بهزاد عباسی شهرستانکی

آغاز امامت موعود زمان

من شاعر نیستم و نویسنده هم نیستم ولی به جون خودم به روح عموی شهیدم این چند بیت را در محضر آقا امام زمت (عج) گفتم شاید قشنگ باشد شاید هم بی مورد ولی خودتون ببخشید دیگه


شاد باش گل یریزان امروز را از خاطر مریزان
۱۱71پیش امامت رسید به خیش
خویشی که همه دل با او بود ولی انگار فقط ظاهر بود
همه در انتظارش بود ولی در حال ریا بود
گفتند یا مهدی(عج)کی می یایی رفتند به سوی دنیای رفتنی
یا مهدی وقتی آییی من کجایم؟ این وری یا آن وریم؟
کن نگاهی کوچک بر این بنده یاری رسان بر این من بنده

یا امام زمان (عج) زمانی ظهور کن که ما آمادگی اون را داشتیم 

اینقدر این جالب است که دلم نمی یاد در ادامه مطلب بگذارم

ر حدود 4 سال پيش كه مقاله ي « فراماسونري: دجال آخرالزمان » وارد فضاي مجازي وب شد، شايد تعداد مقالاتي كه پيرامون فراماسونري در فضاي مجازي وب وجود داشتند، به تعداد انگشتان دو دست هم نمي رسيد، اما به لطف خدا و ياري آقا امام زمان (عج) بعد از گذشت 4 سال، حدود 24500 صفحه ي اينترنتي در فضاي وب يافت مي شوند كه اين مقاله را در خود جاي داده و يا به آن لينك داده اند. در همان زمان نويسندگاني چون دكتر عبدالله شهبازي با انتشار مقالاتي چون ارتباط كابالا و مدونا و ... 

 

فرافكني جنبش سبز ماسوني در فراماسون دانستن دكتر محمود احمدي ن‍ژاد.

 در حدود 4 سال پيش كه مقاله ي « فراماسونري: دجال آخرالزمان » وارد فضاي مجازي وب شد، شايد تعداد مقالاتي كه پيرامون فراماسونري در فضاي مجازي وب وجود داشتند، به تعداد انگشتان دو دست هم نمي رسيد، اما به لطف خدا و ياري آقا امام زمان (عج) بعد از گذشت 4 سال، حدود 24500 صفحه ي اينترنتي در فضاي وب يافت مي شوند كه اين مقاله را در خود جاي داده و يا به آن لينك داده اند. در همان زمان نويسندگاني چون دكتر عبدالله شهبازي با انتشار مقالاتي چون ارتباط كابالا و مدونا و ...  تلاش كردند تا حرفهايي براي گفتن در زمينه ي فراماسونري داشته باشند. افرادي چون عبدالله شهبازي مطالعات زيادي در زمينه ي بهاييت انجام داده بودند، اما نتوانستند به جمع بندي مناسبي پيرامون فراماسونري و ماهيت حقيقي آن بپردازند. به همين دليل ماحصل نوشته هاي شهبازي، مقالات نازل و ضعيفي همچون ارتباط مدونا با كابالا، دماوند و فرقه هاي رازآميز، « دروازه ي قرآن  » و نمادهاي ابليسك در شيراز بود كه نحوه ي نگارش و استناد آن ها حاكي از ضعف قلم نگارنده در زمينه ي فراماسونري داشت. تا آن جا كه براي مثال در مقاله ي دماوند و فرقه هاي رازآميز، شهبازي دماوند را يك ابليسك بزرگ مي داند، در حالي كه اين ادعا نشان مي دهد كه وي اطلاعات مناسبي پيرامون ابليسك ندارد. چرا كه ابليسك شرايط ويژه و سطح مقطع خاصي دارد و نمي توان هر بناي بلندي را ابليسك دانست. تصوير زير به خوبي گوياي اين مسئله مي باشد
:

 

 http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/01.jpg

 

بنابراين اين مسئله كه عبدالله شهبازي دماوند را يك ابليسك مي پندارد، نشان مي دهد كه هيچ سررشته اي از نمادشناسي فراماسونري ندارد. در واقع اگر ادعاهاي بي پايه ي شهبازي را در اين زمينه بپذيريم، بايد از اين به بعد گلدسته هاي مساجد، موشكهاي بالستيك و ... را نيز يك ابليسك بدانيم كه اين مسئله صحت ندارد و ابليسك سطح مقطع و انتهاي به خصوصي دارد.

اما به هر حال از آن زمان به بعد شهبازي به عنوان يك ماسون شناس مطرح گرديد و عده ي زيادي نيز همانند وي به نوشتن مقالاتي از اين دست پيرامون فراماسونري پرداختند. تا جايي كه مقالات ترجمه اي و تاليفي پيرامون فراماسونري، يك شبه وارد فضاي وب شدند، بدون اينكه مولفان آن ها مخاطراتي را كه ممكن است نوشته هاي خام و ناپخته به دنبال داشته باشد، در نظر بگيرند. در همان هنگام عده اي كه همواره به دنبال تخريب چهره ي نظام جمهوري اسلامي بودند، با استفاده از ضعف رسانه هاي رسمي، جهل و سستي مشاوران رييس جمهور و با استفاده از موج وبلاگي، از چند تصوير و چند مطلب بي اساس بهره برده و دولت را به فراماسونري جهاني مرتبط ساختند، حال آن كه هيچ دولتي در جمهوري اسلامي تا بدين حد مورد غضب فراماسونري جهاني واقع نشده بود.

 

اين مسئله تا زمان انتخابات ادامه يافت تا اين كه عبدالله شهبازي در زمان انتخابات، با توجه به دوستي و ارتباط قوي كه با ميرحسين موسوي  داشت، شروع به اتهام زني به دولت و ساير اركان نظام جمهوري اسلامي كرد. با توجه به شهرتي كه عبدالله شهبازي به ناحق در زمينه ي ماسون پژوهي دست و پا كرده بود، (كه البته بخشي از اين شهرت كذايي به واسطه ي رخوت و سستي و بي مبالاتي وبلاگ نويسان مذهبي در استفاده ي كوركورانه و غير نقادانه ي مقالات شهبازي پديد آمده بود) وي از اين شهرت سوء استفاده كرده و از اين مسئله براي اتهام زني به دكتر احمدي نژاد بهره ي كافي را برد.

 

در همان هنگام، وبسايت « وعده ي صادق » و سلف آن يعني وبلاگ « اسلام حقيقي‌ « به تأسي از رهبر معظم انقلاب كه تصميم گيري در زمينه ي انتخابات را به خود مردم واگذار فرموده بودند، از هر گونه تبليغ مستقيم پيرامون كانديداها خودداري كرده و تنها نكاتي كلي پيرامون رييس جمهور مهدوي بيان كرده بودحتي فشارها و درخواست هاي خوانندگان محترم و فهيم وبسايت نيز منجر به تغيير اين رويه نشد تا اينكه وقايع پس از انتخابات رخ داده و گستاخي هاي جريان فتنه تا بدانجا ادامه يافت كه خطوط قرمز شكسته شد و ساحت مقدس امام حسين (ع) نيز مورد توهين جريان فتنه قرار گرفت. به همين دليل وبسايت « وعده ي صادق » نيز كه تا آن زمان به تأسي از متانت و بزرگوار ي رهبر معظم انقلاب از درج هر گونه مطلب جنجالي خودداري مي كرد، سكوت را بيش از اين جايز ندانسته و تلاش نمود تا ماهيت شوم جنبش سبز ماسوني را افشا نمايد.

 

از آن سو جريان فتنه انگيز جنبش سبز ماسوني كه خود را در معرض خطر مي ديد، به فرافكني پرداخته و از مطالب جهت دار عبدالله شهبازي، مهدي خزعلي و عنصر خودفروش خائن عليرضا نوري زاده استفاده كرده و با كنار هم قرار دادن مطالب مذكور و تصاوير ظاهراً مستند تلاش نمود تا دكتر محمود احمدي نژاد را به ارتباط با فراماسونري متهم نمايد.

 

گرچه در وبلاگ « اسلام حقيقي » به صورت مختصر به اين ادعا ها پاسخ داده شده بود، در اين مقاله تلاش مي گردد تا ماهيت واقعي اسنادي كه جنبش سبز به آن ها استناد مي كند، بر خوانندگان عزيز هويدا گردد. اينك به چند نمونه از مهمترين اسناد ادعايي جنبش سبز ماسوني در اين زمينه مي پردازيم و اسنادي را كه اين ادعا ها را رد مي نمايند، در ادامه مي آوريم:


1 – تصوير آقاي احمدي نژاد در يك سخنراني در شهر مرند:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/02.jpg

 

  دكتر احمدي نژاد در حين نشان دادن علامت بوزقورد به استقبال كنندگان آذري شهر مرند.

 

تصوير فوق كه آقاي احمدي نژاد را در سفر استاني خود به آستان آذربايجان شرقي و در جمع استقبال كنندگان نشان مي دهد، جنجال هاي زيادي ايجاد نموده استعلامتي كه در بالا توسط آقاي احمدي نژاد به استقبال كنندگان نشان داده مي شود، علامت بوزقورد (Bozqurd) يا « گرگ خاكستري » مي باشد كه يك علامت شناخته شده در بين آذري ها مي باشداين علامت  كه ريشه در افسانه هاي تركي دارد، مورد توجه گروه هاي ناسيوناليت ترك زبان و حتي گروه هاي تجزيه طلب و افراطي آذري قرار دارددر جريان سفر مذكور كه آقاي احمدي نژاد در جمع مستقبلين شهرهاي مختلف قرار گرفته بود، تعدادي از جوانان آذري شهرهاي آذربايجان اين علامت را به آقاي احمدي نژاد نشان دادند و به دليل ضعف مشاوران آقاي احمدي نژاد و عدم شناخت درست اين نماد از سوي آن ها، اين مشاوران به رييس جمهور گفتند كه اين علامت يك نوع سلام آذري است و بهتر است آقاي احمدي نژاد نيز به آنان اين علامت را در پاسخ نشان دهد. آقاي احمدي نژاد نيز در آن زمان اين علامت را به عنوان بوزقورد به جمعيت نشان دادند. جالب اينكه در آن زمان تصاويري از خبرگزاري ايسنا وجود دارد كه تعدادي از جوانان آذري شهر تبريز را در حال نشان دادن بوزقورد نشان مي دهد.

 

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/03.jpg

 

جوانان آذري در حال نشان دادن بوزقورد به آقاي احمدي نژاد.


 

اما رسانه هاي جريان فتنه در قبل و بعد از انتخابات، با به كار بردن حيله اي كثيف و ناجوانمردانه، تنها به درج تصوير آقاي احمدي نژاد پرداخته و ادعا كردند كه وي علامت دست شيطان يا دست شاخدار (Cornuto) را به جمعيت نشان داده است.

 

البته فرم ظاهري بوزقورد (Bozqurd) و دست شاخدار (Cornuto) تفاوت چنداني با هم ندارد. اما ديكشنري ويكيپديا نيز در همان صفحه ي مربوط به Cornuto، علامت بوزقورد را نيز ذكر كرده و معناي متفاوت آن را نيز بيان نموده است:


 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/04.jpg

 

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/05.jpg


 شباهت علامت گرگ خاكستري يا بوزقورد به علامت دست شاخدار (Cornuto).

 

تصوير زير نتيجه ي Search عبارت بوزقورد (Bozqurd) را در Google نشان مي دهد:

  

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/06.jpg

 

 تصوير زير نيز علامت بوزقورد را در دست يك كودك آذري نشان مي دهد:

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/07.jpg

 

بوزقورد در دست كودك آذري.


البته در همان زمان، روزنامه هاي مختلف آذري زبان در داخل و خارج كشور نيز اين خبر را منعكس نمودند و حتي سايت مسدود شده ي « بازتاب » سابق نيز اين خبر را منتشر نمود. تصوير زير، خبر مذكور را در يكي ديگر از اين سايت ها نشان مي دهد:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/08.jpg


 عزيزان خواننده مي توانند صفحه ي فوق را در لينك زير ببينند:

http://mozaffari.ws/view_news.php?id=367

 

نكته ي ديگر اين كه ماسون ها از علامت (Cornuto) در مكان هاي متعددي استفاده مي كنند. براي مثال به تصاوير زير توجه كنيد:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/09.jpg

 

 نماد Cornuto در دست جرج بوش و سایر روئسا


 

در تصاوير فوق ملاحظه مي فرماييد كه جرج بوش فراماسون، در مكان هاي متعددي از نمادهاي ماسوني بهره برده است. اين مسئله كه نماد مذكور ديگر به وسيله ي دكتر احمدي نژاد استفاده نشد نيز نشان مي دهد علامت نشان داده شده توسط وي ربطي به فراماسونري نداشته است، چرا كه اگر اين گونه مي بود، وي مي بايست اين علامت را در جاهاي ديگر نيز استفاده مي كرد.

 

بدين ترتيب نيز همان گونه كه ملاحظه فرموديد، علامتي كه آقاي احمدي نژاد با دست خود به جمعيت مستقبلين نشان داده است، علامت شناخته شده ي بوزقورد مي باشد و هيچ ارتباطي با فراماسونري ندارد. حضور اين علامت در دستان جوانان آذري در همان سفر قرينه اي است كه ثابت مي كند، علامت نشان داده شده نماد بوزقورد مي باشد.

 

البته اين حركت آقاي احمدي نژاد و ضعف مشاوران وي نيز به شدت مورد انتقاد مي باشد. چرا كه نشان دادن اين علامت توسط وي آن هم در زماني كه تمام حركات مسئولين جمهوري اسلامي ايران مورد توجه رسانه هاي بين المللي بود، موجب گرديد تا گرفتاري هاي زيادي براي وي پديد آيد. از سوي ديگر نماد بوزقورد مورد علاقه ي گروه هاي تجزيه طلب و پان تركيست هاي آذربايجان نيز مي باشد و استفاده از اين علامت توسط آقاي احمدي نژاد مي توانست سبب شود تا آن ها تصور كنند حركات افراطي آنان از سوي آقاي احمدي نژاد به رسميت شناخته شده است. بنابراين صحيح تر اين بود كه آقاي احمدي نژاد و مشاوران ايشان از استفاده از علايمي كه معني، گستره، ابعاد و تبعات آن را نمي دانند، خودداري نمايند. خوشبختانه چنين اتفاقي در بقيه ي سفرهاي استاني و سخنراني هاي آقاي احمدي نژاد تكرار نشد و رييس جمهور بعد از آشنا شدن با معاني گسترده ي اين نماد، از به كار بردن آن خودداري كرد، اما به هر حال بهتر بود از اول اين كار انجام نمي شد تا گزك به دست افراد مغرض داده نشود.

 

يكي ديگر از ايراداتي كه به آقاي دكتر احمدي نژاد و رسانه هاي دولتي مطرح است، اين است كه به جاي توضيح درباره ي اشتباه پديد آمده، تلاش كردند تا اين مسئله را به فراموشي بسپارند، و حتي خبرگزاري ISNA در مدت كوتاهي پس از انتشار اخبار مربوط به سفر استاني آقاي احمدي نژاد، عكس استقبال كنندگاني را كه از نماد بوزقورد استفاده مي كردند از متن خبر حذف كرد. حال آنكه اين برخورد غيرمدبرانه از سوي دولت و رسانه هاي دولتي موجب شد تا رسانه هاي معاند نظام از اين خلأ اطلاعاتي استفاده كرده و به غوغا و دروغ پراكني بپردازند.

 

در كل بايد گفت كه مسئله ي نشان دادن نماد بوزقورد از سوي رييس جمهور به مردم آذربايجان، اشتباهي بود كه نمي بايست از ابتدا شكل بگيرد. چرا كه اين اشتباه و كم كاري ها و اطلاع رساني هاي نامناسب بعد از آن موجب شد تا رسانه هاي معاند از آن سوء استفاده نمايند.

 

ذكر نكته اي بسيار مهم: پيشاپيش به خوانندگان عزيز متذكر مي شويم كه عكس آقاي احمدي نژاد در حين نشان دادن بوزقورد، مربوط به حضور وي در شهر مرند است، اما عكس جوانان استقبال كننده اي كه نماد بوزقورت را نشان داده اند، مربوط به شهر تبريز مي باشد. علت بيان اين توضيح اين است كه فتنه انگيزان جنبش سبز ماسوني كه در سفسطه و مغلطه استاد هستند، تصور نكنند مي توانند با بيان اين كه آقاي احمدي نژاد در يك عكس كت پوشيده است و در عكس ديگر كاپشن به تن كرده است، به كلي منكر توضيحات ارايه شده شوند. چرا كه عكس هاي مذكور مربوط به دو شهر مختلف استان آذربايجان شرقي مي باشند و به همين دليل آقاي احمدي نژاد در اين دو شهر لباس هاي مختلفي به تن كرده است.

 

ذكر يك نكته ي بسيار مهم: در تعدادي از وبلاگ ها نيز تصاوير زير ارايه شده و از آن ها به عنوان سند ماسون بودن احمدي نژاد نام برده شده است:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/010.jpg

                   

 تصاويري كه ملاحظه فرموديد، هيچ ارتباطي با شيطان پرستي و فراماسونري ندارند و فراماسون ها از چنين علاماتي به صورت خاص استفاده نمي كنند. تصاوير مذكور در هر سخنراني ممكن است پديد آيند و هيچ نشانه و نماد خاصي را به همراه ندارند.

 

2 – نام خانوادگي قبلي رييس جمهور و ادعا درباره ي يهودي بودن آقاي دكتر احمدي نژاد: يكي ديگر از مسايلي كه از سوي سايت هاي منتسب به جنبش سبز ماسوني تبليغ مي شود و تلاش مي گردد تا به وسيله ي آن، خدمات آقاي احمدي نژاد زير سوال رود، غوغا و جنجال پيرامون تغيير نام خانوادگي ايشان است. در اين سايت ها تصويري از صفحه ي آخر شناسنامه ي آقاي دكتر احمدي نژاد ارايه شده و پيرامون آن ادعاهايي مطرح گشته است:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/011.jpg

 

تصوير صفحه ي آخر شناسنامه ي آقاي دكتر احمدي نژاد.


 

مطابق اين تصوير، نام خانوادگي آقاي دكتر احمدي نژاد در ابتدا (سبورجيان) يا (صباغيان) – تصاوير وضوح كامل ذدارند - بوده است و نام خانوادگي ايشان به احمدي نژاد تغيير يافته است. اين امر دستاويزي براي فتنه گران جنبش سبز ماسوني قرار گرفته و ادعا كرده اند كه فاميلي سبورجيان يك نام خانوادگي يهودي است و خانواده ي آقاي دكتر احمدي نژاد يك خانواده ي يهودي بوده اند كه به اسلام گرويده و نام خانوادگي خود را نيز تغيير داده اند.

 
اين ادعا اولين بار توسط دكتر مهدي خزعلي مطرح شد و وي كه همواره موضع خصمانه اي پيرامون دولت داشته است، تلاش نمود تا با ارايه ي ادعاهاي اينچنيني، دولت را بيش از پيش مورد تهمت و تخريب قرار دهد. اشاعه ي اين شايعه از سوي دكتر خزعلي و مصاحبه هاي متعدد و تخريبي وي با رسانه هاي بيگانه، حتي موجب گرديد تا پدر ايشان آيت الله العظمي ابوالقاسم خزعلي (دام ظله العالي) نيز به صورت علني اعلان نمايند كه دكتر خزعلي ديگر پسر ايشان نمي باشند و بدين ترتيب، دكتر خزعلي را از فرزندي خود خلع نمودند. البته چهره هاي ديگري نيز همچون عبدالله شهبازي كه به دليل دوستي با مير حسين موسوي، حقايق را زير پا گذاشته بودند، با وي همصدا گرديدند.

 

اما براي اين كه اين ادعاها مستند باشد، مقالاتي در اين زمينه نگاشته شده و تلاش گرديد تا در ضمن اين مقالات، چند وبسايت نيز به عنوان منبع و مرجع اين مستندات ارايه گردند. يكي از اين مستندات كه در نگاه اول نيز ممكن است محكم و قانع كننده به نظر برسد، معناي كلمه ي « سبور » در فرهنگ لغت اينترنتي « دهخدا » مي باشد. مطابق مطالب نوشته شده در وبسايت فرهنگ لغت اينترنتي « دهخدا » معناي كلمه ي « سبور » بدين شرح است:

« واژه ای عبری است (
סבור) به معنی تصور کننده، معتقد. سبورا (סבורא) به معنی فکر کننده و استدلال کننده و جمع آن سبورایم (סבוראימ) لقب مروجین تلمود است. (فرهنگ عبری- فارسی حییم) »

 

نگارنده ي اين مقاله به ديكشنري عبري – فارسي حييم دسترسي نداشته است. اما مطابق اصول الفباي عبري، به دليل عدم وجود ماركر تغيير دهنده ي تلفظ (Dagesh) در حرف (
ב)، تلفظ صحيح عبارت (סבור)، به نظر مي رسد كه (سوور : Savur) باشدبنابراين تلفظ عبارت عبري مذكور نيز مطابق ادعاهاي ذكر شده به نظر نمي رسد.

 

اما حتي اگر توضيح فوق را ناديده بگيريم و بپذيريم كه تلفظ كلمه ي ذكر شده « سبور » مي باشد، باز هم نمي توان نتيجه گرفت كه عبارت « سبور » در فارسي با « سبور » در عبري هم معني باشد. براي مثال عبارت « دُرد » هم در تركي و هم در فارسي با تلفظ مشابه وجود دارد. اما « دُرد » در فارسي به معناي لجن يا ته نشين و در تركي به معناي عدد (4 : چهار) است. با اين اوصاف حتي وجود دو كلمه ي مشابه و داراي تلفظ يكسان در زبان هاي متفاوت، لزوماً به معناي اين نيست كه دو كلمه ي مذكور معناي يكسان دارند.

 

البته در اين بين شيطنتي نيز از سوي حاميان جنبش سبز ماسوني شكل گرفته است و آن دغلبازي اين است كه كلمه ي « سبور » در لغت نامه ي اصلي دهخدا وجود ندارد و اين كلمه توسط كاربران به وبسايت « لغت نامه ي دهخدا » اضافه شده استبراي روشن شدن اين قضيه به تصوير زير توجه فرماييد:


  

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/012.jpg


 

لينك اينترنتي صفحه ي فوق:

                  http://www.loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-6bd71716999946eba046db8b9839188e-fa.html

 در واقع حاميان جنبش سبز ماسوني، در زماني كه ادعاها پيرامون يهودي بودن آقاي احمدي نژاد شدت يافته بود،  خودشان  كلمه ي « سبور » را به اين لغت نامه ي آنلاين اضافه كرده اند و جالب اينكه براي محكم كردن ادعايشان به اين لغت نامه ي اينترنتي لينك داده اند. حال آنكه كلمه ي « سبور » در فرهنگ لغت اصلي دهخدا وجود ندارد و اين كلمه و معناي آن توسط كاربران به آن اضافه شده است. به عبارت ديگر، آن ها خودشان كلمه را به لغت نامه اضافه كرده اند و خودشان نيز به كلمه اي كه خود اضافه كرده اند، استناد نموده اند!!! اين حركت مضحك، انسان را ياد اين ضرب المثل مي اندازد: « خود گويي و خود خندي، عجب مرد هنرمندي!!! »

 
بنابراين اين سند جنبش سبز نيز عملاً ارزشي ندارد.

 
وبسايت هاي جنبش سبز، در اين ميان به روزنامه هاي « گاردين » يا « العربيه » نيز استناد كرده اند، اما جالب اين كه روزنامه ي « گاردين » در مقاله اي ديگر كه متعاقباً چاپ شد، ادعاهاي خود را پس گرفت. اين مقاله كه عنوان آن « احمدي نژاد ريشه ي يهودي ندارد. » مي باشد، به توضيح كامل درباره ي اصل و نسب آقاي دكتر احمدي نژاد پرداخته و حتي معناي كلمه ي « سبورجيان » ادعايي را « رنگرز » دانسته است. در اين مقاله، نويسنده اذعان كرده كه اين معنا با تحقيق در زادگاه دكتر احمدي نژاد و پرس و جو پيرامون شغل آبا و اجدادي خانواده ي ايشان كشف شده است. در واقع مطابق تحقيقات نويسنده ي مقاله، كلمه ي « سبورجيان » از شغل آبا و اجدادي خانواده ي آقاي احمدي نژاد كه رنگرز بوده اند، اقتباس گرديده است و اين شغل به صورت موروثي تا زمان پدر آقاي احمدي نژاد ادامه داشته است تا اينكه پدر آقاي احمدي نژاد به شغل آهنگري روي آوردند. در تصاوير زير مي توانيد بخش هايي از اين مقاله را ملاحظه فرماييد:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/013.jpg

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/014.jpg

 

 مطلب فوق را مي توانيد در لينك زير به صورت مستقيم ملاحظه فرماييد:

http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2009/oct/05/mahmoud-ahmadinejad-jewish-family

 

با توجه به مطالب ذكر شده در بالا درمي يابيم كه مطالب ادعايي از سوي سايت هاي منتسب به جنبش سبز ماسوني كذب محض بوده و اين سايت ها در كمال نفاق و خباثت، مطالب دروغ را منتشر كرده اند تا دستاويزي براي حمله به نظام پيدا كنند.

 

3 – ادعاي مصاحبه با عمه ي يهودي آقاي دكتر احمدي نژاد: وبلاگ ها و وبسايت هاي منتسب به جنبش سبز ماسوني، خبر مضحكي را بدين مضمون عنوان كرده اند:

 

« مدتی پیش نیز هم یکی از روزنامه های اسرائیل با زنی یهودی در اسرائیل مصاحبه کرد که خود را عمه احمدی نژاد معرفی کرده بود. »

 

اين سايت ها با كمال وقاحت، لينك هاي زبر را نيز به عنوان مدرك ادعايي خود ذكر كرده اند:

متن عبري:

http://www.haaretz.co.il/hasite/spages/944617.html?more=1

 

متن صفحه ي مذكور در Google Translate:

http://translate.google.com/translate?hl=en&sl=iw&tl=fa&u=http%3A%2F%2Fwww.haaretz.co.il%2Fhasite%2Fspages%2F944617.html%3Fmore%3D1

 

در تصوير زير اين ادعا را در يك از وبلاگ هاي مذكور ملاحظه مي فرماييد:


 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/015.jpg

 

اما اين خبر كذب محض بوده و صفحه ي مذكور مربوط به مصاحبه با يك نويسنده ي يهودي پيرامون مقوله ي نويسندگي مي باشد. تصوير صفحه ي مذكور را به زبان عبري ملاحظه مي فرماييد:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/016.jpg

 

 در تصوير زير، صفحه ي مذكور را در Google Translate ملاحظه مي كنيد:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/017.jpg

  اين هم صفحه ي مربوط به افشاي دروغ مذكور در سايت « عصر ايران »:

http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=86475


 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/018.jpg


 

بدين ترتيب همانگونه كه ملاحظه فرموديد، خبر مذكور نيز دروغي بيش نبوده است.

 

4 – دست دادن ماسوني دكتر احمدي نژاد با Larry King (مجري CNN): ادعاي مذكور نيز از سوي دشمنان نظام در وبسايت ها و وبلاگ هاي معاند مطرح شد و تصوير زير نيز به اين ادعا ضميمه گرديد:

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/019.jpg

 

اما اين ادعاي سخيف نيز به هيچ عنوان پايه و اساس درستي ندارد. زيرا:

 
1 – روش مذكور دست دادن يك روش عادي دست دادن بوده و اختصاص به ماسون ها ندارد. به همين دليل در مقاله ي مفصل « فراماسونري: دجال آخرالزمان » كه 3 سال پيش از مصاحبه ي دكتر احمدي نژاد با CNN منتشر شده و در آن علايم خاص و مهم فراماسونري مورد بررسي قرار گرفته بود، به هيچ عنوان به دست دادن فراماسونرها اشاره نشده بود، چرا كه اين روش دست دادن در ميان جمعيت عادي نيز رايج است و نشان دهنده ي ماسون بودن افراد نمي باشد.  براي  مثال  به جستجوي عبارت « دست دادن: Shake Hand » در بخش Image  وبسايت Google  توجه فرماييد:


 

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/020.jpg

 

 

همانگونه كه در تصوير فوق ملاحظه فرموديد، افراد مختلف نحوه ي « دست دادن » گوناگوني را در برخورد با ديگران مورد استفاده قرار مي دهند. به همين دليل به هيچ عنوان نمي توان از دست دادن افراد پيرامون ماسون بودن يا نبودن آن ها نتيجه گرفت.

 

2 – در تصوير ارايه شده از دست دادن Larry King با دكتر احمدي نژاد، دستي كه انگشت شستش نزديك به تصوير است، دست مصاحبه كننده ي CNN است، نه دست دكتر احمدي نژاد. بنابراين حتي اگر Larry King به فرم خاصي دست داده باشد، نحوه ي قرار گرفتن شست دست آقاي دكتر احمدي نژاد در تصوير معلوم نيست كه بتوان از آن نتيجه اي گرفت.


 

http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/alvad/019.jpg


 

با توجه به مطالب ذكر شده در بالا، درمي يابيم كه ادعاهاي مطرح شده در وبلاگ ها و وبسايت هاي جنبش سبز ماسوني در اين زمينه نيز كذب محض مي باشد.

 

البته در وبلاگ ها و وبسايت هاي جنبش فتنه گر سبز ماسوني ادعاهاي سخيف ديگري نيز از جانب جنايتكاراني همچون عليرضا نوري زاده، منشه امير و ... نيز مطرح شده است و در همين سايت ها افراد ديگري از نظام بدون ادله ي خاصي در زمره ي يهوديان قرار گرفته اند. اين ادعاها به قدري پوچ و خالي از استناد هستند كه ارزش بررسي كردن هم ندارند. به همين دليل از توضيح پيرامون آن ها خودداري مي نماييم. اما همانگونه كه گفته شد، ادعاهاي مذكور در حد ادعا مطرح شده اند و حتي مستندات دروغيني!!! كه در بالا مورد بررسي قرار گرفته اند را نيز به همراه خود يدك نمي كشند كه بخواهيم آن ها را مورد بررسي قرار دهيم. به همين دليل از اطاله ي كلام بيشتر در اين زمينه خودداري مي نماييم. در ضمن، مطالعه ي مقاله ي زير نيز به خوانندگان محترم وبسايت  توصيه مي گردد:

http://jew.blogfa.com/cat-3.aspx

 

البته ما اين را مي دانيم كه آن كساني كه چشم و گوششان بسته شده و بر قلب هايشان مهر خورده است، باز اين اسناد را نيز رد مي كنند. اما به اين اميد كه تعدادي از افرادي كه هنوز گوش شنوا دارند، اين مقاله را مي خوانند، آن را منتشر نموده ايم.

 

در پايان خاطر نشان مي شويم كه اين آخرين بخش از پرونده ي جنبش سبز ماسوني است كه در حال حاضر و در اين مقطع توسط نويسنده ي اين مقاله خدمت خوانندگان عزيز ارايه مي گردد و نويسنده حتي الامكان تلاش مي نمايد تا قلم خود را تا جايي كه ممكن است در اين زمينه نفرسايد و پتانسيل هاي عظيم وبسايت « وعده ي صادق » را صرف چانه به چانه شدن با سربازان پياده و ايادي فراماسونري جهاني ننمايد.

 

إن شاء الله خداوند متعال به همه ي مسلمين بصيرت و ايمان عطا فرمايد و شر دجال آخرالزمان را از سر مسلمانان رفع نمايد.

با تشكر

خادم الامام (عج) – وعده ي صادق  

کتاب آسمانی

ن مجموعه را، با توجه به موضوع كتابهاى مختلف آن، به چند صورت مى‏توان تقسيم كرد. يهوديان عهد قديم را به سه بخش تقسيم مى‏كنند: 1. تورات; 2. نبييم يا انبيا; 3.كتوبيم يا مكتوبات. تورات، كه كلمه‏ اى عبرى و به معناى قانون است

درآمدى بر شناخت كتاب مقدس

كتاب مقدس عنوان مجموعه‏اى از نوشته‏هاى كوچك و بزرگ است كه مسيحيان همه آنها را و يهوديان بخشى از آنها را كتاب آسمانى خود مى‏دانند. عنوان معروف اين كتاب در زبان انگليسى و بيشتر زبانهاى اروپايى Bible و يا هم‏خانواده آن است كه از كلمه يونانى Biblia ،به معناى «كتابها»، گرفته شده است. عنوان ديگر اين كتاب در اين زبانها Scripture است كه ريشه لاتينى دارد و به معناى «نوشته‏» است. در زبانهاى فارسى و عربى عنوان عهدين نيز براى اين كتاب به كار مى‏رود. اين عنوان به اين اعتقاد مسيحيان اشاره دارد كه خدا دو عهد و پيمان (Testament) با انسان بسته است: يكى «عهد قديم‏» (OldTestament) ،كه در آن خدا از انسان پيمان گرفته است كه بر شريعت الهى گردن نهد و آن را انجام دهد. اين عهد و پيمان، كه نماد آن ختنه كردن است، ابتدا با حضرت ابراهيم (ع) بسته شده و سپس در زمان حضرت موسى (ع) تجديد و تحكيم شده است. با ظهور حضرت عيسى (ع) دوران اين عهد و پيمان پايان يافته و خدا عهد ديگرى با انسان بسته است. اين «عهد جديد» (New Testament) پيمان بر سر محبت‏خدا و عيسى مسيح است. بنابراين مسيحيان به دو دوره و عصر قائلند: يكى دوره «عهد قديم‏» و ديگرى دوره «عهد جديد». آنها متناظر با اين تقسيم، كتابهاى مربوط به دوره اول را عهد قديم و كتابهاى مربوط به دوره دوم را عهد جديد مى‏خوانند و هر دو قسمت را مقدس و معتبر مى‏شمارند . اما يهوديان معتقدند كه خدا تنها يك پيمان با انسان بسته و آن همان پيمان «شريعت‏» است. بر اين اساس آنها تنها بخش عهد قديم را، كه «عهد» مى‏نامند، قبول دارند.

الف) عهد قديم

عهد قديم، كه تنها بخش مورد اعتقاد يهوديان و قسمتى از كتاب مسيحيان است، حدود سه چهارم كتاب مقدس را در بر میگیرد. اين مجموعه، كه گفته مى‏شود در طى قرنها و به دست نويسندگان مختلف نگاشته شده، در بر گيرنده مطالب متنوعى از قبيل تاريخ، شريعت، حكمت، مناجات، شعر و پيشگويى است. بيشتر كتابهاى اين بخش به زبان عبرى و اندكى از آن به زبان كلدانى نوشته شده است . اين مجموعه مشتمل بر 39 كتاب است (البته، همان طور كه بيان خواهد شد، به اعتقاد دو فرقه مسيحى كاتوليك و ارتدكس، عهد قديم مشتمل بر 46 كتاب است).

تقسيم‏بندى عهد قديم

اين مجموعه را، با توجه به موضوع كتابهاى مختلف آن، به چند صورت مى‏توان تقسيم كرد. يهوديان عهد قديم را به سه بخش تقسيم مى‏كنند: 1. تورات; 2. نبييم يا انبيا; 3.كتوبيم يا مكتوبات. تورات، كه كلمه‏ اى عبرى و به معناى قانون است، نام اولين قسمت عهد قديم است كه به عقيده اكثر يهوديان و مسيحيان سنت‏گرا به حضرت موسى وحى شده و به دست او نوشته شده است (برخى از دانشمندان قديم و جديد يهودى و مسيحى، مانند ابن عزرا و اسپينوزا، از درون خود تورات ادله زيادى آورده‏اند كه اين كتاب بايد چند قرن پس از حضرت موسى و به دست فرد ديگرى نگاشته شده باشد).  اين بخش مشتمل بر پنج‏سفر است كه عبارتند از: 1. سفر پيدايش; 2. سفر خروج; 3. سفر لاويان; 4. سفر اعداد; 5. سفر تثنيه. در بخش انبيا كتابهاى انبياى بنى اسرائيل گرد آمده است. كتاب يوشع، داوران، كتاب اول و دوم سموئيل، كتاب اول و دوم پادشاهان، اشعيا، ارميا، حزقيال و دوازده كتاب كوچك، كه به خاطر حجم كم، كتب انبياى كوچك خوانده مى‏شوند، يعنى هوشع، يوئيل، عاموس، عوبديا، يونس، ميكاه، ناحوم، حبقوق، صفنيا، حجى، زكرياو ملاكى، از كتابهاى اين بخش‏اند. بخش مكتوبات، كتابهاى اول و دوم تواريخ ايام، كتابهاى عزرا، نحميا، استر، روت، مزامير، امثال سليمان، ايوب، مراثى ارميا، جامعه، غزل غزلهاى سليمان و دانيال را شامل مى‏شود. از جنبه‏اى ديگر نيز اين مجموعه به سه بخش تقسيم مى‏شود: 1. تاريخ; 2. حكمت، مناجات و شعر; 3. پيشگوييهاى انبيا. بخش اول، كه مشتمل بر هفده كتاب و شامل تورات تا كتاب استر است، از خلقت جهان و انسان آغاز مى‏شود و تاريخ بنى اسرائيل را تا حدود قرن پنجم قبل از ميلاد ادامه مى‏دهد. هرچند در اين بخش مطالب متنوعى از قبيل شريعت و اخلاق هم وجود دارد، اما از آنجا كه بخش عمده آن تاريخ است، آن را بخش تاريخى ناميده‏اند. بخش دوم، پنج كتاب ايوب، مزامير، امثال سليمان، جامعه سليمان و غزل غزلهاى سليمان را در برمى‏گيرد. اين مجموعه مشتمل بر كلمات حكيمانه، مناجاتها و اشعار و سروده‏هايى است كه گاهى شاد و گاهى غمناكند; گاهى از روى شور و اشتياق و گاهى با دلسردى و از روى بدبينى گفته شده‏اند. بخش سوم شامل هفده كتاب است و از كتاب اشعيا تا ملاكى را در بردارد. در اين قسمت انبياى بنى اسرائيل قوم خود را هشدار داده، از گناهان بر حذر داشته و آينده اسفناك يا خوشايند آنها را پيشگويى كرده‏اند.

نگاهى به محتواى كتابهاى عهد قديم

گفتيم كه عهد قديم شامل 39 كتاب كوچك و بزرگ است. اينك به مطالب و محتواى هر يك از آنها اشاره مى‏كنيم:

1. سفر پيدايش در اين كتاب از چگونگى خلقت جهان و انسان صحبت‏ شده است. خدا انسان را پس از خلقت در محيطى زيبا و آرام و پر از نعمت قرار مى‏دهد. انسان گناه مى‏كند و از آن دنياى آرمانى رانده و به زمين آورده مى‏شود. اين آغاز تاريخ بشر بر روى زمين است كه با اولين بشر يعنى آدم و همسر او حوا شروع مى‏شود. ماجراهاى فرزندان آدم تا حضرت نوح و سپس تا حضرت ابراهيم و فرزندان او و حضرت يعقوب و يوسف و مهاجرت فرزندان يعقوب (بنى اسرائيل) به مصر و استقرار در آن مكان، به صورت پيوسته و داستان‏وار در سفر پيدايش آمده است. داستان اين كتاب با مرگ يوسف در مصر خاتمه مى‏يابد.

2. سفر خروج اين كتاب دنباله ماجراهاى بنى اسرائيل را بيان مى‏كند. بين پايان سفر پيدايش و آغاز سفر خروج چند سده فاصله است. ماجرا در اين سفر از آنجا آغاز شده است كه نظام حكومتى مصر عوض شده و حكومت جديد، بنى اسرائيل را تحت فشار و شكنجه قرار داده است. موسى (ع) ظهور مى‏كند و بنى اسرائيل را نجات مى‏دهد. بنى اسرائيل در اثر گناه و نافرمانى به مدت چهل سال در بيابان سرگردان مى‏شوند. در اين مدت حضرت موسى احكامى را براى قوم خود مى‏آورد. ده فرمان در اين مقطع آمده است.

3. سفر لاويان اين كتاب نام خود را از يكى از اسباط بنى اسرائيل، يعنى سبط لاوى، گرفته است. كاهنان بنى اسرائيل همه از اين سبط بودند و چون اين كتاب بيشتر درباره احكام كهانت و وظايف كاهنان سخن گفته، به اين نام ناميده شده است. احكام ديگرى از قبيل احكام خوردنيهاى پاك و ناپاك و حلال و حرام و نيز احكام روز سبت (شنبه) در اين كتاب آمده است.

4. سفر اعداد اين كتاب ماجراهاى قوم را در دوره سرگردانى در بيابان بيان مى‏كند. قوم پس از اينكه از ساكنان سرزمين موعود مى‏ترسند و از جنگ سر باز مى‏زنند، سرگردان و آواره مى‏شوند. اين كتاب آمار دقيقى از تعداد جمعيت اسباط بنى اسرائيل ارائه مى‏دهد. همچنين در آن، احكام و دستورات فقهى متعددى آمده است.

5. سفر تثنيه كلمه تثنيه به معناى تكرار است. از اين رو اين كتاب به اين نام خوانده شده است كه احكام و دستورات كتابهاى ديگر دوباره در آن تكرار شده‏اند. ماجراى اين كتاب از پايان دوره سرگردانى و زمانى كه بنى اسرائيل كنار رود اردن و مرز سرزمين موعود رسيده‏اند، آغاز مى‏شود. در اين مكان است كه حضرت موسى(ع) احكام را براى قوم يادآورى و جانشين خود را تعيين مى‏كند. در پايان اين كتاب، وفات حضرت موسى و عزادارى بنى اسرائيل براى او آمده است.

6. صحيفه يوشع، يوشع جانشين حضرت موسى است و، به گفته تورات، حضرت موسى او را انتخاب كرد و به مردم دستور داد براى ورود به سرزمين موعود او را اطاعت كنند. اين كتاب جنگهاى بنى اسرائيل با كنعانيان و فتح و پيروزى بنى اسرائيل و تقسيم زمين بين اسباط بنى اسرائيل را بيان مى‏كند. در اين كتاب حضرت يوشع بنى اسرائيل را به اطاعت از خدا و فرمانهاى او فرا مى‏خواند.

7. سفر داوران پس از حضرت يوشع يك دوره 350 ساله بر بنى اسرائيل گذشته است كه به دوره داوران (يا قضات) معروف است. بنى اسرائيل در اين دوره دست از خدا برمیدارند و به گناه روى مى‏آورند. اسباط با همديگر نزاع مى‏كنند و از دشمنان غافل مى‏شوند. افراد قوم گاهى مورد تاخت و تاز دشمنان قرار مى‏گيرند و چون به درگاه خدا روى مى‏آورند، خدا داورانى را براى آنها مى‏فرستد. ماجراهاى اين دوره و نيز داستان دوازده داور، كه خدا براى بنى اسرائيل فرستاده، در اين كتاب آمده است.

8. كتاب روت روت نام زنى از جده‏ هاى حضرت داود است. او در دوره داوران از سرزمين موآب وارد بنى اسرائيل مى‏شود. سرگذشت او را كتاب كوچك روت بيان مى‏كند.

9. كتاب اول سموئيل سموئيل نبى، آخرين داور بنى اسرائيل است. در اين زمان بنى‏اسرائيل از سموئيل مى‏خواهند كه براى آنها پادشاهى تعيين كند و او شائول را برمى‏گزيند. به گفته اين كتاب، شائول در ابتدا خوب عمل مى‏كند ولى كم كم از خدا دور مى‏شود. سموئيل از طرف خدا مامور مى‏شود كه حضرت داود را به جاى او برگزيند. در اين ضمن، داود به خاطر شجاعتهايش در جنگ با دشمنان، در بين مردم محبوبيت زيادى پيدا مى‏كند، بگونه‏اى كه شائول به او حسد مى‏ورزد و تصميم به قتل او مى‏گيرد. داود فرار مى‏كند و شائول در جنگى كه با فلسطينيان رخ مى‏دهد كشته مى‏شود.

10. كتاب دوم سموئيل اين كتاب سرگذشت‏حضرت داود را پس از شائول بيان مى‏كند. با كشته شدن شائول، حضرت داود دشمنان را شكست مى‏دهد و به حكومت مى‏رسد. در زمان او كشور بنى اسرائيل قدرتمند مى‏شود و تمام دشمنان از بين مى‏روند. اين كتاب گناهانى به حضرت داود نسبت مى‏دهد.

11. كتاب اول پادشاهان چون داود به سن پيرى مى‏رسد، فرزندش سليمان را به جانشينى خود برمى‏گزيند. حضرت سليمان پس از وفات پدر اقتدار حكومت او را به اوج مى‏رساند و باقيمانده دشمنان او را نابود مى‏كند. او ساختمان خانه خدا را، كه حضرت داود طرح‏ريزى كرده بود، به پايان مى‏رساند. به گفته اين كتاب حضرت سليمان در پايان به گناه روى مى‏آورد و از خدا دور مى‏شود و به همين حالت از دنيا مى‏رود. پس از او بين بنى اسرائيل نزاع در مى‏گيرد و ده سبط شمالى از افسرى شورشى به نام يربعام پيروى مى‏كنند و در شمال، كشور اسرائيل را تشكيل مى‏دهند. تنها دو سبط، با رحبعام، فرزند و جانشين حضرت سليمان، باقى مى‏مانند كه كشور يهودا را در جنوب به وجود مى‏آورند. سرگذشت اين دو كشور و جانشينان اين دو تن، در ادامه كتاب ياد شده آمده است.

12. كتاب دوم پادشاهان در اين كتاب، دنباله تاريخ اين دو كشور و پادشاهانى كه در آنها به حكومت رسيدند، بتفصيل آمده است. آشوريان به حكومت‏شمالى حمله مى‏كنند و ده سبط شمالى از بين مى‏روند. كشور جنوبى نيز مورد حمله نبوكد نصر (بختنصر)، پادشاه بابل، قرار مى‏گيرد. وى معبد سليمان را ويران مى‏كند و بنى اسرائيل را به بابل مى‏برد.

13. كتاب اول تواريخ ايام اين كتاب، تكرار تاريخ بنى اسرائيل از ديدگاهى ديگر است كه در آغاز، نسل انسانها را از آدم تا داود مى‏شمارد و بعد به تاريخ بنى اسرائيل مى‏پردازد. گرايش اين كتاب به سوى تاريخ معبد و احكام مربوط به آن است. كتاب اول تواريخ ايام با طرح‏ريزى معبد توسط حضرت داود و وفات آن حضرت پايان مى‏يابد.

14. كتاب دوم تواريخ ايام اين كتاب دنباله كتاب اول تواريخ ايام است كه به ماجراى حضرت سليمان و ساخته شدن معبد و نيز ماجراى ملكه سبا و آمدن او نزد سليمان مى‏پردازد. در اين كتاب نيز گناهانى به حضرت سليمان نسبت داده شده است. كتاب مزبور، پس از وفات حضرت سليمان و تقسيم كشور بنى اسرائيل، بيشتر به ماجراهاى كشور جنوبى مى‏پردازد و تا تخريب معبد و تبعيد قوم به بابل ادامه مى‏يابد.

15. كتاب عزرا كتاب عزرا به پايان يافتن اسارت بنى اسرائيل به دست كورش و بازگشت آنان به وطن خويش مى‏پردازد. بنى‏اسرائيل پس از بازگشت، اقدام به بازسازى معبد مى‏كنند و در اين راه با مشكلاتى رو به رو مى‏شوند، ولى سرانجام موفق مى‏شوند كه اين كار را به پايان برند. مدتى پس از بازسازى معبد، عزرا با عده‏اى از بنى اسرائيل از بابل به اورشليم مى‏رود و مى‏بيند كه قوم به گناه افتاده است. پس كمر به هدايت قوم مى‏بندد.

16. كتاب نحميا ماجراى بازگشت نحميا به اورشليم به عنوان نماينده پادشاه ايران براى رسيدگى به اوضاع كشور يهودا و خدماتى كه او به عنوان حاكم اين سرزمين انجام مى‏دهد، بازسازى حصار اورشليم و خوانده شدن تورات توسط عزرا و اعتراف بنى‏اسرائيل به گناهان خود، موضوعاتى‏اند كه در اين كتاب مطرح شده‏اند.

17. كتاب استر اين كتاب داستان دختر يتيم يهودى به نام «استر» را بيان مى‏كند كه به همسرى خشايار شاه درمى‏آيد و دين خود را مخفى مى‏كند. هنگامى كه وزير خشايار او را تحريك مى‏كند كه حكم به قتل عام يهوديان دهد، استر دين خود را آشكار مى‏كند و پادشاه وزير را اعدام مى‏كند.

18. كتاب ايوب اين كتاب داستان زندگى ايوب و بلايا و مصيبتهايى را كه بر او وارد شده، بيان مى‏كند. پس از اينكه ايوب همه چيز خود را از دست مى‏دهد، كسانى نزد او مى‏آيند و علت اين مصيبتها را گناهكارى ايوب مى‏شمارند. او اين را رد مى‏كند. وى علت اين بلاها را نمى‏داند تا اينكه خدا بر او ظاهر مى‏شود و عظمت‏خود را يادآورى مى‏كند. ايوب توبه مى‏كند و خدا نعمتهايى بيش از قبل به او مى‏دهد.

19. كتاب مزامير كتاب مزامير يا زبور داود، مجموعه‏اى از شعر و سرود درباره نيايش، پرستش و توكل بر خدا است. اين كتاب مشتمل بر 150 سرود است كه حدود نيمى از آن منسوب به حضرت داود و بقيه منسوب به ديگران است.

20. كتاب امثال اين كتاب كه عمده آن منسوب به حضرت سليمان است، بر اهميت دانش تاكيد مى‏كند و خداترسى را كليد دانش مى‏شمرد; خوار شمردن حكمت و ادب را حماقت مى‏داند و به جوانان موعظه مى‏كند كه نصايح و تعاليم پدر و مادر را بپذيرند. اين كتاب خردمندانه زيستن را به انسان مى‏آموزد.

21. كتاب جامعه اين كتاب را، كه به حضرت سليمان منسوب است، مى‏توان يك فلسفه بدبينانه قلمداد كرد. نويسنده آن بين ايمان و شك، اميد و ياس، لذت و رنج، مفهوم زندگى و پوچى در نوسان است. او به انسانى كه به سوى آينده‏اى ناشناخته گام برمى‏دارد، سفارش مى‏كند كه از زمان حاضر لذت ببرد. نويسنده اين كتاب همه چيز را پوچ مى‏داند، زيرا شر و بدى و، بالاتر از همه، مرگ سايه خود را بر همه چيز افكنده است. او در پايان به انسان توصيه مى‏كند كه از خدا بترسد و احكام او را پاس دارد.

22. غزل غزلهاى سليمان اين كتاب كه مجموعه‏اى از اشعار عاشقانه است، به حضرت سليمان منسوب است. هرچند ظاهر اين اشعار اشاره به عشق دنيوى دارد، اما مى‏تواند به عنوان كنايه و مجاز تلقى شود.

23. كتاب اشعياء اين كتاب، بيشتر، گناه و پيامدهاى آن را به قوم اسرائيل هشدار مى‏دهد و آنان را سرزنش مى‏كند. همچنين در اين كتاب ظهور مسيح و نتايج آن پيشگويى شده است.

24. كتاب ارميا ارميا در اين كتاب چگونگى رسيدن خود را به نبوت و اين را كه مردم زير بار او نمى‏روند، توضيح مى‏دهد. او به بنى‏اسرائيل به خاطر گناهانشان هشدار داده و از مجازات بيم مى‏دهد. البته گاهى هم در اين كتاب از آينده نيكوى اورشليم سخن به ميان آمده است.

25. مراثى ارميا اين كتاب را ارمياى نبى، پس از ويرانى اورشليم و اسارت قوم نوشته و مصايب و گرفتاريهاى آنان را بيان مى‏كند و از غم و درد هموطنانش شكوه مى‏كند; اما اين بلاها و مصايب را به خاطر گناه قوم مى‏داند.

26. كتاب حزقيال نبى حزقيال نبى كه با بنى‏اسرائيل به تبعيد رفته است، در بابل قوم را دلدارى مى‏دهد و پيشگويى مى‏كند كه آنان به زودى به وطن خود باز مى‏گردند. او اختيار و آزادى انسانها را گوشزد مى‏كند و مى‏گويد: اگر راه صحيح را انتخاب نكنند، بايد منتظر عواقب آن باشند.

27. كتاب دانيال نبى هنگامى كه پادشاه بابل به كشور يهودا حمله كرد، دانيال پسر جوانى بود. وى همراه قوم به بابل آورده شد. در بابل او به دربار نبوكدنصر راه مى‏يابد و خوابهاى پادشاه را تعبير مى‏كند. بخشى از اين كتاب به شرح زندگى دانيال و بخشى ديگر به روياهاى او درباره آينده و حوادثى كه قبل از آمدن ملكوت خدا رخ مى‏دهد و نيز چگونگى ملكوت خدا اختصاص دارد.

28. كتاب هوشع هوشع در كشور شمالى، پيش از سقوط آن، زندگى مى‏كرد. پيامها و اندرزهايى كه خدا به واسطه اين پيامبر به مردم و حاكمان كشور شمالى (اسرائيل) فرستاده است، در اين كتاب آمده است. همچنين بخشى از آن به زندگى هوشع اختصاص دارد.

29. كتاب يوئيل يوئيل مردم كشور جنوبى (يهودا) را انذار مى‏دهد و به آنها مى‏گويد، خدا بر آنان به خاطر گناهانشان بلا نازل مى‏كند. او مردم را از روز داورى مى‏ترساند و از آنها مى‏خواهد كه توبه كنند.

30. كتاب عاموس اين پيامبر از طرف خدا مامور به انذار مردم سرزمين شمالى مى‏شود. در اين زمان مردم اسرائيل به ثروتى رسيده، در گناه و ظلم و فساد غرق شده‏اند. عاموس آنها را به راه راست دعوت مى‏كند و از روز داورى مى‏ترساند.

31. كتاب عوبديا اين كتاب درباره قوم ادوم كه از نسل عيسو، برادر يعقوب، بودند و با اسرائيل مى‏جنگيدند، سخن مى‏گويد. عوبديا در اين كتاب از نابودى ادومى‏ها به دست‏خدا خبر مى‏دهد.

32. كتاب يونس در اين كتاب خدا به يونس دستور مى‏دهد كه به سوى نينوا پايتخت كشور آشور برود و مردم آنجا را به سوى خدا فرا بخواند. اما چون مردم آن سرزمين دشمن بنى اسرائيل بودند، يونس مجازات آنها را از خدا خواست و آنها را ترك كرد و به سمت ديگرى رفت. در راه در دريا ماجراهايى براى وى رخ مى‏دهد كه موجب توبه او مى‏شود. او سپس به نينوا برمى‏گردد و مردم را به خدا دعوت مى‏كند.

33. كتاب ميكاه اين كتاب قبل از اشغال دو كشور شمالى و جنوبى نوشته شده است و در آن، ميكاه نبى، بنى اسرائيل را از گناه باز مى‏دارد و تخريب هر دو كشور را پيشگويى مى‏كند. او قوم را ترغيب به توبه و بازگشت مى‏كند. همچنين آمدن مسيح را پيشگويى مى‏كند.

34. كتاب ناحوم در اين كتاب از قدرت و مهربانى خدا سخن رفته است. و سقوط كشور آشور و نينوا، پايتخت آن، در حالى كه در فسق و فجور افتاده، پيشگويى شده است.

35. كتاب حبقوق حبقوق در اين كتاب مردم را به ترك گناه و توبه دعوت مى‏كند و از مجازات آنها و حمله بابليها خبر مى‏دهد. او با وجود مشكلات زياد، هيچ گاه از خدا دست‏برنمى‏دارد و در سرودى نشان مى‏دهد كه در هر حال اعتمادش به خداست.

36. كتاب صفنيا در اين كتاب صفنيا قوم را بيم مى‏دهد و مى‏گويد خدا هر قومى را كه گناه كند، مجازات مى‏كند. او همچنين از شكوه و عظمت اسرائيل كه خدا به آن باز خواهد گرداند، سخن مى‏گويد.

37. كتاب حجى اين كتاب مربوط به زمانى است كه قوم از اسارت بازگشته و به بازسازى خانه خدا پرداخته‏اند. چون در كار بازسازى سستى پيش مى‏آيد حجى از طرف خدا دستور مى‏آورد كه كار را به پايان برسانند.

38. كتاب زكريا زكرياى نبى كه معاصر حجى است، در اين كتاب مردم را به بازسازى خانه خدا تشويق مى‏كند. او همچنين از آمدن مسيح موعود خبر مى‏دهد.

39. كتاب ملاكى ملاكى در زمانى زندگى مى‏كند كه خانه خدا بازسازى شده است، ولى كاهنان وظايف خود را در قبال آن انجام نمى‏دهند و مردم به گناه افتاده‏اند. او كاهنان و مردم را انذار مى‏كند و به توبه دعوت مى‏كند; همچنين از آمدن مسيح موعود خبر مى‏دهد.

كتابهاى قانونى و غيرقانونى عهد قديم
گفتيم كه يهوديان و مسيحان عهد قديم را معتبر مى‏دانند، اما در تعداد كتابهاى آن اختلاف دارند و برخى تعداد كتابهاى آن را 39 و برخى 46 مى‏دانند. ريشه اين اختلاف در تفاوت نسخه‏هاى عهد قديم است. پس از اشغال سرزمين فلسطين در قرن چهارم قبل از ميلاد، به دست اسكندر، يهوديان در سراسر امپراتورى پراكنده شدند و به تدريج زبان مادرى خود (عبرى) را فراموش كردند و به زبان يونانى رو آوردند. در قرن سوم قبل از ميلاد و در زمان حكومت‏بطلميوس فيلادلفوس بر مصر، به امر او، يهوديان اسكندريه كتاب عهد قديم را به زبان يونانى ترجمه كردند. اين ترجمه به سبعينيه معروف است; چون گفته مى‏شود كه اين كتاب را حدود هفتاد نفر ترجمه كرده‏اند. نسخه سبعينيه با متن عبرى تفاوتهايى دارد. مهمترين تفاوت آنها، اين است كه هفت كتاب در اين نسخه موجود است كه متن عبرى آن در دست نيست. اين كتابها عبارتند از: طوبيت، يهوديت، حكمت‏سليمان، حكمت‏يشوع بن سيراخ، باروك، كتاب اول مكابيان و كتاب دوم مكابيان. در دو قرن قبل از مسيحيت و يك قرن پس از آن، بسيارى از يهوديان، و نيز بعدا مسيحيان، از اين نسخه استفاده مى‏كردند، تا اينكه در حدود سال 100 م. سران يهود شورايى تشكيل دادند و بر رسميت 39 كتاب كه در متن عبرى بود، راى دادند و اسفار هفتگانه موجود در ترجمه سبعينيه را غير قانونى اعلام كردند. اما مسيحيان اين نسخه را معتبر دانسته، به استفاده از آن ادامه دادند تا اينكه پروتستانها در قرن شانزدهم به متن عبرى بازگشتند و اين هفت كتاب را غيررسمى اعلام كردند. بنابراين، يهوديان و پروتستانهاى مسيحى متن عبرى را قانونى مى‏دانند و كتابهاى عهد قديم را 39 عدد مى‏شمرند و دو فرقه مسيحى كاتوليك و ارتدكس نسخه سبعينيه را معتبر دانسته، تعداد كتابهاى عهد قديم را 46 مى‏دانند. هفت كتاب موجود در نسخه سبعينيه، اپوكريفا (Apocrypha) به معناى «مخفى و پوشيده‏» ناميده مى‏شود. همچنين گاهى از آنها با عنوان «قانون ثانوى‏» ياد مى‏شود كه به معناى‏اعتبار درجه دوم آن است. بخش اپوكريفايى عهدقديم به فارسى ترجمه نشده است.

ب) عهد جديد

بخش دوم كتاب مقدس عهد جديد است كه تنها مسيحيان آن را قبول دارند و يهوديان آن را معتبر نمى‏دانند. اين بخش نيز مشتمل بر كتابها و رسالات متنوع و نيز مطالب گوناگونى است. عهد جديد به زبان يونانى نوشته شده است و اين در حالى است كه حضرت عيسى و حواريون به زبان آرامى، كه لهجه‏اى از زبان عبرى است، سخن مى‏گفته‏اند. علت اين امر، اين است كه با كشورگشايى اسكندر و ايجاد يك امپراتورى بزرگ، زبان و فرهنگ يونانى در بسيارى ازمناطق آن تبليغ شد و زبان يونانى به عنوان زبان علمى و زبان دوم مورد توجه قرار گرفت، به گونه‏اى كه بسيارى از مردم، به خصوص در حوزه درياى مديترانه، با اين زبان آشنايى يافتند. هنگامى كه رسولان مسيحى با مردم اين مناطق سخن مى‏گفتند و براى آنها مى‏نوشتند، طبيعى بود كه از زبان مشترك، يعنى يونانى، استفاده كنند. نكته‏اى كه درباره عهد جديد بايد تذكر داد، اين است كه مسيحيان معتقدند حضرت عيسى هرگز كتابى نياورده است و اصلا لازم نبوده است كه كتابى بياورد; چون پيامبران كه واسطه بين خدا و بشرند از طرف خدا پيام و كتاب مى‏آورند. ولى حضرت عيسى خود خداست و عين وحى است و تنها رفتار و گفتار او براى انسانها كافى است و آن را ديگران نگاشته‏اند. پس بايد توجه داشت كه اعتقاد مسيحيان با آنچه در فرهنگ و متون اسلامى درباره حضرت عيسى و كتاب او وجود دارد متفاوت است 237

تقسيم‏بندى عهد جديد

عهد جديد به طور كلى به چهار بخش تقسيم مى‏شود: 1. زندگى نامه و سخنان حضرت عيسى: اين بخش مشتمل بر چهار انجيل است كه گفته مى‏شود متى، مرقس، لوقا و يوحنا آنها را نگاشته‏اند (كلمه انجيل، يونانى و به معناى مژده است). در واقع اين چهار كتاب، سيره عملى و گفتارى حضرت عيسى هستند كه افرادى آن را روايت مى‏كنند. سه انجيل نخست‏سبكى يكسان دارند و مطالب مندرج در آنها هماهنگ است و با فرهنگ يهودى اختلاف چندانى ندارد. در اين سه انجيل از الوهيت‏حضرت عيسى (ع) سخنى نيست. انجيل چهارم از نظر مطالب با سه انجيل ديگر متفاوت است و با فرهنگ يهودى سازگارى ندارد و در آن، الوهيت‏حضرت عيسى (ع) مطرح شده است. سه انجيل اول، اناجيل همنوا يا همديد (Synoptic) ناميده مى‏شوند. 2. تبليغات و مسافرتهاى تبليغى مبلغان مسيحى: در اين بخش تنها يك كتاب به نام اعمال رسولان وجود دارد كه اقدامات حواريون و ديگر مسيحيان، به خصوص پولس را بيان مى‏كند. 3. نامه‏ها: حواريون و رسولان مسيحى صدر اول، نامه‏هايى به شهرها و افراد مختلف نگاشته‏اند كه 21 عدد از آنها در مجموعه عهد جديد وجود دارد. سيزده يا چهارده عدد از اين نامه‏ها از پولس و از هفت نامه باقيمانده، سه نامه به يوحنا، دو نامه به پطرس و دو نامه ديگر به يعقوب و يهودا منسوب است. 4. رويا و مكاشفه: در اين بخش نيز تنها يك كتاب وجود دارد كه به يوحنا منسوب است و در پايان عهد جديد واقع شده است.

نگاهى به محتواى كتابهاى عهد جديد

عهد جديد مشتمل بر 27 كتاب است كه عبارتند از: 1. انجيل متى متى فردى يهودى بود كه براى روميان باج و خراج مى‏گرفت. اين شغل نزد يهوديان مذموم بود. وقتى عيسى او را دعوت كرد او پذيرفت و از حواريون او شد. انجيل اول كه غالب محققان برآنند كه بين سالهاى 65 70 م. يعنى بيش از سى سال پس از حيات زمينى حضرت عيسى، نوشته شده به اين حوارى منسوب است. در اين انجيل كه با سنت‏يهودى مطابقت دارد و سخنى از الوهيت‏حضرت عيسى در آن نيست، نسب، تولد، كودكى، شروع به تبليغ، موعظه‏ها، معجزات، دستگيرى، مصلوب شدن حضرت عيسى (ع) و سرانجام برخاستن او از ميان مردگان، با تفصيل نسبى آمده است.

2. انجيل مرقس اين انجيل، كه كوتاهترين و قديمى‏ترين اناجيل است و غالبا تاريخ آن را نيز به سالهاى 65 70 م. برمى‏گردانند، به مرقس منسوب است. مرقس از حواريون نبوده، بلكه شاگرد خاص پطرس حوارى بوده است. گفته مى‏شود كه او مطالب اين انجيل را از پطرس نقل مى‏كند. اين انجيل از نظر محتوا و سبك، مانند انجيل متى است، با اين تفاوت كه مختصرتر است و قسمتهايى از زندگى عيسى، مانند تولد و كودكى او را در بر ندارد. پژوهندگان كتاب مقدس برآنند كه متى و لوقا از اين انجيل استفاده كرده‏اند.

3. انجيل لوقا لوقا پزشكى غير يهودى بود كه پس از حضرت عيسى به دست پولس ايمان آورد و شاگرد و همراه او شد. انجيل سوم و نيز كتاب اعمال رسولان را وى براى فردى به نام تئوفيلوس نوشته است. با اينكه پولس مبدع الهيات عيسى خدايى است، ولى در دو كتاب منسوب به لوقا، كه شاگرد خاص او بود، هيچ سخنى از الوهيت مسيح نيست و انجيل لوقا از نظر مطالب و سبك، شبيه دو انجيل قبل است. گفته مى‏شود اين انجيل همزمان با انجيل متى يا اندكى پس از آن نوشته شده است.

4. انجيل يوحنا اين انجيل به يوحنا پسر زبدى منسوب است. يوحنا يكى از حواريون بود. وى در زمان حيات زمينى حضرت عيسى طفل خردسالى بود. در اين انجيل هم، زندگى نامه و سخنان حضرت عيسى آمده است، ولى ويژگى بارز آن مسيح شناسى خاص آن است. در اين انجيل، مسيح جنبه الوهى يافته و خداى متجسد گرديده است. غالب محققان امروزى تاريخ نگارش اين انجيل را به پايان قرن اول، يعنى نزديك به هفتاد سال پس از حضرت عيسى، برمى‏گردانند.

5. كتاب اعمال رسولان نويسنده اين كتاب همان نويسنده انجيل سوم است و اين امر از ابتداى كتاب مشخص است. پس اين كتاب هم به شاگرد خاص پولس، يعنى لوقا، منسوب است. در هشت‏باب اول اين كتاب، فعاليتها و تبليغات حواريون حضرت عيسى، و در راس همه پطرس، مطرح شده است. در باب نهم سخن از ايمان آوردن ناگهانى پولس به ميان مى‏آيد كه تا قبل از آن يهودى‏اى سختگير و شكنجه‏گر مسيحيان بود. اين كتاب از باب نهم به بعد، بيشتر به مسافرتها و تبليغات پولس مى‏پردازد و از حواريون كمتر سخن مى‏گويد. اين كتاب قطعا پس از انجيل سوم نوشته شده است.

6. نامه پولس به روميان در كتاب عهد جديد سيزده يا چهارده نامه به پولس منسوب است كه محققان مى‏گويند بين سالهاى 45 60 م. يعنى قبل از نگارش اناجيل، نگاشته شده‏اند. در همه اين نامه‏ها الهيات خاص پولس، كه الهيات عيسى خدايى است، دنبال شده است. نامه اول به مسيحيان روم است. در اين نامه بر اين نكته تاكيد مى‏شود كه نجات، تنها با ايمان به مسيح، حاصل مى‏شود، نه با عمل كردن به شريعت.

7. نامه اول پولس به قرنتيان در اين نامه پولس به سوالاتى كه براى مسيحيان قرنتس پيش آمده پاسخ مى‏دهد و مسائلى از قبيل اختلافات، فساد اخلاقى در كليسا، ازدواج و روابط جنسى، نظام كليسايى و رستاخيز را بيان مى‏كند. او در پايان بر محبت تاكيد مى‏كند.

8. نامه دوم پولس به قرنتيان در اين نامه پولس بيشتر مشكلاتى را كه در راه تبليغ مسيحيت‏براى وى پيش آمده، مطرح مى‏كند. گويا مى‏خواهد مسيحيان قرنتس را دلگرم كند.

9. نامه پولس به غلاطيان در اين نامه پولس به مسيحيان غلاطيه گوشزد مى‏كند كه با عمل به شريعت‏به جايى نمى‏رسند، بلكه با ايمان نجات مى‏يابند و آن هديه‏اى الهى است. گويا برخى از حواريون و يا فرستادگان آنها به غلاطيه رفته و از تعاليمى خلاف گفته‏هاى پولس سخن گفته بودند.

10. نامه پولس به افسسيان گويا بين مسيحيان افسس به خاطر تفاوتهاى نژادى و زبانى اختلاف پيدا شده بود. پولس اين نامه را از زندان براى حل اختلاف آنها مى‏فرستد.

11. نامه پولس به فيلپيان در اين نامه كه باز در زندان نوشته شده، پولس به مسيحيان فيلپى گوشزد مى‏كند كه ايمان به مسيح چه شاديها و سعادتهايى نصيب انسان مى‏كند.

12. نامه پولس به كولسيان براى مسيحيان كولسى درباره انسانيت و الوهيت مسيح سوالى پيش آمده بود. آنها فردى را نزد پولس به زندان مى‏فرستند. پولس اين نامه را مى‏نويسد و بر جنبه الوهيت مسيح تاكيد مى‏كند. در ضمن مطالب ديگرى هم گوشزد مى‏كند.

13. نامه اول پولس به تسالونيكيان در اين نامه، پولس مسيحيان شهر تسالونيكى را به ايمان و زندگى پاك همراه با صبر و تحمل دعوت مى‏كند و از آنها مى‏خواهد منتظر ظهور مسيح باشند.

14. نامه دوم پولس به تسالونيكيان برخى از مسيحيان به بهانه انتظار مسيح دست از كار و زندگى شسته و به تنبلى روى آورده بودند. پولس در اين نامه واقعيتهاى زندگى را به آنها گوشزد مى‏كند.

15. نامه اول پولس به تيموتائوس تيموتائوس شاگرد پولس است كه او را به رهبرى كليساى افسس گماشته بود. در اين نامه براى او شرايط رهبرى خوب را بيان مى‏كند و از او مى‏خواهد كه تعاليمى را كه درباره مسيح و انجيل به او آموخته است، از تحريف و تغيير حفظ كند.

16. نامه دوم پولس به تيموتائوس اين نامه را پولس از زندان به عنوان وصيتنامه براى شاگرد خود تيموتائوس نوشته است و از او مى‏خواهد كه در راه مسيحيتى كه او تعليم داده است استقامت كند و زير بار تعاليم ديگران نرود. پولس مشكلاتى را كه در راه تبليغ و بشارت تحمل كرده است، گوشزد مى‏كند.

17. نامه پولس به تيطس تيطس يكى از شاگردان پولس است كه او را به رهبرى كليساى كريت گماشته بود. در اين نامه، او وظيفه يك رهبر خوب را بيان مى‏كند و از او مى‏خواهد كه مردم آن شهر را از گناه باز دارد.

18. نامه پولس به فليمون فليمون از كسانى است كه به دست پولس ايمان آورده است. غلام او از شهر كولسى مى‏گريزد و به روم مى‏رود. در آنجا به دست پولس ايمان مى‏آورد. پولس او را به شهر كولسى مى‏فرستد و در اين نامه از فيلمون مى‏خواهد كه غلام خود را ببخشد و با او مثل برادر رفتار كند.

19. نامه به عبرانيان اين نامه خطاب به مسيحيان يهودى الاصلى است كه به شريعت‏يهودى پايبند بودند. نويسنده نامه به آنها مى‏گويد: اين شريعت و اعمال با آمدن مسيح باطل شده است و ايمان به مسيح انسان را نجات مى‏دهد. نويسنده اين نامه مشخص نيست، اما از آنجا كه مطالب آن شبيه گفته‏هاى پولس است، برخى، نويسنده آن را پولس مى‏دانند.

20. نامه يعقوب به گفته عهد جديد، يعقوب برادر حضرت عيسى بوده و به مقام اسقفى كليساى اورشليم رسيده است. در اين نامه او بر خلاف گفته‏هاى پولس به مسيحيان گوشزد مى‏كند كه ايمان تنها كافى نيست و بايد به شريعت هم عمل كنند.

21. نامه اول پطرس اين نامه به پطرس حوارى منسوب است; وى مسيحيان آسياى صغير را كه زير فشار و شكنجه بودند، به صبر و بردبارى توصيه مى‏كند و از آنها مى‏خواهد كه ايمان خود را از دست ندهند.

22. نامه دوم پطرس در اين نامه كه باز به پطرس منسوب است، مسيحيان به صبر و بردبارى دعوت شده‏اند و حقايقى درباره ايمان مسيحى به آنها گوشزد شده است.

23. نامه اول يوحنا در اين نامه كه به يوحنا، نويسنده انجيل چهارم، منسوب است، نويسنده مطالبى شبيه گفته‏هاى پولس بيان مى‏كند و نيز خطر كسانى را گوشزد مى‏كند كه مطالبى خلاف مسيح‏شناسى پولس تعليم مى‏دهند.

24. نامه دوم يوحنا اين نامه ظاهرا خطاب به يك زن مسيحى صاحب مقام نوشته شده است و از او مى‏خواهد كه محبت و اطاعت را فراموش نكند و تعاليم غلط را نپذيرد. ولى از آنجا كه اين زن شناخته شده نيست، برخى احتمال مى‏دهند كه «بانوى گرامى‏»، كنايه از كليساى مسيح باشد.

25. نامه سوم يوحنا در اين نامه، كه خطاب به يكى از رهبران كليسا به نام غايوس نوشته شده، دستوراتى درباره تشويق خادمان واقعى و توبيخ مخالفان داده شده است.

26. نامه يهودا در اين نامه نويسنده خطر معلمان دروغين و مرتد را گوشزد مى‏كند و مردم را از آنها برحذر مى‏دارد.

27. مكاشفه يوحنا اين كتاب كه به يوحنا، نويسنده انجيل چهارم، منسوب است، كتابى است رمزى و سرى كه حوادث آينده را پيشگويى مى‏كند و بنابراين نبايد ظاهر آن را معيار قرار داد. اين كتاب در زمانى نوشته شده كه مسيحيان سخت تحت فشار و شكنجه بوده‏اند.

كتابهاى قانونى و غير قانونى عهد جديد

علاوه بر مجموعه كتابهاى عهد جديد، اناجيل، رساله‏ها، اعمال و مكاشفات ديگرى نيز وجود داشته‏اند. تعداد اندكى از اين نوشته‏ها سالم باقى مانده و از بقيه يا پاره‏هايى باقى مانده است و يا تنها نام آنها در كتابهاى ديگر به چشم مى‏خورد. اين مجموعه، كه اپوكريفاى عهد جديد خوانده مى‏شود، در دو قرن اول نگاشته شده‏اند. از آيه اول انجيل لوقا برمى‏آيد كه افرادى كه به نوشتن انجيل دست زده‏اند، بسيار زياد بوده‏اند: «از آن جهت كه بسيارى دست‏خود را دراز كردند به سوى تاليف حكايت آن امورى كه نزد ما به اتمام رسيد چنان كه آنانى كه از ابتدا نظارگان و خادمان كلام بودند به ما رسانيدند، من نيز مصلحت چنان ديدم كه همه را من البدايه به تدقيق در پى‏رفته به تو بنويسم اى تيوفلس عزيز (لوقا، 1 : 1.4) ». اما بين سالهاى 150 200 م. كليساى اكثريت مسيحى، از ميان كتابهاى موجود، تنها اين 27 عدد را رسمى و قانونى اعلام كرده و بقيه را بى‏اعتبار دانسته است. مسيحيان معتقدند پدران صدر اول كليسا با تاييد روح‏القدس اينان را برگزيده‏اند، همان طور كه معتقدند نويسندگان اين مجموعه را با تاييد روح‏القدس نگاشته‏اند. اين نكته قابل ذكر است كه آنچه به انجيل برنابا معروف است، نزد مسيحيان حتى اعتبار اپوكريفايى نيز ندارد و آنان جعلى و ساختگى بودن آن را قطعى مى‏دانند. دانشمندان مسيحى مى‏گويند، قديمى‏ترين نسخه اين كتاب به قرن شانزدهم برمى‏گردد كه بسيار متاخر است و مى‏افزايند كه متن آن را نيز يك مسيحى تازه مسلمان نگاشته است. در پايان ذكر دو نكته مناسب به نظر مى‏رسد:

1. شيوه ارجاع به كتاب مقدس

شيوه ارجاع به كتاب مقدس هم، مانند قرآن، با ارجاع به كتابهاى معمولى متفاوت است; چرا كه اين كتاب چاپها و نسخ فراوان و متعددى دارد و نمى‏توان با ذكر شماره صفحه به آن ارجاع داد. به همين دليل براى ارجاع به اين مجموعه، از شماره‏هاى بابها و آيه‏ها استفاده مى‏شود; براى مثال براى ارجاع به آيه دوم از باب پانزدهم سفر پيدايش مى‏نويسم: سفر پيدايش، 2 : 15. تنها كتاب مزامير عنوان باب ندارد و به جاى آن مزمور به كار رفته است، ولى باز شيوه ارجاع به همان صورت است. گفته مى‏شود «مزامير، 3 : 12» و مقصود «مزامير، مزمور سوم، آيه 12» است.

2. ترجمه‏هاى كتاب مقدس

از كتاب مقدس و يا قسمتهايى از آن، ترجمه‏هاى مختلفى در زبان فارسى وجود دارد. يكى از اين ترجمه‏ها ترجمه‏اى قديمى است كه بخش عهد قديم آن را فردى به نام ويليام گلن و به كمك فاضل خان همدانى و برخى ديگر، ترجمه كرده است. بخش عهد جديد آن را نيز هنرى مارتين ترجمه كرده است. بخش عهد قديم اين ترجمه در سال 1856 و عهد جديد آن در سال 1876 به چاپ رسيده است. ترجمه اين كتاب بسيار سنگين است. ترجمه ديگر اين كتاب به وسيله «انجمن پخش كتب مقدسه‏» صورت گرفته است. با اينكه اين ترجمه نيز قديمى است و چندان روان نيست، ولى معتبرترين ترجمه به زبان فارسى است. ترجمه ديگر، تحت عنوان «ترجمه تفسيرى‏» در دست است كه هرچند روان و به قلم امروزى است، ولى چون تفسيرى است، براى استناد اعتبار ندارد. ترجمه‏هاى ديگرى هم از قسمتهاى مختلف كتاب مقدس مخصوصا عهد جديد و اناجيل در دست است، از قبيل ترجمه عهد جديد از انتشارات انجمن كتاب مقدس و نيز ترجمه اناجيل اربعه به وسيله ميرمحمدباقر بن اسماعيل حسينى خاتون‏آبادى. اين ترجمه‏ها نيز با اينكه ممكن است از دقت نظر برخوردار باشد، اعتبار ترجمه انجمن پخش كتب مقدسه را ندارند. از اين رو، در نوشته‏هاى‏تحقيقى، معمولا به‏ترجمه انجمن‏پخش كتب مقدسه ارجاع داده مى‏شود.

عبد الرحيم سليمانى اردستانى
كتابنامه

1. كتاب مقدس، انجمن پخش كتب مقدسه. 2. ترجمه تفسيرى كتاب مقدس. 3. آشتيانى، جلال الدين، تحقيقى در دين يهود، نشر نگارش، 1368. 4. توفيقى، حسين، نگاهى به اديان زنده جهان، مركز مديريت‏حوزه‏هاى علميه خواهران، 1377. 5. ساموئل، شولتز، عهد عتيق سخن مى‏گويد، ترجمه مهرداد فاتحى، شوراى كليساهاى جماعت ربانى، آموزشگاه كتاب مقدس. 6. سى. تنى، مريل، معرفى عهد جديد، ترجمه ط. ميكائيليان، انتشارات حيات ابدى، 1362. 7. فيلسون، فلويد، كليد عهد جديد، ترجمه مسعود رجب‏نيا، انتشارات نور جهان، 1333. 8. ميشل، توماس، كلام مسيحى، ترجمه حسين توفيقى، مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، 1377.

به خدا نمی دانم چی بنویسم

 الله الرحمن الرحیم



مقدمه : تا حالا یه موشکافی جزئی تو برنامه های اصلی و جانبی کامپیوترتون کردید؟ بیائین یه کم دقیق بشیم و نرم افزارهای کامپیوترمون رو مورد بررسی قرار بدیم.
شکی نیست که بسیاری از نرم افزارهای خارجی مورد استفاده کاربران ، توسط شرکت های جاسوسی و استعماری تهیه و توزیع می شود.
بسیاری از نرم افزارهای مرتبط با فضای سایبری رو می شه از این گونه نرم افزارها نامید و نیازی به اثبات این مطلب نیست. از جمله بسیاری از آنتی ویروس ها و آنتی تروجانها ، نرم افزارهای قفل اطلاعات شخصی و یا مخفی کننده آی پی که بسیاری از کاربران با اعتماد کردن به این نوع نرم افزارها، در دام سرقت اطلاعاتی قرار گرفته و قربانیان آن به شمار می روند.

حتی بسیاری از نرم افزارهایی که در نگاه ما ارتباطی با با فضای اینترنت ندارند اما در خدمت سرویسهای جاسوسی هستند. ممکنه بعضی بگویند : نرم افزارهای کابردی که ارتباطی با فضای سایبری ندارد که دیگه خطرناک نیستند. در جواب باید گفت : نکته همین جاست که کاربر احتمال این را ندهد. بسیاری از نرم افزارهای کاربردی همچون مالتی مدیاها و یا نرم افزارهای گرافیکی و یا حتی دیکشنری می تواند انتقال دهنده اطلاعات شخصی و مخرب باشند.
به عنوان مثال در تحقیقات به دست آمده ثابت شده که نرم افزار معروف دیکشنری "بابیلون" یک نرم افزار جاسوسی اسرائیلی است.
و یا بسیاری از این نرم افزارها که به مرور زمان مختصات روزمره کابر را در اینترنت ثبت و ضبط کرده و به محض یکبار متصل شدن "حتی با دایل آپ" ، تمام اطلاعات شخصی کابر را در اختیار سازندگان نرم افزار قرار خواهند.
این نوع نرم افزار ها را می توان در این نوع زمینه ها مشاهده نمود : نرم افزارهای مربوط به قفل اطلاعات شخصی که اکثرا کاربران از آن به عنوان راهی مطمئن برای حفظ اطلاعات استفاده می کنند - نرم افزارهای ضد ویروس که نیاز به اثبات ندارند. به عنوان مثال Norton , Nod32 از این قبیلند. نورتون که به عنوان نرم افزار امنیتی امریکایی ها به شمار می رود و نود۳۲ که به عنوان محبوبترین نرم افزار امنیتی در سطح جهان استفاده می شوند را می توان در زمره این نوع نرم افزارها نامید.

اما آنچه که می خواستم در این مطلب به آن بپردازم ، ماسونی بودن این نوع نرم افزار بوده که از آرم و آیکون و لوگوی این نوع نرم افزار ها می توان برداشت نمود .
نماد "All Seen eye" را از این نوع نرم افزارها می توان برداشت نمود :
NOD32
Power DVD
ACD See
Nvidia

r
با سلام و تشکر از شما
اگر مستند بررسی شود و دچار "مثلث یابی" نشوید حرکت مثبتی است ان شاء الله
در مورد نرم افزار بابیلون ظاهرا حق با شماست. در شرکت ما دقیقا به همین دلیل نصب این نرم افزار ممنوع اعلام شده است. بد نیست بدانید که بابیلون همان شهر قدیمی بابل است. بابل شهری است که است دو فرشته به نام هاروت و ماروت در آنجا به مردم سحر تعلیم نمودند. البته اینکه آیا این دو فرشته مامور الهی بودند یا "Fallen angle" بر محققین روشن نیست. اما آنچه که از آیات قرآن کریم استنباط می شود اثبات می کند که بابیلون (بابل) محل حضور سحر و ساحران بوده است:
و (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می‏خواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود؛ و) کافر نشد؛ ولی شیاطین کفر ورزیدند؛ و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت‏» و «ماروت‏»، نازل شد پیروی کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد می‏دادند. و) به هیچ کس چیزی یاد نمی‏دادند، مگر اینکه از پیش به او می‏گفتند: «ما وسیله آزمایشیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!)» ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی را می‏آموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند؛ ولی هیچ گاه نمی‏توانند بدون اجازه خداوند، به انسانی زیان برسانند. آنها قسمتهایی را فرامی‏گرفتند که به آنان زیان می‏رسانید و نفعی نمی‏داد. و مسلما می‏دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره‏ای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر می‏دانستند!! 102 بقره

با توجه به این توضیح به نظر می رسد انتخاب نام بابیلون برای این نرم افزار لغت نامه تصادفی نبوده است و علاوه بر دلایل فنی، دلایل تاریخی هم جهت اثبات ارتباط آن با جریان صهوینیستی وجود دارد.

تصاویر شهر بابل (بابیلون)
[تصویر: babylon_small.jpg]
با سلام به نظر من اسم نرم افزار بابیلون از داستان معروف آن گرفته شده است.
پس از اینکه پادشاه بابل، تیری به سمت آسمان پرتاپ کرد که نعوذبالله خداوند را بکشد. در همان لحظه عذاب بر وی و قومش نازل شد. حال می دانید عذاب آنها چه بود؟ آنها که همه با یک زبان سخن می گفتند، پس از نزول عذاب، دیگر حرف و زبان یکدیگر را نمی فهمیدند و به همین دلیل از هم فرار کرده و متفرق شدند. و این دلیلی بود بر انقراض حکومت بابل. البته داستان های زیادی در این باره وجود دارد که همگی در نتیجه، متفق القول می باشند.
برای مطالعه منابع مختلف به لینک های زیر مراجعه کنید:
لینک 1
لینک 2
البته شاید این نتیجه گیری من اشتباه باشد، ولی انتخاب نام بابیلون برای یک دیکشنری بین اللملی، نسبت به پیشینه تاریخی بابل، اصلا چیز عجیب و غریبی نیست. از دوستان خواهش می کنم در موضوعات دقت، مطالعه و تحقیق بیشتری داشته باشند.
در ضمن نرم افزار ACDsee نیز در یک نرم افزار مرور گر تصاویر می باشد. و علامت چشم نیز برای آن نرم افزار چیز بسیار عادی است. البته در نسخه های بالاتر، نام کامل آن به ASDsee Photo Maneger تغیییر یافت و آیکون آن نیز تبدیل شد به یک دوربین عکاسی. خواهشا نفرمائید که دوربین هم یک چشم دارد پس ... .
در مورد نرم افزارهای Adobe و Alcohol120 نیز مورد خاص و قابل توجه نمی بینم. ( البته این نظر شخصی من است) اگر مدرک یا منبع موثقی دارید، لطفا ما را نیز بی نصیب نگذارید.
در ضمن در مورد نرم افزار NOD32 توضیحات دقیق تر، همراه با منبع ارائه کنید.
اگه به نرم افزار های بالا دقت میکنید متوجه میشید که وظیفه نرم افزار های بالا یا پخش فیلم (power dvd) یا پخش عکس(acdsee) یا ویروس یاب (جستجوی ویروس nod)(معمولا عکل جستجو با چشم انجام میشه) و یا حرف a حرف مهم و اول نرم افزار مربوطه است(adobe & Alcohol120 ) . کارت گرافیکی هم (nvida)به چشم مربوط میشه.

نرم افزار های بالا طبیعی هست که از چشم و حرف A در لوگوی خودشون استفاده کنند.

در نتیجه هیچ ربطی به فراماسونری ندارد.

اگه قرار باشه به هر چیزی گیر بدیم در اون صورت در خود اسلام هم چیز هایی پیدا میشه که جزو نماد های فراماسونریه!!

بعضی نماد ها مخصوص فراماسونری نیست و در فراماسونری و سایر ادیان و گروه ها مشترک هست.

ولی بعضی دیگر مختص فراماسونریه.شما هم باید به این علائم گیر بدید.
مانند استفاده از پرگار و گونیا در کنار هم.البته در جاییکه به ریاضیات مربوط نمیشه.
و یا استفاده از چشم درخشان و هرم

متاسفانه عده ای هر جا که صفحه شطرنجی و مثلث و چشم و جغد و 33 و 11 و ... بکار میره اون مکان و یا اون فیلم و شخصیت را ماسونی میدانند.البته اگر جایی تعدادی از نماد های بالا با هم بکار برن در مورد ماسونی بودن اون مکان باید بحث کرد.عده ای به عینک فروشی ها گیر میدن و عده هم به آرم شبکه های صدا و سیما!!!!!!باعث تعجبه!!!!

به عنوان مثال در مستند ظهور هم که به صفحه شطرنجی اشاره میکند , صفحه شطرنجی رو به تنهایی نماد فراماسونری نمیداند.در بخش مربوط به فیلم ماتریکس و یا وکیل مدافع شیطان صفحه شطرنجی را نماد فراماسونری میدونند به این علت که در اون بخش فیلم ارتباط بین 2 دنیای مختلف بوجود می آید.
استفاده از این ابزارها برای جاسوسی اون هم در سطح جهانی چیزی نیست که بخواهد تعجبی ایجاد کند

برای مثال در این مقاله http://www.heise.de/tp/r4/artikel/5/5263/1.html البته با لفظی تحت عنوان یک اشتباه ذکر شده که در سیستم عامل ویندوز محصول شرکت مایکروسافت یک «در پشتی» وجود داره که سازمان NSA (یکی از سازمانهای امنیتی) میتونه به تمامی اطلاعات کاربر دسترسی پیدا کنه

پس چنین مسائلی تعجب برانگیز نیستند.

(0

برای مثال در این مقاله http://www.heise.de/tp/r4/artikel/5/5263/1.html البته با لفظی تحت عنوان یک اشتباه ذکر شده که در سیستم عامل ویندوز محصول شرکت مایکروسافت یک «در پشتی» وجود داره که سازمان NSA (یکی از سازمانهای امنیتی) میتونه به تمامی اطلاعات کاربر دسترسی پیدا کنه

پس چنین مسائلی تعجب برانگیز نیستند.

حفره های امنیتی در سیستم عامل مایکروسافت و یا مرورگر اینترنتی معروف اش از دیرباز وجود داشته و ارائه update ها و sp ها "ظاهرا" برای جبران این نواقص می باشد. اما اینکه از نرم افزارهایی که ظاهری دوستانه دارند (برخلاف اسب های تراوا و کرم ها) به منظور جاسوسی استفاده شوند حتی در عرف بین المللی پذیرفتنی نیست. چطور از چیزی به سادگی عبور کنیم که اصلا ساده نیست!؟ ساده باشید اما ساده لوح نه! اینکه برای اثبات ماسونی بودن نرم افزار به دنبال چیزهایی باشیم مانند چشم یا هرم ، درست نیست. البته بعضی نمادها استاندارد شده و دیگر جای شبه ای جهت اثبات ماسونی بودن یک نرم افزار نمی گذارد اما اینکه هرجا یک چشم دیدیم بگوئیم نرم افزار ماسونی است این اشتباه است. باید به سوابق شرکت سازنده نرم افزار، اهداف نرم افزار، طیف کاربران نرم افزار و در آخر به اسم و ظاهر آن توجه کرد.
در مورد نرم افزار بابیلون حقیقتا شکی وجود ندارد که این نرم افزار مطابق اهداف اسرائیل است. اینکه این نرم افزار به عنوان یک نرم افزار پرخطر معرفی شده "توهم" نیست. توضیح بیشتر نمی توانم بدهم اما خودتان بررسی کنید لطفا!
در مورد ریشه ای تاریخی بابیلون به توصیه mohamad عزیز کمی بیشتر بررسی کردم. مطابق آنچه در کتاب عهد عتیق آمده داستان شباهت زیادی با آنچه که ایشان گفت دارد.(با کمی تفاوت) هدف نهایی نرم افزار بابیلون همان متحد ساختن و یک شکل کردن زبان های مختلفی است که در زمان نزول عذاب خدا بر سرزمین بابیلون به انواع مختلفی تقسیم شده بود. آنچه که از آن به "شکست دادن خدا" تعبیر کرده اند.
البته تورات تحریف شده و این مطالب کلا چرند است و با منطق قرآنی سازگاری ندارد. اما بابیلون موید عقیده سازندگان خویش بر آنچه گفته شد است.
(30-November-10 14:13)مسافر نوشته است: [ -> ]
(29-November-10 17:26)F.E.A.R نوشته است: [ -> ]به عنوان مثال در تحقیقات به دست آمده ثابت شده که نرم افزار معروف دیکشنری "بابیلون" یک نرم افزار جاسوسی اسرائیلی است.
با سلام و تشکر از شما
اگر مستند بررسی شود و دچار "مثلث یابی" نشوید حرکت مثبتی است ان شاء الله
در مورد نرم افزار بابیلون ظاهرا حق با شماست. در شرکت ما دقیقا به همین دلیل نصب این نرم افزار ممنوع اعلام شده است. بد نیست بدانید که بابیلون همان شهر قدیمی بابل است. بابل شهری است که است دو فرشته به نام هاروت و ماروت در آنجا به مردم سحر تعلیم نمودند. البته اینکه آیا این دو فرشته مامور الهی بودند یا "Fallen angle" بر محققین روشن نیست. اما آنچه که از آیات قرآن کریم استنباط می شود اثبات می کند که بابیلون (بابل) محل حضور سحر و ساحران بوده است:
و (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می‏خواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود؛ و) کافر نشد؛ ولی شیاطین کفر ورزیدند؛ و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت‏» و «ماروت‏»، نازل شد پیروی کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد می‏دادند. و) به هیچ کس چیزی یاد نمی‏دادند، مگر اینکه از پیش به او می‏گفتند: «ما وسیله آزمایشیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!)» ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی را می‏آموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند؛ ولی هیچ گاه نمی‏توانند بدون اجازه خداوند، به انسانی زیان برسانند. آنها قسمتهایی را فرامی‏گرفتند که به آنان زیان می‏رسانید و نفعی نمی‏داد. و مسلما می‏دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره‏ای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر می‏دانستند!! 103 بقره

با توجه به این توضیح به نظر می رسد انتخاب نام بابیلون برای این نرم افزار لغت نامه تصادفی نبوده است و علاوه بر دلایل فنی، دلایل تاریخی هم جهت اثبات ارتباط آن با جریان صهوینیستی وجود دارد.

تصاویر شهر بابل (بابیلون)
[تصویر: babylon_small.jpg]

آیه 102 سوره بقره نه 103 .لطفا تصحیح کنید


عرف بین المللی ؟ واقعا فکر می کنی «عرف بین الملل» یک اصل الزامیه ؟ پس «اشلون» هم یک عرفه ؟

[تصویر: X-Band_radar.jpg]
(06-December-10 12:14)-را- نوشته است: [ -> ]
(06-December-10 10:00)مسافر نوشته است: [ -> ]... در عرف بین المللی پذیرفتنی نیست. چطور از چیزی به سادگی عبور کنیم که اصلا ساده نیست!؟

عرف بین المللی ؟ واقعا فکر می کنی «عرف بین الملل» یک اصل الزامیه ؟ پس «اشلون» هم یک عرفه ؟

[تصویر: X-Band_radar.jpg]

دوست عزیز متوجه محل بحث هستید؟ منظور بنده این است که نرم افزارهایی که برخورد و کارکرد دوگانه دارند پذیرفتنی نیستند. به ادبیات گفتاری بنده صد در صد نقد وارد است. برای همین هم هست که داریم اینجا همفکری می کنیم تا خودمان را اصلاح و تکمیل کنیم. در مورد نرم افزار بابیلون با توجه به اینکه من جزو کارشناسان فنی یک شرکت هستم، تنها اطلاعاتی را که به خود ما رسیده است را بیان کردم. هر چند این اطلاعات رسمی نباشد. حال اگر شما اطلاعات بهتری دارید مطرح کنید.
اگر هم اصولا دسترسی غیرمجاز به اطلاعات دیگران بوسیله یک نرم افزار از نظر شما ایرادی ندارد، یا کار ساده ای است، یا نشان دهنده نیت سو نمی باشد، نیز لطفا بیشتر توضیح فرمائید.

دانلود کتاب و مقاله PDF با موضوعات مهدویت و دشمن شناسی

دانلود تعدادی کتاب و مقاله مفید و مرتبط با مباحث مهدویت و دشمن شناسی با فرمت پی دی اف

مردی از قم

مقاله سید خراسانی – قسمت اول

مقاله سید خراسانی – قسمت دوم

مقاله سید خراسانی – قسمت سوم – بخش اول

مقاله سید خراسانی – قسمت سوم – بخش دوم

مقاله شعیب بن صالح- بخش اول

مقاله شعیب بن صالح – بخش دوم

مقاله شعیب بن صالح – بخش سوم

عصر ظهور

پادشاه اردن از نگاهی دیگر

هشدار به مقاومت منطقه: احتمال بروز فتنه ای بزرگ

نفس زکیه 1 نفر یا 2 نفر ؟

دروغ هاي حسن الشارني منجم و پيشگوي معروف تونسي

يوگا: پرستش شيطان

اینکه در طی چند سال گذشته تذکرات زیادی به رسانه ملی داده شده و خطرات فکری و فرهنگی پخش فیلم های صهیونیستی به کرات گوشزد شده اما متأسفانه این روند هنوز ادامه دارد ، بعد از پخش مجموعه صهیونیستی جومونگ از شبکه سوم سیما برخی از دلسوزان عرصه فرهنگ به اهداف پشت پرده این اثر اشاره نمودند اما نه تنها از پخش آن جلوگیری نشد[1] بلکه این روند با پخش مجموعه امپراطور بادها همچنان ادامه دارد[2] و اگر باز هم این روند قطع نشود در مجموعه های بعدی و ادامه جومونگ تأثیرگذاری منفی بسیار بیشتر می شود، بنده فیلم های بسیاری از رسانه ملی دیده ام که رسماً ترویج شیطان پرستی ، فرقه های منحرف جدید و تفکر لیبرالی غربی  است و بدون توجه به تأثیر آن دوبله و پخش شده اند ، نمیدانم چه زمانی مسئولین فرهنگی و رسانه ای ما متوجه می شوند که بار فکری و تأثیر اعتقادی فیلم ، به مراتب خطرناک تر از صحنه های مبتذل و مستهجن آن است و همان حساسیتی که برای سانسور این صحنه ها وجود دارد باید با مقیاسی بیشتر و دقیقتر بر مفاهیم ارائه شده در فیلم ها وجود داشته باشد، به همین خاطر مقاله ” کلیدهای تحلیل مجموعه تلویزیونی افسانه جومونگ ” را باز نشر [3] می نمایم

 

-    پادشاه دانگمیونگ (زاده ۵۸ ق.م. درگذشته ۱۹ ق.م. – پادشاهی ۳۷ تا ۱۹ قبل از میلاد) یا به طور کامل دانگمیونگ سئونگ وانگ که به اسم زمان تولدش جومونگ نیز معروف است، موسس امپراتوری گوگوریو می‌باشد. گوگوریو در میان سه امپراطوری کره، شمالی‌ترین آنها محسوب می‌شد. درلوح سنگی گوانگائتو از او با نام چومووانگ به معنی پادشاه چومو و در ۲ کتاب تاریخی سامگوک ساگی و سامگوک یوسا از او با نام جومونگ و عنوان گو یاد شده‌است. همچنین در کتاب سامگوک ساگی از او با نام چومونگ یا سانگائی نیز نام برده شده‌است. آرامگاه جومونگ هم اکنون در کره شمالی است . در سایر نوشته‌های بدست آمده او با نام‌های چومونگ ، جونگمو یا دومو معرفی شده‌است

 

به دلیل حجم زیاد مطالب به ادامه مطللب بروید

ادامه نوشته

بیایید در رسمی شدن دین اسلام در آلمان سهیم باشیم

به دلیل عدم توجه مسلمانان به این رفراندم، تا به این لحظه تعداد مخالفان رسمی شدن دین مبین اسلام و آنهایی که به گزینه “خیر” رأی داده اند، بیشتر از موافقان و آنانی است که به گزینه “بله” رأی داده اند.
به گزارش شیعه آنلاین، دین مبین اسلام هنوز در کشور آلمان به رسمیت شناخته نشده است. اخیرا یک مؤسسه دینی برای رسمی شدن دین اسلام در آلمان رفراندمی برگزار کرده و از کاربران اینترنتی خواسته که نظر خود را در این مورد بیان کنند.

متأسفانه به دلیل عدم توجه مسلمانان به این رفراندم، تا به این لحظه تعداد مخالفان رسمی شدن دین مبین اسلام و آنهایی که به گزینه “خیر” رأی داده اند، بیشتر از موافقان و آنانی است که به گزینه “بله” رأی داده اند.

از همین رو از تمام مسلمانان درخواست می کنیم با وارد شدن به لینک این سایت که در ذیل این خبر قرار دارد، در این رفراندوم شرکت کنند و برای رسمی شدن دین مبین اسلام در آلمان رأی بدهند.

گفتنی است گزینه
“JA”
به معنی “بله” است. پس از انتخاب اين گزينه، کليد
“Zur Auswertung”
را فشار دهيد تا نظر شما تأييد شود.

لینک1: از اینجا رأی دهید
www.tagesschau.de/inland/wulffrede112.html

فراماسونری الحادی(Atheistic ) ، الله را نفی می کند و شیطان را می پرستد

فراماسونری الحادی(Atheistic ) ، الله را نفی می کند و شیطان را می پرستد

در قرن چهاردهم میلادی سازمان ماسونی الحادی به پا خاسته از مکتب کابالا در اروپا شکل گرفت که در مقایسه با مذاهبی چون یهود مسیحیت و اسلام سازمان نامبرده به جای الله خدای یگانه مظاهری از قبیل (معمار بزرگ جهان هستی) را که از دیدگاه ایشان خود بخشی از جهان مادی محسوب می شد را به رسمیت می شناخت.
در حقیقت ریشه این سازمان مخفی به سالها و قرون متمادی قبل از قرن چهاردهم برمی گردد و در آن زمان تنها اتفاقی که افتاد رسمیت یافتن این مکتب و نگرش در اروپا بود.مکتبی که پیدایش جهان را تصادفی و انسان را محصول تکامل تدریجی و نه خلقت هوشمندانه می داند به مانند نظریه داروین…

یکی از اعضاء دارای درجات بالای ماسونی در ترکیه در توجیه استفاده از عنوان (معمار بزرگ جهان هستی) در کتاب خود رو به اعضاء جدید و جوان سازمان چنین می گوید : فراماسونری Atheist بی دین و خدانشناس نیست اما خالق را تحت عنوانی متفاوت با آنچه در ادیان مرسوم است می شناسد! خدا یک اصل بزرگ و عالی در فراماسونری Atheist می باشد و آن چیزی نیست جز آخرین مرحله و منتها درجه تکامل تدریجی!
در واقع هنگامیکه ما مسیر علم و علت و معلول و… را طی می کنیم وجود خویشتن را نقد کرده و به خودشناسی نائل می شویم به همین ترتیب فاصله بین خود و آن(خدا) را در می نوردیم. بنابراین خدا اراده مطلق و اصیل نیست و نمی تواند خالق یا حاکم بر طبیعت و انسان باشد!آن فقط معمار وحدت و هارمونی در جهان است. خلاصه و عصاره ای از تمام عناصر طبیعت است. نیرو و انرزی است که همه جا و همه چیز را فرا گرفته رازی بزرگ و سری نهفته می باشد.

حتما شما هم دوگانگی را در جملات این شخص حس می کنید،اینگونه است که سازمان اعضاء جوان خود را فریب داده و به تدریج در باتلاقی بدون برگشت غرق می نماید به طور واضح ابتدا آنها را با یک پیشینه ذهنی که دارند نگه میدارند اما زمانی که به درجات بالاتر (27 به بالا) میرسند و پایبست این تشکیلات میشود و راهی جز انتخاب فراماسونری ندارند آنها را با واقعیات شوم این جوامع مخفی آشکار میکند…

جملاتی دیگر برگرفته از همین کتاب به وضوح هدف از انتخاب عنوان مذکور(معمار بزرگ جهان هستی) را روشن می سازد : هیچ قدرتی خارج از طبیعت نمی تواند موجود باشد که ما را هدایت کند و بر اعمال و رفتار ما تاثیر گذارد.تعالیم ماسونی در واقع علمی و بر پایه حقایق منطقی و معقول هستند،به طور حتم خدا محصول تکامل تدریجی است و بنابراین تنها حقیقت حتمی خود این جهان و انرزی پراکنده در آن می باشد!!!
تحت عنوان (معمار بزرگ جهان هستی) ماسونهای الحادی به یک وجود مادی فرضی اشاره می کنند. این وجود که در مراحل ابتدایی اینگونه مبهم مورد اشاره قرار گرفته در سخنان و مراسم ماسونهای درجات بالاتر بطور آشکار مفهوم خود را نشان می دهد.
اینجاست که در می یابیم تحت عنوان مذکور ماسونهای الحادی تنها یک چیز را می پرستند و از آن دستور می گیرند.
آن نیرو که سازمان ایشان را هدایت می کند چیزی نیست جز شیطان لعین!!!
واین است ماهیت فراماسونری Atheist (الحادی) نابودی و محو اهل کتاب و تمامی افرادی که به خدای یگانه ایمان دارند و پذیرش شیطان به عنوان نیروی برتر.

دو کتاب فراماسونری

موافقت پادشاه عربستان با تخریب کامل مسجدالحرام

شركت انگلیسی معماری اتكینز طرح جدید توسعه مسجدالحرام را برای افزایش جمعیت زائران به 5 میلیون نفر به پادشاه عربستان ارائه داده كه لازمه اجرای آن، تخریب كامل مسجدالحرام به غیر از بنای كعبه است.

به گزارش مشرق؛ شركت انگلیسی معماری اتكینز طرحی جدید برای توسعه مسجدالحرام به ملك عبدالله، پادشاه عربستان پیشنهاد داده كه انتخاب و اجرای آن نهایی شده است. لازمه اجرای این طرح در فاز یك تخریب قسمتی از مسجدالحرام و در فاز دوم تخریب كامل مسجدالحرام و باقی ماندن كعبه به تنهایی می باشد.

با اجرای این طرح زائران و نمازگزاران مسجدالحرام از 900.000 نفر به 3 میلیون نفر افزایش یافته و در فاز دوم با تخریب كامل مسجد الحرام به 5 میلیون نفر ظرفیت خواهد رسید. 650 معمار حرفه ای در شركت اتكینز كار می كنند و طرح مزبور را با سرپرستی تیم معماران توسط زاها حدید(معمار آوانگارد عراقی الاصل) و نورمن فاستر(معمار انگلیسی صاحب سبك های تك) طراحی نموده است.

 

این طرح كه یادآور طراحی های سانتیاگو كالاتراوا معمار اسپانیایی صاحب سبك بیونیك در معماری است (كه از اندام واره های جانوران و اسكلت جانوران بزرگ جثه برای سازه بنای خود الهام می گیرد)، از نمای جانبی نیز شباهت زیادی به ستون فقرات جانداران عظیم الجثه دارد.

كانسپت این طرح دید مستقیم از داخل این به اصطلاح رواق های مخوف به سمت كعبه به واسطه شیب تند این رواق ها به سمت داخل می باشد به گونه ای كه وقتی حجاج در این رواق ها قدم می زنند یا نماز می گزارند، چشم انداز آنها به سوی كعبه باشد.

در فاز دوم طرح تمام بنای مسجد الحرام، بجز كعبه تخریب می شود واین طرح به صورت مدولار با تقارن مركزی كعبه، به صورت كامل به دور كعبه طبق آنچه كه در تصویر زیر می بینید، اجرا خواهد شد.

در این طرح یك جبهه كامل از مسجد الحرام تخریب می شود و به جای آن طرح جدیدی كه شامل مسجدی بزرگ است ساخته می شود این مسجد همان رواق هایی است كه به سمت كعبه شیب دارد و به پنج دروازه عظیم الجثه با نقوش اسلامی به ارتفاع 38 متر ختم می شود. این دروازه ها در هنگام انجام مراسم مذهبی و برگزاری نماز برای محدود كردن فضای اطراف كعبه بسته می شود و صرفا در ماه رمضان و ایام حج تمتع گشوده می شود.

غرض ما مخالفت با تخریب مسجد الحرام برای توسعه آن و افزایش ظرفیت برای زائران و استفاده از طرح های بدیع و نوآورانه نیست، بلكه معماری بی قواره غربی كه در آن استفاده شده كه مانع از حضور قلب زائران می شود نكته ای است كه اعتراض ما را برانگیخته است.

قرار بود معماری مسجد الحرام، حافظ حرمت كعبه باشد به گونه ای كه توجه قلبی حجاج را به سوی كعبه معطوف كند نه آنكه معماری این مسجد دعوت به خود معماری آن كند و حجاج ره كعبه را گم كنند.

قرار بود معماری مسجد الحرام آرامشی به حاجیان بدهد كه جز كعبه نبینند. نه آن كه چنان شیفته یا مرعوب تكنوسیویلایز (تمدن تكنیكی) شوند كه در پیچ و خم پله برقی ها و طاق و تویزه های اوج گرفته( كه به دلیل عدم رعایت مردم واری لاجرم به تحقیر انسان می انجامد) راه آسمان را فراموش كند و سفر معنوی خود را به كعبه مقصود نرسانند.

 

ملك “فیصل بن عبدالعزیز” اولین پادشاه سعودی بود كه حدود 50 سال پیش طرح توسعه حرمین الشریفین را داد. و عمده تخریب های بناهای مقدس سرزمین حجاز به بهانه همین طرح توسعه صورت پذیرفت. ملك فیصل، همان كسی است كه از عاملان فروپاشی و تجزیه دولت بزرگ عثمانی و تضعیف مسلمانان و همچنین تشكیل رژیم نامشروع اسراییل بود و همه اینها را به كمك انگلیس ممكن كرد و حالا دوباره همان انگلیس و طرح توسعه جدید مسجد الحرام؛ توسط معماران انگلیسی و با دستور خادم الحرمین الشریفین! ملك “عبدالله بن عبدالعزیز”

شاید بهتر باشد داستان را از آنجا حكایت كنیم كه انگلیس، دستان محمد بن عبدالوهاب و محمد ابن سعود را در دستان هم گذاشت تا با بدعتی به نام وهابیت، عربستان را سعودی كند و ضمن تجزیه و تضعیف ملت های مسلمان، سرزمین وحی را برای همیشه از دست مسلمانان بگیرد. صهیونیزم بوی خون می دهد و اعراب بوی خیانت.
 

با روی كار آمدن دوباره جاهلیت نو، آن هم از نوع وهابی آن، از كشتار بی رحمانه شعیان كربلا (1216) گرفته تا قتل عام مردم طایف (1217) كه بگذریم، وهابیون پس از تسلط بر مكه در سال 1218، تخریب های زیادی انجام دادند. از جمله زادگاه پیامبر اكرم و حضرت علی (ع) و خدیجه و حتی ابوبكر را خراب كردند. آثار باستانی اطراف خانه خدا و آثار چاه زمزم را نیز تخریب كردند. آنها هنگام تخریب این بناها طبل می زدند و رقص و آوازه خوانی می كردند. وهابی ها در همان سال زادگاه رسول اكرم را به محل خرید و فروش حیوانات تبدیل كردند.

و بالاخره پس از آنكه آل سعود در سال 1344 با حمایت كامل مالی و سیاسی باز هم انگلیس، به طور كامل بر حجاز تسلط یافت به مرور تمام آثار صحابه، قبور شهدا، زادگاه امام حسین (ع) و بارگاه عظیم ائمه بقیع، بیت الاحزان و مرقد فاطمه بنت اسد و بعد ها كوچه های بنی هاشم را ویران كردند. جالب تر از همه اینجاست كه آنها سنگ شیطان را نیز تخریب كردند و به جای آن دیواری كشیدند كه زائرین امروزه آن دیوار را رمی جمرات می كنند! این تنها ابلیسك دنیا بود كه به جای پرستش، سنگسار می شد.

و حالا دیگر پرده داران حرم امن الهی وهابیون آل سعودند كه ما را كافر و مشرك می خوانند و حرمهایمان را نابود می كنند و گواه آنان این جمله ای از ابن تیمیه است كه :
مَن اَتی إلی قَبرِ نبی أو صالح و یسأله حاجته ویستنجِده ، فهذا شزكٌ صریحٌ یجبُ أن یستتابَ وصاحِبَه فإن تابَ و الّا قُتل َ. “هركس كنار قبر پیامبر و یا یكی از صالحین بیاید و از آنها حاجتی درخواست كند، مشرك است و واجب است كه او را توبه دهند، و اگر توبه نكند، باید او را كشت” این موضوع تا به امروز آنچنان پیش رفته كه هیئت عالی افتای سعود طبق آخرین فتاوایشان شیعیان را مرتد می خوانند.

کاربد کابالا 2

کاربرد کابالا ؟ یا سرپوشی بر نسل کشی 10 ملیونی !؟
دوست عزیز مطالعات شما به نظر از کتابهای پر بار زرسالاران هست. بنده هم دو جلد اول کتاب رو مطالعه کردم و داستان 100 سال پلوتوکراسی رو می دونم. اینکه زمینهای هند و قاره کشف شده آمریکا رو به توطئه و زور گرفتند و از مردم بومی همونجا برای کشاورزی و تولید محصولات کشاورزی استفاده کردند. اینکه با ناجوانمردی و پستی کامل به آفریقا یورش بردند و مردهای اون سرزمین رو به زمین های کشاورزی مستعمراتی خودشون در هند و آمریکا بردند و ازشون بیگاری کشیدند و الان با نهایت رذلی میگن آفریقا و وضعیت بچه هاشون ثابت میکنه نباید قانون برده داری برداشته میشد. همون برده آمریکا بودند وضعیتشون بهتر بود. نمیگن چی باعث شده آفریقا الان اینطوری بشه. نمیگن 100 سال مرد در این سرزمین نباشه و زمینها شخم زده نشن تبدیل میشن به زمینهای مرده و بیابانی. نمیگن 100 سال کسی در سرزمین نباشه تا ساخت و ساز کنه و عمران و کشاورزی، چه اتفاق وحشتناکی برای مردم بومی اونجا می افته. بله اینها رو نمیگن، اما میگن آمریکا اینها رو برده کرده بود وضعشون بهتر بود.
اینطوری کارگر از کشورهای تسخیر شده و زمین هم از همونجاها، ولی سود به جیب خودشون. حتی نمیخواد خرج جا و مکان کارگرها رو بدی. چه تجارت پر سود و کثیفی. این می رسونه در 100 سال با داشتن بیش از 10 میلیون برده بومی و سیاهپوست آفریقایی چه سرمایه هنگفتی رو جمع کردند. حالا هم همه جا جار می زنن این رنسانس و انقلاب علیه کلیسا بود که ما رو پیشرفته کرد. یعنی چی؟ یعنی مسلمونها شما هم علیه اسلام قیام کنین تا شما هم پیشرفت کنین. البته نمیدونم چرا اصرار دارن وضعیت خودشون رو پیشرفته بدونن. اینکه فقط در زمینه صنعت چیزهای دقیقتر و جدیدتر تولید می کنن که اونهم اغلب در راه های شر از اونها استفاده میشه و اینکه در سایر زمینه ها دچار چنان انحطاطی شدن که نمی دونن چیکار کنن رو بهش میگن پیشرفتگی. بنده شخصا از این پیشرفتگی بدون اخلاق و این پیشرفت یک بعدی بیزارم.
تازه بعد از این ماجرا که کم کم دنیا برده داری اینچنین وحشیگرانه رو داشت زیر سوال میبرد آقایان متوجه تجارت پر سود و بی زیان مواد مخدر شدند. اون موقع راضی شدن تن بدن به حذف و از میان برداشتن برده داری. سراغ افغانستان رفتند و دوباره طی یک سده دیگر به تجارت مواد مخدر پرداختند و به ثروت انبوه خودشون افزودند. البته همه عزیزان بهتر می دونید که الان هم برده داری و مواد مخدر به شکلی نوین تر و وحشتناک تر ادامه داره و باز ثروت روی ثروت... اما...
در مورد کابالا سخن بسیار هست. اگرچه عده ای میگن تصوف یهودی اما تا الان دیگه برای همه روشن شده که کابالا چیزی جز تعالیم جادوگری چند لایه نیست که فقط بزرگان ساحر و شیطان پرست از مفاهیم و آموزه های اصیل اون بهره مند هستند و امثال مدونا یا سایر کابالیستها تنها مزه ای کوچک بهشان چشانده شده و البته انگیزه های شهرت و البته اینکه تحت کنترل ذهن هستند و ... بگذریم.
اما اینکه در مستند ظهور گفته شده یا تحقیقات ما اینطور بگه که قدرت غرب ناشی از ارتباط با شیاطین و جنیان هست برداشت نادرست شماست دوست عزیز.
مستند ظهور دلیل این رو میگه که چرا رهبران کشورهای دنیا شیطان پرست هستند یا از شیطان پرستی حمایت می کنند. اینکه اونها به طور مستقیم یا غیر مستقیم، دانسته یا نادانسته، از آموزه های شیطانی مصر باستان و کابالا تبعیت می کنند، تضادی نداره با اینکه اونها قاتل و برده دار و گرگ صفت هستند.
بله ما می دونیم چه جنایتهایی در حق مردم آفریقا شده و میشه. براتون جای سوال نیست چرا و چرا و چرا اینقدر اینها شرور و قصی القلب هستند؟ خواهش میکنم مقاله "قربانی کردن انسان در آئین های رازآلود" رو مطالعه کنید. چطور ممکنه افرادی ثروتمند و قدرتمند باز باید دست به اعمال فجیع و شنیعی بزنند که حتی ما از توصیف و تصور اون هم ابا داریم؟ اینجاست که بحث پرستش شیطان که اساس آموزه های کابالا هست مطرح میشه.
یه خواهش هم دارم از همه عزیزان. اینقدر از زنان نیمه برهنه در مستند ظهور ایراد نگیرین. من بارها گفتم. دنیای غرب و حتی کشورهای مسلمان با این ماهواره ها و اینترنت و ... که در سطح عموم افراد خانواده مورد استفاده قرار میگیره پر هست از اینگونه تصاویر. اگر در مورد جامعه اطراف خودتون اطلاع ندارین بد نیست کمی در این زمینه تحقیق کنید. نگاه نکنید به خانواده خود و اطرافیان همفکر خودتون. متاسفانه وضعیت جامعه از لحاظ فساد جنسی وضعیت مطلوبی نداره البته مطمئنا از جامعه غرب خیلی بهتره اما برای یک کشور مسلمان جای تاسفه.
در هر حال این مستند برای کل جهان ساخته شده و این تصاویر برای شناخت خواننده ها بوده و برای بیدار کردنشون. البته که در ایران خودمون هم کاربرد داره. چه اینکه یکی از دوستانی که خوراکش همین کلیپها بود، بعد از دیدن چند قسمت اول مستند ظهور، خود به خود احساس تنفر از مدونا پیدا کرده بود در حالیکه قبل از اون چنین دیدی نداشت. ان شاءالله در آینده ما سایر خوانندگان که تعدادشون هم بسیار زیاده افشا میکنیم بلکه این آفت مضر انسانی کمتر در جامعه خودمون پخش بشه.

کاربرد کابالا

کاربرد کابالا ؟ یا سرپوشی بر نسل کشی 10 ملیونی !؟
آیا میدونید دوستان این قدرتی که اروپا الان به عنوان تمدن ازش حرف میزنه با ریختن خون حداقل 10 ملیون آفریقایی و برده به دست آمده ؟ و آیا میدونید بزرگترین تجار برده یهودی بودند ؟ کار کرد کابالا چیه برا یهود ؟ این که به همه بفهمونه قدرت الان غرب از قدرت باستانه و از این فرغه همان طور که در این مستند میبینید ( ظهور ) اکثر بزرگان غربی طوری معرفی میشوند که گویا از شیطان به آنها وحی میرسد و علم و قدرت حال آنها مدیون ارتباط با شیطان میباشد !
حالا این دید چه چیزی به دست میده ؟ این که نقش برده ها و قسمت عظیمی از تاریخ ننگین اروپا پاک میشه و جاشو به تاریخ کابالایی میده . به جای این که قدرت اکنون آمریکا را در غارت ملتها جستوجو کنیم در مصر باستان به دنبال آنیم .
یادتون هست بزرگترین خواست شیطان چیه ؟ این که مردم اونو نشناسن یا بهتر اونو به صورتی که هست نشناسن و در شناخت شیطان گمراه شوند !
قطعا کاری شیطانی تر از کشتن 10 ملیون انسان و از بین بردن یک قاره به دست بشر نیست که انجام شده باشه و حال ما به دنبال اثر کابالا هستیم در فیلم ارباب حلقه ها یا یک شو نیمه برهنه ؟ کجا شیطان را میبینید ؟ میبینید چگونه شیطان با یک فرقه خود را از دید مخفی میکند ؟ هر دو شیطانی هستند ولی با کاربرد متفاوت ! کاری شیطانی برای پوشش کارهای دیگر .
کابالا کاربرد های بسیار بیشتری هم داره که اگر خدا لطف و شما دوستان مشتاق باشید میتونیم دانسته هامون رو با هم در میان بگذاریم .

کاربرد کابالا

کاربرد کابالا ؟ یا سرپوشی بر نسل کشی 10 ملیونی !؟
آیا میدونید دوستان این قدرتی که اروپا الان به عنوان تمدن ازش حرف میزنه با ریختن خون حداقل 10 ملیون آفریقایی و برده به دست آمده ؟ و آیا میدونید بزرگترین تجار برده یهودی بودند ؟ کار کرد کابالا چیه برا یهود ؟ این که به همه بفهمونه قدرت الان غرب از قدرت باستانه و از این فرغه همان طور که در این مستند میبینید ( ظهور ) اکثر بزرگان غربی طوری معرفی میشوند که گویا از شیطان به آنها وحی میرسد و علم و قدرت حال آنها مدیون ارتباط با شیطان میباشد !
حالا این دید چه چیزی به دست میده ؟ این که نقش برده ها و قسمت عظیمی از تاریخ ننگین اروپا پاک میشه و جاشو به تاریخ کابالایی میده . به جای این که قدرت اکنون آمریکا را در غارت ملتها جستوجو کنیم در مصر باستان به دنبال آنیم .
یادتون هست بزرگترین خواست شیطان چیه ؟ این که مردم اونو نشناسن یا بهتر اونو به صورتی که هست نشناسن و در شناخت شیطان گمراه شوند !
قطعا کاری شیطانی تر از کشتن 10 ملیون انسان و از بین بردن یک قاره به دست بشر نیست که انجام شده باشه و حال ما به دنبال اثر کابالا هستیم در فیلم ارباب حلقه ها یا یک شو نیمه برهنه ؟ کجا شیطان را میبینید ؟ میبینید چگونه شیطان با یک فرقه خود را از دید مخفی میکند ؟ هر دو شیطانی هستند ولی با کاربرد متفاوت ! کاری شیطانی برای پوشش کارهای دیگر .
کابالا کاربرد های بسیار بیشتری هم داره که اگر خدا لطف و شما دوستان مشتاق باشید میتونیم دانسته هامون رو با هم در میان بگذاریم .

....

داور بین المللی فوتبال کشورمان گفت: کمیته داوران AFC با توجه به اهمیت دیدار ایران و عراق بهترین داور آسیا و جام جهانی آفریقای جنوبی را برای قضاوت این دیدار انتخاب کرده و نباید نگرانی از بابت سوت‌های او داشته باشیم.

مسعود مرادی  افزود: روشن ایرماتوف از سال ۲۰۰۳ در فهرست داوران بین المللی قرار گرفته و یکی از داوران همدوره محسن ترکی است. این داور در طول سال‌های اخیر پیشرفت قابل توجهی داشته بطوری که توانسته با جلب اعتماد فیفا و AFC برای قضاوت‌های مهمی در سطح آسیا و جام جهانی انتخاب شود و سه بارعنوان بهترین داور سال آسیا را به خود اختصاص دهد.

وی حضور شایسته ایرماتوف در جام جهانی آفریقای جنوبی را موجب افزایش اعتمادبه‌نفس این داور ازبکستانی عنوان کرد و اظهار داشت: ایرماتوف با پنج  قضاوت در جام جهانی به ویژه دیدار مرحله یک چهارم نهایی بین تیم‌های ملی آلمان و آرژانتین با اعتمادبه‌نفس بالا در جام ملت‌های آسیا قضاوت خواهد کرد و انتخاب این داور برای مسابقه مهم ایران و عراق نشان می دهد AFC هم حساسیت‌های بالای این مسابقه را درک کرده است.

داور بین‌المللی فوتبال کشورمان تاکید کرد: البته قضاوت هر مسابقه شرایط خاص خودش را دارد و نمی توان گفت ایرماتوف مسابقه ایران – عراق را بدون اشتباه قضاوت خواهد کرد اما با وجود این داور آماده، خوشنام و باتجربه نباید نگرانی برای قضاوت این مسابقه داشته باشیم.

مرادی آمادگی بدنی، دوندگی و قضاوت نزدیک به صحنه را از ویژگی‌های داوری روشن ایرماتوف عنوان کرد و اظهار داشت: این داور ازبکستانی اهل مماشات نیست و صحبت بازیکنان با داور نمی تواند در تصمیمات او تاثیرگذار و به خوبی بازی را مدیریت و کنترل می کند و قضاوت‌های کم اشتباه او در جام جهانی به خوبی شایستگی‌های این داور را ثابت می کند.

وی در پایان در مورد انتخاب داوران عرب برای دیدارهای تیم ملی اظهار داشت: اینکه داوران عرب برای بازی‌های ایران انتخاب نشود دیدگاه درستی نیست چرا که داوران برگزیده برای جام ملت‌ها تلاش می کنند تا در هر مسابقه بهترین قضاوت را داشته باشند و در مراحل بالاتر حضور یابند. این ذهنیت که داوران عرب با جانبداری قضاوت می‌کنند باید در ذهن فوتبالدوستان اصلاح شود چرا که هیچ داوری با قضاوت جانبدارانه و با شائبه اعتبار و آبروی خود را زیر سئوال نمی برد

فوتبال

سرگذشت اغلب فوتبالیست‌های معروف چنین است. آنها که معمولا فوتبال را از زمین‌های خاکی جنوب شهر شروع کرده‌اند و بعدها، چنین روزهایی را رد کرده‌اند تا تبدیل به آدم‌های متمولی شوند. حرف‌های سید مهدی رحمتی بهانه‌ای شد تا تلنگری به گذشته برخی از فوتبالیست‌ها زده شود. کسانی که هنوز بازی می‌کند و یا از فوتبال خداحافظی کرده اند. در گذشته فوتبالیست‌ها اینقدر معروف نبودند تا چنین پول‌های هنگفتی را به جیب بزنند. برخی از آنها حتی در دوران اوج فوتبال خود که پیراهن تیم ملی را هم به تن می کردند، مجبور بودند بعد از تمرین به دل خیابان های شهر بزنند و مسافرکشی کنند، مانند کاظم سید علی خانی، غلامرضا فتح آبادی، پرویز مظلومی و عبدلعلی چنگیز. فتح آبادی در دوران اوج خود که در تیم ملی هم خوش می درخشید، مسافر کشی می کرد.

پرویز مظلومی سرمربی فعلی استقلال درباره آن روزها می گوید: «سال 62 و در بحبوحه جنگ تحمیلی اوضاع و احوال فوتبال چندان رو به راه نبود. در آن سال‌ها کاپیتان استقلال بودم اما عملا از فوتبال چیزی عایدم نمی‌شد و مجبور بودم برای امرار معاش چند ساعتی هم با تاکسی کار کنم. بازیکنان سرشناسی مثل عبدالعلی چنگیز و غلامرضا فتح‌آبادی که هم تیمی‌های من بودند، روی تاکسی کار می‌کردند.»

مظلومی در خط یوسف آباد ولی عصر کار می کرد و از هر مسافری پنج تومان کرایه می گرفت! برخلاف او و سه بازیکن دیگر کاظم سیدعلی خانی هنوز با تاکسی کار می کند و خرج خود و خانوده اش را با سختی به دست می آورد. روایت های جالب دیگری هم از شغل های برخی از بازیکنان در دوران بازیگری و یا پیش از آن وجود دارد که اشاره به آنها، نشان می دهد فوتبالیست ها آنقدر راحت که فکر می کنید، تبدیل به انسان های پولداری نشده اند.

رحمتی در ماشین می‌خوابید!

سید مهدی رحمتی می گوید پیش از اینکه فوتبال بازی کند در خط راه آهن-خانی آباد مسافرکشی می کرده است. او به دلیل پاره ای از مشکلات خانوادگی حتی بعضی شب‌ها مجبور بود در پیکان گوجه ای اش شب را صبح کند.

صادقی مسافرکشی می‌کرد

امیر حسین صادقی مدافع معروف استقلال هم مسافر کشی می کرد. اودر سال 79 و در دورانی که تیم در امید استقلال بازی می کرد، همزمان در یک آژانس واقع در بهار شیراز کار می کرد تا بتواند خرج خود را در بیاورد. ماشین او یک پیکان خسته بود!

عنایتی، کارگر ساده

رضا عنایتی از گفتن واقعیت‌ها ابایی ندارد. مهاجم این روزهای سپاهان که رکورد گلزنی در تاریخ لیگ را مال خود کرده، در سن 15 سالگی در مشهد دست‌فروشی می‌کرد. او بعدها به یکی از کارخانه‌های فرش‌بافی رفت و در آنجا کارگری کرد. او بعدها تبدیل به ستاره ابومسلم شد و با حضور در استقلال و امارات پول‌های زیادی به جیب زد.

ستاره وانت‌دار

عباس کارگر ستاره اسبق تیم ملی و پرسپولیس هنوز با وانت کار می کند. او که در فوتبال به هیچ نرسید مجبور است برای امرار معاش خود و خانواده اش با وانت بارکشی کند.

دایی دست‌فروشی کرده؟

علی دایی یک بار اعلام کرد در دوران دانشجویی دست فروشی می کرده و با کارگری به اینجا رسیده است. ولی دوستان نزدیک دایی که سال هاست با او ارتباط نزدیکی دارند می گوید، این
businessman معروف هیچ گاه دست فروشی نکرده چون وضع مالی خانواده اش بد نبوده است.

شماره هشت مسافرکش

علی کریمی شماره هشت تاریخی فوتبال ایران سال 71 در کرج مسافرکشی می کرد. او یک پیکان گوجه ای داشت. کریمی قبل و بعد از تمرین پرسپولیس با ماشین خود کار می کرد تا خرج خود را در بیاورد. نقل است زمانی که او به دفتر یکی از روزنامه های ورزشی رفت بود، برای آنکه نشان دهد واضع مالی بسیار بدی دارد تمام دارایی اش را رو کرد که یک اسکناس هزار تومانی بود.

جوراب‌فروشی که مشهور شد

حسن خان محمدی ستاره سابق پرسپولیس که سال ها پیراهن این تیم را به تن کرد پیش از آنکه آدم معروفی شود مجبور بود با دست فروشی خرج خود را در بیاورد. یکی از دوستان نزدیک او می گوید در ابتدای دهه 70 خان محمدی در شهرک عربو سعادت آباد بساط جوراب فروشی راه می انداخت و مشتریان را روی هوا می‌زد!

مربی کارت فروش

یکی از معروف ترین مربیان فوتبال ایران که در حال حاضر بنا به دلایلی نمی تواند کار کند، روزی مجبور شد برای کسب درآمد راهی خارج شود. او به ژاپن رفت تا کسب و کاری به راه بیاندازد اما در نهایت به دلیل فروش کارت تلفن تقلبی دیپورت شد تا به ایران بازگردد.

ستاره‌ای که تاکسی پدرش را فروخت

ستاره استقلال هیچ‌گاه با تاکسی کار نکرد اما به دلیل آتش گرفتن دکان پدرش که تمام دارایی او بود، برایش یک تاکسی خرید تا با آن کار کند. این ستاره آبی‌ها که رقیب اصلی علی دایی در بیزینس است و ماهیانه میلیاردها به جیب می زند، بعدها مجبور شد این تاکسی را بفروشد چون پدرش به مسافران می‌گفت که این ستاره، پسرش است!

کیا، ماهر در پشم‌چینی!

مهدی مهدوی کیا هنوز پشم های گوسفندان را می چیند. او که پیش از تبدیل شدن به یک فوتبالیست معروف مجبور بود در مزرعه پدرش در روستای چشمه اراک کند، علاوه بر کارهای کشاورزی در دامداری هم فعالیت زیاد می‌کرد. دوستان نزدیک کیا می‌گویند او حتی زمانیکه در آلمان بازی می‌کرد، در زمان تعطیلات به مزرعه پدرش سر می‌زد تا در اموارات به او کار کند. می‌گویند مهدی در چیدن پشم‌های گوسفندان تبحر ویژه‌ای دارد!

گلر مسافرکش

وحید قلیچ گلر اسبق پرسپولیس در سال 72 یک پیکان داشت و در آژانس کار می‌کرد. گلر مطرح قرمزها بارها از این موضوع گفته است. او با پیکان خود خرج خانواده‌اش را می‌داد.

ستاره‌های شالیزار!

شیث رضایی و مهرداد اولادی که هر دو اصلیتی مازندرانی دارند پیش از آنکه فوتبال بازی کنند، مجبور بودند کشاورزی کنند. شیث در یکی از شهرهای ساری کشاوری می کرد و مهرداد اولادی در شالیزارهای قائمشهر. این دو الان در پرسپولیس و ملوان به آب و نانی رسیده اند و کمتر راه شان به ولایت شان می افتد!

کبوترداری!

بعضی از بازیکنان فوتبال هم از طریق جانوران مخارج خود را در می آورند. بعضی از این فوتبالیست ها که هنوز به شغل کبوتر داری مشغول هستند، با هر نقل و انتقالی پرنده های زبان بسته خود را به محل زندگی شان می برند. یکی از این فوتبالیست ها که در بوشهر بازی می کند از دوران بچگی به کار با کبوتران و جلد کردن آنها علاقه ویژه ای داشت. او مخارج خود را از طریق جوجه کشی در آورد. این بازیکن استاد برخی از ستاره های فوتبال ایران در امور کبوترداری هم هست. یکی از شاگردان او در پرسپولیس بازی می کند!

سلام

حقه های عجیبی که آدم به بدنش میتونه بزنه؟!!!

 

می دانیم که درد جسمانی علامت و نشانه ایجاد مشکل و ناهنجاری در بدن است و عوامل مختلفی باعث درد و ناراحتی جسمانی می شوند. بعضی از این عوامل موقتی و برخی نیز طولانی مدت و نیازمند دارو و درمان هستند.
در اینجا ما ترفند هایی را بیان می کنیم که شما با دانستن و بکار بستن آنها، بعضی از درد ها را می توانید موقتا کاهش بدهید.


خارش گلو
وقتی کودک بودید، قلقلک دادن زیر بغل شما یک سرگرمی جالب بود. حالا در بزرگسالان هم می توان از این ترفند برای رهایی از مشکل خارش گلو استفاده کرد. وقتی که سلول های عصبی گوش تحریک بشوند، باعث اسپاسم عضلات گلو و گردن شده و در نتیجه شما را از شر خارش گلو راحت می کنند. پس قلقلک دادن گوش، باعث رفع خارش گلو می گردد!



صداهای فراصوت بالاتر از حد آستانه شنوایی را تجربه کنید
اگر در محلی شلوغ و پر سر و صدا هستید، بطرف راست خم شوید و سعی کنید با گوش راست بشنوید! گوش راست برای شنیدن حرفهای تند و سریع مناسب تر است. گوش چپ برای تمیز و تشخیص دادن تن های موسیقی، قوی تر است.



بر درد آمپول غلبه کنید
به راحتی با سرفه کردن در حین تزریقات، می توانید درد آمپول را کاهش دهید. سرفه کردن در اصل یک ترفندی است که باعث افزایش سریع و موقتی فشار در قفسه سینه شده و مسیرهای عصبی درد را مسدود می کند.



از شر جرم های بینی راحت شوید
فین کردن شدید را فراموش کنید. در اینجا یک ترفند بسیار سریع و آسان برای راحت شدن از جرم ها وجود دارد: بطور متناوب با زبان خود به سقف دهانتان ضربه بزنید، سپس با یک انگشت خود وسط دو ابرو را فشار دهید. این کار باعث می شود که تیغه بینی، عقب و جلو رفته و پس از
۲۰
ثانیه، جرم های متراکم شده و آماده تخلیه می شوند!



از شر رفلاکس مری راحت شوید
کسانی که دچار رفلاکس مری هستند، اگر به پهلوی چپ بخوابند، کمتر به این مشکل دچار می شوند! مری و معده تحت یک زاویه ای بهم وصل هستند، وقتی به پهلوی راست بخوابید، سطح معده بالاتر از مری قرار می گیرد، در نتیجه غذا و اسید به مری بر می گردد.



درد دندان، آخ نگو
با یک تکه یخ، قسمت
v
شکل بین انگشتان اشاره و شست را بمالید، بسادگی درد دندان را کاهش می دهید.



نوک انگشت تان را سوزانده اید؟
اگر در اثر تماس ناگهانی با اجاق گاز یا قابلمه داغ نوک انگشت تان را سوزانده اید، به سرعت قسمت آسیب دیده را تمیز کنید و با یک تکه یخ ماساژ بدهید. اگر یخ نبود، از آب سرد نیز می توانید استفاده کنید.



سرتان گیج می رود و به دوران افتاده است
کافی است فقط یک دست تان را روی یک نقطه ثابت قرار دهید، بسرعت دوران سرتان خوب می شود. قسمتی از گوش که مسئول فقط تعادل است در داخل یک مایع شناور می باشد، هر گاه این مایع جابه جا بشود، تعادل شما بهم می خورد، بکمک یک مرجع ثابت بیرونی، مغز سریع تعادل خود را به دست می آورد.



درد پهلو
گاهی به هنگام دویدن، پهلوی آدم درد می گیرد. این بخاطر آن است که بازدم شما با وقتی که پای راست شما به زمین می خورد، همزمان است. در نتیجه به دیافراگم شما فشار وارد می شود، برای رهایی از این درد کافی است، بازدم خود را با وقتی که پای چپ شما به زمین می خورد، همزمان کنید.



جلوی خونریزی را با یک انگشت بگیرید
گرفتن بینی و به عقب برگرداندن سر، راه متداول جلوگیری از خونریزی بینی است، اما شما اگر مقداری پنبه را درست زیر گردی لب بالایی، روی لثه بگذارید و با یک انگشت آن را فشار دهید، خونریزی قطع می شود.



از تپش قلب در هنگام عصبانیت جلوگیری کنید
به انگشت شست خود، فوت کنید! عصب واگ که ضربان قلب را کنترل می کند، بکمک نفس کشیدن، آرام می گیرد.



مغز خود را گرم نگه دارید
بسیار چیز های کم اهمیتی هستند که مغز را سرد و فلج می سازند. در این حالت، زبان خود را به سقف دهانتان فشار دهید، بطوریکه بیشترین مقدار از سقف را بپوشاند، در این صورت سر درد بر طرف می شود! این سردرد می تواند ناشی از یک بستنی یخی باشد.



از نزدیک بینی پیشگیری کنید
نزدیک بینی به ندرت ریشه ژنتیکی دارد، بلکه بیشتر از خیره شدن چشم به یک نقطه در فاصله کم ناشی می شود. بنابراین بهتر است که هر از چندی، چشم های خود را ببندید، به بدنتان کش و قوسی بدهید، و نفس عمیقی بکشید و پس از چند ثانیه به آرامی نفس تان را رها کنید، این کار باعث استراحت عضلات غیر ارادی هم می شوند. در نتیجه چشم ها هم استراحت می کنند.



خواب رفتگی
اگر دست شما موقع رانندگی یا نشستن، در اثر یک وضعیت نادرست بخواب رفته باشد، به آرامی حرکت دادن سر به چپ و راست، در کمتر از یک دقیقه می تواند این مشکل را حل کند و از شر گزگز و سوزنی شدن دست راحت شوید.



زیر آب نفس بکشید
وقتی در زیر آب هستید، این نبود اکسیژن نیست که شما را بی چاره می کند، بلکه دی اکسید کربن است که باعث اسیدی شدن خون و استیصال می گردد. بنابراین کافی است ابتدا، قبل از شنا چند نفس کوتاه و سریع بکشید تا میزان اسیدی بودن خون پایین بیاید. با این ترفند مغز شما می پندارد که اکسیژن بیشتری در اختیار دارد! به این ترتیب ده ثانیه زمان می خرید.



خوب حفظ کنید
همیشه سعی کنید کار های خود را قبل از خواب، پیش خود مرور کنید و یا درباره مسئله ای که مورد نظر شما است، قبل از خواب فکر کنید، در این صورت وقتی بیدار می شوید، حافظه شما بهتر و سریعتر به شما کمک خواهد کرد. هر چیزی را که شما درست قبل از خواب مطالعه کنید، بهتر در حافظه شما ثبت و ضبط می شود.


سرانجام کارتون های قدمی

آقای سكسكه عمل كرده، می‌ره سر كار و میاد و زندگی‌شو می‌كنه!


158370_672.jpg

الفی دیگه از هیچی نمی‌‌ترسه!

158371_439.jpg

آلیس شوهر كرده، دو تا بچه داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان ۵٠ متری ساده.

158372_136.jpg

آن‌شرلی آرایش‌گر معروفی شده و توی جردن و چند تا محله‌ی بالای شهر شعبه زده و حسابی جیب مردم رو خالی می‌كنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی ...

158377_562.jpg

ای‌كیوسان كراكی شده و مخش تعطیل تعطیله!

158373_770.jpg

بامزی یه خرس بزرگ شد و شكارش كردن!... شلمان هنوز هم خوابه!

158374_638.jpg

پت پست‌چی بازنشسته شده و الان تو خونه‌ی سال‌مندان منتظر مرگشه!

158375_252.jpg

بنر رو یادته؟ پوستشو توی خیابون منوچهری 30000 تومن ‌فروختن!

158376_559.jpg

بالتازار و زبل‌خان آلزایمر گرفتن.

158378_283.jpg

دامبو، پلنگ صورتی، پسر شجاع، خانوم كوچولو، گوریل انگوری، شیپورچی، یوگی و دوستاش همه توی یه سیرك بزرگن!

158379_709.jpg

158380_910.jpg

158381_943.jpg

158382_192.jpg
158383_856.jpg



تام سایر حسابی باكلاس شده و موهاشو مدل جوجه‌تیغی درست می‌كنه!

158384_805.jpg

تام و جری دو تا دوست صمیمی شدن!

158385_872.jpg

تن‌تن توی یه روزنامه خبرنگار بود، الان تو یه شركت تبلیغاتی داره فعالیت میكنه!

158386_965.jpg


جیمبو رو از رده خارج كردن و بعد اجاره دادندش به ایران ایر !!


158388_738.jpg

چوبین خیلی وقته كه مادرش رو پیدا كرده و دنبال یه وامه تا ازدواج كنه!

158389_650.jpg

حنا خانوم دكتر شده، مادرش هم از آلمان برگشته كنارش!

158390_931.jpg

خپل رو از باغ گل‌ها انداختنش بیرون, اون‌جا یه برج ١٠٠٠ طبقه ساختن! (چند روز پیش كنار یه سطل آشغال دیدمش - خیلی لاغر شده!)

158391_351.jpg

خانواده‌ی دكتر ارنست همسایه مونن، هر سه تا بچه‌اش رفتن خارج، همسر دكترخیلی مریضه!

158392_991.jpg

رابین‌هود رو توی اسلام‌شهر گرفتنش - به جرم شرارت!- هفته‌ی دیگه اعدامش می‌كنن!


158393_547.jpg


سوباسو و كاكرو قهرمان جهان شدن، خب كه چی؟!

158395_609.jpg

كایوت، بالاخره ردرانر رو گرفت ولی از شانس بدش آنفولانزای مرغی گرفت و مرد!

158396_862.jpg

هیچ‌كی نفهمید گالیور عاشق فلرتیشیاست!

158397_853.jpg

لوك خوش‌شانس طی یه بدشانسی، اشتباهی تو یه صحنه قتل دستگیر شد و نتونست خودشو تبرئه كنه و الان هم سلولی دالتون ها شده!

158398_625.jpg

ماركو پولو تو میدون راه‌آهن یه باقالی پلویی زده ، می‌گن كارش خیلی گرفته!

158399_903.jpg

گربه‌سگ عمل كردن و جدا شدن!

158400_580.jpg

ملوان زبل الان دیگه یه دزد دریایی معرف شده در خلیج عدن!

158401_282.jpg

آقای پتی‌بل تو میدون شوش یه بنك‌دار كله‌گنده‌س!

158402_205.jpg

158403_244.jpg


معاون كلانتر از یه بانك اختلاس كرد و فرار كرد رفت خارج !

158404_929.jpg

158405_572.jpg

آقای نجار الان به جرم قطع غیرمجاز درختان تحت تعقیبه و وروجك هم قایم شده!

158406_454.jpg

پت و مت دكترای مهندسی عمران گرفتند و الان جزو هیئت علمی دانشگاهند!

میدان آزادی بزرگ ترین صلیب دنیا !!!

پوشدن لباس سیاه در ماه محرم

پوشدن لباس سیاه در ماه محرم
5 دی 88 - 17:43

در بعضى از روایات (در باب لباس نمازگزار) آمده است: پوشیدن لباس سیاه غیر از

عبا، عمامه و كفش، مكروه است. اما لطف كنید عین این روایت را بیاورید تا صحتش

مورد بررسى قرار گیرد

در رابطه با پوشیدن لباس سیاه در عزاى ابا عبداللّه‏ الحسین علیه السلام روایت شده

است: «وقتى امام حسین علیه السلام شهید شد زنان بنى‏هاشم لباس سیاه

پوشیدند و امام زین‏العابدین علیه السلام براى آن‏ها طعام تهیه مى كردند»، (وسائل

الشیعه، ج 2، ص890).

از این روایت معلوم مى‏گردد كه كار جایزى است؛ چون امام زین‏العابدین علیه السلام

كار زنان بنى‏هاشم را نهى نفرموده و امضاء فرموده است و شاید از آن تاریخ این كار

به صورت یك سنت و رسم بین شیعه در ایام عزاى ائمه در آمده است

در ضمن پوشیدن لباس در ایام عزادارى از كراهت استثنا شده است. آن دسته از

روایات كه دلالت بر كراهت پوشیدن لباس دارد، شامل موارد عزا نمى شود، مضافاً بر

این كه هر جا مصلحت بالاترى وجود داشته باشد، كراهت برطرف مى شود. در برخى

موارد پوشیدن لباس سیاه برترى پیدا مى كند. از برخى روایات و تاریخ نه تنها مى توان

عدم كراهت لباس سیاه در همه موارد را استنباط نمود، بلكه در بسیارى از موارد بر

برترى آن دلالت دارد، زیرا لباس مشكى نشانه حزن و اندوه است، چنان كه در

شهادت امام حسین علیه السلام و عزادارى حضرت سیره نقل شده، بر این مطلب

گواهى دارد

علاوه این یك سنتى است كه حتى درمسیحیت و اقوام دیگر هم معمول است كه در

مجالس عزا، لباس سیاه مى‏پوشند و از نظر جامعه‏شناسى هم یك سمبل شناخته

شده است.

پوشدن لباس سیاه در ماه محرم
5 دی 88 - 17:43

در بعضى از روایات (در باب لباس نمازگزار) آمده است: پوشیدن لباس سیاه غیر از

عبا، عمامه و كفش، مكروه است. اما لطف كنید عین این روایت را بیاورید تا صحتش

مورد بررسى قرار گیرد

در رابطه با پوشیدن لباس سیاه در عزاى ابا عبداللّه‏ الحسین علیه السلام روایت شده

است: «وقتى امام حسین علیه السلام شهید شد زنان بنى‏هاشم لباس سیاه

پوشیدند و امام زین‏العابدین علیه السلام براى آن‏ها طعام تهیه مى كردند»، (وسائل

الشیعه، ج 2، ص890).

از این روایت معلوم مى‏گردد كه كار جایزى است؛ چون امام زین‏العابدین علیه السلام

كار زنان بنى‏هاشم را نهى نفرموده و امضاء فرموده است و شاید از آن تاریخ این كار

به صورت یك سنت و رسم بین شیعه در ایام عزاى ائمه در آمده است

در ضمن پوشیدن لباس در ایام عزادارى از كراهت استثنا شده است. آن دسته از

روایات كه دلالت بر كراهت پوشیدن لباس دارد، شامل موارد عزا نمى شود، مضافاً بر

این كه هر جا مصلحت بالاترى وجود داشته باشد، كراهت برطرف مى شود. در برخى

موارد پوشیدن لباس سیاه برترى پیدا مى كند. از برخى روایات و تاریخ نه تنها مى توان

عدم كراهت لباس سیاه در همه موارد را استنباط نمود، بلكه در بسیارى از موارد بر

برترى آن دلالت دارد، زیرا لباس مشكى نشانه حزن و اندوه است، چنان كه در

شهادت امام حسین علیه السلام و عزادارى حضرت سیره نقل شده، بر این مطلب

گواهى دارد

علاوه این یك سنتى است كه حتى درمسیحیت و اقوام دیگر هم معمول است كه در

مجالس عزا، لباس سیاه مى‏پوشند و از نظر جامعه‏شناسى هم یك سمبل شناخته

شده است.

پوشدن لباس سیاه در ماه محرم
5 دی 88 - 17:43

در بعضى از روایات (در باب لباس نمازگزار) آمده است: پوشیدن لباس سیاه غیر از

عبا، عمامه و كفش، مكروه است. اما لطف كنید عین این روایت را بیاورید تا صحتش

مورد بررسى قرار گیرد

در رابطه با پوشیدن لباس سیاه در عزاى ابا عبداللّه‏ الحسین علیه السلام روایت شده

است: «وقتى امام حسین علیه السلام شهید شد زنان بنى‏هاشم لباس سیاه

پوشیدند و امام زین‏العابدین علیه السلام براى آن‏ها طعام تهیه مى كردند»، (وسائل

الشیعه، ج 2، ص890).

از این روایت معلوم مى‏گردد كه كار جایزى است؛ چون امام زین‏العابدین علیه السلام

كار زنان بنى‏هاشم را نهى نفرموده و امضاء فرموده است و شاید از آن تاریخ این كار

به صورت یك سنت و رسم بین شیعه در ایام عزاى ائمه در آمده است

در ضمن پوشیدن لباس در ایام عزادارى از كراهت استثنا شده است. آن دسته از

روایات كه دلالت بر كراهت پوشیدن لباس دارد، شامل موارد عزا نمى شود، مضافاً بر

این كه هر جا مصلحت بالاترى وجود داشته باشد، كراهت برطرف مى شود. در برخى

موارد پوشیدن لباس سیاه برترى پیدا مى كند. از برخى روایات و تاریخ نه تنها مى توان

عدم كراهت لباس سیاه در همه موارد را استنباط نمود، بلكه در بسیارى از موارد بر

برترى آن دلالت دارد، زیرا لباس مشكى نشانه حزن و اندوه است، چنان كه در

شهادت امام حسین علیه السلام و عزادارى حضرت سیره نقل شده، بر این مطلب

گواهى دارد

علاوه این یك سنتى است كه حتى درمسیحیت و اقوام دیگر هم معمول است كه در

مجالس عزا، لباس سیاه مى‏پوشند و از نظر جامعه‏شناسى هم یك سمبل شناخته

شده است.

در بعضى از روایات (در باب لباس نمازگزار) آمده است: پوشیدن لباس سیاه غیر از

عبا، عمامه و كفش، مكروه است. اما لطف كنید عین این روایت را بیاورید تا صحتش

مورد بررسى قرار گیرد

در رابطه با پوشیدن لباس سیاه در عزاى ابا عبداللّه‏ الحسین علیه السلام روایت شده

است: «وقتى امام حسین علیه السلام شهید شد زنان بنى‏هاشم لباس سیاه

پوشیدند و امام زین‏العابدین علیه السلام براى آن‏ها طعام تهیه مى كردند»، (وسائل

الشیعه، ج 2، ص890).

از این روایت معلوم مى‏گردد كه كار جایزى است؛ چون امام زین‏العابدین علیه السلام

كار زنان بنى‏هاشم را نهى نفرموده و امضاء فرموده است و شاید از آن تاریخ این كار

به صورت یك سنت و رسم بین شیعه در ایام عزاى ائمه در آمده است

در ضمن پوشیدن لباس در ایام عزادارى از كراهت استثنا شده است. آن دسته از

روایات كه دلالت بر كراهت پوشیدن لباس دارد، شامل موارد عزا نمى شود، مضافاً بر

این كه هر جا مصلحت بالاترى وجود داشته باشد، كراهت برطرف مى شود. در برخى

موارد پوشیدن لباس سیاه برترى پیدا مى كند. از برخى روایات و تاریخ نه تنها مى توان

عدم كراهت لباس سیاه در همه موارد را استنباط نمود، بلكه در بسیارى از موارد بر

برترى آن دلالت دارد، زیرا لباس مشكى نشانه حزن و اندوه است، چنان كه در

شهادت امام حسین علیه السلام و عزادارى حضرت سیره نقل شده، بر این مطلب

گواهى دارد

علاوه این یك سنتى است كه حتى درمسیحیت و اقوام دیگر هم معمول است كه در

مجالس عزا، لباس سیاه مى‏پوشند و از نظر جامعه‏شناسى هم یك سمبل شناخته

شده است.

پیامگیر تلفن شاعران

پیغام گیر بابا طاهر:

تلیفون کرده ای جانم فدایت*
الهی مو به قوربون صدایت*
چو از صحرا بیایم نازنینم*
فرستم پاسخی از دل برایت...


پیغام گیر حافظ:

رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور*
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور*
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام*
آن زمان که باز گردم خانه ی خود غم مخور....


پیغام گیر سعدی:

از آوای دل انگیز تو مستم*
نباشم خانه و شرمنده هستم*
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ*
فلک گر فرصتی دادی به دستم...


پیغام گیر نیما:
  چون صداهایی که می آید
شباهنگام در جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
برزبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون صدای آبشار از کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش....


پیغام گیر شاملو:

برآبگینه ای از جیوه ء سکوت
سنگواره ای از دستان آدمیت
آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویم
تآنگاه که توانستن سرودی است


پیغام گیر سایه:

ای صدا وسخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت کند شاد و جوان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت شوم همراز تو ای مونس جان...


پیغام گیر فروغ:

نیستم.. نیستم..اما
می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
ومن در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد...

تأخیر در استجابت دعا چرا؟

تأخیر در اجابت سبب تكرار دعا می‌شود و در نتیجه باعث تقویت نیروی روحی و ایمان دعا كننده می‌گردد.
گاهی دعا به اجابت می‌رسد، اما مصلحت هایی اقتضا می‌كند تحقق خارجی آن به تأخیر افتد. حضرت موسای كلیم می‌گویم: پروردگارا! تو به فرعون و طرفدارانش در زندگی دنیا زیورها و مال های فراوان داده ای! او مردم را از راه تو گمراه می‌كند. پروردگارا! اموالشان را نابود ساز و دل هایشان را سخت گردان كه ایمان نیاورند تا عذاب دردناك تو را ببینند!
خداوند در پاسخ موسی و برادرش فرمود: قد أجیب دعوتكما؛ (یونس آیه 88) دعای شما را اجابت نمودم».
امام صادق علیه‌السلام فرمود: «میان دعای حضرت موسی علیه‌السلام تا غرق شدن فرعون، چهل سال طول كشید!»( سید هاشم رسول محالتی، كیفر گناه ص 132)
‌‌‌ما از باطن هستی و مصالح حقیقی بی خبریم. به علت عدم آگاهی از باطن هستی و حقیقت غیبی، گاهی می‌پنداریم كه خیر ومصلحت ما در تحقق و برآورده شدن حاجتی یا دفع مشكل و مانعی است، در حالی كه اگر حجاب حقیقت كنار رود و آینده برای ما حاضر و روشن گردد، از تقاضا و درخواست خود منصرف می‌شویم.
قرآن كریم می‌فرماید: «عسی أن تكرهوا شیئا و هو خیر لكم و عسی أن تحبوا شیئا و هو شرّ لكم؛ چه بسا چیزی را خوش ندارید، در صورتی كه برای شما خوب است، و چه بسا چیزی رادوست دارید كه برای شما بد است».(بقره 216)
از روایات استفاده می‌شود كه هیچ دعایی بی اثر نیست و هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد، پس در واقع هر دعائی به استجابت می‌رسد، اما گونه های استجابت آن مختلف است. امام سجاد علیه‌السلام می‌فرماید: «دعای مؤمن یكی از سه فایده را دارد: یا برای او ذخیره می‌گردد یا در دنیا برآورده می‌شود یا بلایی را كه می‌خواست به او برسد،‌ از وی می‌گرداند» (تحف العقول، ص 202)
بنابراین انسان مؤمن در هیچ حالی نباید از دعا مأیوس شود، چه دعایش مستجاب گردد یا به عللی به اجابت نرسد و یا اجابت آن به تأخیر افتد، چون اولا دعا عبادت، بلكه مخ عبادت است و موجب تكامل روحی و معنوی و تقرب به ذات الهی می‌گردد. ثانیا در هر صورت و با هر حالی كه باشد.حتی دعای اشخاص فاسق و گناهكار بر جسم و جان و زندگی آنان تأثیر مثبت دارد. همان دعای مستجاب نشده وقتی تكرار شد و روی هم انباشته گردید، آثار نیكی در روح او ایجاد و در سرنوشتش تأثیر سازنده ای دارد. پیامبر اكرمصلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌فرمود: «خدا رحمت كند بنده ای را كه حاجت خود را از خدا بخواهد و در دعا پافشاری كند؛ چه حاجتش برآورده شود و چه نشود» در حدیث دیگری از حضرت نقل شده: «هیچ مسلمانی نیست كه به درگاه خدا دعا كند جز آن كه دعایش مستجاب می‌شود، منتها گاهی اثر آن را دیر یا زود در دنیا می‌بیند و گاهی سبب كفاره گناهان او می‌شود و گاهی نیز خداوند او را برای آخرتش ذخیره می‌گردد ».( اصول كافی، ج4، ص 224)

وعده الهی مشروط است، نه مطلق
خداوند می‌فرماید: «ادعونی استجب لكم؛ دعای شما را اجابت می‌كنم» . این وعده الهی، مطلق و بی قید و شرط نیست، بلكه مشروط به تحقق شرایطی است. برخی از شرایط به مقدمات و شیوة دعا و الفاظی كه باید به كار ببریم بستگی دارد. برخی به شخص دعا كننده مربوط می‌گردد. بعضی از شرایط به مطلوب مورد تقاضا ارتباط دارد.
به بیان دیگر: دعا مقدماتی ویژه و فرایندی ضابطه مند و شراطی مشخص دارد كه با «بایدها» و «نبایدها» همراه است كه از آن به «شرایط استجابت یا موانع استجابت دعا» یاد می‌كنیم.
دعای مؤمن یكی از سه فایده را دارد: یا برای او ذخیره می‌گردد یا در دنیا برآورده می‌شود یا بلایی را كه می‌خواست به او برسد،‌ از وی می‌گرداند.
شیوة دعا كردن و مقدماتی كه در استجابت مؤثر است:
1 – معرفت و شناخت؛ نخستین شرط استجابت دعا، شناخت كسی است كه انسان او را می‌خواند. به همین جهت قرآن در آموزش شیوة دعا كردن می‌فرماید «اعوا ربكم تضرعا و خفیة»؛(اعراف 55) پروردگار خود را به زاری و پنهانی بخوانید یعنی بدانید كسی را كه می‌خوانید، «رب» شماست، آفرینش رشد و تعالی و پرورش شما در دست قدرت اوست.
بهترین دعا آن است كه با ربوبیت آغاز گردد. نگاهی به شیوة دعا كردن انبیا و اولیای الهی در قرآن نشان می‌دهد كه آنان دعای خود را با «ربی» یا «ربنا» آغاز می‌كردند، زیرا این واژه انسان را متوجه می‌سازد با مبدأیی ارتباط برقرار ساخته است كه از نخستین لحظات وجود تا آخر عمر او و بعد از آن انسان را غرق در الطاف ربوبی خویش می‌سازد.
2 – دعا باید با اخلاص و از صمیم قلب و با حال تضرع و تواضع باشد. تنها با زبان دعا نكند، بلكه روح دعا باید در جان و در تمام ذرات وجود آدمی رسوخ كند.
امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «خداوند دعایی را كه از دل غافل و بی خبر برخیزد، مستجاب نمی‌كند».
3 – دعا باید در حالت بیم و امید باشد. نه آن چنان از اعمال خود راضی باشید كه گمان كنید هیچ نقطة تاریكی در زندگی شما نیست و هیچ گناهی مرتكب نشده اید و نه آن چنان مأیوس باشید كه خود را شایستة عفو و بخشش خدا و اجابت دعا ندانید.
از خود راضی بودن و ندیدن عیب های خویش، ضمن این كه جهل مركب و عامل مهمی برای عقب گرد انسانی و سقوط اخلاقی است، باعث می‌شود كه انسان به جای عیوب خویش، عیب های دیگران را ببیند؛ یعنی به بیماری كه شیطان مبتلا بود «انا خیر منه؛ من از آدم بهترم» مبتلا شود.
چنان كه «یأس و نامیدی» هم از دامها و حربه های شیطان است. شایسته است انسان با دو بال «بیم و امید» حركت كند آیة «ادعو ربكم خوفا و طمعا»(اعراف 56)  پیامبرش این است كه با بیم و امید خدا را بخوانید.
4 – خدا را در پنهانی خواندن، دعا را زودتر به اجابت می‌رساند «ادعوا ربكم تضرعا و خفیة»؛(اعراف 55) بخوانید پروردگارتان را در حال تضرع و در پنهانی» دعا در خلوت با تمركز فكر و حضور قلب همراه است و به اخلاص نزدیكتر و از ریا و خودنمایی دور است. به همین جهت دعا در نیمه های شب و در نماز شب، آن هنگام كه همگی در خواب راحت به سر می‌برند، زودتر مستجاب می‌گردد. پیامبر اكرمصلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌فرماید:
«خیر الدعا الخفیّ، بهترین دعا آن است كه پنهانی (و از روی اخلاص) صورت گیرد».( ناصر مكارم شیرازی و همراهان، تفسیر نمونه، ج5، ص 281.)
5 – تطهیر مال و ثروت و خانه و زندگی از مالی كه از راه غصب، ظلم، رشوه، ربا، دزدی، غش در معامله و فریب پیدا كرده یا مالی كه خمس یا زكات و انفاقات آن پرداخت نشده است.
6 – اجتناب از خوردن غذای شبه ناك و تطهیر لقمة خود و افراد تحت تكفل از حرام.
7 – عدم غفلت از مبارزه با فساد و امر به معروف و نهی از منكر، بی اعتنایی در مقابل فسادهای اخلاقی و اجتماعی و اباحه گری و نادیده گرفته شدن ارزش های دینی: موجب عدم استجابت دعا می‌گردد. پیامبر اكرمصلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: «باید امر به معروف و نهی از منكر كنید. در غیر این صورت خداوند انسانها شرور (و كسانی كه تعهداتی دینی و اخلاقی) بر نیكان شما مسلط می‌كند و هر چه بكنید، مستجاب نمی‌شود».( سفینة البحار، ج1، ص 9 – 448)
8 – عمل به پیمان های الهی

نخستین شرط استجابت دعا، شناخت كسی است كه انسان او را می‌خواند

یا امیر المومنین

روایت شده كه جماعتى از سرزمین روم وارد شهر مدینه شدند و در میانشان مرد دانشمندى از راهبهاى نصارى بود، و در آن وقت حكومت مسلمین به دست أبو بكر بود، راهب با شتر خود كه بار آن طلا و نقره بود به سوى مسجد مدینه كه أبو بكر با جماعتى از مهاجر و انصار در آنجا بودند رفت.
راهب پس از عرض احترام و اظهار محبّت گفت: كدام یك از شما جانشین پیامبرتان و امین دین شما است؟.

حاضرین به جانب أبو بكر اشاره نمودند.
راهب گفت: اى شیخ نام شما چیست؟ گفت: نام من عتیق است. راهب پرسید: نام دیگرت چیست؟ گفت: صدّیق. راهب گفت: نام دیگر شما چه مى‏باشد؟ گفت: جز اینها نام دیگرى براى خود نمى‏دانم.
راهب گفت: شما آن فردى نیستى كه در پى او مى‏باشم.
أبو بكر گفت: حاجت و مقصود تو چیست؟ راهب گفت: من از سرزمین روم با این شتر و بار طلا و نقره‏اش بدینجا آمده‏ام تا از امین این امّت مسأله‏اى را بپرسم، كه در صورت پاسخ به آن مسلمان مى‏ شوم و مطیع فرمان او خواهم شد و این همه طلا و نقره را میان شما پخش خواهم كرد، و در صورت عجز از پاسخ از همان راهى كه آمده‏ام برگشته و اسلام را قبول نكنم.
أبو بكر گفت: آن مسائلى كه منظور دارى بپرس؟
راهب گفت: بخدا سوگند هیچ سخنى نگویم تا شما مرا از هر تعرّضى امان دهى!.
أبو بكر گفت: تو در امانى، و هیچ مشكلى نخواهى داشت، آنچه مى‏ خواهى بگو؟

راهب گفت: مرا خبر دهید از آن چیزى كه براى خدا نبوده و خدا آن را ندارد و آنچه از خدا نباشد و آنچه كه خداوند آن را نداند؟.
أبو بكر متحیّر شده و هیچ جوابى نداد، و پس از اینكه زمانى ساكت ماند دستور داد عمر را حاضر كنند، و چون او حاضر شده و پهلویش نشست أبو بكر به راهب گفت:
از این شخص بپرس. پس راهب رو به عمر كرده و سؤال خود را تكرار كرد و او نیز از پاسخ به آن عاجز ماند.
سپس عثمان وارد مسجد شد و همان مذاكره سابق میان او و راهب نیز انجام شد ولى عثمان نیز از جواب به آن سؤال فرومانده و ساكت شد.
پس راهب با خود گفت: اینان شیوخ بزرگوارى هستند، ولى افسوس كه به خود مغرور بوده و متكبّرند، سپس برخاست تا از مسجد خارج شود.
أبو بكر گفت: اى دشمن خدا اگر وفاى به عهد نبود زمین را از خونت رنگین مى‏ ساختم.
در اینجا سلمان فارسى رضى اللَّه عنه برخاسته و به خدمت حضرت أمیر علیه السّلام رسیده- و او با دو فرزندش حسن و حسین در وسط خانه نشسته بود- و آن حضرت را از جریان مسجد باخبر ساخت.
حضرت أمیر علیه السّلام با شنیدن جریان برخاسته و رهسپار مسجد شد و حسن و حسین علیهما السّلام نیز به دنبال پدرشان آمدند، تا حضرت أمیر علیه السّلام به مسجد وارد شد جماعت حاضر با تكبیر و حمد الهى خوشحال و مسرور گشته و در برابر آن جناب همگى برخاسته، و او را جا دادند. پس أبو بكر راهب را خطاب كرده و گفت: كسى را كه تو مى‏خواستى حاضر شد، آنچه مى‏خواهى از او بپرس!.
راهب نیز روى به جانب آن حضرت نموده و گفت: اى جوان نامت چیست؟
فرمود: اسم من نزد یهود «الیا» و نزد نصارى «ایلیا» و نزد پدرم «علىّ» و نزد مادرم «حیدره» مى‏باشد.
راهب گفت: مقام و نسبت تو از پیامبر اسلام چیست؟
فرمود: من پسر عمو و داماد و همچون برادر پیغمبر هستم.
راهب گفت: به خداى عیسى قسم كه تو مطلوب من هستى، به من خبر بده از آنچه خدا را نیست و آنچه از خدا نیست و آنچه خدا آن را نداند؟
فرمود: با فرد خبیر و آگاهى روبرو شدى، امّا اینكه گفتى «آنچه خدا را نیست» همان زوج و فرزند است كه خدا را عیال و فرزندى نباشد
و اینكه گفتى «آنچه از خدا نیست» عبارت است از ظلم كه خداوند در حقّ هیچ كس ظلم روا ندارد. و اینكه گفتى: «آنچه خدا آن را نداند»، خداوند براى خود هیچ شریكى را نمى ‏شناسد.
راهب برخاسته و كمربند (نشان مذهبى) خود را باز كرد، و پیشانى آن حضرت را بوسیده و گفت: من شهادت مى ‏دهم كه خداوند شریكى نداشته و تنها است و شهادت مى ‏دهم كه محمّد از جانب خدا به مقام نبوّت مبعوث گشته است و شهادت مى‏ دهم كه تو خلیفه و وصىّ پیغمبر و امین امّت اسلامى و معدن دین و حكمت و سرچشمه علم و برهان هستى!. من نام تو را در تورات به عنوان «الیا» و در انجیل به عنوان «ایلیا» و در قرآن به عنوان «علىّ» و در كتابهاى گذشته به عنوان «حیدره» خوانده ‏ام و من روى اطّلاعات خودم معتقدم كه تو وصىّ پیغمبرى، و أمیر این حكومت، و از همه به این مكان سزاوارترى، پس جریان امور تو با این قوم چیست؟
أمیر المؤمنین علیه السّلام جواب مختصرى از سخن راهب داد و راهب برخاسته و اموال خود را تسلیم آن حضرت نمود. و آن جناب علیه السّلام نیز همان لحظه تمام آن طلا و نقره را به فقرا و نیازمندان مدینه تقسیم و از مسجد بیرون رفت. و راهب؛ مسلمان به شهر خود بازگشت.

کوروش کبیر از دیدگاه بزرگان تاریخ

پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان :در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان كورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و كشورهای مسخر شده كه در گذشته نه تنها وجود نداشت بلكه كاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست . دكتر هانری بر دانشمند فرانسوی - تمدن ایران باستان :این پادشاه بزرگ یعنی كورش هخامنشی برعكس سلاطین قسی القب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود كه شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می كردند . آلبر شاندور - كورش بزرگ :شاهنشاهی ایران كه پایه گذار او كورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی نشد . بلكه عكس آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد . پارسیها با مساعدت یكدیگر و به یاری پادشاهان مقتدر خود عظمت وشكوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند كه نشانه نبوغ و نژاد پاك آنان است . نژادی كه حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریكی نشان میدهد . آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند كه برای آیندگان نیز خواهد ماند . ژنرال سرپرسی سایكس :خوش زبانی او از پاسخی كه در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشكار است. مطالب كتاب مقدس (تورات) و نوشته های یونانی و سنتهای ایرانی همه همداستانند كه كورش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست میخواندند. ما نیز میتوانیم بدان ببالیم كه نخستین مرد بزرگ آریائی  كه سرگذشت اش بر تاریخ روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است . ژنرال سرپرسی سایكس بعد از دیدار از آرامگاه شاهنشاه كورش بزرگ :من خود سه بار این آرامگاه را دیدار كرده ام ، و توانسته ام اندك تعمیری نیز در آنجا بكنم، و در هر سه بار این نكته رایادآورده شده ام كه زیارت آمارگاه اصلی كورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز كوچكی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام كه بچنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم كه آیا برای ما مردم آریائی (هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست كه از آرامگاه بنیاد گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد . سرپرسی سایكس - تا ایران باستان :در شاهنشاهی كورش زیبایی - مردانگی - شجاعت - قهرمانیت - عدالت به عیان دیده شده است . وی هیچگاه عیاشی نكرد . كاری كه اكثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند . آزادی هایی كه داشت به هیچ وجه به شخصیت او صدمه نزد و افكاری داشت كه به راستی متعلق به تاریخ نبوده است .كورش یكی از شخصیتهای بزرگ تاریخ جهان است . او ابتدا پادشاه سرزمین كوچكی بود . ولی پس از مدتی با اراده مصمم و قلبی آكنده از وطن پرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد كه در كل جهان بی سابقه بود . این بدین دلیل بود كه تاكنون هیچ كشوری نتوانسته بود اینچنین با صلح و احترام به عقاید دیگران كل خاورمیانه را تصاحب كند . او هیچ گاه خوشگذران و تن آسایی نكرد . هیچ گاه مغرور نشد و همیشه به یاد خداوند خود بود و برای احترام به مزدا حیواناتی را نثار می كرد . كاساندان دخترفرناسپه هخامنشی از دودمانی بود كه از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر و اجدادش درچند نسل شاه پارسیان بودند .كورش در شوخ طبی و انسانیت سرآمد زمان خود بود . من سه بار تا كنون موفق شده ام آرامگاه این ابر مرد آریایی را زیارت كنم و خداوند را برای این توفیق سپاس میگویم . 
افلاطون - قوانین ( 477 تا 347 پیش از میلاد ) :
پارسیان در زمان شاهنشاهی كورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند . از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند . در زمان او ( كورش بزرگ ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند وآنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی میكردند .

مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند ازاین رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شركت میكردند . از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان راهمراهی میكرد و به آنان اندرز میداد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت
 
هرودوت – تاریخ هرودو ت( 484 تا 425 پیش از میلاد ) :
هیچ پارسی یافت نمی شد كه بتواند خود را با كورش مقایسه كند . از اینرو من كتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تاكردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود .
كورش سرداری بزرگ بود . در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی كه زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش مینمودند . سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال میكردند .
 
هارولد لمب دانشمند امریكایی - كورش بزرگ :
در شاهنشاهی ایران باستان كه كورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به كردار نیك - گفتار نیك - پندار نیك سوگند یاد میكردند كه طرفدار ملت و كشورشان باشند و نه خودشان . كه این امر در صدهها نبرد آنان به وضوح دیده میشود كه خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ كیان كشورشان می تاخته است .
 
گزنفون – كوروپد ا ی ( 445 پیش از میلاد ) :
مهمترین صفت كورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند میكرد . این رسوم و دینداری آنان هنوزدر زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل میشود . از صفتهای برجسته دیگر كورش عدل و گسترش عدالت و حق بود.

ما در این باره فكر كردیم كه چرا كورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود . سه دلیل را برایش پیدا كردیم . نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از كودكی بوده است .
كورش نابغه ای بزرگ - انسانی والا منش - صلح طلب و نیك منش بود . او دوست انسانها و طالب علم و حكمت و راستی بود . كورش عقیده داشت پیروزی بر كشوری این حق را به كشور فاتح نمیدهد تا هر تجاوز و كار غیر انسانی را مرتكب شود .

 او برای دفاع از كشورش كه هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار میگرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت كه سابقه نداشت . او در نبردها آتش جنگ را متوجه كشاورزان و افراد عام كشور نمی كرد . او ملتهای مغلوب راشیفته خود كرد به صورتی كه اقوام شكست خورده كه كورش آنان را از دست پادشاهان خودكامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند . او برترین مرد تاریخ - بزرگترین - بخشنده ترین - پاك دل ترین انسان تا این زمان بود .
 
كنت دوگوبینو فرانسوی - ایران باستان :
شاهنشاهی كورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت . او به راستی یك مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت كه تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد .
نیكلای دمشقی
كورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر كس دیگر آگاهی داشت . این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود .

پرفسور كریستن سن ایران شناس - استاد زبان اوستایی و پهلوی :
شاهنشاه كورش بزرگ نمونه یك پادشاه "جوان مرد" بوده است . این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده میشده . در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان كشورهای دیگر وجود داشته است و سرلوحه دولتش بوده . كه این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است .

آلبر شاندور فرانسوی - شاهنشاهی كورش بزرگ :
كورش یكسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود . برای كسی كه دشمن خودش بود . او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینكه ثابت كند كه هدف فتح و جنگ و كشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی كه ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود . او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد . در همین حین كتیبه های شاهان همزمان او حاكی از برده داری و تكه تكه كردن انسان های بیگناه و بریدن دست و پای آنان خبر میدهد .
 
پرفسور گیریشمن - ایران از آغاز تا اسلام :
كمتر پادشاهی است كه پس از خود چنین نام نیكی باقی گذاشته باشد . كورش سرداری بزرگ و نیكوخواه بود . او آنقدر خردمند بود كه هر زمانی كشور تازه ای را تسخیر می كرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود . او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و كشتار نمی كرد . ایرانیان كورش را پدر و یونانیان كه سرزمینشان بوسیله كورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند میخوانند.
 
كنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران ( مورخ فرانسوی ) :
تا كنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را كه كورش در تاریخ جهان باقی گذاشت - در افكار میلیونها مردم جهان بوجود آورد . من اذعان میدارم كه اسكندر و سزار و كورش كه سه مرد اول جهان شده اند كورش در صدر انها قرار دارد . وتا كنون كسی در جهان بوجود نیامده است كه بتواند با او برابری كند و او همانطور كه در كتابهای ما آمده است مسیح  خداوند است . قوانینی كه او صادر كرد در تاریخ آن زمان كه انسانها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود
 
ویل دورانت - تاریخ تمدن ویل دورانت - مشرق زمین :
كورش از افرادی بوده كه برای فرمانروایی آفریده شده بود . به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند . روش او در كشور گشایی حیرت انگیز بود . او با شكست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود . بهمین دلیل یونانیان كه دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسكندر مینامند . او كرزوس را پس از شكست از سوختن در میان هیزمهای آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود . كورش سرداری بود كه بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت .
 
كلمان هوار - تمدن ایرانی :
كورش بزرگ در سال 550 قبل از میلاد بر اریكه پادشاهی ایران نشست . وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت كه تا آن روزگار كسی به دنیا ندیده بود . كورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود . او اقوام مختلف را مطیع خود كرد . او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی كرد . برای احترام به مردمان كشورهای دیگر معابدشان را بازسازی كرد . وی پیرو دین یكتا پرستی مزدیسنا بود . ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود .
 
مولانا ابوالكلام احمد آزاد فیلسوف هندی -كورش بزرگ ( عباس خلیلی ) :
كورش همان ذوالقرنین قرآن است . وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و كردار نیك را به مردمان ایران و جهان هدیه داد . سنگ نگاره او با بالهای كشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد .
 
دیودوروس سیسولوس ( 100 پس از میلاد ) :
كورش پسر كمبوجیه و ماندان در دلاوری و كارآیی خردمندانه حزم و سایر خصائص نیكو سرآمد روزگار خود بود . در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی كم نظیر و در كردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میكرد . پارسیان او را پدر می خواندند .

دكتر جهانگیر اوشیدری - دانشنامه مزدیسنا :
كورش به سال 559 قبل از میلاد بر اریكه شاهنشاهی بنشست و در سال 529 قبل از میلاد وفات یافت . پس از تسخیر بابل با مردمان شكست خورده بامهربانی رفتار كرد و اسیران یهودی را كه بخت النصر از فلسطین به آن شهر آورده بود آزاد كرد و اجازه داد به فلسطین باز گردند . او فرمانی صادر كرد كه معبد اورشلیم را كه بخت النصر ویران كرده بود را با هزینه دولت ایران بازسازی كنند .
 
كورش را در پارسه گرد كه امروزه پازاردگاد نامیده می شود به خاك سپردند . او از مردان بزرگ تاریخ جهان است زیرا همه تاریخ نویسان نامدار جهانی از او به نیكی ستایش كرده اند . اوپادشاهی سیاستمدار - شجاع - با فتوت - با عزم و اراده - با گذشت و مهربان بود . او به عقاید دینی ملل مغلوب احترام می گذاشت . شهرهای ویران را دوباره آباد ساخت . او عقل و تدبیر را بر شمشیر و جنگ برتری داد . منشور جهانی او زینت بخش سازمان ملل متحد و جهان است .
 
اخیلوس ( آشیل ) شاعر نامدار یونانی - تراژدی پارسه :
كورش یك تن فانی سعادتمند بود . او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید . خدایان او را دوست داشتند . او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود.

کوروش کبیر



حقایق ثروت کوروش


زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کوروش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟...

گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.کوروش رو به کزروس کرد و گفت ،
ثروت من اینجاست.
اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم...

این ایرانی ها چیکار ها که نمی کنن؟

یك مركز مطالعاتی صهیونیستی (Jerusalem Center for Public Affairs) كه در زمینه تهدیدات استراتژیك فعالیت‌ می‌كند، در بررسی تهدیدات استراتژیك خاورمیانه جمهوری اسلامی ایران و موشك‌های ساخت این كشور را به عنوان بزرگ‌ترین تهدیدی كه حتی نیویورك را نیز هدف قرار می‌دهد، مطرح كرده است.

در این صفحه، با قراردادن یك نقشه اینترنتی و مشخص كردن محدوده در دسترس موشك‌ها، برد جهانی موشك ایران با 11 هزار و 500 كیلیومتر كیلومتر به نیویورك می‌رسد.

در ستون سمت چپ این نقشه كه به صورت یك فلش به نمایش درآْمده است، در پنج آیكن برد‌های مختلف موشك‌های ایران و كشورهایی را كه در تیررس آنها هستند نمایش داده است.

اگر شما به‏روی نقشه ایران كلیك كنید، یك عقربه شروع به چرخیدن می‌كند كه در واقع برد موشك‌های ایرانی و كشورهای در تیررس آن را نشان می‌دهد. 



طبق این تصویر، برد موشك‌های ایران به شهرهای لندن، پاریس، مادرید، اسلو، هلسینكی، برلین، سرزمین‌های اشغالی، روسیه، دهلی و برخی كشورهای آفریقایی و آمریكای شمالی می‌رسد.

همچنین در یكی از آیكن‌های این فلش با عنوان تهدید خاورمیانه، یك نقشه ایران طراحی شده كه نام مراكز هسته‌ای ایران نیز به‏روی آن حك شده و از یك فلش پیكان كه به‎صورت گردان فعال است، كشورهای همسایه‌ای را كه در تیررس موشك‌ شهاب 3 هستند مشخص كرده است.

در یكی از آیكن‌های این تصویر گرافیكی، به منظور تهدید جلوه دادن ایران برای كشورهای اروپایی و ضرورت جدی گرفتن این كشور، با نمایش دادن عكس بزرگی از موشك شهاب، یك پیكان متحرك برد موشكی ایران را تا آمریكای شمالی و قاره اروپا و آفریقا نشان می‌دهد.

این مركز مطالعات صهیونیستی به منظور پررنگ كردن برد موشك‌های ایرانی و تأكید بیشتر بر ایران‎هراسی، در این تصویر از كشورهای تركیه، لبنان، عربستان سعودی، كویت، قطر، عراق، امارات متحده عربی، سوریه، تركمنستان، ارمنستان، آذربایجان، افغانستان به عنوان اهداف فرضی موشك‌های ایران نام برده است.

این مركز در سال 1988 توسط دانیل الازار (Daniel Elazar) تأسیس شد كه مركز مطالعات استراتژیك است و در زمینه سیاست خارجی رژیم صهیونیستی فعالیت می‌كند و سعی دارد بیان كند كه تهدیدات استراتژیك نسبت به این رژیم چیست و چه خطراتی را برای آنها در پی دارد.

همچنین در این طرح سوریه نیز به عنوان دیگر تهدید استراتژیک منطقه خاورمیانه نام برده شده كه می‌تواند كشورهای این منطقه را هدف قرار دهد.

رژیم صهیونیستی هر از چندگاهی برای اخذ امتیاز از كشورهای اروپایی و آمریكا پروژه ایران هراسی را در اولویت كاری خود قرار می‌دهد و در این راستا ادعا می‌كند كه تاسیسات هسته‌ای ایران برای مقاصد نظامی طراحی شده است كه تهدیدی جدی برای منطقه خاورمیانه به شمار می رود.

این در حالی است كه رژیم صهیونیستی با در اختیار داشتن 200 الی 400 كلاهك هسته‌ای و انواع و اقسام سلاح‌های كشتار جمعی، بزرگ‌ترین تهدید امنیتی منطقه خاورمیانه است و كشورهای منطقه نیز در اجلاس اخیر سازمان ملل خواستار پیوستن این رژیم به ان‎پی‌تی و خلع سلاح آن شدند.

تولد آقای ریس جمهور؟؟؟؟

خبرآنلاین: وبلاگ > شکیبا، شهرام  - * سالروز میلاد فرخنده و مبارک رئیس‌جمهور به تاریخ قمری در راه است. پیشتر هم در خبرها آمده بود همزمان با عید قربان مراسم رونمایی از کیک جشن تولد ایشان برگزار خواهد شد.

حیفم آمد که من هم در این حرکت کاملاً خودجوش یک جوشی نزنم و پیشنهادهای خود را برای هرچه باشکوه‌تر برگزار شدن این جشن بزرگ به گوش مسئولان مربوطه نرسانم.

با توجه به شرایط کنونی و در هم بودن تصمیمات و برنامه‌ریزی‌ها، من نیز پیشنهادهای خود را به صورت درهم تقدیم می‌کنم.

[شما هم پیشنهادهای خود را به صورت درهم در قالب کامنت در سایت مطرح کنید تا به شکلی کاملاً خودجوش و مردمی به دست مسئولان برسد.]

1- دعوت از گروه رزمی‌کاران برای اجرای حرکات موزون رزمی با در نظر گرفتن اقتضائات بزمی تا جشن به شکلی خودجوش و مردمی رزمی - بزمی شود.

2- دعوت از «حمید بقایی» برای سخنرانی در باب شباهت‌های کوروش قدیم به کوروش زمان در شرایط کنونی و تقدیم لوح کوروش قدیم به کوروش زمان و طرح پیشنهادی که کوروش زمان نیز یک لوح کوروش براساس شرایط کنونی ایران و جهان بنگارند که برای تمام کشورها فرستاده شود.

3- اهدای مجدد بازوبند پهلوانی به رئیس‌جمهور توسط سعیدلو. با توجه به اینکه پهلوان‌تر از ایشان سراغ نداریم، دو بازوبند برای بازوی چپ و راست اهدا شود.

4- تهیه کیک زرد برای مراسم.

5- دعوت از فریدون بیگدلی خواننده پاپ که مثل مراسم اختتامیه جشنواره مطبوعات ترانه‌هایی مناسب در وصف شجاعت و شهامت رئیس‌جمهور بخواند.

6- دعوت از پسر آقای رامین برای برقراری نظم در جلسه. درست مثل اختتامیه جشنواره مطبوعات.

7- سخنرانی آقای اسفندیار رحیم‌مشایی، اسلام‌شناس برجسته درباب جشن تولد ایرانی، مکتب ایرانی، هدیه ایرانی و...

8- توزیع بسته نشاط بین حضار از طرف سازمان ملی جوانان.

10- دعوت از عزت‌الله ضرغامی و تجلیل از ایشان برای ساخت برنامه نیم‌ساعت با رئیس‌جمهور.

11- سخنرانی استاد بزرگ تاریخ، خسرو معتضد برای سخنرانی تاریخی با عنوان تاریخ جشن تولد در ایران از شاهان پیشدادی تاکنون به مدت 18 ساعت.

12- سخنرانی آقای بهبهانی وزیر راه برای ایجاد فضای شادی و نشاط.

13- عکس و فیلم مجلس هم با شمقدری.

14- دعوت از برادر مشهدی‌هوگو چاوز که دستکم یک هفته قبل از مراسم با خانواده تشریف بیاورند.

15- خرید میوه هم به عهده کامران باقری‌لنکرانی باشد.

16- دعوت از علیرضا افتخاری برای اجرای مراسم اهدای چاقو به رئیس‌جمهور به جهت بریدن کیک و بوسیدن ایشان.

17- کلهر هم چون مجلس به‌هم‌زن است، دعوت نشود.

(البته همه این‌ها به این شرط است که رئیس‌جمهور یک روز قبل از اجرای مراسم در یک حرکت خودجوش مراسم جشن را ملغی اعلام نکند.)

حسن کامرانی فر نامزد کسب بهترین کمک داوری آسا

کمک داور بین المللی فوتبال کشورمان گفت: با کسب عنوان بهترین کمک داور آسیا، ویترین افتخاراتم کامل می شود.

حسن کامرانی فر ظهر سه شنبه در جمع خبرنگاران با بیان این مطلب افزود: کنفدراسیون فوتبال آسیا در پایان هر سال میلادی بهترینهای فوتبال آسیا را انتخاب می کند که در این میان یک داور و کمک داور برتر هم معرفی می شوند.

وی بیان داشت: در این زمینه البته چند سال پیش مسعود مرادی که از بهترین داورهای فوتبال کشورمان است در قسمت داوری به عنوان بهترین داور سال آسیا برگزیده شد و امسال هم بنده افتخار حضور در جمع نامزدهای بهترین کمک داور آسیا را پیدا کردم.

کامرانی فر با اشاره به قضاوتش در دیدار پایانی جام کنفدراسیون فوتبال آسیا، تصریح کرد: این مسابقه تأثیر بسزایی درانتخاب من دارد و اگر در این قضاوت درخشش لازم را داشته باشم قطعا امتیازات خوبی را کسب می کنم.

این کمک داور بین المللی کشورمان اظهار داشت: با این حال خوشبختانه سال ۲۰۱۰ را با خاطرات خوشی گذراندم و امیدوارم با اضافه شدن عنوان بهترین کمک داور آسیا، ویترین افتخارات در سال جاری تکمیل شود

ای روزگار

 

مردی از دست روزگار سخت می نالید. پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست.استاد لیوان اب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟
آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت: خیلی شور و غیر قابل تحمل است.
استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت همان مقدار اب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟
مرد گفت: ...

خوب است و می توان تحمل کرد.

استاد گفت شوری آب همان سختی های زندگی است. شوری این دو آب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود. سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه انرا تعین می کند پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است.