سير تحول کامپيوترها
با اينکه هنوز برخي کاسب هاي قديمي چرتکه را بر هر وسيله محاسباتي ديگر
ترجيح مي دهند، اما از بيش از سه قرن قبل افراد زيادي سعي در ساختن وسايل و راه هاي ديگري براي تسهيل محاسبات رياضي کردند. يکي از مشهور ترين آنها که در عرصه نظري کمک فراواني به ساخت کامپيوتر کرد يک اسکاتلندي با نام جي ناپير بود که موفق به طرح راهي مکانيکي براي ضرب و تقسيم شد.1 (بعد ها همين نظرات ناپير مبناي طراحي جدول هاي لگاريتمي شد که تا امروز هم کاربرد دارد)
اولين ماشين محاسباتي
اما اولين ماشين محاسباتي واقعي در اواسط قرن هفدهم ميلادي توسط پاسکال ساخته شد که قادر به جمع و تفريق رياضي بود و از آن جا که در آن دوران گويا دانشمندان مثل اکنون شتاب زده نبودند مدتي بيش از صد سال طول کشيد تا اعمال ضرب و تقسيم را به ماشين پاسکال اضافه کنند!
ماشين تحليلي
سا ل ها بعد در سال 1830 چارلز بابيج انگليسي «ماشين تحليلي» را طراحي کرد و در سال 1855 در نمايشگاه پاريس آن را به نمايش گذاشت. گرچه بابيج هرگز نتوانست ماشين خود را تکميل کند اما اولين گام هاي جسورانه را در اين راه برداشته بود و به همين خاطر او را پدر کامپيوتر هاي الکترونيکي امروزي مي دانند.
اولين کامپيوتر آنالوگ
درست صد سال بعد در سال 1930 وانوار بوش اولين کامپيوتر آنالوگ را در آمريکا ساخت که اين کامپيوتر در جنگ جهاني دوم براي کمک به هدف گيري سلاح هاي نظامي مورد استفاده قرار گرفت.
کامپيوتر ديجيتال (صفر و يکي)
جهش عظيم بعدي در زمينه ساخت يارانه در سال 1944 و با ساخت اولين کامپيوتر ديجيتال (صفر و يکي) روي داد. نام اين کامپيوتر مارک 1 توسط کمپاني مشهور IBM ساخته شده بود. حالا ديگر صاحبان صنايع هم به اهميت کامپيوتر ها پي برده بودند و اندک اندک پروژه هاي ساخت کامپيوتر ها بيشتر و مدت زمان بهره برداري کمتر مي شد. کامپيوتر مشهور بعدي فقط دو سال زمان طراحي و ساخت برد و توسط دو مهندس از دانشگاه پنسيلوانيا ارائه شد. نام اين غول 30 تني که 170 متر مربع سطح را مي پوشاند «انياک» بود و براي اولين بار در فناوري ساخت آن از لامپ خلأ استفاده شد.جالب اينجاست که تا آن زمان کامپيوتر ها فاقد هرگونه حافظه بودند تا اينکه در سال 1947 جان ون نيومن ايده واحدي براي نگهداري دستورات (که امروزه حافظه خوانده مي شود) را مطرح و عملي کرد.
پنج نسل کامپيوتر
دوره تکامل کامپيوتر را به پنج نسل تقسيم مي کنند که هر نسل ويژگي خاص خود را دارد.
نسل اول کامپيوتر
به کامپيوتر هايي که قبل از دهه شصت ميلادي ساخته شده اند کامپيوتر هاي نسل اول مي گويند که مهم ترين ويژگي آنها حجم زياد و استفاده از لامپ خلأ بود.
نسل دوم کامپيوتر
از سال 1960 فناوري ترانزيستور در ساخت کامپيوتر به کار گرفته شد و باعث طراحي و ساخت کامپيوتر هاي نسل دوم شد که سرعت بسيار بيشتر و حجم کمتري داشتند. به کارگيري ترانزيستور به جاي لامپ خلأ مهمترين ويژگي اين نسل بود.
نسل سوم کامپيوتر
اما اختراع I.C. (مدارات مجتمع) و به کارگيري آن در ساخت کامپيوتر انقلابي را در اين صنعت ايجاد کرد و باعث طراحي و ساخت کامپيوتر هاي نسل سوم شد. اين کامپيوتر ها از سال 1965 وارد بازار شدند و مي توانستند يک ميليون عمل را در يک ثانيه انجام دهند.
نسل چهارم کامپيوتر
اين سرعت اگرچه کمي حيرت آور و گيج کننده است اما در مقابل کامپيوتر هاي نسل چهارم (کامپيوتر هاي امروزي) که به راحتي چند ميليارد عمل رياضي را در يک ثانيه انجام مي دهند، کودکانه به نظر مي رسد!
علاوه بر اين سرعت به راستي حيرت آور، کامپيوتر هاي نسل چهارم ويژگي انقلابي ديگري نيز دارند و آن ساخت کامپيوتر هاي شخصي (.p.c) و راهيابي فناوري کامپيوتر در ميان توده مردم جهان است.
نسلي از اينترنت
اما سال هاي اخير شاهد يک فناوري انقلابي ديگر هم بود: اينترنت. که از دهه هشتاد ميلادي در دسترس عموم قرار گرفت و به راستي در پي درانداختن طرحي نو در جغرافياي سياسي و حتي افکار و عقايد و آداب و رسوم مردمان است.مي گويند اگر پيشرفتي را که صنعت کامپيوتر داشته است، صنعت اتومبيل سازي مي داشت امروزه اتومبيل هايي داشتيم به اندازه يک سرسوزن، به قدرت يک نفتکش و با سرعت! اين مقايسه گرچه بيشتر طنزآميز است اما هرگز اغراق آميز نيست. مگر نه آن که از زمان ساخت اولين کامپيوتر ها تاکنون سرعت محاسبات آنها ميليون ها بار سريع تر شده است؟ اما مسئله فقط اين نيست آنچه را که نبايد فراموش کرد پيشرفت گام به گام و حتي پيشرو نرم افزار کامپيوتر ها است...
کامپيوتر هاي نسل پنجم
کامپيوتر هاي نسل پنجم هنوز ساخته نشده اند. تفاوت بنيادين آنها با کامپيوتر هايي که تاکنون ساخته شده اند در قدرت استنباط و استدلال آنها است و گرچه تاکنون نرم افزارنويسان گام هاي بلندي براي هوشمند کردن کامپيوتر ها، تحت عنوان هوش مصنوعي (.I.A) برداشته اند اما تا تحقق وعده کامپيوتر هاي نسل پنجم فاصله زيادي مانده است.
آيا انسان خواهد توانست اين تخيل را به واقعيت تبديل کند؟ و آيا در صورت وقوع اين امر، جا را براي خودش تنگ تر از قبل نکرده است؟