مجتبي زارعي كه در اجتماع پرشور جوانان بيرجندي حامي دكتر احمدينژاد با عنوان قوهی مجريهی ماقبل و مابعد احمدي نژاد سخن ميگفت، افزود: قوهی مجريه در دولت ماقبل احمدينژاد از حيث تعريف و انسجام دروني در حوزهی سياست داخلي در كشاكش سهم خواهانهی نيروهاي دولت توسعهگراي هاشمي با نيروهاي دولت موسوم به اصلاح طلب آقاي خاتمي قرار داشت.
وی افزود: قوهی مجريهی وقت در باور عمومي و فرهنگ عمومي ايرانيان، دولتي فرسايشي، خسته كننده و بياعتبار كنندهی گفتمان رياست جمهوري تلقي ميشد، به گونهاي كه هر 9 روز يك بحران را در عرصهی سياست داخلي بر ايرانيان تحميل ميكرد. علاوه بر اين، التقاط فكري و پارادايمي در تيم اقتصادي دولت و كلافگي آنها در انتخاب نوع مدل ليبرالي يا ايراني- اسلامي پيشرفت ايران موجبات تشويش رواني را در مردم و آحاد نخبگان سبب شده بود.
این کارشناس سیاسی در ادامه گفت: در حوزهی سياست خارجي هم ساخت تصميمات بزدلانه و غير ملي قوهی مجريهی سابق و كارگزاران ساحت ديواني در وزارت خارجه، به خوار شدن شخصيت و كرامت ايرانيان در افكار عمومي جهان منجر شده بود. سياست خارجي به گونهاي از مؤلفههاي هويت ملي دور مانده بود كه چه ايرانيان داخل و چه ايرانيان مقيم خارج تشخص ايراني بودن را از خود بروز نميدادند. افتخار ايراني بودن در حال سقوط بود.
زارعي افزود: به دليل مواضع منفعلانه قوهی مجريه در برابر بيگانگان، ايرانيان در مقام متهم قرار داشتند و جنايتكاران جنگي عالم در كسوت بازجويي ايرانيان ايفاي نقش ميكردند. اين وضعيت منجر به عقب نشيني كشور از مواضع بهحق خود در حوزهی ارزشهاي انقلابي- آرماني و حوزهی دانش و فناوري گرديد.
زارعي ضمن تشريخ وضع جديد قدرت، سياست و اقتصاد ايراني در دولت احمدينژاد، دولت نهم را آبادگر سياست داخلي و سياست خارجي پس از دورهاي طولاني ويراني دروني در برخي قواي مجريهی وقت در ايران ارزيابي كرد.
وی موفقيت احمدينژاد در سياست داخلي را مرهون بازنگري وي در ساخت قوهی مجريه ارزيابي كرد و گفت: او توانست تعريفي ايراني و اسلامي از قوهی مجريه ارائه كرده و استعدادها و امكانهاي اين قوهی مؤثر در ادارهی كشور را به ظرفيتهاي حقيقياش در دولتهاي گذشته قانون اساسي نزديك نمايد.
زارعي ادامه داد: پس از بررسي از هم گسيختگيهاي دولت و مردم در گذشته، احمدينژاد با رجوع به آرمانهاي امام و انقلاب توانست بحران مشروعيت و بحران كارآمدي را از قوهی مجريه رفع نموده و متعاقب آن با مردمي كردن قدرت سياسي و منابع اقتصادي و مالي، مجريهی نهم توانست بحرانهاي عميق ناشي از توزيع ناعادلانهی ثروت را با حضور مستقيم و بيواسطه در مناطق مختلف كشور و دگرگوني در نظام تخصيص اعتبارات و منابع به استانها و شهرستانهاي محروم رفع نمايد.
وي افزود: علاوه بر اين، دولت نهم در حوزهی سياست داخلي توانست از نظر سن تقويمي و نيز گردش نيروي انساني، از پيري زودرس قوهی مجريه در ايران جلوگيري كند و با اعتماد به نيروي انساني تازه نفس، خطر بزرگ و ضد امنيتي گرفتاري مديريت اجرايي كشور در دستان كهنسالان را از سر كشور رفع كند، به گونهاي كه پس از شكست و زمينگير شدن هستهی مافيايي انحصارات در تصاحب مناصب، مديريتها و… اكنون هزاران نيروي جديد بر خوردار از دانش و توان مديريتي به چرخهی بستهی مديريت قوهی مجريه در سراسر كشور افزوده گرديد.
این کارشناس سیاسی خاطرنشان کرد: وضعيت جدید از نظر بنده اصلاح ژنتيك قوهی مجريه در دولت نهم بود. زيرا دولت نهم فرضيهی مافيايي همبستگي ژنهاي خاص با مناصب خاص در قوهی مجريهی ايران را براي هميشه باطل كرد.
زارعي افزود: به رغم فشارهاي سنگين مافياي اقتصادي و مافياي توزيع مناصب، احمدينژاد بازهم به صورت مستقل و بياعتنا به احزاب و خواص زيادهخواه به استقبال جمهوري دهم رفته است، در حالي كه برخي از رقباي وي از هم اكنون خود را در آيينهی برخي از رجال متنفذ و زياده خواه و نيز وامدار احزاب ميبينند كه اين وضع همان تفكر دولت سالاري و حاكميت ديوان سالاري بهجاي مرم سالاري است.
وي ضمن تشريح ارتقاي توان قوهی مجريه از وضعيت نامطلوب گذشته به دورهی تعميق تشخص ايراني-اسلامي در حوزهی سياست خارجي گفت: بازگشت به انقلاب و مردم در مجريهی نهم سير صعودي منزلت ايرانيان را در نظام بينالملل بهدنبال داشته و موجب دگرگوني نظام جهاني و غلبهی گفتمان طرحهاي ايراني- اسلامي به خصوص دوگانهی واحد در نظريهی عدل و صلح براي معماري جهان جديد از سوي ايران شد.
این کارشناس سیاسی ادامه داد: بازگشت به مؤلفههاي هويت و قدرت ملي، لكنت زبان، تحير و سرگشتگي در برابر بيگانگان را از كارگزاران سياست خارجي به گشايش لساني در زمانهی احمدينژاد ارتقاء داد.
وي گفت: دستاوردهاي شگفتانگيز دولت نهم در سياست خارجي مرهون توجه دكتر احمدينژاد به معماري سياست خارجي از طريق امكانات و پشتوانههاي سياست داخلي و بازگشت قوهی مجريه به هويت ايراني- اسلامي بوده است.
زارعي همچنين در پاسخ به برخي پرسشهايی درباره دلايل توهين به رئيسجمهور و نكبت ناميدن دولت نهم از سوي دختر يكي از آقازادهها در ميتينگ انتخاباتي گفت: نكبت از زماني در ايران پس از انقلاب اسلامي ريشه دوانيد كه بهجاي شايستهسالاري و مردمگرايي بر تبارگرايي، خويشاوند سالاري و تفكر اشرافيگري در ساخت قوهی مجريه تأكيد شد.