خطاب به ابوبكر و عمر(لعنت‌الله علیهم) فرمودند: همانا من خداوند و ملائكه‌اش را شاهد می‌گیرم كه شما دو نفر (ابوبكر و عمر) مرا خشمگین ساختید و رضایت مرا بدست نیاوردید و اگر پیامبر(ص) را ملاقات كنم حتماً شكایت شما دو نفر را به او خواهم كرد.

        (الامامه و السیاسه، ج1، 19)

        پیامبر اكرم(ص) خطاب به امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: یا علی! انكار كننده امامت تو بعد از من مانند انكار كننده رسالت من در زمان زندگی‌ام است زیرا تو از منی و من از تو هستم.

        (خصال صدوق، ج2، ص179)

        پیامبر اكرم(ص) فرمودند: مخالفت كننده با علی‌بن ابیطالب(ع) بعد از من كافر است و كسی كه دیگری را با او (در امر ولایت) شریك گرداند، مشرك است.

        (امالی شیخ صدوق، مجلس ششم، حدیث5)

        اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا(س)

        اللهم العن صنمی قریش و جبتیها و طاغوتیها و إفكیها و ابنتیهما

        خدایا لعـنت کن دو بـت قریش (ابوبكر و عمر) و دو مشرک آنرا، و دو سرکرده ضلالت را، وآن  دو دروغ پرداز را، و دو دختر آنان را(عاشیه و حفصه).

        دعای قنوت حضرت علی(ع)- (بحارالانوار، ج82، ص26)

        لعن علی عدوك یا علی

        اولی و دومی سومی

        اللهم العن ابوبكر

        اللهم العن عمر

        اللهم العن عثمان

           

          ای عزیز، خود را معاف مدار از لعن خلفای ثلاثه که لعن بر ایشان سر دفتر همه عبادات است و تا لعن ایشان نکنی هیچ عبادت تو مقبول درگاه الله تعالی نمی شود و مطالب و حاجات دنیا و آخرت تو را حق تعالی به سبب لعن بر این سه مردود بر می آورد؛ و از مجربات است که هرگاه کسی را مشکلی پیش آید یا چیزی را گم کند، مکرر لعن آن ملاعین را به این طریق بر زبان جاری سازد ((اللهم العن عمر ثم ابابکر و عمر ثم عثمان و عمر اللهم العن عمر)) مشکل او حل شود و گم شده او پیدا شود و این روش مشهور است به لعن چهار ضرب.

          لعن خلفای سه‌گانه و ثواب لعن کننده و لعن جماعتی که مستحق و سزاوار لعنت‌اند

          اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون[1]

          اولئک علیهم لعنه الله و الملئکه و الناس اجمعین[2]

          و لعنت در این دو آیه اگر چه به صورت اخبار واقع شده و لیکن مراد از آن امر است چنان که در آیه کریمه والمطلقات یتربصن بانفسهم ثلاثه قروء [3] که مراد امر است نه اخبار، و شک نیست که چون مکلف به مقتضای امر معبود خود عمل ولعنت نماید مستحق ثواب گردد.

          ز اعدای دین گر تبرا کنی                                         اقامت به فردوس اعلی کنی

          هنگامی كه ابوبكر(لعنت‌الله علیه) به عیادت حضرت زهرا(س) آمده بود حضرت خطاب به او فرمودند:

          به خدا قسم در هر نمازی كه می‌خوانم حتما تو (ابوبكر) را نفرین می‌كنم:

           

          (الامامه و السیاسه از كتب معتبر اهل‌سنت، ج1، 20)

          حضرت فاطمه(س) خطاب به ابوبكر و عمر(لعنت‌الله علیهم) فرمودند: همانا من خداوند و ملائكه‌اش را شاهد می‌گیرم كه شما دو نفر (ابوبكر و عمر) مرا خشمگین ساختید و رضایت مرا بدست نیاوردید و اگر پیامبر(ص) را ملاقات كنم حتماً شكایت شما دو نفر را به او خواهم كرد.

          (الامامه و السیاسه، ج1، 19)

          پیامبر اكرم(ص) خطاب به امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: یا علی! انكار كننده امامت تو بعد از من مانند انكار كننده رسالت من در زمان زندگی‌ام است زیرا تو از منی و من از تو هستم.

          (خصال صدوق، ج2، ص179)

          پیامبر اكرم(ص) فرمودند: مخالفت كننده با علی‌بن ابیطالب(ع) بعد از من كافر است و كسی كه دیگری را با او (در امر ولایت) شریك گرداند، مشرك است.

          (امالی شیخ صدوق، مجلس ششم، حدیث5)

          اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا(س)

          اللهم العن صنمی قریش و جبتیها و طاغوتیها و إفكیها و ابنتیهما

          خدایا لعـنت کن دو بـت قریش (ابوبكر و عمر) و دو مشرک آنرا، و دو سرکرده ضلالت را، وآن  دو دروغ پرداز را، و دو دختر آنان را(عاشیه و حفصه).

          دعای قنوت حضرت علی(ع)- (بحارالانوار، ج82، ص26)

          لعن علی عدوك یا علی

          اولی و دومی سومی

          اللهم العن ابوبكر

          اللهم العن عمر

          اللهم العن عثمان

            ای عزیز، خود را معاف مدار از لعن خلفای ثلاثه که لعن بر ایشان سر دفتر همه عبادات است و تا لعن ایشان نکنی هیچ عبادت تو مقبول درگاه الله تعالی نمی شود و مطالب و حاجات دنیا و آخرت تو را حق تعالی به سبب لعن بر این سه مردود بر می آورد؛ و از مجربات است که هرگاه کسی را مشکلی پیش آید یا چیزی را گم کند، مکرر لعن آن ملاعین را به این طریق بر زبان جاری سازد ((اللهم العن عمر ثم ابابکر و عمر ثم عثمان و عمر اللهم العن عمر)) مشکل او حل شود و گم شده او پیدا شود و این روش مشهور است به لعن چهار ضرب.

            لعن خلفای سه‌گانه و ثواب لعن کننده و لعن جماعتی که مستحق و سزاوار لعنت‌اند

            اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون[1]

            اولئک علیهم لعنه الله و الملئکه و الناس اجمعین[2]

            و لعنت در این دو آیه اگر چه به صورت اخبار واقع شده و لیکن مراد از آن امر است چنان که در آیه کریمه والمطلقات یتربصن بانفسهم ثلاثه قروء [3] که مراد امر است نه اخبار، و شک نیست که چون مکلف به مقتضای امر معبود خود عمل ولعنت نماید مستحق ثواب گردد.

            ز اعدای دین گر تبرا کنی                                         اقامت به فردوس اعلی کنی

            هنگامی كه ابوبكر(لعنت‌الله علیه) به عیادت حضرت زهرا(س) آمده بود حضرت خطاب به او فرمودند:

            به خدا قسم در هر نمازی كه می‌خوانم حتما تو (ابوبكر) را نفرین می‌كنم:

             

            (الامامه و السیاسه از كتب معتبر اهل‌سنت، ج1، 20)

            حضرت فاطمه(س) خطاب به ابوبكر و عمر(لعنت‌الله علیهم) فرمودند: همانا من خداوند و ملائكه‌اش را شاهد می‌گیرم كه شما دو نفر (ابوبكر و عمر) مرا خشمگین ساختید و رضایت مرا بدست نیاوردید و اگر پیامبر(ص) را ملاقات كنم حتماً شكایت شما دو نفر را به او خواهم كرد.

            (الامامه و السیاسه، ج1، 19)

            پیامبر اكرم(ص) خطاب به امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: یا علی! انكار كننده امامت تو بعد از من مانند انكار كننده رسالت من در زمان زندگی‌ام است زیرا تو از منی و من از تو هستم.

            (خصال صدوق، ج2، ص179)

            پیامبر اكرم(ص) فرمودند: مخالفت كننده با علی‌بن ابیطالب(ع) بعد از من كافر است و كسی كه دیگری را با او (در امر ولایت) شریك گرداند، مشرك است.

            (امالی شیخ صدوق، مجلس ششم، حدیث5)

            اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا(س)

            اللهم العن صنمی قریش و جبتیها و طاغوتیها و إفكیها و ابنتیهما

            خدایا لعـنت کن دو بـت قریش (ابوبكر و عمر) و دو مشرک آنرا، و دو سرکرده ضلالت را، وآن  دو دروغ پرداز را، و دو دختر آنان را(عاشیه و حفصه).

            دعای قنوت حضرت علی(ع)- (بحارالانوار، ج82، ص26)

            لعن علی عدوك یا علی

            اولی و دومی سومی

            اللهم العن ابوبكر

            اللهم العن عمر

            اللهم العن عثمان

              ای عزیز، خود را معاف مدار از لعن خلفای ثلاثه که لعن بر ایشان سر دفتر همه عبادات است و تا لعن ایشان نکنی هیچ عبادت تو مقبول درگاه الله تعالی نمی شود و مطالب و حاجات دنیا و آخرت تو را حق تعالی به سبب لعن بر این سه مردود بر می آورد؛ و از مجربات است که هرگاه کسی را مشکلی پیش آید یا چیزی را گم کند، مکرر لعن آن ملاعین را به این طریق بر زبان جاری سازد ((اللهم العن عمر ثم ابابکر و عمر ثم عثمان و عمر اللهم العن عمر)) مشکل او حل شود و گم شده او پیدا شود و این روش مشهور است به لعن چهار ضرب.

              لعن خلفای سه‌گانه و ثواب لعن کننده و لعن جماعتی که مستحق و سزاوار لعنت‌اند

              اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون[1]

              اولئک علیهم لعنه الله و الملئکه و الناس اجمعین[2]

              و لعنت در این دو آیه اگر چه به صورت اخبار واقع شده و لیکن مراد از آن امر است چنان که در آیه کریمه والمطلقات یتربصن بانفسهم ثلاثه قروء [3] که مراد امر است نه اخبار، و شک نیست که چون مکلف به مقتضای امر معبود خود عمل ولعنت نماید مستحق ثواب گردد.

              ز اعدای دین گر تبرا کنی اقامت به فردوس اعلی کنی

              هنگامی كه ابوبكر(لعنت‌الله علیه) به عیادت حضرت زهرا(س) آمده بود حضرت خطاب به او فرمودند:

              به خدا قسم در هر نمازی كه می‌خوانم حتما تو (ابوبكر) را نفرین می‌كنم:

              (الامامه و السیاسه از كتب معتبر اهل‌سنت، ج1، 20)

              حضرت فاطمه(س) خطاب به ابوبكر و عمر(لعنت‌الله علیهم) فرمودند: همانا من خداوند و ملائكه‌اش را شاهد می‌گیرم كه شما دو نفر (ابوبكر و عمر) مرا خشمگین ساختید و رضایت مرا بدست نیاوردید و اگر پیامبر(ص) را ملاقات كنم حتماً شكایت شما دو نفر را به او خواهم كرد.

              (الامامه و السیاسه، ج1، 19)

              پیامبر اكرم(ص) خطاب به امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: یا علی! انكار كننده امامت تو بعد از من مانند انكار كننده رسالت من در زمان زندگی‌ام است زیرا تو از منی و من از تو هستم.

              (خصال صدوق، ج2، ص179)

              پیامبر اكرم(ص) فرمودند: مخالفت كننده با علی‌بن ابیطالب(ع) بعد از من كافر است و كسی كه دیگری را با او (در امر ولایت) شریك گرداند، مشرك است.

              (امالی شیخ صدوق، مجلس ششم، حدیث5)

              اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا(س)

              اللهم العن صنمی قریش و جبتیها و طاغوتیها و إفكیها و ابنتیهما

              خدایا لعـنت کن دو بـت قریش (ابوبكر و عمر) و دو مشرک آنرا، و دو سرکرده ضلالت را، وآن دو دروغ پرداز را، و دو دختر آنان را(عاشیه و حفصه).

              دعای قنوت حضرت علی(ع)- (بحارالانوار، ج82، ص26)

              لعن علی عدوك یا علی

              اولی و دومی سومی

              اللهم العن ابوبكر

              اللهم العن عمر

              اللهم العن عثمان

              بچه های ساخت و تولید