جالبه
اگر مانده بودی تو را به عرش خدا می رساندم
اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها می کشاندم
اگر با تو بودم به شبهای غربت که تنها نبودم
اگر مانده بودی زتو می نوشتم تو را می سرودم
مانده بودی اگر نازنینم، زندگی رنگ و بویی دگر داشت
این شب سرد و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت
با تو این مرغک پر شکسته ، مانده بودی اگر ، بال و پر داشت
با تو بیمی نبودش ز طوفان، مانده بودی اگر ، همسفر داشت
هستیم را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ، ندیدی
مرگ دل آرزویت اگر بود مانده بودی اگر ، می شنیدی
با تو دریا پر از دیدنی بود شب ، ستاره گلی چیدنی بود
خاک تن شسته در موج باران در کنار تو بوسیدنی بود
بعد تو خشم دریا و ساحل ، بعد تو پای من مانده در گل
مانده بودی اگر، موج دریا تا ابد هم پر از دیدنی بود
با تو و عشق تو زنده بودم بعد تو من خودم هم نبودم
بهترین شعر هستی را باتو مانده بودی اگر ، می سرودم مانده بودی اگر ، می سرودم
مانده بودی اگر نازنینم ، زندگی رنگ و بوی دگر داشت
این شب سرد و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت .
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 17:9 توسط
|