شب به گلستان تنها
شب به گلستان تنها منتظرت بودم******** باده ناكامـــي در هجر تو پيمودم
منتظرت بودم ... منتظرت بودم ...
آن شب جان فرسا من بي تو نياسودم ******** وه كه شدم پير از غم آن شب و فرسودم
منتظرت بودم ... منتظرت بودم ...
بودم همه شب ديده به ره تا به سحرگاه ***** ناگه چو پري خنده زنان آمدي از راه**
غمها به سر آمد زنگ غم دوران از دل بزدودم *****غمها به سر آمد زنگ غم دوران از دل بزدودم
منتظرت بودم ... منتظرت بودم ...
پيش گلهـــــا شاد و شيدا ميخراميــــد آن قامت موزون*** فتنه دوران ديده تو از دل و جان من شده مفتونت
در آن عشق و جنون مفتون تو بودم ***** اكنون از دل من بشنو تو سرودم
منتظرت بودم ... منتظرت بودم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 16:7 توسط
|