حقه های عجیبی که آدم به بدنش میتونه بزنه؟!!!

 

می دانیم که درد جسمانی علامت و نشانه ایجاد مشکل و ناهنجاری در بدن است و عوامل مختلفی باعث درد و ناراحتی جسمانی می شوند. بعضی از این عوامل موقتی و برخی نیز طولانی مدت و نیازمند دارو و درمان هستند.
در اینجا ما ترفند هایی را بیان می کنیم که شما با دانستن و بکار بستن آنها، بعضی از درد ها را می توانید موقتا کاهش بدهید.


خارش گلو
وقتی کودک بودید، قلقلک دادن زیر بغل شما یک سرگرمی جالب بود. حالا در بزرگسالان هم می توان از این ترفند برای رهایی از مشکل خارش گلو استفاده کرد. وقتی که سلول های عصبی گوش تحریک بشوند، باعث اسپاسم عضلات گلو و گردن شده و در نتیجه شما را از شر خارش گلو راحت می کنند. پس قلقلک دادن گوش، باعث رفع خارش گلو می گردد!



صداهای فراصوت بالاتر از حد آستانه شنوایی را تجربه کنید
اگر در محلی شلوغ و پر سر و صدا هستید، بطرف راست خم شوید و سعی کنید با گوش راست بشنوید! گوش راست برای شنیدن حرفهای تند و سریع مناسب تر است. گوش چپ برای تمیز و تشخیص دادن تن های موسیقی، قوی تر است.



بر درد آمپول غلبه کنید
به راحتی با سرفه کردن در حین تزریقات، می توانید درد آمپول را کاهش دهید. سرفه کردن در اصل یک ترفندی است که باعث افزایش سریع و موقتی فشار در قفسه سینه شده و مسیرهای عصبی درد را مسدود می کند.



از شر جرم های بینی راحت شوید
فین کردن شدید را فراموش کنید. در اینجا یک ترفند بسیار سریع و آسان برای راحت شدن از جرم ها وجود دارد: بطور متناوب با زبان خود به سقف دهانتان ضربه بزنید، سپس با یک انگشت خود وسط دو ابرو را فشار دهید. این کار باعث می شود که تیغه بینی، عقب و جلو رفته و پس از
۲۰
ثانیه، جرم های متراکم شده و آماده تخلیه می شوند!



از شر رفلاکس مری راحت شوید
کسانی که دچار رفلاکس مری هستند، اگر به پهلوی چپ بخوابند، کمتر به این مشکل دچار می شوند! مری و معده تحت یک زاویه ای بهم وصل هستند، وقتی به پهلوی راست بخوابید، سطح معده بالاتر از مری قرار می گیرد، در نتیجه غذا و اسید به مری بر می گردد.



درد دندان، آخ نگو
با یک تکه یخ، قسمت
v
شکل بین انگشتان اشاره و شست را بمالید، بسادگی درد دندان را کاهش می دهید.



نوک انگشت تان را سوزانده اید؟
اگر در اثر تماس ناگهانی با اجاق گاز یا قابلمه داغ نوک انگشت تان را سوزانده اید، به سرعت قسمت آسیب دیده را تمیز کنید و با یک تکه یخ ماساژ بدهید. اگر یخ نبود، از آب سرد نیز می توانید استفاده کنید.



سرتان گیج می رود و به دوران افتاده است
کافی است فقط یک دست تان را روی یک نقطه ثابت قرار دهید، بسرعت دوران سرتان خوب می شود. قسمتی از گوش که مسئول فقط تعادل است در داخل یک مایع شناور می باشد، هر گاه این مایع جابه جا بشود، تعادل شما بهم می خورد، بکمک یک مرجع ثابت بیرونی، مغز سریع تعادل خود را به دست می آورد.



درد پهلو
گاهی به هنگام دویدن، پهلوی آدم درد می گیرد. این بخاطر آن است که بازدم شما با وقتی که پای راست شما به زمین می خورد، همزمان است. در نتیجه به دیافراگم شما فشار وارد می شود، برای رهایی از این درد کافی است، بازدم خود را با وقتی که پای چپ شما به زمین می خورد، همزمان کنید.



جلوی خونریزی را با یک انگشت بگیرید
گرفتن بینی و به عقب برگرداندن سر، راه متداول جلوگیری از خونریزی بینی است، اما شما اگر مقداری پنبه را درست زیر گردی لب بالایی، روی لثه بگذارید و با یک انگشت آن را فشار دهید، خونریزی قطع می شود.



از تپش قلب در هنگام عصبانیت جلوگیری کنید
به انگشت شست خود، فوت کنید! عصب واگ که ضربان قلب را کنترل می کند، بکمک نفس کشیدن، آرام می گیرد.



مغز خود را گرم نگه دارید
بسیار چیز های کم اهمیتی هستند که مغز را سرد و فلج می سازند. در این حالت، زبان خود را به سقف دهانتان فشار دهید، بطوریکه بیشترین مقدار از سقف را بپوشاند، در این صورت سر درد بر طرف می شود! این سردرد می تواند ناشی از یک بستنی یخی باشد.



از نزدیک بینی پیشگیری کنید
نزدیک بینی به ندرت ریشه ژنتیکی دارد، بلکه بیشتر از خیره شدن چشم به یک نقطه در فاصله کم ناشی می شود. بنابراین بهتر است که هر از چندی، چشم های خود را ببندید، به بدنتان کش و قوسی بدهید، و نفس عمیقی بکشید و پس از چند ثانیه به آرامی نفس تان را رها کنید، این کار باعث استراحت عضلات غیر ارادی هم می شوند. در نتیجه چشم ها هم استراحت می کنند.



خواب رفتگی
اگر دست شما موقع رانندگی یا نشستن، در اثر یک وضعیت نادرست بخواب رفته باشد، به آرامی حرکت دادن سر به چپ و راست، در کمتر از یک دقیقه می تواند این مشکل را حل کند و از شر گزگز و سوزنی شدن دست راحت شوید.



زیر آب نفس بکشید
وقتی در زیر آب هستید، این نبود اکسیژن نیست که شما را بی چاره می کند، بلکه دی اکسید کربن است که باعث اسیدی شدن خون و استیصال می گردد. بنابراین کافی است ابتدا، قبل از شنا چند نفس کوتاه و سریع بکشید تا میزان اسیدی بودن خون پایین بیاید. با این ترفند مغز شما می پندارد که اکسیژن بیشتری در اختیار دارد! به این ترتیب ده ثانیه زمان می خرید.



خوب حفظ کنید
همیشه سعی کنید کار های خود را قبل از خواب، پیش خود مرور کنید و یا درباره مسئله ای که مورد نظر شما است، قبل از خواب فکر کنید، در این صورت وقتی بیدار می شوید، حافظه شما بهتر و سریعتر به شما کمک خواهد کرد. هر چیزی را که شما درست قبل از خواب مطالعه کنید، بهتر در حافظه شما ثبت و ضبط می شود.


سرانجام کارتون های قدمی

آقای سكسكه عمل كرده، می‌ره سر كار و میاد و زندگی‌شو می‌كنه!


158370_672.jpg

الفی دیگه از هیچی نمی‌‌ترسه!

158371_439.jpg

آلیس شوهر كرده، دو تا بچه داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان ۵٠ متری ساده.

158372_136.jpg

آن‌شرلی آرایش‌گر معروفی شده و توی جردن و چند تا محله‌ی بالای شهر شعبه زده و حسابی جیب مردم رو خالی می‌كنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی ...

158377_562.jpg

ای‌كیوسان كراكی شده و مخش تعطیل تعطیله!

158373_770.jpg

بامزی یه خرس بزرگ شد و شكارش كردن!... شلمان هنوز هم خوابه!

158374_638.jpg

پت پست‌چی بازنشسته شده و الان تو خونه‌ی سال‌مندان منتظر مرگشه!

158375_252.jpg

بنر رو یادته؟ پوستشو توی خیابون منوچهری 30000 تومن ‌فروختن!

158376_559.jpg

بالتازار و زبل‌خان آلزایمر گرفتن.

158378_283.jpg

دامبو، پلنگ صورتی، پسر شجاع، خانوم كوچولو، گوریل انگوری، شیپورچی، یوگی و دوستاش همه توی یه سیرك بزرگن!

158379_709.jpg

158380_910.jpg

158381_943.jpg

158382_192.jpg
158383_856.jpg



تام سایر حسابی باكلاس شده و موهاشو مدل جوجه‌تیغی درست می‌كنه!

158384_805.jpg

تام و جری دو تا دوست صمیمی شدن!

158385_872.jpg

تن‌تن توی یه روزنامه خبرنگار بود، الان تو یه شركت تبلیغاتی داره فعالیت میكنه!

158386_965.jpg


جیمبو رو از رده خارج كردن و بعد اجاره دادندش به ایران ایر !!


158388_738.jpg

چوبین خیلی وقته كه مادرش رو پیدا كرده و دنبال یه وامه تا ازدواج كنه!

158389_650.jpg

حنا خانوم دكتر شده، مادرش هم از آلمان برگشته كنارش!

158390_931.jpg

خپل رو از باغ گل‌ها انداختنش بیرون, اون‌جا یه برج ١٠٠٠ طبقه ساختن! (چند روز پیش كنار یه سطل آشغال دیدمش - خیلی لاغر شده!)

158391_351.jpg

خانواده‌ی دكتر ارنست همسایه مونن، هر سه تا بچه‌اش رفتن خارج، همسر دكترخیلی مریضه!

158392_991.jpg

رابین‌هود رو توی اسلام‌شهر گرفتنش - به جرم شرارت!- هفته‌ی دیگه اعدامش می‌كنن!


158393_547.jpg


سوباسو و كاكرو قهرمان جهان شدن، خب كه چی؟!

158395_609.jpg

كایوت، بالاخره ردرانر رو گرفت ولی از شانس بدش آنفولانزای مرغی گرفت و مرد!

158396_862.jpg

هیچ‌كی نفهمید گالیور عاشق فلرتیشیاست!

158397_853.jpg

لوك خوش‌شانس طی یه بدشانسی، اشتباهی تو یه صحنه قتل دستگیر شد و نتونست خودشو تبرئه كنه و الان هم سلولی دالتون ها شده!

158398_625.jpg

ماركو پولو تو میدون راه‌آهن یه باقالی پلویی زده ، می‌گن كارش خیلی گرفته!

158399_903.jpg

گربه‌سگ عمل كردن و جدا شدن!

158400_580.jpg

ملوان زبل الان دیگه یه دزد دریایی معرف شده در خلیج عدن!

158401_282.jpg

آقای پتی‌بل تو میدون شوش یه بنك‌دار كله‌گنده‌س!

158402_205.jpg

158403_244.jpg


معاون كلانتر از یه بانك اختلاس كرد و فرار كرد رفت خارج !

158404_929.jpg

158405_572.jpg

آقای نجار الان به جرم قطع غیرمجاز درختان تحت تعقیبه و وروجك هم قایم شده!

158406_454.jpg

پت و مت دكترای مهندسی عمران گرفتند و الان جزو هیئت علمی دانشگاهند!

میدان آزادی بزرگ ترین صلیب دنیا !!!

پوشدن لباس سیاه در ماه محرم

پوشدن لباس سیاه در ماه محرم
5 دی 88 - 17:43

در بعضى از روایات (در باب لباس نمازگزار) آمده است: پوشیدن لباس سیاه غیر از

عبا، عمامه و كفش، مكروه است. اما لطف كنید عین این روایت را بیاورید تا صحتش

مورد بررسى قرار گیرد

در رابطه با پوشیدن لباس سیاه در عزاى ابا عبداللّه‏ الحسین علیه السلام روایت شده

است: «وقتى امام حسین علیه السلام شهید شد زنان بنى‏هاشم لباس سیاه

پوشیدند و امام زین‏العابدین علیه السلام براى آن‏ها طعام تهیه مى كردند»، (وسائل

الشیعه، ج 2، ص890).

از این روایت معلوم مى‏گردد كه كار جایزى است؛ چون امام زین‏العابدین علیه السلام

كار زنان بنى‏هاشم را نهى نفرموده و امضاء فرموده است و شاید از آن تاریخ این كار

به صورت یك سنت و رسم بین شیعه در ایام عزاى ائمه در آمده است

در ضمن پوشیدن لباس در ایام عزادارى از كراهت استثنا شده است. آن دسته از

روایات كه دلالت بر كراهت پوشیدن لباس دارد، شامل موارد عزا نمى شود، مضافاً بر

این كه هر جا مصلحت بالاترى وجود داشته باشد، كراهت برطرف مى شود. در برخى

موارد پوشیدن لباس سیاه برترى پیدا مى كند. از برخى روایات و تاریخ نه تنها مى توان

عدم كراهت لباس سیاه در همه موارد را استنباط نمود، بلكه در بسیارى از موارد بر

برترى آن دلالت دارد، زیرا لباس مشكى نشانه حزن و اندوه است، چنان كه در

شهادت امام حسین علیه السلام و عزادارى حضرت سیره نقل شده، بر این مطلب

گواهى دارد

علاوه این یك سنتى است كه حتى درمسیحیت و اقوام دیگر هم معمول است كه در

مجالس عزا، لباس سیاه مى‏پوشند و از نظر جامعه‏شناسى هم یك سمبل شناخته

شده است.

پوشدن لباس سیاه در ماه محرم
5 دی 88 - 17:43

در بعضى از روایات (در باب لباس نمازگزار) آمده است: پوشیدن لباس سیاه غیر از

عبا، عمامه و كفش، مكروه است. اما لطف كنید عین این روایت را بیاورید تا صحتش

مورد بررسى قرار گیرد

در رابطه با پوشیدن لباس سیاه در عزاى ابا عبداللّه‏ الحسین علیه السلام روایت شده

است: «وقتى امام حسین علیه السلام شهید شد زنان بنى‏هاشم لباس سیاه

پوشیدند و امام زین‏العابدین علیه السلام براى آن‏ها طعام تهیه مى كردند»، (وسائل

الشیعه، ج 2، ص890).

از این روایت معلوم مى‏گردد كه كار جایزى است؛ چون امام زین‏العابدین علیه السلام

كار زنان بنى‏هاشم را نهى نفرموده و امضاء فرموده است و شاید از آن تاریخ این كار

به صورت یك سنت و رسم بین شیعه در ایام عزاى ائمه در آمده است

در ضمن پوشیدن لباس در ایام عزادارى از كراهت استثنا شده است. آن دسته از

روایات كه دلالت بر كراهت پوشیدن لباس دارد، شامل موارد عزا نمى شود، مضافاً بر

این كه هر جا مصلحت بالاترى وجود داشته باشد، كراهت برطرف مى شود. در برخى

موارد پوشیدن لباس سیاه برترى پیدا مى كند. از برخى روایات و تاریخ نه تنها مى توان

عدم كراهت لباس سیاه در همه موارد را استنباط نمود، بلكه در بسیارى از موارد بر

برترى آن دلالت دارد، زیرا لباس مشكى نشانه حزن و اندوه است، چنان كه در

شهادت امام حسین علیه السلام و عزادارى حضرت سیره نقل شده، بر این مطلب

گواهى دارد

علاوه این یك سنتى است كه حتى درمسیحیت و اقوام دیگر هم معمول است كه در

مجالس عزا، لباس سیاه مى‏پوشند و از نظر جامعه‏شناسى هم یك سمبل شناخته

شده است.

پوشدن لباس سیاه در ماه محرم
5 دی 88 - 17:43

در بعضى از روایات (در باب لباس نمازگزار) آمده است: پوشیدن لباس سیاه غیر از

عبا، عمامه و كفش، مكروه است. اما لطف كنید عین این روایت را بیاورید تا صحتش

مورد بررسى قرار گیرد

در رابطه با پوشیدن لباس سیاه در عزاى ابا عبداللّه‏ الحسین علیه السلام روایت شده

است: «وقتى امام حسین علیه السلام شهید شد زنان بنى‏هاشم لباس سیاه

پوشیدند و امام زین‏العابدین علیه السلام براى آن‏ها طعام تهیه مى كردند»، (وسائل

الشیعه، ج 2، ص890).

از این روایت معلوم مى‏گردد كه كار جایزى است؛ چون امام زین‏العابدین علیه السلام

كار زنان بنى‏هاشم را نهى نفرموده و امضاء فرموده است و شاید از آن تاریخ این كار

به صورت یك سنت و رسم بین شیعه در ایام عزاى ائمه در آمده است

در ضمن پوشیدن لباس در ایام عزادارى از كراهت استثنا شده است. آن دسته از

روایات كه دلالت بر كراهت پوشیدن لباس دارد، شامل موارد عزا نمى شود، مضافاً بر

این كه هر جا مصلحت بالاترى وجود داشته باشد، كراهت برطرف مى شود. در برخى

موارد پوشیدن لباس سیاه برترى پیدا مى كند. از برخى روایات و تاریخ نه تنها مى توان

عدم كراهت لباس سیاه در همه موارد را استنباط نمود، بلكه در بسیارى از موارد بر

برترى آن دلالت دارد، زیرا لباس مشكى نشانه حزن و اندوه است، چنان كه در

شهادت امام حسین علیه السلام و عزادارى حضرت سیره نقل شده، بر این مطلب

گواهى دارد

علاوه این یك سنتى است كه حتى درمسیحیت و اقوام دیگر هم معمول است كه در

مجالس عزا، لباس سیاه مى‏پوشند و از نظر جامعه‏شناسى هم یك سمبل شناخته

شده است.

در بعضى از روایات (در باب لباس نمازگزار) آمده است: پوشیدن لباس سیاه غیر از

عبا، عمامه و كفش، مكروه است. اما لطف كنید عین این روایت را بیاورید تا صحتش

مورد بررسى قرار گیرد

در رابطه با پوشیدن لباس سیاه در عزاى ابا عبداللّه‏ الحسین علیه السلام روایت شده

است: «وقتى امام حسین علیه السلام شهید شد زنان بنى‏هاشم لباس سیاه

پوشیدند و امام زین‏العابدین علیه السلام براى آن‏ها طعام تهیه مى كردند»، (وسائل

الشیعه، ج 2، ص890).

از این روایت معلوم مى‏گردد كه كار جایزى است؛ چون امام زین‏العابدین علیه السلام

كار زنان بنى‏هاشم را نهى نفرموده و امضاء فرموده است و شاید از آن تاریخ این كار

به صورت یك سنت و رسم بین شیعه در ایام عزاى ائمه در آمده است

در ضمن پوشیدن لباس در ایام عزادارى از كراهت استثنا شده است. آن دسته از

روایات كه دلالت بر كراهت پوشیدن لباس دارد، شامل موارد عزا نمى شود، مضافاً بر

این كه هر جا مصلحت بالاترى وجود داشته باشد، كراهت برطرف مى شود. در برخى

موارد پوشیدن لباس سیاه برترى پیدا مى كند. از برخى روایات و تاریخ نه تنها مى توان

عدم كراهت لباس سیاه در همه موارد را استنباط نمود، بلكه در بسیارى از موارد بر

برترى آن دلالت دارد، زیرا لباس مشكى نشانه حزن و اندوه است، چنان كه در

شهادت امام حسین علیه السلام و عزادارى حضرت سیره نقل شده، بر این مطلب

گواهى دارد

علاوه این یك سنتى است كه حتى درمسیحیت و اقوام دیگر هم معمول است كه در

مجالس عزا، لباس سیاه مى‏پوشند و از نظر جامعه‏شناسى هم یك سمبل شناخته

شده است.

پیامگیر تلفن شاعران

پیغام گیر بابا طاهر:

تلیفون کرده ای جانم فدایت*
الهی مو به قوربون صدایت*
چو از صحرا بیایم نازنینم*
فرستم پاسخی از دل برایت...


پیغام گیر حافظ:

رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور*
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور*
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام*
آن زمان که باز گردم خانه ی خود غم مخور....


پیغام گیر سعدی:

از آوای دل انگیز تو مستم*
نباشم خانه و شرمنده هستم*
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ*
فلک گر فرصتی دادی به دستم...


پیغام گیر نیما:
  چون صداهایی که می آید
شباهنگام در جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
برزبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون صدای آبشار از کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش....


پیغام گیر شاملو:

برآبگینه ای از جیوه ء سکوت
سنگواره ای از دستان آدمیت
آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویم
تآنگاه که توانستن سرودی است


پیغام گیر سایه:

ای صدا وسخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت کند شاد و جوان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت شوم همراز تو ای مونس جان...


پیغام گیر فروغ:

نیستم.. نیستم..اما
می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
ومن در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد...

تأخیر در استجابت دعا چرا؟

تأخیر در اجابت سبب تكرار دعا می‌شود و در نتیجه باعث تقویت نیروی روحی و ایمان دعا كننده می‌گردد.
گاهی دعا به اجابت می‌رسد، اما مصلحت هایی اقتضا می‌كند تحقق خارجی آن به تأخیر افتد. حضرت موسای كلیم می‌گویم: پروردگارا! تو به فرعون و طرفدارانش در زندگی دنیا زیورها و مال های فراوان داده ای! او مردم را از راه تو گمراه می‌كند. پروردگارا! اموالشان را نابود ساز و دل هایشان را سخت گردان كه ایمان نیاورند تا عذاب دردناك تو را ببینند!
خداوند در پاسخ موسی و برادرش فرمود: قد أجیب دعوتكما؛ (یونس آیه 88) دعای شما را اجابت نمودم».
امام صادق علیه‌السلام فرمود: «میان دعای حضرت موسی علیه‌السلام تا غرق شدن فرعون، چهل سال طول كشید!»( سید هاشم رسول محالتی، كیفر گناه ص 132)
‌‌‌ما از باطن هستی و مصالح حقیقی بی خبریم. به علت عدم آگاهی از باطن هستی و حقیقت غیبی، گاهی می‌پنداریم كه خیر ومصلحت ما در تحقق و برآورده شدن حاجتی یا دفع مشكل و مانعی است، در حالی كه اگر حجاب حقیقت كنار رود و آینده برای ما حاضر و روشن گردد، از تقاضا و درخواست خود منصرف می‌شویم.
قرآن كریم می‌فرماید: «عسی أن تكرهوا شیئا و هو خیر لكم و عسی أن تحبوا شیئا و هو شرّ لكم؛ چه بسا چیزی را خوش ندارید، در صورتی كه برای شما خوب است، و چه بسا چیزی رادوست دارید كه برای شما بد است».(بقره 216)
از روایات استفاده می‌شود كه هیچ دعایی بی اثر نیست و هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد، پس در واقع هر دعائی به استجابت می‌رسد، اما گونه های استجابت آن مختلف است. امام سجاد علیه‌السلام می‌فرماید: «دعای مؤمن یكی از سه فایده را دارد: یا برای او ذخیره می‌گردد یا در دنیا برآورده می‌شود یا بلایی را كه می‌خواست به او برسد،‌ از وی می‌گرداند» (تحف العقول، ص 202)
بنابراین انسان مؤمن در هیچ حالی نباید از دعا مأیوس شود، چه دعایش مستجاب گردد یا به عللی به اجابت نرسد و یا اجابت آن به تأخیر افتد، چون اولا دعا عبادت، بلكه مخ عبادت است و موجب تكامل روحی و معنوی و تقرب به ذات الهی می‌گردد. ثانیا در هر صورت و با هر حالی كه باشد.حتی دعای اشخاص فاسق و گناهكار بر جسم و جان و زندگی آنان تأثیر مثبت دارد. همان دعای مستجاب نشده وقتی تكرار شد و روی هم انباشته گردید، آثار نیكی در روح او ایجاد و در سرنوشتش تأثیر سازنده ای دارد. پیامبر اكرمصلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌فرمود: «خدا رحمت كند بنده ای را كه حاجت خود را از خدا بخواهد و در دعا پافشاری كند؛ چه حاجتش برآورده شود و چه نشود» در حدیث دیگری از حضرت نقل شده: «هیچ مسلمانی نیست كه به درگاه خدا دعا كند جز آن كه دعایش مستجاب می‌شود، منتها گاهی اثر آن را دیر یا زود در دنیا می‌بیند و گاهی سبب كفاره گناهان او می‌شود و گاهی نیز خداوند او را برای آخرتش ذخیره می‌گردد ».( اصول كافی، ج4، ص 224)

وعده الهی مشروط است، نه مطلق
خداوند می‌فرماید: «ادعونی استجب لكم؛ دعای شما را اجابت می‌كنم» . این وعده الهی، مطلق و بی قید و شرط نیست، بلكه مشروط به تحقق شرایطی است. برخی از شرایط به مقدمات و شیوة دعا و الفاظی كه باید به كار ببریم بستگی دارد. برخی به شخص دعا كننده مربوط می‌گردد. بعضی از شرایط به مطلوب مورد تقاضا ارتباط دارد.
به بیان دیگر: دعا مقدماتی ویژه و فرایندی ضابطه مند و شراطی مشخص دارد كه با «بایدها» و «نبایدها» همراه است كه از آن به «شرایط استجابت یا موانع استجابت دعا» یاد می‌كنیم.
دعای مؤمن یكی از سه فایده را دارد: یا برای او ذخیره می‌گردد یا در دنیا برآورده می‌شود یا بلایی را كه می‌خواست به او برسد،‌ از وی می‌گرداند.
شیوة دعا كردن و مقدماتی كه در استجابت مؤثر است:
1 – معرفت و شناخت؛ نخستین شرط استجابت دعا، شناخت كسی است كه انسان او را می‌خواند. به همین جهت قرآن در آموزش شیوة دعا كردن می‌فرماید «اعوا ربكم تضرعا و خفیة»؛(اعراف 55) پروردگار خود را به زاری و پنهانی بخوانید یعنی بدانید كسی را كه می‌خوانید، «رب» شماست، آفرینش رشد و تعالی و پرورش شما در دست قدرت اوست.
بهترین دعا آن است كه با ربوبیت آغاز گردد. نگاهی به شیوة دعا كردن انبیا و اولیای الهی در قرآن نشان می‌دهد كه آنان دعای خود را با «ربی» یا «ربنا» آغاز می‌كردند، زیرا این واژه انسان را متوجه می‌سازد با مبدأیی ارتباط برقرار ساخته است كه از نخستین لحظات وجود تا آخر عمر او و بعد از آن انسان را غرق در الطاف ربوبی خویش می‌سازد.
2 – دعا باید با اخلاص و از صمیم قلب و با حال تضرع و تواضع باشد. تنها با زبان دعا نكند، بلكه روح دعا باید در جان و در تمام ذرات وجود آدمی رسوخ كند.
امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «خداوند دعایی را كه از دل غافل و بی خبر برخیزد، مستجاب نمی‌كند».
3 – دعا باید در حالت بیم و امید باشد. نه آن چنان از اعمال خود راضی باشید كه گمان كنید هیچ نقطة تاریكی در زندگی شما نیست و هیچ گناهی مرتكب نشده اید و نه آن چنان مأیوس باشید كه خود را شایستة عفو و بخشش خدا و اجابت دعا ندانید.
از خود راضی بودن و ندیدن عیب های خویش، ضمن این كه جهل مركب و عامل مهمی برای عقب گرد انسانی و سقوط اخلاقی است، باعث می‌شود كه انسان به جای عیوب خویش، عیب های دیگران را ببیند؛ یعنی به بیماری كه شیطان مبتلا بود «انا خیر منه؛ من از آدم بهترم» مبتلا شود.
چنان كه «یأس و نامیدی» هم از دامها و حربه های شیطان است. شایسته است انسان با دو بال «بیم و امید» حركت كند آیة «ادعو ربكم خوفا و طمعا»(اعراف 56)  پیامبرش این است كه با بیم و امید خدا را بخوانید.
4 – خدا را در پنهانی خواندن، دعا را زودتر به اجابت می‌رساند «ادعوا ربكم تضرعا و خفیة»؛(اعراف 55) بخوانید پروردگارتان را در حال تضرع و در پنهانی» دعا در خلوت با تمركز فكر و حضور قلب همراه است و به اخلاص نزدیكتر و از ریا و خودنمایی دور است. به همین جهت دعا در نیمه های شب و در نماز شب، آن هنگام كه همگی در خواب راحت به سر می‌برند، زودتر مستجاب می‌گردد. پیامبر اكرمصلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌فرماید:
«خیر الدعا الخفیّ، بهترین دعا آن است كه پنهانی (و از روی اخلاص) صورت گیرد».( ناصر مكارم شیرازی و همراهان، تفسیر نمونه، ج5، ص 281.)
5 – تطهیر مال و ثروت و خانه و زندگی از مالی كه از راه غصب، ظلم، رشوه، ربا، دزدی، غش در معامله و فریب پیدا كرده یا مالی كه خمس یا زكات و انفاقات آن پرداخت نشده است.
6 – اجتناب از خوردن غذای شبه ناك و تطهیر لقمة خود و افراد تحت تكفل از حرام.
7 – عدم غفلت از مبارزه با فساد و امر به معروف و نهی از منكر، بی اعتنایی در مقابل فسادهای اخلاقی و اجتماعی و اباحه گری و نادیده گرفته شدن ارزش های دینی: موجب عدم استجابت دعا می‌گردد. پیامبر اكرمصلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: «باید امر به معروف و نهی از منكر كنید. در غیر این صورت خداوند انسانها شرور (و كسانی كه تعهداتی دینی و اخلاقی) بر نیكان شما مسلط می‌كند و هر چه بكنید، مستجاب نمی‌شود».( سفینة البحار، ج1، ص 9 – 448)
8 – عمل به پیمان های الهی

نخستین شرط استجابت دعا، شناخت كسی است كه انسان او را می‌خواند

یا امیر المومنین

روایت شده كه جماعتى از سرزمین روم وارد شهر مدینه شدند و در میانشان مرد دانشمندى از راهبهاى نصارى بود، و در آن وقت حكومت مسلمین به دست أبو بكر بود، راهب با شتر خود كه بار آن طلا و نقره بود به سوى مسجد مدینه كه أبو بكر با جماعتى از مهاجر و انصار در آنجا بودند رفت.
راهب پس از عرض احترام و اظهار محبّت گفت: كدام یك از شما جانشین پیامبرتان و امین دین شما است؟.

حاضرین به جانب أبو بكر اشاره نمودند.
راهب گفت: اى شیخ نام شما چیست؟ گفت: نام من عتیق است. راهب پرسید: نام دیگرت چیست؟ گفت: صدّیق. راهب گفت: نام دیگر شما چه مى‏باشد؟ گفت: جز اینها نام دیگرى براى خود نمى‏دانم.
راهب گفت: شما آن فردى نیستى كه در پى او مى‏باشم.
أبو بكر گفت: حاجت و مقصود تو چیست؟ راهب گفت: من از سرزمین روم با این شتر و بار طلا و نقره‏اش بدینجا آمده‏ام تا از امین این امّت مسأله‏اى را بپرسم، كه در صورت پاسخ به آن مسلمان مى‏ شوم و مطیع فرمان او خواهم شد و این همه طلا و نقره را میان شما پخش خواهم كرد، و در صورت عجز از پاسخ از همان راهى كه آمده‏ام برگشته و اسلام را قبول نكنم.
أبو بكر گفت: آن مسائلى كه منظور دارى بپرس؟
راهب گفت: بخدا سوگند هیچ سخنى نگویم تا شما مرا از هر تعرّضى امان دهى!.
أبو بكر گفت: تو در امانى، و هیچ مشكلى نخواهى داشت، آنچه مى‏ خواهى بگو؟

راهب گفت: مرا خبر دهید از آن چیزى كه براى خدا نبوده و خدا آن را ندارد و آنچه از خدا نباشد و آنچه كه خداوند آن را نداند؟.
أبو بكر متحیّر شده و هیچ جوابى نداد، و پس از اینكه زمانى ساكت ماند دستور داد عمر را حاضر كنند، و چون او حاضر شده و پهلویش نشست أبو بكر به راهب گفت:
از این شخص بپرس. پس راهب رو به عمر كرده و سؤال خود را تكرار كرد و او نیز از پاسخ به آن عاجز ماند.
سپس عثمان وارد مسجد شد و همان مذاكره سابق میان او و راهب نیز انجام شد ولى عثمان نیز از جواب به آن سؤال فرومانده و ساكت شد.
پس راهب با خود گفت: اینان شیوخ بزرگوارى هستند، ولى افسوس كه به خود مغرور بوده و متكبّرند، سپس برخاست تا از مسجد خارج شود.
أبو بكر گفت: اى دشمن خدا اگر وفاى به عهد نبود زمین را از خونت رنگین مى‏ ساختم.
در اینجا سلمان فارسى رضى اللَّه عنه برخاسته و به خدمت حضرت أمیر علیه السّلام رسیده- و او با دو فرزندش حسن و حسین در وسط خانه نشسته بود- و آن حضرت را از جریان مسجد باخبر ساخت.
حضرت أمیر علیه السّلام با شنیدن جریان برخاسته و رهسپار مسجد شد و حسن و حسین علیهما السّلام نیز به دنبال پدرشان آمدند، تا حضرت أمیر علیه السّلام به مسجد وارد شد جماعت حاضر با تكبیر و حمد الهى خوشحال و مسرور گشته و در برابر آن جناب همگى برخاسته، و او را جا دادند. پس أبو بكر راهب را خطاب كرده و گفت: كسى را كه تو مى‏خواستى حاضر شد، آنچه مى‏خواهى از او بپرس!.
راهب نیز روى به جانب آن حضرت نموده و گفت: اى جوان نامت چیست؟
فرمود: اسم من نزد یهود «الیا» و نزد نصارى «ایلیا» و نزد پدرم «علىّ» و نزد مادرم «حیدره» مى‏باشد.
راهب گفت: مقام و نسبت تو از پیامبر اسلام چیست؟
فرمود: من پسر عمو و داماد و همچون برادر پیغمبر هستم.
راهب گفت: به خداى عیسى قسم كه تو مطلوب من هستى، به من خبر بده از آنچه خدا را نیست و آنچه از خدا نیست و آنچه خدا آن را نداند؟
فرمود: با فرد خبیر و آگاهى روبرو شدى، امّا اینكه گفتى «آنچه خدا را نیست» همان زوج و فرزند است كه خدا را عیال و فرزندى نباشد
و اینكه گفتى «آنچه از خدا نیست» عبارت است از ظلم كه خداوند در حقّ هیچ كس ظلم روا ندارد. و اینكه گفتى: «آنچه خدا آن را نداند»، خداوند براى خود هیچ شریكى را نمى ‏شناسد.
راهب برخاسته و كمربند (نشان مذهبى) خود را باز كرد، و پیشانى آن حضرت را بوسیده و گفت: من شهادت مى ‏دهم كه خداوند شریكى نداشته و تنها است و شهادت مى ‏دهم كه محمّد از جانب خدا به مقام نبوّت مبعوث گشته است و شهادت مى‏ دهم كه تو خلیفه و وصىّ پیغمبر و امین امّت اسلامى و معدن دین و حكمت و سرچشمه علم و برهان هستى!. من نام تو را در تورات به عنوان «الیا» و در انجیل به عنوان «ایلیا» و در قرآن به عنوان «علىّ» و در كتابهاى گذشته به عنوان «حیدره» خوانده ‏ام و من روى اطّلاعات خودم معتقدم كه تو وصىّ پیغمبرى، و أمیر این حكومت، و از همه به این مكان سزاوارترى، پس جریان امور تو با این قوم چیست؟
أمیر المؤمنین علیه السّلام جواب مختصرى از سخن راهب داد و راهب برخاسته و اموال خود را تسلیم آن حضرت نمود. و آن جناب علیه السّلام نیز همان لحظه تمام آن طلا و نقره را به فقرا و نیازمندان مدینه تقسیم و از مسجد بیرون رفت. و راهب؛ مسلمان به شهر خود بازگشت.