مي خواستم سطر به سطر خاطره هايم را به ياد آورم تا فراموشي از يادم برود. مي خواستم به تمام تنهاييهايم سرك بكشم تا كسي تنها نماند. مي خواستم آنقدر بگريم تا اشك هاي عالم تمام شوند و همگان مجبور باشند فقط بخندند، حتي در غم و غصه هايشان. مي خواستم آنقدر بنويسم تا نانوشته اي  باقي نماند، مي خواستم..... اما هيچگاه فرصتي براي عمل كردن به خواسته هايم نيافريدم. مي خواستم، اما نخواستم!!!